منابع پایان نامه ارشد درمورد عسر و حرج، ازدواج موفق، رفتار انسان، عوامل طلاق

دانلود پایان نامه

. سازمان خیران، اعطای وام‌های دانشجویی درازمدت یا بلاعوض، ترغیب بانک‌ها به اعطای وام‌های کم بهره، ترغیب وزارت مسکن به ساخت خانه‌های ارزان قیمت و اولویت واگذاری آنها به دانشجویان ازدواج کرده، افزایش خوابگاه متأهلین یا پرداخت هزینه اجاره مسکن و… را می‌توان از جمله حمایت‌های معنوی دانشگاه از زوجین دانشجو به حساب آورد.
اما نکته مهم این است که آیا همراه با تشویق و ترغیب دانشجویان عزیز به تسریع در امر ازدواج (در دوران دانشجویی) و اظهار علاقه و آمادگی آنان، شرایط و بسترهای لازم، ضروری وحتمی تحقق این امر، توسط خانواده‌های آنان و امکاناتی همچون: مسکن، درآمد کافی و اشتغال (حتی پاره وقت) برای تشکیل خانواده و اداره امور زندگی فراهم شده است؟ درست است که برای انجام هرکار، نباید منتظر تحقق همه شرایط آن بود. اما آیا برای امر مهم و مقدس و سرنوشت‌ساز ازدواج که آرزوی خانواده‌ها و جوانان است، می‌توان به حداقل اکتفا کرد؟ در این صورت آیا بقا، استمرار و استحکام زندگی تضمین می شود؟ به نظرمی‌رسد در این زمینه نباید تابع احساسات بود و زندگی فرد و آینده تحصیلی او را متأثر از تصمیم‌گیرهای نسنجیده و عجولانه کرد.(صادق موسوی ،احمدی،10:1385)

ب)آسیب‌های ازدواج دانشجویی
مزیت‌های ازدواج دانشجویی، نباید ما را از برخی محدودیت‌ها یا تهدیدهای آن، غافل کند. برخی از این محدودیت‌ها عبارتند از:
1-انتخاب شتاب زده
جوانی، سرشار از احساس و عواطف است ولی از جهاتی می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی از جمله ازدواج، تاثیر نامطلوبی گذارد. به عنوان مثال، جوانانی که شیفته زیبایی و جمال‌اند،‌ زمانی که در معرض برخی جلوه‌ها و جاذبه‌ها قرار می‌گیرند،‌ بلافاصله تحت تاثیر واقع شده احساس و عاطفه را مبنایی برای تصمیم جدی قرارمی‌دهند؛ لذا دانشجویان باید مزایای و معایب احتمالی را در نظر گرفته و ملاحظه کنند که در یک ارزشیابی صحیح، غلبه بر کدامیک از این دو است و در صورت تردید با مراکز مشاوره تماس گرفته و با استفاده ‌از تجربه ‌و تخصص‌ مشاورین ‌خانواده، به‌ یک ‌انتخاب ‌صحیح ‌برسند.
2-انگیزه های ناکارآمد:
به رغم آن که تنهایی، به ویژه برای تحصیل مناسب نیست، اما جوانی که از تنهایی رنج می‌برد و عوامل جایگزینی نیز برای پر کردن این خلاء روحی وجود ندارد، ممکن است به آسانی و تنها با یک دیدار و گفتگو یا وعده و عید متقاعد شود که ازدواج آنان را از تنهایی می‌رهاند و به همه مشکلات خاتمه می‌دهد، لذا در بازشناسی انگیزه برخی از دانشجویان، فرار از تنهایی و ایجاد هم صحبتی بیشتر به چشم می‌خورد که البته می‌تواند شرط لازم برای ازدواج محسوب شود، ولی شرط کافی نیست.
