بررسی و تحلیل شاخص های استراتژیک موثر برتوسعه پایدارشهری درمناطق یک و سه شهرکرمانشاه از طریق ﺷﻨﺎﺳـﺎﻳﻲ و ﺗﺒﻴـﻴﻦ ﻧﻘـﺎط ﺿـﻌﻒ و ﻗـﻮت، ﻓﺮﺻـﺖﻫـﺎ و ﺗﻬﺪﻳـﺪﻫﺎی ﺳـﺎﺧﺘﺎر زﻳﺴﺖﻣﺤﻴﻄﻲ ﺷﻬﺮ کرمان– قسمت 2

  • شناسایی مناطق مخصوص، که ممکن است محلی یا منطقه­­­­­­­­­ای باشد.اگر چه برنامه­­­­­­­­­­­­های استراتژیک همیشه باید در سطحی متمرکز باشد، اما می تواند به جای تمرکز بر روی یک مشکل خاص، لینکهای دستیابی به اهداف برنامه ریزی استراتژیک و عملیاتی دریک سطح مخصوص نیازمند بیان واضح داشته باشد.

 

  • ادغام اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی، فرهنگی وفاکتورهای عدالت،تا زمانی­­­­­­­­­­­­­که جدایی ناپذیر هستند.
  •  تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

مجموعه فوق از اصول برجسته دو عنصر کلیدی برای مدل استراتژیک مورد نیاز برای مدیریت یک شهر از نظراختلافهای طبیعی از ذینفعان شامل دو بخش اشتراک گذاشته شده است. اول، آن که تاکید دارد بر اهمیت ذینفعان کلیدی، شامل جامعه و کاربرد سازمان­­­­­­­­­­­های درگیر در تمام مراحل برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ریزی به منظور ایجاد برنامه­­­­­­­­­­­­­­­ریزان پاسخگو به نیازهای جامعه و ارزش ها است.دوم، آن­را تاکید می­­­­­­­­­­­­کند که اندازه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­گیری اثربخشی استراتژی­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ها و اقدامات در دستیابی به اهداف توسعه شهری باید بر روی پیشرفت همه جنبه­­­­­­­­­­­­­­­­­های عمومی رفاه از جمله فیزیکی، ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و نهادی متمرکز است.
عکس مرتبط با اقتصاد
چندین عنصر کلیدی به عنوان بخشی از یک رویکرد مدیریت استراتژیک به هدایت برنامه­­ریزی شهری و مدیریت شهری ارائه شده است.نخست، فرایند مدیریت استراتژیک، مجموعه­­­­­­­­­­­­­­­ای از تصمیمات و اقدامات درمورد آنچه که انجام میدهید است، چرا باید آن را انجام داد و چه کسی باید آن را انجام دهد.بنابراین، این کار باعث تشویق و شفافیت و پاسخگویی است.دوم، مدیریت استراتژیک به حساب شرایط داخلی و خارجی موثر بر توسعه یک شهر تعبیر میکند.درک روشنی از نقاط قوت زیست محیطی، داخلی وخارجی، تصمیم گیرندگان را به رسیدگی به تغییرات ونوسانات درتوسعه شهری قادرمی سازد.سوم، مدیریت استراتژیک براساس ارزیابی موثر(داخلی)ونظارت(خارجی) تصویب میشود. این ضروری است که اساسایکفرایندتکرارشوندهکه درآن گام­­­­­­­­­­­­­­­­­­های اساسی تکراری هستند جهت همان تکرارتازمانی که امکان بهبود بیشتر در این طرح قابل توجه نباشد.چنین فرایندی میتواند تعیین اهداف واقع بینانه بر اساس منابع موجود را تسریع کند و پس از آن اطمینان حاصل شود که منابع در دسترس به طور کامل مورد استفاده برای دستیابی به اهداف و مقاصد شناسایی شده هستند. در نهایت، مدیریت استراتژیک معتقد است که اجرای موفقیت آمیز استراتژی نیاز به یک چارچوب حمایت از نهادهای دولتی که شامل همکاری بین تمام سطوح دولت، بخش خصوصی و جامعه دارد.این کار باعث تشویق و تسهیل مشارکت تمام ذینفعان کلیدی و گروه­­­­­­­­­­­­­­های علاقمند در تمام مراحل مدیریت و برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­ریزی شهری میشود.به عنوان یک نتیجه، سیاست­­­­­­­­­­­­­­­­­­­های توسعه شهری بیشتر پاسخگو به ارزش­­­­­­­­­های جامعه هستندودرنتیجه شانس بیشتری برای موفقیت دارد(وونگ وهمکاران،۲۰۰۵).
مدیریت استراتژیکازیک جایگزین تطبیقی​​برای مقابله با پویایی وعدم قطعیت توسعه شهری و رسیدگی به مشکلات جاری درمدیریت شهری در بسیاری از شهرهای چین بیشتر است. چنین دیدگاه ­های مشابهی نیزموجب حمایت در میان برنامه­­­­­­­­­ریزان چینی و دانشمندان علوم اجتماعی شده است. یه و وو (۱۹۹۹) اشاره میکند سیستم برنامه­­­­­­­­­­ریزی چین در حال حاضر باید کارآمد باشد و چشم انداز آرمانی ” کنترل وسیع ” باید دور ریخته شود. ژانگ(۲۰۰۱) معتقد است که مدیریت برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ریزی در چین باید اصلاح شود به طوری که خود را با اقتصاد به سرعت در حال تغییر و جامعه انطباق دهد . CSلین (۲۰۰۴) می­گوید برنامه­­­­­­­ریزان چینی برای مشارکت فعالانه تر در بحث های نظری اصلی و پیشرفت دانش گیر کرده اند.

