دانلود پایان نامه درباره مشارکت مردم، اعتماد به سازمان، اعتماد متقابل، مفهوم وجود

منتسکیو درباره ی صلح و امنیت عقیده دارد:”چون امنیت نتیجه صلح و اولین قانون طبیعت است لذا بزرگترین اصول در حکومت ,ایجاد امنیت است و مقصود از امنیت تنها حفظ حیات نیست بلکه تامین آزادی است”(پازارگاد,بی تا,ص693).
آنچه مهم است اینکه مفهوم امنیت به تدریج و با توسعه جامعه بشری تحول یافته است؛به گونه ای که امنیت دیگر معادل تهدید های مرزی وصرفا فردی و جسمی محسوب نمی شود بلکه ابعاد تازه ای را نیز شامل می گردد.امنیت به مفهوم امروزی را می توان در توسعه سراغ گرفت ونه در اسلحه؛چرا که وسعت بیشتری یافته است و در نهایت ضمانت اجراهای خاص خود را طلب می کند که اسلحه و قوای قهریه از آن جمله می باشد و نه تمام آنها دل نگرانیهای مردم مرتبط با زندگی روزمره آنها و در برابر خطرهایی می باشد که پیش از این بدین گونه معنی نداشته است بنابر این تعریف مندرج در فرهنگ های لغات و تعاریف ارایه شده توسط صاحب نظران درباره مفهوم امنیت بر روی”احساس آزادی از ترس” و”احساس ایمنی” که ناظر بر امنیت مادری و روانی است تاکید دارند و یا به عبارت دیگر امنیت یک پدیده دو وجهی می باشد که از یک سو به معنی ایمنی در مقابل حمله ی استواری و نفوذ ناپذیری ,قابلیت اعتماد و اطمینان از عدم شکست و یا تسلیم و از روی دیگربه معنای عدم اضطراب از تشویش و خطر اشاره دارد.
2-4-3ابعاد امنیت
امنیت دارای دو بعدی داخلی و خارجی است که با یکدیگر مرتبط هستند .در بعد داخلی تهدیدهای آشکار و پنهان در درون مرزها نا امنی بوجود می آورد از قبیل تهدیدات سیاسی(شورش ,جدایی طلبی,انقلاب)بحران اقتصادی,نظامی(جنگ داخلی و…)وآشوب های اجتماعی که هر کدام مردم را تحت فشار قرار میدهند. در بعد خارجی نیز امنیت می تواند از ناحیه مسائل سیاسی ,نظامی و اقتصادی(تحریم هایاقتصادی,تفرقه ها)تهدید شود. 2-4-4ویژگیهای امنیت
1-نسبی بودن امنیت: در جهان امروز دستیابی به امنیت مطلق نا ممکن است زیرا قدرت که مبنای تحصیل امنیت محسوب می شود,متغییر متفاوت ونسبی است و به تبع آن امنیت حاصل برای دولت ها نیز نسبی می باشد. بنابر این با تغییر میزان قدرت و وجود تهدیدات بالقوه و بالفعل حتی قوی ترین دولت ها نیز امنیت مطلق ندارند به طور خلاصه امنیت مطلق دست یافتنی نیست و هیچ نوع نظم اجتماعی نمی تواند همه ی بی ثباتیها,خطرها,ویرانی ها و مرگ را از بین ببرد.
2- ذهنی بودن امنیت : اصولا احساس امنیت یا عدم امنیت یک برداشت یا امر ذهنی است که ریشه در اعتقادات و باورهای مذهبی ,اخلاقی,فرهنگی مردم و رهبران یک کشور دارد.
3-تجزیه ناپذیر بودن امنیت: بدین معنی که امنیت در مقابله کردن با حاکمیت و استقلال یک کشور رابطه ای مستقیم دارد.یعنی اگر در شهر یا استانی از یک کشور جنگ داخلی یا ناامنی پدید آید.نمی توان ادعا کرد چون در دیگر شهر ها امنیت به هم نخورده است امنیت ملی کامل است.
