مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها – دانلود پایان نامه ارشد

دانلود پایانامه

عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد :  مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

تکه ای از متن پایان نامه :

عامل بسیار تأثیر گذاری در افزایش حضور زن در سیاست و جامعه بوده می باشد زیرا که در دوران قبل از انقلاب اسلامی فتوای علما بیشتر مبنی بر عدم حضور زن در جامعه و سیاست بود و بیشترین و مهم ترین نقشی را که برای زنان جامعه در نظر می‌گرفتند مبنی بر همان تقسیم کار اجتماعی بود. یعنی وظایف خانه داری را برای زنان در اولویت می‌دانستند اما در دوران بعد از انقلاب، تحت تأثیر مکتب امام و نگاهی که وی به زن و کرامات انسانی او داشت، زن به منزلت و جایگاه واقعی خویش نزدیک گردید.

از دیگر عوامل تأثیر گذار در افزایش مشارکت سیاسی زنان در دوران پس از انقلاب، می‌توان از شکل گیری طبقات متوسط جدید و خواسته اصلی آنان که همان مشارکت سیاسی بوده می باشد، از افزایش حضور زنان در مراکز آموزش عالی و فزونی تعداد آنها در قیاس با مردان و افزایش خودآگاهی آنان از حقوق سیاسی خود و در نهایت از تأثیر سازمان زنان در جهت حمایت از حقوق انسانی و سیاسی- اجتماعی زنان نام برد. مجموعه‌ای از این عوامل در فزونی مشارکت سیاسی زنان پس از انقلاب تأثیر تعیین کننده‌ای را داشته می باشد.

بنابراین اگر تحت تأثیر این عوامل، میزان مشارکت سیاسی زنان در جامعه افزایش یافته می باشد، با در نظر داشتن این که بسیاری از

 

 

مقدمه:

علی­رغم مطالب ذکر گردیده در فصل سوم که بیانگر افزایش مشارکت سیاسی زنان پس از انقلاب و عوامل اثر گذار بر این فزونی بوده می باشد، محقق در این فصل سعی بر آن خواهد داشت که به بررسی موانع مشارکت سیاسی زنان پس از انقلاب بپردازد؛ زیرا که امروزه با وقوع تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جوامع و با در نظر داشتن رشد و توسعه سیاسی- اجتماعی، گسترش آموزش و پرورش و وسائل ارتباط جمعی، نحوه و میزان فعالیت زنان نیز متحول گشته می باشد و زمینه‌های لازم برای مشارکت سیاسی زنان در سطح توده و نخبه فراهم گردیده می باشد؛ لیکن هنوز موانع بسیاری در دستیابی زنان به موقعیت‌های سیاسی هست.

در زمینه مشارکت سیاسی، زنان نتوانسته‌اند به سقف نهایی برسند و احتمال رسیدن به آن نیز با در نظر گرفتن موانع موجود کم می‌باشد. یکی از اصطلاحات به کار برده شده در خصوص موانع و محدودیت‌های موجود بر سر راه مشارکت سیاسی زنان، اصطلاح “سقف شیشه ای” می‌باشد. مقصود از سقف شیشه‌ای موانع ایجاد شده بر پایه  عوامل و توجه‌هایی می باشد که از پیشرفت و ترقی زنان به پست‌های بالاتر در موقعیت‌های سیاسی جلوگیری می‌کند و سهم آنان را در زمینه مشارکت سیاسی کاهش می‌دهد. مشارکت سیاسی زنان نیز به معنی آگاهی از روند دارا بودن حقوق شهروندی و مشارکت عملی آنان در روند‌های اجرایی، نشانگر تکمیل زوایای حق مشارکت آنان در تعیین سرنوشت سیاسی شان می باشد. در روند مشارکت سیاسی، دارندگان حقوق شهروندی در فرآیند تصمیم گیری و برنامه سازی ساختار حکومتی دخیل می‌شوند. مشارکت سیاسی، روندی عام و فراگیر می باشد و همگان را شامل می‌گردد و هر گونه اعمال تبعیض و تفاوت گذاری، مشارکت را از اساس دچار کاستی می‌کند. مشارکت نیازمند پیوند برابر و متساوی می باشد و وجود هر گونه برتری و فراتری نیمی از جامعه بر نیمی‌دیگر این برابری را زائل می‌کند.

در خصوص موانع مشارکت سیاسی زنان پس از انقلاب، همان طور که در کلیات پژوهش آمده می باشد، فرهنگ سیاسی (از نوع تبعی) خود مانعی بر سر راه زنان برای رسیدن به مشارکت رقابتی به شمار می آید؛ زیرا که فرهنگ سیاسی یا ایدئولوژی گروه حاکمه در ایران معاصر به طور کلی چندان تحت تأثیر گرایش‌های نوین قرار نگرفته و تحول نیافته و بیشتر ادامه فرهنگ پاتریمونیالیستی(پدرسالارانه)  قدیم می باشد(بشیریه،56:1388).