 

۲-۲-۶-۸-ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ شهری

 

وﻇﺎﻳﻒ ﻛﻨﻮﻧﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی(ﺻﺮفﻧﻈﺮازﺗﻨﻮع واﺧـﺘﻼف درﻧﻈﺎﻣﻬـﺎی اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ وﺳﻴﺎﺳـﻲﮔﻮﻧـﺎﮔﻮن) ﺗﻨﻬـﺎﻣﺤﺪودﺑﻪ ﻣﻮاردی ازﻗﺒﻴﻞ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی، ﺧﺪﻣﺎت رﺳﺎﻧﻲ، ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺤﻠﻲ، اﻧﺠﺎم ﭘﺮوژهﻫﺎی ﻋﻤﺮاﻧﻲو.. . ﻧﻤﻲﺷﻮد. ﺑﻠﻜﻪ ﺟﻬﺖ دﻫﻲ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎی ﺷﻬﺮی و ﺗﺮﺳﻴﻢ ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز ﺷﻬﺮ در راﺳﺘﺎی دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﻳـﺪار ازﺟﻤﻠـﻪ ﻣﻬﻤﺘـﺮﻳﻦ وﻇﺎﻳﻒ ﻣﺪﻳﺮان ﺷﻬﺮی ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﻲرود. ﻳﻚ ﻣﺪﻳﺮ ﺷﻬﺮی ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ دردﻧﻴﺎی رﻗﺎﺑﺘﻲ ﻧﻘﺎط ﻗﻮت و ﺿﻌﻒ ﺷﻬﺮ ﺧـﻮد را ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ و درﺻﺪد ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻣﺰاﻳﺎی رﻗﺎﺑﺘﻲ آن ﺑﺮآﻳﺪ. ﺑﺴﻴﺎری ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻳﻨﺪه، ﺟﺎﻣﻌﻪای ﺷﻬﺮﻧﺸﻴﻦ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ، ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺑﻪ ﺟﺎی اﻳﻦ ﻛﻪ ﻣﻜﺎنﻫـﺎﻳﻲ ﺑﻲﺛﻤﺮ ﺑﺮای ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬاری اﻗﺘﺼﺎدی ﻳﺎﺗﺮاﻛﻢ ﻛﺎرﮔﺮان ﺑﻴﻜﺎرﺑﺎ اﻧﺒﻮه ﻣﺸـﻜﻼت اﻗﺘﺼـﺎدی،اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﻣﺤـﻴﻂ زﻳﺴـﺘﻲﺑﺎﺷﻨﺪ؛ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺮاﻛﺰ رﺷﺪ و ﭘﻮﻳﺎﻳﻲ اﻗﺘﺼﺎدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، در ﭼﺎرﭼﻮب ﻣﻠﻲ، ﺑﺪل ﺷﻮﻧﺪ. اﻳﻦ ﻣﺮاﻛـﺰ، ﺑﺎﻳـﺪ ﻛـﻪ آﻓﺮﻳﻨﺸﮕﺮ ﻓﺮﺻﺘﻬﺎﻳﻲ ارزﻧﺪه ﺑﺮای رﻓﺎه وﺗﻮﺳﻌﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺳﺎﻛﻦ در آن، ﺑﻠﻜﻪ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﻛﺸﻮر ﺑﺎﺷﺪ.