2-4-5تحول امنیت
به طور کلی واژه امنیت عمدتا به نوعی احساس روانی اطلاق میگردد که در آن به خاطر مبرا بودن از ترس وضعیت آرامش و اطمینان خاطر حاصل میگردد.پدیده هایی که ممکن است باعث ترس شده و آرامش و اطمینان خاطر افراد را مختل سازند.بسیار متعدد و درعین حال پیچیده اند. با گذشت زمان و ایجاد تغییراتی در توقعات ونیازهای انسانها,متغییر های جدیدی برای تعریف امنیت وارد عرصه می شوند.برای مثال امروزه پدیده هایی چون تخریب محیط زیست از مهمترین عوامل بر هم زننده امنیت بشر تلقی می شود در حالی که تا صد سال پیش چنین چیزی اصلا متصور نبود باری بو زان از محققان برجسته مطالعات امنیتی,امنیت اجتماعات بشری را که غالبا در شکل امنیت بین المللی تعریف میگردد,به پنج مقوله تقسیم نموده است:نظامی,سیاسی,اقتصادی,اجتماعی و زیست محیطی این پنج بخش جدا از یکدیگر عمل نمیکنند بلکه هر یک از آنها دارای کانون مهمی در دوران مسئله امنیت و روشی برای تنظیم اولویتها بوده و از طریق ارتباطات قوی همگی به همدیگر متصل هستند به طور خلاصه تغییرات که در مفهوم امنیت از نگاه تاریخی رونماگردیده به قرار ذیل می باشند:
1-قبل از 1945:در این دوران امنیت جنبه نظامی دارد و توصیه سیاستمداران و نظامیان در آن دوره این است که دولت ها با داشتن توان نظامی برتر ,امنیت بیشتری به دست آورند.یعنی آمادگی نظامی هدف ایده آل امنیت به حساب می آمده است.
2-از 1945 تا1990:مفهوم امنیت گسترده تر شد و دیگر محدود به مسائل نظامی نماند.قدرت از شکل نظامی آن به اشکال اقتصادی,اجتماعی و فرهنگی نیز تعمیم یافت.
3-از1990به بعد: در این دوران جهان به مشابه یک دهکده است و مفهوم امنیت در دوره نخست به بعد نظامی -سرزمینی یک جاذبه دارد و نه مانند دوره دوم ابعاد مختلف نظامی ,اقتصادی سیاسی و اجتماعی یک جاذبه,بلکه به دلیل یک دست شدن جامعه ی جهانی همه مسائل به یکدیگر مرتبط و نزدیک می شود که یکی از این مسائا امنیت است.به عبارت دیگر در چنین جهانی امنیت یک کشود مساوری با امنیت همراست وبر عکس… یعنی مفهوم امنیت یک مفهوم متقابل مساوی و یکسان برای همه دولت هاست.