در فرهنگ سیاسی پاتریمونیالیستی قبل از انقلاب، هیچگاه به صورت نهادین و مستمر فضای دموکراتیک، کثرت گرا و متساهل در ایران شکل نگرفت. از طرفی ساختار سیاسی متصلب حاکم نه تنها- سطح ساختارها: این سطح شامل فرهنگ عمومی غیر عقلانی، دولتی بودن نظام اقتصادی و بی ثباتی نظام اجتماعی می باشد(سریع القلم،166:1389-165).

 

باید اضافه نمود که جامعه ایران معاصر در مرحله گذار از جامعه سنتی به جامعه متجدد قرار دارد. فرهنگ سیاسی ما نیز به تبعیت از این مرحله گذار میان دو شکل متضاد فرهنگ تبعی و فرهنگ مشارکتی به سر می‌برد. از این رو در

 مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه

پایان نامه : مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب: چالش‌ها و راه کارها

]]>

مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها – پایان نامه ارشد

دانلود پایانامه

عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد :  مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

تکه ای از متن پایان نامه :

 

و یا دستیابی به هدف‌های خاصی به گروه بندی و تشکیل اعضا می پردازد(روشه،164:1366). بر این مبنا می‌توان گفت جنبش زنان ایران، جنبشی می باشد که ادعا می‌کند زنان در جامعه به طور سیستماتیک و به حکم ماهیت نظام حاکم مورد ستم و تبعیض قرار گرفته‌اند و خواهان برابری فرصت‌ها برای مردان و زنان اند(آبرکرامبی،155:1377).

به هر حال در خصوص جنبش زنان باید گفته گردد که  از آن جایی که زندگی معاصر ما در جهانی کوچک جاری می باشد، جهانی که در آن اعمال گروه‌های انسانی می‌تواند بازتاب جهانی داشته باشد و انتشار سریع اندیشه‌ها در جهانی به هم پیوسته که در آن مردم و تجربه‌ها به فراسوی مرزها سفر می‌کنند و در هم می آمیزند به سرعت چتری از صدای زنان بر فراز اکثر نقاط جهان ایجاد می‌کند(کیت نش،308:1380).

یاد آوری این نکته نیز ضروری به نظر می رسد که در شکل گیری رژیم پهلوی، جنبش زنان ایران وارد مرحله جدیدی گردید و سازمان‌هایی مانند جامعه زنان انقلاب اسلامی،  جنبش زنان مسلمان، جمعیت زنان حقوق دان به وجود آمد. همچنین زمینه فعالیت در تشکل‌های غیر دولتی زنان ایران که اکنون تعداد آنها به بیش از 140 رسیده می باشد را می‌توان در محور‌های زیر تقسیم بندی نمود:

سازمان‌های سیاسی- اجتماعی، سازمان‌های غیر دولتی خیریه، سازمان‌های غیر دولتی آموزشی و سازمان‌های متفرقه دیگر که هدف آنها به طور عمده، اطلاع رسانی درمورد مسائل زنان، مسأله یابی مسائل زنان و حل این مسائل می باشد. در عین حال شکل گیری این سازمان‌ها به ویژه در ارتباط با زنان، تغییرات مثبتی را به همراه داشته می باشد که مانند آنها می‌توان به تغییر توجه زنان طبقه متوسط شهری، مشارکت فعال آنان در انتخابات نمایندگی مجلس اشاره نمود(عباسقلی زاده،13:1379).

این سازمان‌های مدرن علاوه بر جذب زنان طبقه متوسط جدید، به تدریج با سازمان‌های سنتی که حضور غیر رسمی‌گسترده‌ای در میان توده زنان ایرانی دارند ارتباط مستقر کرده‌اند.

لازم به ذکر می باشد که جنبش زنان اعم از دولتی و غیر دولتی همراه با سازمان‌ها و تشکیلاتش در کنار حضور در عرصه مدیریت سیاسی و حضور در رأی گیری‌ها و انتخابات، خود نمود دیگری از مشارکت سیاسی می‌باشند. سازمان‌های زنان می‌توانند به صورت مستمر و بدون درگیری مستقیم با مدیریت سیاسی جامعه و بالطبع تحمل عوارض و گرفتاری‌های خاص آن در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی کوشش نمایند و در مدیریت سیاسی جامعه به صورت غیر مستقیم و به شیوه‌های مختلف تأثیر مهمی را بر عهده گیرند. در کنار سازمان‌های دولتی و غیر دولتی، برخی مواقع نیز با سازمان‌هایی مواجهیم که دولتی – غیر دولتی محسوب می‌شوند. مانند سازمان خواهران جهاد سازندگی، سازمان خواهران کمیته امداد امام خمینی و نیروی مقاومت بسیج خواهران.