اﻣﺮوزه، ﺷﻬﺮﻫﺎ از دو ﺟﻨﺒﻪ اﻫﻤﻴﺖ ﻳﺎﻓﺘﻪاﻧﺪ: ﻳﻜﻲ ﺑﻌﻨﻮان ﻣﺮﻛﺰ ﺗﺠﻤﻊ ﮔﺮوه ﻋﻈﻴﻤﻲ از ﻣﺮدم،دﻳﮕﺮی ﺑﻌﻨﻮان ﻋﻤﺪهﺗﺮﻳﻦ ﺑﺎزﻳﮕﺮ ﻧﻘﺶ اﻗﺘﺼﺎدی، در ﻛﻞ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﻲ. از اﻳﻨﺮو­، ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ و ﻣﺸﻜﻼت آﻧﻬﺎ، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ و دﻗﻴـﻖﺗـﺮ ﻛـﺮد.زﻳﺮا، در ﺣﺎﻟﺘﻲﻛﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی دﻗﻴﻖ و درﺳﺖ، ﺳﺒﺐ رﺷﺪ اﻗﺘﺼـﺎدی،ﺗﺜﺒﻴﺖ ﺳﻴﺎﺳـﻲ و اﻓـﺰاﻳﺶ ﻣﺸـﺎرﻛﺖ ﺷـﻬﺮوﻧﺪان دراﻣﻮر ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻣﻲﮔﺮدد، ﺷﻜﺴﺖ در ﺣﻞ ﻣﺸﻜﻼت و ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺷﻬﺮی، ﺳﺒﺐ رﻛﻮد اﻗﺘﺼﺎدی، ﻧﺎرﺿﺎﻳﺘﻲﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﻓﻘﺮ، ﺑﻴﻜﺎری و ﺗﺨﺮﻳﺐ ﻣﺤﻴﻂ زﻳﺴﺖ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.ﺷﻬﺮﻫﺎی ﺑﺰرگ را ﻣﻲﺗﻮان، ﻳﻚ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺰرگ داﻧﺴﺖ. در اﻳﻦ ﺳﺎزﻣﺎن، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای از ﻧﻬﺎدﻫﺎ و ﺷﻴﻮهﻫﺎ، در ﺗﻌﺎﻣـﻞﺑﺮای دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﻫﺴﺘﻨﺪ. اﻣﺮوزه، ﻣﺸﺎرﻛﺖ و ﺗﻌﺎﻣﻞ، ﻣﻔﺎﻫﻴﻤﻲ ﻣﺤﻮری در ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­اﻧﺪ. ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی ﻣﻲﻛﻮﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﻴﻦ ﻧﻬﺎدﻫﺎی ﻋﻤﻮﻣﻲ، ﺧﺼﻮﺻﻲ و ﻣﺪﻧﻲ، رﻗﺎﺑﺖ و ﺗﻮازن اﻳﺠﺎد ﻛﻨﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ، ﻣﻲﻛﻮﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﻴﻦ ﺳﻪ وﺟﻪ ﺳﻴﺎﺳﻲ، اﻗﺘﺼﺎدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺗﻌﺎدل و ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﻓﺮاﻫﻢ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﺗﺎ زﻣﻴﻨﻪﻫﺎی ﭘﻴﺪاﻳﻲ ﺷﻬﺮ ﻳﻜﭙﺎرﭼﻪ را ﻓﺮاﻫﻢ ﻛﻨﺪ.
.
۲-۳-پیشینهپژوهشی