دانشجویان باید ازدواج را پدیده‌ای مهم‌تر و اساسی‌تر از رفع تنهایی تلقی کنند، مسئولیت‌ها و وظایف و کارکردهای زندگی مشترک سنگین‌تر از آن است که صرفا و با تکیه بر یک انگیزه بتوان آنها را به انجام رساند و متقابلا ظرفیت‌های دو طرف باید بیشتر از یک احساس هم صبحتی در نظر گرفته شود تا ازدواج موفقی پدید آید.
3-مقایسه های محنت زا :
یکی از آفاتی که زندگی مشترک زوج دانشجو را تهدید می‌کند، مقایسه میان همسر و دیگران است. برخی از زوج های دانشجویی، به لحاظ موقعیت کلاس و عرصه‌های همکاری نزدیک میان دانشجویان در کارهای عملی نظیر: آزمایشگاه ، کارگاه فعالیت‌های گروهی و … با افرادی از جنس مخالف، آشنا می‌شوند و زمانی که به ویژگی‌های مثبت (علمی، آموزشی، اجتماعی و …) آنان پی می‌برند، آنها را با همسرشان مقایسه می‌کنند و چون همه یا بخشی از مزایای آنان را در همسرشان مشاهده نمی‌کنند، به مرور شریک زندگی از چشم‌شان می‌افتد و همیشه در حسرت فرد مورد نظر به سر خواهند برد. همین امر زمینه انجماد عاطفی میان زوج‌های جوان را فراهم می‌آورد.(رحیمی،176:1386)
2-2-طلاق
مفهوم شناسی طلاق
طلاق در لغت جدا شدن زن از مرد و رهایی از زناشویی است (عمید،243:1389) و به بیان برخی بیزاری (دهخدا،171:1377)و رها شدن از قید نکاح است(شاه‌جهانی،321:1363). طلاق در اصطلاح، به معنای “ازاله قیدالنکاح بصیغه مخصوصه” است، یعنی گسستن پیوند ازدواج با لفظی مخصوص و نیز طلاق نوعی گسست و جدایی و اخلال در بنیان‌های اساسی خانواده است که منجر به جدایی همیشگی ـ هم راه لوازم آن می‌شود.
درعرف عام معنای جدایی در ذهن متبادر می‌شود. چنانچه در شعر زیر همین معنی بکار آمده است:
از سرمستی دگر با شاهد عهد شباب رجعتی می‌خواستم لیکن طلاق افتاده (حافظ،1391غزل شماره238)
2-2-1- قوانین فطرت در مورد طلاق
قانون طبیعی در اجتماع مدنی، قانون آزادی و مساوات است. تمام مقررات اجتماعی باید براساس دو اصل آزادی و مساوات تنظیم شود، نه چیز دیگر. برخلاف پیمان ازدواج که در طبیعت جز اصل‌های آزادی و مساوات قوانین دیگری نیز برای آن وضع شده است و چاره‌ای از رعایت و پیروی آن قوانین نیست. طلاق مانند ازدواج قبل از هر قانون قراردادی در متن طبیعت دارای قانون است . همانطوری که در آغاز کار و وسط کار، یعنی در ازدواج باید رعایت قانون طبیعت بشود… در طلاق نیز که پایان کار است باید آن قوانین رعایت شود. سر به سر گذاشتن با طبیعت فایده ندارد، به قول الکسیس کارل، قوانین حیاتی و زیستی، مانند قوانین ستارگان سخت
و بی‌رحم و غیر قابل مقاومت است.