2-4-6تبارشناسی مفهوم امنیت
مقوله ای به نام “امنیت”,قدمتی به وسعت تاریخ بشری دارد.در تاریخ ما ,جامعه ای را سراغ نداریم که دیر زمانی فارغ از دغدغه ها و معضلات امنیتی,روزگار را سپری کرده باشد.اریک کاوش تبارشناسانه,مفهوم امنیت را می توان دارای قدمتی طولانی تر از مفهوم “اجتماع” و “جامعه” دریافت. آدمی آن زمان نیز که هنوز هیبت و هویتی نیافته بود به امنیت ,به چشم آشنایی ه میشه همراه می نگریست. لکن نخستین مباحث فلسفی و سیاسی در این عرصه را شاید بتوان در گفتمان های فلاسفه ای همچون:”افلاطون” و “ارسطو”یافت.اندیشمندان فوق بر ایجاد و حفظ امنیت به مشابه یکی از اهداف و وظایف حکومت اصرار می ورزیدند.”ارسطو” به صورت تقریبی و “افلاطون” با تاکید”عدالت” را به عنوان بنیادی ترین وسیله و ابزار حکومتی جهت نیل به امنیت معرفی کرده اند.چند قرن بعد نظریه پردازان عصر روشنگری ,از جمله:”هابز”,”لاک”,”رسو”و نتسکیو,در گفتمانهای فلسفی و سیاسی خود به مفهوم امنیت منزلتی رفیع تر ارزانی داشتند. “هابز”شرایط “پیش جامعه ای “را ترسیم میکند که در آن هیچ گونه قواعد اقتدار آمیز قانونی و اخلاقی و معینی وجود ندارد.”هابز”این حالت را” شرایط طبیعی” می نامد. در چنین وضعیتی جستجوی امنیت مشغله ذهنی مسلط آدمیان گردیده و آنان برای رهایی یافتن از ترس دائمی از مرگ و بدن های فیزیکی و جسمی در مسیر نیل بدان (صلح و امنیت)گام مینهند. به نظر “هابز”,مردم به ایجاد و تاسیس حکومت از آن دو علاقه مند شدند که آنها را در مقابل تجاوز خارجیان و صدمه یکی بر دیگری مصون و محفوظ می نماید.لذا “شرایط اجتماعی “از منطر وی به شرایطی اطلاق میگردد که مردمان طی قراردادی قدرت را به حاکمیت و حکومت وا گذاشته تا زمینه زیست رضایت آمیز آنان را فراهم آورد.”جان لاک” از رویکردی فراگیرتر ,معتقد است که :” مقصود از صلح و امنیت تنها آن نیست که زنده بمانیم- بلکه منظور دستیابی به رفاه ,آسایش و ایجاد تسهیلات مشخص است که حق طبیعی ماست.” به اعتقاد”روسو”انسانها همواره در پی کسب منافع شخص ,آشکارو آنی خود در مقابل(دراز مدت) هستند.وی در اینجا به نقش مرکزی و تعیین کننده “اعتماد”در روابط ملل و این مشکل که چگونه می توان آن را در شرایط آنارشی وهرج ومرج به دست آورد اشاره می کند.
2-4-7نیروی انتظامی وامنیت
در نظام جمهوری اسلامی ایران،براساس ماده 3قانون نیروی انتظامی ،هدف ازتشکیل این نیرو،استقرار نظم وامنیت وتامین آسایش عمومی وفردی ونگهبانی وپاسداری ازدستاوردهای انقلاب اسلامی،درچارچوب این قانون ،درقلمرو کشورایران،است.درماده 4همین قانون ،26وظیفه برای نیروی انتظامی برشمرده شده که می توان ،ابعاد این وظایف راباتوجه به شمای زیر ،مورد توجه قرار می دهد(بیات و همکاران ،137:1387)
وظایف پلیس
وظایف پشتیبانی
وظایف اصلی
1-وظایف نیروی انسانی
1-وظایف ا نتظامی
2-وظایف لجستیکی
2-وظایف امنیتی
3-وظایف تحقیقاتی
3-وظایف ضابطی 4-وظایف خدماتی
4-وظایف اخلاقی وارزشی
5-وظایف نظامی 6-وظایف اجتماعی جدول 5-2 :وظایف نیروی انتظامی
دراین خصوص توجه به سه اصل،ضروری است:
1-دررسیدن به اهداف خود،باجامعه همکاری وازنیروی مردمی استفاده نماید.
2-پلیس درراستای اهداف خویش،نباید فقط به مقابله با وقوع جرم اکتفا کند،بلکه باید در زمینه پیشگیری،فعال تر عمل کند.
3-حضورفعال پلیس ،بایددرجامعه کاملا مشهود وملموس باشد ودرمواقع حضور،باید قوی وفعال وآگاهانه عمل کند.