 

۲-۳-۱-پیشینه خارجی

 

راکودی[۲۲] (۱۹۹۱) دریافت که هدف مدیریت شهری این است که از عوامل روزانه اثربخش شهر که تسهیل کننده تحول اقتصادی شهر برای ارتقای بهزیستی اجتماعی و اقتصادی هستند مطمئن شود، همچنین مطمئن باشد که خدمات عمومی و ضروری شهر را فراهم کرده است.
پاگ[۲۳] (۲۰۰۰) به این نتیجه رسید که مدیران جهت توسعه پایدار شهری باید دامنه ای از الگوهای رشد و تغییر را که شامل الگوهای محیطی، اجتماعی و اقتصادی هستند مورد توجه قرار دهند.
ویلیز[۲۴] (۲۰۰۱) نشان داد که مدیران شهری برای پایداری توسعه شهری باید در مورد سنت های محلی دانش داشته باشند به آن ها احترام بگذارند و بر ارزش های فرهنگی محلی تکیه کنند.
دیجک (۲۰۰۳) اظهار می کند که عنصر کلیدی مدیریت شهری این است که از طریق هماهنگ کردن و یکپارچه کردن بخش های عمومی و خصوصی شهر رقابتی تر، عادلانه تر و قابل تحمل تر باشد تا ساکنان شهرها از عهده مسائلی که با آن روبرو می شوند برآیند. هنگامی که هدف مدیریت شهری تلاش برای توسعه پایدار شهری در بخش های فیزیکی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیطی و مؤسسه ای است باید مدیریت شهری را به عنوان مفهومی پیچیده در نظر داشته باشیم.
موسسیوپولوس و همکاران (۲۰۱۰) مدیریت اطلاعات محیطی، اجتماعی و اقتصادی برای ارزیابی پایداری در نواحی شهری را مورد بررسی قرار داد نتایج پژوهش نقش این عامل ها در توسعه پایدار نواحی شهری و برای آینده بهتر را تأیید کرد. پژوهشگران همچنین دریافتند کمترین نقش این عامل­ها ایجاد بحث در میان ذینفعان با دیدگاه و نقطه نظرات متفاوت است و این در نهایت منجر به ایجاد دیدگاه مشترکی به سوی پایداری می شود.
سونگ[۲۵] (۲۰۱۱) در پژوهشی که زیست بوم شهر و توسعه پایدار شهری را مورد مطالعه قرار داد، نقش زیست بوم شهری در توسعه پایدار را مهم ارزیابی کرد.
نیسیسا[۲۶] (۲۰۱۱) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که میراث فرهنگی نقش مهمی در توسعه پایدار شهری دارد.
جیم و شان[۲۷] (۲۰۱۳) در پژوهشی به منظور بررسی اثرات اجتماعی-اقتصادی بر ادراک از فضاهای سبز شهر دریافتند که ادراک مثبت با علائق فردی و خانوادگی از قبیل افزایش سلامت، ارتقای تحول کودکان و کاهش استرس رابطه داشت. نقش اجتماعی تحول جامعه (تعامل اجتماعی) حمایت کمتری را در این پژوهش دریافت کرد.
کنفرانس جهانی توسعه پایدار (WSSD) که در ۲۶ آگوست تا ۴ سپتامبر ۲۰۰۲ در جانسبرگ تشکیل شد توسعه پایدار را به عنوان یکی از مهمترین عنصر دستور کار بین‌المللی مطرح، و مباحث جدیدی برای اعمال جهانی در مبارزه با فقر و حفاظت محیطی ارائه نمود. درک توسعه پایدار از این حیث به ویژه همبستگی فقر، محیط و مصرف منابع محیطی وسیع‌تر و تقویت شد. دولتها دامنه وسیعی از تعهدات دقیق را به ویژه در مورد اهداف هزاره توسعه، همینطور مقصود نهایی اعمال برای نیل به اجرای اثربخش اهداف توسعه پایدار پذیرفتند.
دران و همکاران (۲۰۰۷) در پژوهشی در که چهارچوب توسعه پایدار شهری در کشور مکزیک انجام گرفته است به ساختار جدیدی برای پایداری شهری با عنوان(سامانه پویا) برای دوره بیست ساله دست یافتند.
حرکت های جهانی از کنفرانس استکهلم شروع شد . در این کنفرانس چند اتفاق فکری رخ داد و موضوعاتی چون شهر سالم، توسعه کالبدی سریع، تخریب زمین و اضافه شدن شهرها مطرح گردید(لطیفی،۱۳۸۲؛۱۳۸) علاوه بر این در سال ۱۹۸۷ مجمع عمومی سازمان ملل متحد کمیسیونی را با عنوان کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه متشکل از ۲۲ نفر از کشورهای مختلف ( اعم از توسعه یافته و در حال توسعه ) به ریاست برانت لند نخست وزیر نروژ تا خط مشی زیستی درازمدت جامعه ی بین المللی را روشن سازد. نتیجه کار این کمیسیون با عنوان « آینده مشترک ما » که توسعه و محیط زیست را با هم پیوند می زد مطرح گردید. قاعده ای که این آمیختگی و پیوند جدید را مستحکم می ساخت عبارت بود از« نه توسعه بدون پایداری میسر است و نه پایداری بدون توسعه» (wcde,987:44).در این کمیسیون بود که واژه توسعه پایداری برای اولین باربطور رسمی مطرح شد و « توسعه پایدار را توسعه ای تعریف کرد که نیازهای کنونی را بدون کاهش توانایی نسل های آتی در برآوردن نیازهایشان برآورده کند.» (Hindle et al,2000:37) یا به عبارت دیگر عمل امروز ما در توالی نسلهای آینده برای تامین نیازهایشان اثری جدی دارد.
عکس مرتبط با محیط زیست
سویونگ پارک و همکاران(۲۰۱۱) در تحقیقی تحت عنوان کاربرد شاخص ­های تناسب اراضی برای پیش بینی و مقایسه رشد شهری با بهره گرفتن از GIS و RS در کره جنوبی ، به مقایسه شاخص مناسب بودن زمین برای توسعه شهری پرداختند. و در نهایت مشخص شد که در کره جنوبی روش های AHPو LR به ترتیب نقشه های مشابهی برای شاخص تناسب اراضی (LSI) تولید می کنند.