مطلب مرتبط با این موضوع :  مقاله درمورد دانلودهورمون رشد، نمونه برداری، رنگین کمان، کشاورزی و منابع طبیعی

آثار و پیامدهای طلاق
از نظر جرم شناسی، نتایج وخیم طلاق را باید به این شرح بررسی نمود:
اثر طلاق در مردان و زنانی که فاقد فرزند هستند،
اثر طلاق در فرزندان .
زیان اجتماعی طلاق .
اثر طلاق در مردان، این است که آنان را افرادی غیر متعهد به بار می‌آورد. آمار جنایی نشان می‌دهد که تعداد این افراد غیر متعهد در میان زندانیان قابل ملاحظه است. به گفته ویل دورانت “اگر مردی با زن خود نمی‌تواند سازگار باشد بیشتر به علت نقصی است که در رفتار و فلسفه خاص اوست و اگر این زن را ترک گفت و با زنی دیگر عقد ازدواج بست به همان نتیجه اولی خواهد رسید. طلاق هم مانند سفر کردن است اگر خود را عوض نکنیم طلاق و سفر سودی نخواهد داد.” اثر طلاق در زنان، خاصه زنانی که پناهگاهی ندارند و فاقد استقلال اقتصادی هستند، سخت خطرناک است. زنان مطلقه خیلی دیر به خانه بخت دوم گام می‌نهند و ای بسا که این امید هرگز جامه عمل نپوشد و احتمالاً راه را برای انحراف و سقوط به سوی آنان بگشاید.
استاد شهید مرتضی مطهری در اثر پر ارج خود مرقوم داشته است : طلاق‌های ناجوانمردانه علاوه بر انحلال کانون مقدس خانوادگی،مشکلات خاصی برای شخص زن به وجود می‌آورد که نباید آنها را نادیده گرفت. زنی سالها با صمیمیت در خانه خود می‌ماند، منتهی خدمت و مجاهدت را برای سر و سامان دادن به آن خانه به کار می‌برد. غالباً زنها، کار خدمت و زحمت و صرفه‌جویی در خوراک و لباس و هزینه خانه را به جائی می‌رسانند که خود مردان را ناراضی می‌کنند، از آوردن خدمتکار به خاطر اینکه در هزینه زندگی صرفه‌جوئی شود مضایقه می‌نمایند. نیرو و جوانی و سلامت خود را فدای خانه و لانه و آشیانه و در واقع فدای شوهر می‌کنند. اکنون فرض کنید شوهر چنین زنی پس از سالها زندگی مشترک، هوس زن نو و طلاق همسر کهنه به سرش می‌زند و می‌خواهد زن نو را به آشیانه زن اول که به قیمت عمر و جوانی و سلامت و آرزوهای بر باد رفته او تمام شده بیاورد. می‌خواهد با محصول دست‌رنج زن اول با زن دیگر عیاشی و هوسرانی کند، تکلیف این کار چیست؟ اینجا دیگر تنها مسئله، بهم خوردن کانون خانوادگی و گسیخته شدن رابطه زوجیت مطرح نیست که گفته شود ناجوانمردی شوهر مرگ ازدواج است و تحمیل زن به مرد ناجوانمرد دون شأن و مقام طبیعی زن است. مسئله دیگری مطرح است: مسئله آواره و بی آشیانه شدن، مسئله تحویل دادن آشیانه خود ساخته به رقیب، مسئله هدر رفتن رنج‌ها و کارها و زحمت‌ها و خدمت‌ها مطرح است.
شوهر و کانون خانوادگی و خاموش شدن شعله حیات خانوادگی به جهنم، هر انسانی لانه و آشیانه‌ای می‌خواهد و به لانه و آشیانه‌ای که به دست خود برای خود ساخته است علاقه‌مند است. اگر مرغی را از خانه و لانه ای که برای خود ساخته است بیرون کنند از خود دفاع می‌کند. آیا زن حق ندارد از لانه و آشیانه خود دفاع کند؟ آیا این کار از طرف مرد ظلم واضح نیست؟ اسلام از این نظر چه فکری کرده است؟به عقیده ما این مشکل کاملاً قابل توجه است. غالب ناراحتی‌هایی که به واسطه طلاقهای ناجوانمردانه صورت می‌گیرد از این ناحیه است. در این گونه موارد است که طلاق، تنها فسخ زوجیت نیست، ورشکستگی و نابودی زن است.
غالباً مردان و زنان گمان می‌کنند کار و خدمتی که زن در خانه مرد می‌کند و محصولی که از آن کارها پدید می‌آید به مرد تعلق دارد، بلکه گمان می‌کنند مرد حق دارد که به زن مانند یک برده یا مزدور فرمان دهد و بر زن واجب است که فرمان او را در این مسائل بپذیرد. در صورتی که مکرر گفته‌ایم که زن از نظر کار و فعالیت آزادی کامل دارد و هر کاری که می‌کند به شخص خود او تعلق دارد و مرد حق ندارد به صورت یک کارفرما در مقابل زن ظاهر شود. اسلام با استقلال اقتصادی که به زن داده و به علاوه هزینه زندگی او و فرزندانش را به عهده مرد گذاشته است به او فرصت کافی و کامل داده که خود را از نظر مال و ثروت و امکانات یک زندگی آبرومندانه از مرد مستغنی نماید به طوری که طلاق و جدایی از این نظر برای او نگرانی به وجود نیاورد، زن تمام چیزهایی که خود برای لانه وآشیانه خود فراهم آورده باید متعلق به خود بداند و مرد حق ندارد آنها را از او بگیرد. این گونه نگرانیها در رژیم‌هائی وجود دارد که زن را مجبور به کار کردن در خانه شوهر می‌دانند و محصول کار او را هم متعلق به شوهر می‌دانند نه به خود او. نگرانی‌هائی هم که در میان مردم ما وجود دارد غالباً ناشی از جهالت و بی خبری از قانون اسلامی است.” اثر طلاق در روی فرزندان متعلق به کانون از هم پاشیده بسیار شدید است. عقده‌ای غیر قابل تحمل و توام با نفرت در آنان به وجود می‌آورد که شدیدتر از وضع یتیمی است. (کی نیا،787:1388)
2-2-2-مفهوم طلاق در قوانین حقوقی
طلاق در علم حقوق به خصوص در بخش قانون مدنی مورد بررسی قرار گرفته است و در قوانین حقوقی ایران یکی از “ایقاعات” است که به‌وسیله آن، پیمان زناشویی گسسته می‌شود و عهده‌دار آن مرد است و اقسام و شرایطی دارد.
بر اساس قوانین و موازین کشور وقوع امر طلاق از سه راه امکان پذیر است:
1-طلاق توافقی: ساده‌ترین شکل وقوع طلاق، زمانی است که زن و شوهر بر مساله طلاق توافق داشته باشند و دیگر مایل به ادامه زندگی با هم نباشند این نوع طلاق به طلاق توافقی معروف است که از اختیار مرد در طلاق ناشی می‌شود .