این سازمان‌ها در آغاز مردمی و خودجوش شکل گرفته‌اند سپس گستردگی زیاد، آنها را نیازمند مدیریت دولتی ساخته می باشد. از مهم ترین سازمان‌های دولتی می‌توان از کمسیون امور بانوان و بسیج خواهران نام برد. سازمان اول، توسط وزارت کشور در سال 1369 تأسیس و اکنون بیش از 226 کمسیون در سطح استان‌ها و شهرستان‌ها دارد. سازمان دوم، در زمینه آموزش مقدماتی نظامی، عقیدتی – سیاسی و سواد آموزی و… فعالیت انجام می‌دهد(مصفا،129:1357).

در کنار این دو سازمان مهم دولتی، سازمان‌های مختلف غیر دولتی نیز فعالیت می نمایند که تعداد آنها به ویژه در دولت هفتم به دلیل تأکید بر سازمان‌های غیر دولتی یا به اصطلاح”NGO ” رو به فزونی نهاده می باشد . اینNGo که دربرگیرنده تشکلات مردمی می‌باشند بدون وابستگی به دولت، توسط مردم برای زنان و به مسایل زنان از جنبه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، آن که انقلاب اسلامی ایران، فرصتی مناسب برای رسیدن به اهدافی گردید که کم و بیش در دوران حکومت پهلوی امکان عملی شدن آنها وجود نداشت. آن چیز که چنین روندی را در دوران پس از انقلاب تقویت نمود، برخورد ایدئولوژیک با مسائل مختلف و مانند مسائل زنان بود که سبب

 مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه

پایان نامه : مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب: چالش‌ها و راه کارها

]]>

مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها – دانلود

دانلود پایانامه

عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد :  مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

تکه ای از متن پایان نامه :

همین دلیل عموم نظریه پردازان و متفکران علم سیاست یکی از دلایل عدم رشد دموکراسی در کشور‌های در حال توسعه را عدم شکل گیری طبقه متوسط جدید می‌دانند. از این رو طبقه متوسط جدید، موتور محرکه تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شناخته می‌گردد. به طور کلی در اکثر جوامع، با پیشرفت می‌توان شاهد شکل گیری طبقه متوسط جدید باشیم. بدین معنا که هر چه جامعه‌ای پیشرفته تر باشد وزن طبقه متوسط جدید نیز بیش تر می‌گردد و همین امر فواید مختلفی به لحاظ سیاسی و اقتصادی دارد. از دید بسیاری از متفکران طبقه متوسط جدید شباهت‌هایی با طبقات بالا دارد؛ زیرا که باسواد و متمدن می باشد و از خصلت‌های شهری برخوردار می‌باشد و از طرف دیگر وجود این طبقه سبب می‌گردد که تنش‌های اجتماعی از حالت خشونت آمیز به رقابت سیاسی تبدیل گردد(غنی نژاد:1387).

در خصوص تعریف طبقه متوسط جدید، این طبقه به گروهی از جامعه اطلاق می‌گردد که در نتیجه پدیده نوسازی پا به عرصه وجود نهاده و هسته اصلی این بخش را جامعه روشنفکران تشکیل می‌دهد. از این رو طبقه متوسط جدید به گروهی اطلاق میشود که رسالت ویژه آنان تفسیر جهان برای اجتماعی می باشد که در آن زندگی می‌کنند(میلانی،127:1382).

این اصطلاح را نخستین بار جامعه شناس آلمانی به نام لدرر[1] به کار برده می باشد، وی مهم ترین ویژگی این طبقه را در شیوه حیث سیاسی تنها در این سال‌ها دستاورد‌هایی داشته می باشد. گرچه پایگاه اجتماعی این طبقه فعال سیاسی، طبقه متوسط جدید می باشد ولی ویژگی اصلی آنها نه خواسته‌های اقتصادی محض بلکه خواسته‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی می باشد. هسته اصلی این نیروی سیاسی – اجتماعی را به طور کلی روشنفکران تشکیل می‌دهند(بشیریه،130:1385).

بر خلاف طبقات بالا و پایین، طبقه متوسط جدید، واجد شرایط سیاسی، ایدئولوژیکی و اقتصادی لازم برای ظهور و فعالیت به عنوان نیروی سیاسی بوده می باشد. زیرا که هم از لحاظ اقتصادی ارتباط ضعیفی با حکومت داشته‌اند و هم از نظر سیاسی احساس بیگانگی می‌کرده و از مشارکت سازمان یافته در سیاست محروم بوده‌اند( بشیریه،135:1378).