 

۲-۳-۲- پیشینه داخلی

 

زیاری و همکاران(۱۳۸۸) در پژوهشی با عنوان بررسی مشارکت شهروندی و نقش آن در مدیریت شهری شهرهای کوچک معتقدند، مشارکت شهروندان در امور از یک دهه قبل تا کنون بعنوان عامل اصلی در بررسی های مورد توجه است. بیشترین تعداد شهرهای ایران در دسته شهرهای کوچک قرار دارند.
قرخلو و همکاران(۱۳۸۸) درپژوهشی تحت عنوان ارزیابی توان اکولوژیک منطقه قزوین جهت تعیین نقاط بالقوه توسعه شهری با بهره گرفتن از سامانه اطلاعات جغرافیایی، توان توسعه شهری را با پارامترهای فیزیکی و زیستی براساس تناسب اراضی و توان اکولوژیکی از طریق منطق بولین مشخص کردند.
از آنجا که عامل فرهنگی در قالب فرهنگ و جزئیات آن نقش ارزنده­ای در توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست دارد، لازم است برای دستیابی به توسعه­­­­­­­­­ای جامع و اکولوژیک، عوامل مثبت و منفی فرهنگ از همدیگر تفکیک شده، عوامل منفی(موانع فرهنگی)حذف و عوامل مثبت تقویت شوند. هویت فرهنگی، فرهنگ بالنده و پیشرو از عوامل ضروری و اساسی توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست است.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*