مطلب مرتبط با این موضوع :  پایان نامه با موضوعناخودآگاه

2- طلاق از طرف مرد: نوع دیگر طلاق که اساس تمام قوانین طلاق می‌باشد، طلاق به
خواست و اراده مرد است. طبق ماده 1133 قانون مدنی “مرد می‌تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید” و مطابق با تبصره این ماده “زن نیز می‌تواند با وجود شرایط مقرر در مواد (1119) ، (1129) و (1130) این قانون ، از دادگاه تقاضای طلاق نماید” .در این حالت مرد موظف به پرداخت کلیه حقوق زن می‌باشد .

3- طلاق به خواسته زن: اما نوع دیگر طلاق که همچنان ریشه در اختیار مرد دارد، طلاق به خواسته زن است، در این حالت زن با اثبات شرایط عسر و حرج خود (در این شرایط دادگاه مرد را مجبور به طلاق می‌کند ) و یا با توجه به وکالتی که از ابتدای عقد در شرایط ضمن عقد از مرد گرفته، می‌تواند خود را مطلقه نماید. بر اساس ماده 1130 قانون مدنی در مورد زیر، زن می‌تواند به حاکم شرع، مراجعه و تقاضای طلاق نماید در صورتی که برای محکمه ثابت شود که دوام زوجیت، موجب عسر و حرج است، می‌تواند برای جلوگیری از ضرر و حرج زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورت میسر نشدن به اذن حاکم ‌شرع‌ طلاق‌ داده‌‌می‌شود.
باید توجه داشت که طلاق به خواسته مرد و طلاق توافقی قابل رجوع است یعنی مرد دوباره می‌تواند بر ادامه زندگی با زن اراده کرده و بدون ازدواج در مدت مقرر زن دوباره به همسری مرد در می‌آید. اما در طلاق عسر و حرجی یا قضایی، امکان رجوع برای مرد وجود ندارد و صرفا با توافق طرفین امکان آن بوجود می‌آید. اما اجرای صیغه طلاق بدون صدور گواهی عدم امکان سازش غیر قانونی می‌باشد. ماده 10 قانون حمایت خانواده می‌گوید: “اجرای صیغه طلاق و ثبت آن پس از رسیدگی دادگاه و صدور گواهی عدم امکان سازش صورت خواهد گرفت.

مطلب مرتبط با این موضوع :  دانلود پایان نامه دربارهعلم اقتصاد، شبکه روابط، حسابداران

2-2-3-طلاق از دیدگاه روابط انسانی
به درستی می‌توان پذیرفت، طلاق آنجا بیشتر رخ می‌دهد و تعدد می‌پذیرد که روابط انسانها دچار بحران شده باشد. در جامعه‌ای کوچک که روابط انسانها عمقی، پایدار و دارای امتداد تاریخی است(بدان صورت که هر کس از گذشته دیگری نیز به خوبی اطلاع دارد) به یقین طلاق کمتر رخ می‌دهد. باز آنجا که در حیات انسانی، لذت‌گرایی و سوداندیشی کمتر جای معنویت و انسانیت را گرفته باشد. طلاق کمتر پیش می‌آید. بدین‌سان، می‌توان پذیرفت با سالم‌سازی روابط انسانی،آموزش ارتباط انسانی و… می‌توان ازمیزان طلاق کاست.
همچنان که خانواده اضطراری، یعنی آنجا که انسانها نه به حسب میل و علاقه، بلکه به اضطرار و ناچاری با یکدیگرحیات می‌گذرانند را مطلوب نمی‌دانیم و پیدایی روابطی تهی از خمیرمایه معنویت را از مهمترین عوامل طلاق به حساب می‌آوریم.(ساروخانی،13:1372)

2-2-4-طلاق وقشربندی اجتماعی
سؤال این است که آیا نسبت طلاق تابع از قشرهای اجتماعی است یا خیر؟ هنگامی که سخن از طبقات اجتماعی می‌رود، موضوع فرهنگ طبقاتی مطرح می‌شود و این بدان معنی است که هر طبقه فضائی خاص را تشکیل می‌دهد که در درون آن، رفتار انسانها، وضع یا شکلی خاص می‌یابد. آنگاه که سخن از مشاغل می‌رود چنین به نظر می‌رسد، که هر وضع شغلی دارای امکانات و ویژگی‌های خاص خویش است، و این مجموعه شرایط نباید بر رفتار خانوادگی انسانها بی‌تأثیر باشد. آنگاه که سخن بر سر وضع انسانها‌ست، باید پذیرفت که شرایط سخت معیشت بار برتعادل روانی انسانها تأثیرمی‌گذارد و در این

پاسخی بگذارید