اما،حصول به چنین هدفی مستلزم این پیش شرط اساسی است که حساسیت واهمیت سازمان هاونهادهای مسئول،درجهت ایفای نقش کلیدی خود درجامعه که بی شک درتولیدامنیت نقش دارد،نبایدنادیده گرفته شودودرواقع ،پلیس باید بداند ،بدون مشارکت مردم واقدامات پلیس نیز به تنهایی ،نمی تواندضامن استقرار نظم وامنیت درجامعه باشد.دراین زمینه ،اصول زیر می باید توسط پلیس مورد توجه قرار گیرد:
-تلاش برای اعتمادسازی وجلب مشارکت مردمی؛
-افزایش آگاهی واطلاع رسانی دقیق مردم؛
-حفظ حقوق مردم از طریق اعتماد متقابل؛
-حفظ ویا ارتقاء ظرفیت های سازمانی متناسب بانیازهای جامعه؛
-افزایش فغالیت های خدماتی،باهدف کاهش فعالیت های انتظامی؛
-سپردن برخی مسئولیت هابه مردم ویا گروه های مردمی(بیات وهمکاران،147:1381).
اگر مردم امید واثربخشی داشته باشند،مشارکت بیشتر می شود.اگر مردم احساس کنند که تماس آن ها باپلیس واطلاع رسانی درباره همه ابعاد انتظامی،تاثیر گذار است،این کار را انجام می دهند.(شرافتی پور،17:1386)
2-5اعتماد
اعتماد1 در فرهنگ انگلیس آکسفورد به عنوان اتکا یا اطمینان به نوعی کیفیت یا صفت یک شخص یا یک چیز یا اطمینان به حقیقت گفته ای” توصیف می شود.در فرهنگ فارسی معین ,اعتماد به معنی تکیه کردن بر واگذاشتن کاری به دیگران,سپردن چیزی به کسی و در معنی اسمی ,وثوق و اطمینان تعریف شده ست.(طالقانی و دیگران,89:1389)
علی رغم انجام پزوهش های مختلف در مورد اعتماد ,در میان اندیشمندان علوم اجتماعی توافق کاملی در خصوص این مفهوم وجود ندارد.اعتماد را می توان به سه دسته :اعتماد به فرد,اعتماد به گروه و اعتماد به سازمان تقسیم بندی نمود.این سه دسته اعتماد با یکدیگر رابطه تنگاتنگی دارند.بسیاری از محققان معتقدند که اعتماد واژه ای است با معانی مختلف ؛به طوری که کوفت2(2007)اشاره می کند:اعتماد 17 معنی مختلف دارد (کوفتا14؛13:2007).
پودراگ2(2008)تمایل به آسیب پذیری را چنین توصیف میکند:وقتی افراد در روابطشان با دیگران ریسک هایی را می پذیرند,آنان نسبت به طرف دیگر که به اواعتماد می کنند آسیب پذیر می شوند.(پودراگ15؛5:2008).
اعتماد در مفهوم فوکویاما از سرمایه اجتماعی نقش مهمی بازی می کند او نتایج منفی سرمایه اجتماعی را با استفاده از ایده”شعاع محور اعتماد”تشریح می نماید.هرچه شعاع اعتماد محدود به خود گروه باشد,احتمال بروز اثرات منفی بیشتر می شود(فوکویاما16 به نقل از فیلد,123:1386)
اعتماد ابزاری است برای صرفه جویی در قدرت,زیرا حضور اعتماد,نگرانی,شک و نیاز به مراقبت و کنترل را کاهش میدهد.اعتماد به معنی داشتن اطمینان به نیات و اعمال دیگران و عاملی کلیدی در روابط متقابل نوین است.اعتماد نوعی سازوکار انجام دهنده است که وحدت را در نظم اجتماعی ایجاد و حفظ میکند.اعتمادبه عنوان مهم ترین شاخص سرمایه اجتماعی,سازوکاری برای ایجاد انسجام ووحدت در نظام های اجتماعی و تسهیل گر,مشارکت,تعاون اجتماعی و پرورش ارزش های مردم سالارانه است.