هانتینگتون[2]، خصلت‌های اساسی طبقه متوسط جدید در ایران را به توضیح زیر می‌داند:

– اعضای بخش روبه رشد این طبقه، از پذیرش مناسبات قدرت سنتی که جامعه ایران را تحت سلطه داشته، روی گردان می باشد.

–  اعضای این طبقه دارای تحصیلات عالیه می‌باشند.

– اصولاً  قدرت اعضای این طبقه از مهارت و فنونی ناشی می‌گردد که در نتیجه تحصیلات رسمی‌کسب کرده‌اند.

– اعضای طبقه متوسط جدید در سطوح مختلف با افکار غربی آشنا هستند.

– اعضای این طبقه از هر نو جزم گرایی دینی یا اطاعت کورکورانه آزاد هستند(bill,1963:100 ).

چنانچه که گفته گردید نیروی سیاسی طبقه متوسط جدید، ظهور خود را در دهه 70 به تدریج آشکار ساخت و تحولات سیاسی محسوس و نامحسوس را با خود به همراه آورده که یکی از مهم ترین آنها افزایش تأثیر زنان تحصیل کرده به عنوان عضوی از طبقه متوسط جدید، در تصمیم گیری‌ها و مشارکت سیاسی بوده می باشد. چنان چه در دوران خاتمی‌شاهد بیش ترین درصد ازمشارکت سیاسی زنان در امر سیاست بوده ایم. زنان به عنوان عضوی از این طبقه که بر خواسته از رویکرد سیاسی و اقتصادی بعد از انقلاب بوده‌اند، حیات خود را در دایره نخبگان جستجو می‌کردند. به همین دلیل رویکرد حاکم بر دولت خاتمی ‌به گفتمان توسعه سیاسی تبدیل گردید و بحران مشارکت و انسداد سیاسی به مهم ترین مسئله اجتماعی دولت خاتمی‌تبدیل گردید. بعد از دولت خاتمی همچنان مسئله افزایش مشارکت سیاسی آحاد شهروندان بالاخص زنان مد نظر مسئولان بوده می باشد.

امر بپردازد. در کنار این امر بسیاری از شاخص‌های مربوط به حقوق سیاسی زنان نیز رشد فزاینده‌ای 1-ldrr

Hangtintun-1

 مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه

پایان نامه : مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب: چالش‌ها و راه کارها

]]>

دانلود پایان نامه ارشد در رابطه با : مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

دانلود پایانامه

عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد :  مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

تکه ای از متن پایان نامه :

نقل شده می باشد: “زن ناقص العقل و کم اندیشه می باشد و اهلیت حضور در محافل مردان را ندارد. همچنین زن صلاحیت استاندار شدن و امامت عظمی را ندارد. به همین سبب پیامبرو هیچ یک از خلفای بعد ایشان هم تصدی امور را به زن واگذار نکرده‌اند”(یادگاری،20:1371).

در این جا لازم می باشد به برخی از آیات قرآنی که مخالفان حضور زن در عرصه جامعه و سیاست به آنها استناد می جستند اشاره‌ای گردد:

– آیه “الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم”، مردان سرپرست زنان اند و به دو علت این گونه می باشد: یکی این که خدا آنان را بر زنان برتری داده می باشد و دیگر به جهت آنکه از اموالشان انفاق می‌کنند (نساء:34). نحوه استدلال به این آیه، این گونه می باشد که عموم علت که از عبارت”بما فضل الله” بهره گیری می‌گردد، می فهماند که حکم مبنتی بر این علت می باشد. یعنی قوام بودن مردان نسبت به زنان عام می باشد و اختصاص به قوامیت مردان بر همسرانشان ندارد. بلکه حکم به صورت عام قرار داده شده برای همه مردان در ارتباط با همه زنان، در اموری که مربوط به زندگی اجتماعی می باشد. بنابراین در امور اجتماعی که ارتباط به برتری مردان دارد، مانند حکومت و قضاوت که حیات اجتماع بر آن توقف دارد و این دو(حکومت و قضاوت) نیاز به توان مندیهایی دارند که درمردان بیش از زنان می باشد(طباطبایی،365:1352). فیض کاشانی در خصوص این آیه می نویسد:” مردان نسبت به زنان به مثابه والی به رعیت اند زیرا خداوند به  آنها در کمال عقل و زیادی وقت در انجام طاعات و اعمال به زنان برتری داده می باشد”(باجوری،117:1376).

امور و انجام وظایف بر می آیند انکار ناپذیر می باشد. بنابراین، احتجاج به آیه مذکور کامل نبوده و نمی‌توان با استناد به این آیه، جمعی از زنان فاضل و مدبر را از حضور در عرصه مشارکت‌های سیاسی و اجتماعی باز داشت.

به طور کلی نظریه مخالف، با حضور زن در جامعه و سیاست مخالف می باشد و به برتری تأثیر مردان نسبت به  زنان معتقد می باشد. خوشبختانه این تفکرات با سرنگونی نظام شاهنشاهی تغییر یافته و تجربه عینی نظام جمهوری اسلامی ایران، همواره حاکی از آن بوده که وجود زنان مدبر و توانا در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کنار مردان لایق و شایسته توانسته می باشد منشأ خدمات ارزشمندی در جامعه گردد.

با وقوع انقلاب اسلامی، نظر بسیاری از مخالفان حضور زن در سیاست تعدیل گشت. هر چند هنوز این نظریه طرفدارانی دارد اما تحقیق و پژوهش در 14 قرن دوران افتخار آمیز ظهور دین اسلام، حاکی از حضور پر فراز و نشیب زنان در جهت اصلاح یا سقوط نظام حاکم بوده می باشد. حضور زنان در مصاف با حاکم جور همواره مطرح بوده و تجربه عینی مبارزات زنان با حکومت 2500 ساله پهلوی در ایران تحت رهبری خردمندانه امام(ره) مؤید تأثیر تأثیر گذار ایشان در مبارزات سیاسی می باشد.

گرچه در زمان گذشته، حکومت زن یا مشارکت زن در امور سیاسی یک امر منفی تلقی می‌شده، اکنون نگاه رهبران مذهبی نسبت به این امر تغییر یافته می باشد زیرا که زن می‌تواند فرهیخته و عاقل باشد و از مشورت دیگران بهره گیری نماید(کدیور،28:1375).

نظریه موافق: این نظریه قرائت جدیدی از متون دینی ارائه می نماید که مشارکت سیاسی زنان را در همه شاخص‌ها جائز می‌شمارد. هرچند این نظریه در زمان گذشته و قبل از وقوع انقلاب اسلامی ایران وجود داشته می باشد ولی در اقلیت بوده و در واقع انقلاب اسلامی ایران زمینه‌های لازم برای مستحکم تر شدن این نظریه را فراهم آورده می باشد. این تفکر در دوران جمهوری اسلامی ایران، با تکیه بر قانون اساسی، موافق حضور زن در تمامی‌شاخص‌های مشارکت سیاسی می‌باشد. هر چند در برخی موارد شاهد استثنائاتی بوده ایم. مثلاً: زن از  مقام قضاوت مستثنی شده می باشد و هر چند در قانون اساسی هیچ محدودیتی برای زنان در تمامی سمت‌های سیاسی در نظر گرفته نشده می باشد اما به طور کلی هیچ زنی تاکنون به مقام رهبری و ریاست جمهوری دست نیافته می باشد. هم اکنون رهبران مذهبی، شرکت زنان در انتخابات نظام حاکم را حداقل حقوق سیاسی زنان می‌دانند که باید به آن توجه گردد. در این نوع تفکر، نگاه علما به زن تحول یافته و معتقدند که زن در نظام اسلامی(نظام شناختی، حقوقی و ارزشی) جایگاهی همانند مرد دارد. در این زمینه آیات قرآن کریم و احادیث نبوی که تواتر معنوی دارند گواه بر این حقیقت اند.(شمس

 مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه

پایان نامه : مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب: چالش‌ها و راه کارها

]]>

پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان : مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

دانلود پایانامه

عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد :  مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

تکه ای از متن پایان نامه :

از آن جایی که زنان در ساختار جمعیتی کشور ایران، حدود 49 درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، نمی‌توان تأثیر آنان را در توسعه کشور نادیده گرفت. این نکته قابل ذکر می باشد که نوشته‌های اسلامی نیز به حقوقی که زن در سایه اسلام به دست آورده می باشد اعتراف دارند اگرچه تعدادی از این مکتوبات از مفهوم تقسیم کار اجتماعی دفاع کرده‌اند. به این معنا که عرصه حضور زن در خانواده می باشد ولی وقوع انقلاب اسلامی ایران با تغییر فرهنگ سیاسی دوران قبل، موجب تجدید نظر در بسیاری از3-2-4 زمینه‌های سیاسی افزایش مشارکت زنان در قانون اساسی[1] جمهوری اسلامی ایران:

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، برگرفته شده از اسلام می‌باشد و بر اساس مبنای حقوق اسلامی‌تدوین شده می باشد. در مقدمه قانون اساسی، 13 محور قانون اساسی مورد اشاره قرار می‌گیرد که در این 13 محور، زنان مورد بحث قرار گرفته‌اند.

در ایجاد بنیادهای اجتماعی و اسلامی، نیروهای انسانی که تاکنون در خدمت استثمار همه جانبه خارجی بودند هویت اصلی و حقوق انسانی خود را باز می یابند و در این بازیابی طبیعی می باشد که زنان به دلیل ستم بیشتری که از نظام طاغوت متحمل شده‌اند استیفای حقوق آنان بیشتر خواهد بود.

قبل از پرداختن به اصولی از قانون اساسی که در اکثر آنها زنان هم می‌توانند تأثیر انتخاب کننده و هم تأثیر انتخاب شونده را داشته باشند، لازم می باشد اذعان گردد از آن جایی که اسلام مخالفتی با شرکت زنان در انتخابات ندارد، این حق در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار گرفته می باشد و مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش به رسمیت شناخته شده می باشد. طبق اصل 6 در جمهوری اسلامی ایران، امور کشور باید به اتکا به آرای عمومی اداره گردد و از راه انتخابات. اعم از: انتخاب رئیس جمهور، انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای شوراها و نظایر  این‌ها یا از راه همه پرسی، در اصول دیگر این قانون معین می باشد( آل غفور، 1387:164).

بدین ترتیب در مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به زنان توجه خاصی شده می باشد. در راستای استیفای بیشتر حقوق زنان، قانون اساسی علاوه بر این که در اصول متعدد به حقوق برابر و وظایف زن و مرد اشاره می نماید حتی در مواردی نیز با در نظر داشتن آسیب پذیری زنان در قبال برخی موقعیت‌ها لزوم حمایت از آنان را مقرر می‌دارد و دولت را مسئول تأمین حقوق همه جانبه افراد اعم از زن و مرد، ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون می‌داند و هر گونه تبعیض و عدم تساوی بر مبنای جنسیت را که در واقع ایجاد کننده زمینه برای بروز خشونت با تمامی انواع آن علیه زنان می‌باشد را نفی می‌کند.

تبعیض علیه زنان بر اساس “ماده 1 کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان مصوب 1358 “بدین گونه تعریف شده می باشد:

در چارچوب پیمان نامه حاضر، تبعیض علیه زنان، به معنی هر گونه تمایز، محدودیت یا محدودیت ناشی از جنسیت می باشد که از لحاظ تساوی حقوق زن و مرد و صرف نظر از وضعیت تأهل، مقصود از آن آسیب رساندن یا تضعیف برخورداری یا به کارگیری حقوق می باشد. در ماده 2 قانون انتخاب خبرگان، هیچ گونه اشاره‌ای به جنسیت نامزدهای انتخاباتی نشده می باشد ولی یکی از شرایط، اجتهاد ذکر گردیده می باشد که از دید برخی مرد بودن را به ذهن متبادر می نماید(علوی،128:1385). حال چنان­چه گذشت ذکوریت شرط اجتهاد و مرجعیت نیست و رسیدن به حد اجتهاد، احراز نوعی تخصص می باشد که به زن یا مرد اجازه می‌دهد در حوزه تخصص خود فعال شوند(بهرامی،131:1387).

مجلس شورای اسلامی[2]: طبق اصل 71 قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی‌در عموم مسایل در حدود مقرر در قانون اساسی می‌تواند قانون وضع کند و به موجب اصل 62 قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی از نمایندگان ملت که با رأی مستقیم و با رأی مخفی انتخاب می‌شوند تشکیل می‌گردد و جنسیت شرط صلاحیت عنوان نشده می باشد و شرایط انتخاب کنندگان، انتخاب شوندگان و کیفیت انتخابات را قانون معین خواهد نمود. این یقین حاصل می باشد که در متن قوانین انتخاباتی مجلس شورای اسلامی و آیین نامه‌های1-constitution

-parliament 2

 مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه

پایان نامه : مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب: چالش‌ها و راه کارها

]]>

پایان نامه ارشد در مورد : مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

دانلود پایانامه

عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد :  مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

تکه ای از متن پایان نامه :

خود در سرنوشت عملیات‌ها بسیار مؤثر واقع می‌گردید.

بدین ترتیب حادثه جنگ تحمیلی در کنار انقلاب اسلامی، عرصه دیگری را برای حضور زنان در مسائل سیاسی و اجتماعی باز نمود و زنان بدین گونه و با حمایت از جبهه‌های جنگ پا به عرصه عمومی جامعه نهادند و این زمینه‌ای گردید هم برای تثبیت جایگاه اجتماعی آنان و هم وارد شدن به عرصه مسایل سیاسی و مشارکت در تصمیم گیری‌های کلان جامعه.

در کنار مطالب ذکر گردیده می‌توان به برخی از سطوح مشارکت سیاسی زنان از زمان انقلاب به بعد در دوسطح توده و نخبگان نیز اشاره نمود:

1- مشارکت سیاسی زنان در سطح توده که شامل: شرکت آنان در انتخابات ادواری، شرکت در راه پیمایی‌ها، شرکت در گروه‌ها، انجمن‌ها و فعالیت‌های بسیج و شرکت و حضور در جنگ تحمیلی بوده می باشد.

2- مشارکت سیاسی زنان در سطح نخبگان نیز شامل: نمایندگی مجلس شورای اسلامی، سهیم بودن در بخش مجریه سیاسی و خدمات اداری، ملی و بین المللی و همچنین همکاری با قوه قضاییه بوده می باشد(مصفا،384:1373-380).

 

سرنوشت خویش نبوده؛ بلکه خود به باز تولید آن پرداخته می باشد.

با وقوع انقلاب اسلامی ایران انتظار می رفت تحول در فرهنگ سیاسی و رفع موانع مشارکت (برای زنان) و رقابت سیاسی مندرج در چنین فرهنگ غیر دموکراتیکی در اولویت اقدامات حاکمان و نخبگان حکومتی قرار گیرد. در چنین فضایی تحت تأثیر دو متغییر، یکی تأثیر مذهب و دیگری تأکید برجستگان فکری و دینی بر تأثیر مردم، نوع فرهنگ سیاسی دگرگون گردید. در زمینه مردم گرایی از یک طرف برجستگانی مانند امام خمینی، آیت الله مطهری، آیت الله طالقانی و شریعتی تأثیر محوری داشتند. از طرف دیگر حوادث بین المللی نظیر انقلاب کوبا، الجزایر و ویتنام نیز در تغییر فرهنگ سیاسی مردم ایران پس از انقلاب تأثیر داشتند. فرهنگ سیاسی جدید در ایران پس از انقلاب، حاصل نوعی فرهنگ سیاسی تبعی- مشارکتی می باشد که در این فرهنگ سیاسی جدید عناصری وجود داشته که مشارکت را به شدت تشویق می‌کند(شریف، 116:1380).

تحت تأثیر این نوع از فرهنگ، آن گروه از مردم و توده‌های نا آگاه سیاسی که نه انگیزه‌ای برای مشارکت داشتند و نه شناختی از مواضع و گرایشهای حزبی به فعالیت در امر سیاست مشتاق شدند(کاظمی،105:1376). از طرفی انقلاب اسلامی ایران سبب گردید تا ساختار نظام بر اساس حضور و مشارکت مردم معنا پیدا کند.

یکی از مهم ترین تحولات صورت گرفته در فرهنگ سیاسی ایران بعد از انقلاب، افزایش تأثیر و حضور زنان در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی می‌باشد. همچنین از دیگر شاخص‌های فرهنگ سیاسی مشارکتی و حرکت در مسیر توسعه سیاسی در جوامع، نوع نگاه حکومت‌ها به حضور زن در عرصه‌های مختلف جامعه می‌باشد. هر چه حضور زنان در اجتماع فعال تر و مؤثرتر باشد، کشور پیشرفته تر و توسعه یافته تر خواهد گردید. بطور مسلم میزان تأثیر و مشارکت زنان در جامعه به ویژه در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تا حد زیادی وابسته به برخورد و توجه جامعه به زن می‌باشد. با در نظر داشتن ضرورت حضور و مشارکت حقیقی زنان در عرصه‌های مختلف فعالیت بالاخص در زمینه مشارکت سیاسی، برای تحقق جامعه مدنی، رشد و بالندگی جمعیت بانوان کشور، تسریع فرآیند توسعه و محقق شدن عدالت اجتماعی چنان­چه با زنان به عنوان نیروی فعال و سازنده نگریسته گردد قطعاً تأثیر بسیاری در روند توسعه و افزایش کمی و کیفی نیروی انسانی آن جامعه خواهد داشت.

 مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه

پایان نامه : مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب: چالش‌ها و راه کارها

]]>

دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد : مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

دانلود پایانامه

عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد :  مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

تکه ای از متن پایان نامه :

 

مردانه را از خلال رفتار و گفتمان‌های آگاهانه و ناآگاهانه تولید و باز تولید می‌کنند.

در واقع خودآگاهی زنان و هم­چنین موقعیت اجتماعی و سیاسی آنان به دلیل بالا رفتن سطح رفاه اجتماعی و تحت تأثیر عواملی که به توضیح آنها خواهیم پرداخت در ایران پس از انقلاب دگرگون شده می باشد. هرچند به همراه این امر ساختارهای پدر سالارانه در ایران زیرا دیگر نقاط جهان متزلزل نشده‌اند و بعضاً کوشش‌هایی برای تقویت این ساختار‌ها مشاهده شده می باشد اما به طور کلی در قیاس با دوران پیش از انقلاب، اکنون حضور زنان در عرصه‌های سیاسی جامعه کم و بیش افزایش یافته می باشد که این امر خود به دلیل کوشش برای شکل گیری فضای دموکراتیک و شکل گیری جامعه مدنی در ایران پس از انقلاب اسلامی می‌باشد.

به طور کلی، مشارکت سیاسی زنان مقدمه‌ای برای تقویت فرآیند تصمیم گیری و راهی به سوی همبستگی بیشتر جامعه و تغییر در کیفیت زندگی عمومی اجتماع می باشد. به دلیل پیامدهای مثبت مشارکت سیاسی زنان می باشد که امروزه بیش از هر زمان دیگری و با در نظر داشتن نیاز‌های جوامع به آن اهمیت می‌دهند.

3-2  عوامل مؤثر در افزایش مشارکت سیاسی زنان پس از انقلاب:

3-2-1 انقلاب[1]، فراهم شدن فرصت برای مشارکت زنان:

از آن جایی که مهم ترین خصلت انقلاب اسلامی ایران، مردمی‌بودن آن بوده می باشد، بدین ترتیب این انقلاب زمینه را برای حضور گسترده و مؤثر زنان به عنوان نیمی از جمعیت کشور فراهم نمود. آنان پیشاپیش مردان و در صف مقدم با ابراز خشم و نفرت نسبت به وضعیت نامساعد حاکم بر جامعه خویش در تظاهرات شرکت می‌کردند. زنان مسلمان ایرانی علاوه بر این که با شرکت در فاجعه نقطه عطف مهمی‌در تاریخ حضور زن در عرصه سیاست محسوب می‌گردد(مطهری،210:1387).

امام خمینی که همواره تأثیر زنان را در انقلاب مورد توجه قرار داده و در عصر بهره گیری ابزاری از زن در تبلیغات و تجارت، سخن از کرامات آنان به میان می آورد، در این خصوص بیان داشت: ” فعالیت‌های زنان در نهضت انقلاب، ارزشش بیشتر از فعالیت مردها بوده، برای این که همین خواهرانی که ریختند در خیابان‌ها و در مقابل توپ و تانک تظاهرات کردند، همین‌ها قدرت مردان را دو چندان نمودند. وقتی مردها دیدند که زنان در صف اول نهضت ایستادند فعال تر شدند و ما دیدیم که خواهران در این نهضت یک سهم بسیار بزرگ داشتند زیرا که روحیه مردان را تقویت کردند”( امام خمینی،171:1376).

مشارکت زنان در جریان انقلاب، شیوه‌های متفاوتی داشته و صرفاً محدود به تظاهرات و راهپیمایی نمی‌شده می باشد. در قالب این شیوه‌های مختلف، زنان مسلمان ایرانی به ابراز عقیده در برابر موضوعات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی می پرداختند.

یکی از این شیوه‌ها، شرکت در تظاهرات و راهپیمایی‌ها بود. بدین سان مشارکت زنان و فعالیت آنها از لحاظ سیاسی در تظاهرات توده‌ای علیه رژیم شاه در ماه‌های واپسین سال 1357 مهر تأییدی می باشد بر پیدایش این آگاهی تازه میان زنان که نباید تأثیر آنها به فعالیت‌های درون خانه محدود گردد و ریختن به خیابان‌ها در کنار مردان نیز وظیفه آنان به عنوان زن ایرانی می‌باشد.(حافظیان،158:1380).

شکل دیگر از مشارکت زنان در انقلاب، شرکت در اعتصابات بود. در روند انقلاب اسلامی، یکی از عوامل اصلی در پیشبرد نهضت عمومی‌که نهایتاً به فلج شدن رژیم پهلوی انجامید، اعتصابات، دست کشیدن از کار و ترک محل کار بود. این اقدامات باعث گردید که رژیم پهلوی از لحاظ اقتصادی ازکار بیفتد. مشارکت زنان در اعتصابات در همه سازمان‌ها و نهاد‌های دولتی و خصوصی بسیار گسترده بود. به گونه‌ای که در ماه‌های واپسین انقلاب، حتی کارکنان نهاد دولتی” سازمان زنان ایران”  نیز به اعتصابات پیوستند. این حادثه خود نشانگر دامنه مشارکت زنان در انقلاب بود(حافظیان،146:1380).

از دیگر جلوهای مبارزه زنان، حضور آنان در انظار عمومی و با حجاب اسلامی‌بود. دلیل اصلی این امر نارضایتی زنان از سیاست‌های جنسیتی حکومت و الگوی زن ایرانی مورد تبلیغ شاه بود(کدی،365:1369). در این میان، گروهی از زنان نیز دست به مبارزه مسلحانه می زدند که در دو1-revolution

 مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب چالش‌ها و راه کارها

برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه

پایان نامه : مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب: چالش‌ها و راه کارها

]]>