اعتماد,موجب پیوند و ثیق شهروندان با نهاد های مختلف اجتماعی می شود و در تقویت ,ارتقا اثر بخش ومشروعیت نهاد های اجتماعی موثر است.اعتماد یکی از جنبه های مهم روابط انسانی است که زمینه ساز مشارکت و همکاری میان اعضای جامعه می باشد.اعتماد,مبادلات را در زمینه های مختلف اقتصادی,سیاسی ,اجتماعی و فرهنگی سرعت می بخشد. اعتماد متضمن تمایل به پذیرش مخاطرات در یک متن اجتماعی است ما بر مبنای اطمینانی که به دیگران داریم این انتطار را داریم که آنها به ما پاسخ دهند و یا حداقل قصد صدمه و آسیب زدن به مارا نداشته باشند.اعتماد,انتظاری است که نظم اجتماعی و رفتار تعاونی و شرافتمندانه مبتنی بر هنجارهای مشترک عمومی را ارتقا می دهد و اعضاء اجتماع را به یکدیگر پیوند می دهد.این هنجار ها می توانند مربوط به پرسش های عمیقی چون ذات خداوند یا عدالت باشند.اما آنها میتوانند شامل هنجار های عرضی مانند معیارهای حرفه ای و رموز رفتاری نیز باشند(فوکویاما26:1995 )
در فضای مبتی بر اعتماد ,ابزارهایی چون زور و اجبار برای تضمین داد و ستدها کار آیی خود را از دست می دهند و در عوض قصد افراد برای باز پرداخت ها و اعتقاد به درستکاری افزایش می یابد.اعتماددر روابط بین انسانها وکنش های آنها نمود پیدا می کند.به خصوص در آن دسته ازکنش هایی که جهت گیری معطوف به آینده را دارند و آن نوعی رابطه کیفی است که به تعبیر کلمن,در قدرت عمل کردن را تسهیل می کند.(کلمن17,27:1377)
به عبارت دیگر اعتماد ,ایستاری است که معطوف به دیگران است و حالتی از راحتی اطمینان و اتکا پذیری را در بر دارد.وقتی که ما نسبت به آینده اطمینان قطعی داریم نیاز به اعتماد نداریم.
اعتماد با عدم قطعیت و عدم کنترل آینده پیوند پیدا می کند.به همین دلیل آن را منبعی بنیادی برای عمل کردن دانسته اند.اعتماد,انتظارات مناسب در مورد کنشهای دیگران است,کسانی که نسبت به انجام کنش شان تعهد دارند,رابطه متقابل,انتظارات واقدام به کنش مساعدمی نمایند صاحبان سرمایه اجتماعی نیز همچون صاحبان سرمایه های متعارف,سعی در افزایش آن دارند سرمایه اجتماعی چیزی است که آلبرت هریشمن,فیلسوف علوم اجتماعی آن را”منبع اخلاقی” می نامد؛یعنی منبعی که بر خلاف سرمایه فیزیکی به تبع استفاده افزایش می یابد,نه نقصان و در صورت مورد استفاده قرار نگرفتن,نابود می شود(پاتنام،,100:1384).در نگاه پاتنام,ویژگی باز تولیدی سرمایه اجتماعی منجر به تعامل اجتماعی همراه با سطح بالایی از همکاری,اعتماد,متقابل مشارکت مدنی و رفاه اجتماعی می شود.
لوی در مروری بر یکی از کتاب های پاتنام دو نکته عمده را به عنوان نقد تز سرمایه اجتماعی او مطرح می کند. نخست؛برخلاف ادعای پاتنام ,دلیل قانع کننده ای در دست نیست که نشان دهد اعتماد شکل گرفته در میان افراد عضو در گروههای شهروندی لزوما به اعتمادی عام نسبت به افراد خارج از آن گروه ها نیز تبدیل شود.به گفته او ,گام]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *