تعاریف جدید تر آن را “انتقال مفاهیم” و یا “انتقال معنی2 ” و نیز “انتقال و یا تبادل پیام ها3″می دانند.
ارتباطات به گونه ای وسیع و گسترده “تسهیم تجارت4 ” نیز تعریف شده است.
در این معنی هر موجود زنده ای تجارب و آنچه در درون خود دارد با دیگران، چه همنوعان خود و چه با انواع دیگر در میان می گذارد.
آنچه ارتباطات انسانی را از دیگر موجودات زنده متمایز و مشخص می سازد توانایی بسیار زیاد انسان ها در خلق و استفاده نمادها5 است. بر اساس این توانایی است که انسان ها مستقیماً و بی واسطه و یا غیر مستقیم و با واسطه، تجارب خود را با دیگران در میان می گذارند. (فرهنگی، 1380، 6)
“چارلز کولی” در کتاب مفهوم و معنی ارتباط در سازمان های اجتماعی ارتباط را چنین تعریف کرده است: ارتباط مکانیسمی است که روابط انسانی بر اساس و به وسیله آن به وجود می آید و تمام مظاهر فکری و وسایل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا می کند. ارتباط، حالات چهره، رفتارها، حرکات، طنین صدا، نوشته ها، چاپ، راه آهن، تلگراف، تلفن و تمامی وسایلی که اخیرا درباره غلبه انسان بر مکان و زمان ساخته شده است را در بر می گیرد.(محسنیان راد، 1369، 48)
ارتباط موثر عبارت است از فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده برای گیرنده، مشروط بر آنکه در گیرنده پیام مشابهت معنی با معنی مورد نظر فرستنده پیام ایجاد شود. هر چه معنی مورد نظر در فرستنده پیام با معنی متجلی شده در گیرنده پیام مشابهت بیشتری داشته باشدف ارتباط کامل تر خواهد بود. این نتایج را می توان به صورت ریاضی نیز بیان کرد.
اگر معنی مورد نظر در فرستنده پیام را با M و معنی متجلی شده در گیرنده پیام را با M’ نشان دهیم، ارتباط وقتی به صورت کامل برقرار خواهد شد که M’ مساوی M یا به عبارتی M’ بر M برابر با یک باشد. اگر معنی متجلی شده در گیرنده پیام کوچک تر از معنی مورد نظر فرستنده پیام باشد، باز هم ارتباط برقرار خواهد شد. لیکن این ارتباط کامل نیست. اگر معنی متجلی شده در گیرنده پیام بر معنی مورد نظر فرستنده پیام برابر صفر شود، ارتباط برقرار نخواهد شد. در مورد رابطه M’ بر M بزرگتراز یک فقط می توان گفت که چنین وضعیتی عبارت است از ارتباط کامل به علاوه ارتباط با خود. (محسنیان راد، 1369، 57 و 58) 2-1-2- پیام های کلامی
حداقل سه عامل یا سازه در پیام وجود دارد:
1- رمزها یا کدهای پیام
2- محتوای پیام
3- نحوه ارائه پیام
کد عبارت است از هر گروه از نمادها که بتوانند به شیوه ای ساخته شوند که برای برخی افراد به اصطلاح معنی دار باشد. (محسنیان راد، 1369، 192)
نشانه ها را به سه دسته می توان تقسیم کرد. نشانه های طبیعی(علائم)، نشانه های تصویری و نشانه های قراردادی (کدها و یا نمادها و یا نشانه های وضعی)
1- نشانه طبیعی: نشانه ای است که میان صورت و مفهوم آن رابطه همجواری یا تماس است.
2- نشانه تصویری: نشانه ای است که میان صورت و مفهوم آن شباهتی عینی و تقلیدی است.
3- نشانه وضعی یا قرارداد یا نماد: نشانه ای که میان صورت و مفهوم آن نه شباهت عینی است و نه رابطه همجواری. بلکه رابطه ای است قراردادی، نه ذاتی و خود به خودی. (همان، 1369، 194)
محتوای پیام:
برلو محتوای پیام را چنین تعریف می کند: “مطالب درون پیام که به وسیله منبع برای بیان هدف انتخاب شده است.” (همان، 1369، 220)
نحوه ارائه پیام:
به طور کلی نحوه ارائه پیام دلالت دارد بر تصمیم هایی که منبع می گیرد که چگونه پیام خود را عرضه کند. عواملی که در این تصمیم ها دخیل هستند عبارتند از: شخصیت و سایر خصوصیات منبع. همین عوامل است که سبب می شود هر یک از ما از دیگران متمایز باشیم. هر یک از ما عناصر، کدها و نحوه ارائه خاصی را مورد استفاده قرار می دهیم و کدها، محتوا و نحوه ارائه دیگری را رد و از آن اجتناب می کنیم.
مهارت های ارتباطی مشخص ما، نگرش های ما، دانش ما، فرهنگ ما و جایگاه ما در سیستم های اجتماعی، ما را وابسته به گروهی خاص از نظر شیوه ارتباطی می کند. (همان، 1369، 225)
2-1-3- ارتباطات غیرکلامی
“بوس ماجیان” در تعریف توضیحی خود از ارتباطات غیر کلامی می نویسد: “واژه ارتباط غیرکلامی به دامنه وسیعی از پدیده هایی گفته می شود که پهنه وسیعی را می پوشانند. از بیان چهره ای و اشاره تا مد؛ از وضعیت نمادی تا رقص، تئاتر، موسیقی و پانتومیم. از جریان تأثیرگذاری6 تا جریان ترافیک، از حاکمیت جویی7 حیوانات تا تشریفات دیپلماتیک، از ادراکات مافوق حسی8 تا کامپیوترهای تمثیلی و از علم معانی مربوط به خشونت تا علم معانی مربوط به رقص های ابتدایی”. “هاریسون” استاد دانشگاه میشیگان، حتی اشاره ای به ارتباط بالقوه با موجودات ذی شعور کیهانی می کند. وی تاکید دارد که ادراکات مافوق حس و ارتباط بالقوه با موجودات ذی شعور کیهانی از قلمروهای کمتر جست و جو شده و مرموزی هستند که می توان از حوزه ارتباط غیر کلامی حذف کرد و بیشتر به بررسی مسائلی که روشن بینانه ترند، پرداخت. (محسنیان راد، 1369، 243-244)
“شولمن” مبحث ارتباط غیر کلامی را در کتاب خود از یادآوری حرکات چارلی چاپلین در فیلم های صامت به یادمانی آغاز می کند و می نویسد که در دوره فیلم های صامت، چارلی چاپلین توانست با تماشاگرانش بدون کلام ارتباط برقرار کند. فیلم های صامت چارلی چاپلین فقط گاهی نیاز به زیر نویس داشت. “شولمن” می افزاید: ما در زندگی روزمره مرتبا پیام های غیرکلامی می فرستیم، چشمک می زنیم، ادا درمی آوریم، دستهایمان را حرکت می دهیم، با دستها اشاره می کنیم و یا آهسته با پایمان ضرب می گیریم. این پیام های غیرکلامی در کنش های متقابل انسانی می توانند بسیار مهمتر از اعتباری باشند که ما برای آنها قائل هستیم. (همان، 1369، 244)
“آرتور شولمن” و همکارانش می نویسند: “زبان گفتاری نشانه ای از هوشیاری انسان است. به همین ترتیب ارتباط غیر کلامی نیز شامل حرکات و اشارات ارادی است. ضمن آنکه شامل حرکات غیر ارادی مثل تغییر در اندازه مردمک نیز هست”. (همان، 1369، 244)
“جارجن روش”9 روانکاو و “ولدون کیز”10 تهیه کننده فیلم سینمایی، اولین کسانی بودند که تلاشهای پژوهشی خود را به گونه ای جدی صرف ارتباطات غیر کلامی در تجارب روزمره کردند. آنان بر این باورند که پیام های غیر کلامی در یکی از سه زبانی که ذیلا خواهند آمد، قابل ارسال به دیگری می باشند: “زبان علامت”11، “زبان عمل”12، و “زبان اشیاء”13.
زبان علامات را زمانی به کار می بریم که به گونه ای واضح حرکات را جایگزین کلمات کرده و از آنها به عنوان نماد اعداد و علائم نگارشی استفاده می کنیم. این حرکات و جنبش ها در زمره “ارتباطات غیر کلامی قراردادی”14 قرار دارند.
ارتباطات غیر کلامی ارادی، در واقع، همان حرکات و جنبش هایی هستند که شخص کاملاً آگاهانه و با قصد و نیت به دیگری منتقل می کند. این حرکات می تواند بسیار ساده باشد و به راحتی هم آن را درک کنند. مانند حرکت مسافر در راه مانده در کنار جاده و یا مانند مجموعه علائم بازیکنان بسکتبال یا چوگان و بیس بال در یک بازی به صورت پیچیده منتقل شود.
زبان عمل از نظر “روش” و “کیز” عبارت است از تمامی حرکاتی که منحصرا به عنوان علائم به کار نمی روند. راه رفتن، دویدن، آشامیدن و غیره که در زندگی عادی ما خود نقش مهمی دارند و فقط به عنوان علائم انتقال دهنده معنی نمی باشند. اگر چه بسیاری از این اعمال و محرک های غیرکلامی، غیر ارادی به حساب می آیند.
زبان عمل یکی از اساسی ترین وسایل بیان و نشان دادن عواطف و هیجانات بشری است. هر چند این هیجانات در بسیاری از ما به گونه ای غیر ارادی شکل گرفته و منعکس می شود، اما هر اندازه فرد به خود وقوف داشته و خویشتن خویش را در کنترل داشته باشد، آنها را به استادی خاصی به کار می برد و بروز می دهد و نمی گذارد که رفتار او نشأت گرفته از این هیجانات باشد.
بسیاری هم بر این باورند که همواره ارتباطات غیر کلامی بر ارتباطات کلامی از نظر صحبت، ارجحیت دارد. چرا که علامات غیر کلامی از درون انسان نشأت گرفته و اغلب نمی توان آنها را کنترل کرد. این در واقع همان زبان عمل است؛ همان طور که اشاره شد، توسط عده ای کم و بیش کنترل می شود. ولی عموما باید گفت اکثر انسان ها از مهار کردن هیجانات خود عاجزند، ناکامی را نمی توانند نادیده بگیرند و نشان ندهند و شعف را دیر یا زود با حرکات خود به دیگری انتقال می دهند. از این رو می توان گفت آگاهی به زبان عمل در کشف بسیاری از زوایای درونی دیگران به ما یاری می دهد. زبان اشیاء عبارت است از نمایش ارادی یا غیر ارادی کالاهای مادی که توسط انسانها به کار گرفته می شوند. آثار هنری، ماشینها، زیورها و بسیاری از چیزهایی که انسان ها از آنها استفاده می کنند در این زمره اند.
پژوهش های ویژه فراوانی در مورد ارتباطات غیر کلامی وجود دارد که می توانیم از طریق آنها به زبان های وی‍ژه ای دست یابیم. جدای از اینکه آنها را چگونه طبقه بندی کنیم، این زبان ها حداقل یک چیز مشترک دارند. همه آنها نشانه هایی را به ما معرفی می کنند که با آنها می توان رفتار انسانی را تعبیر و تفسیر کرد.
اشخاص از طریق پیام های غیر کلامی خود سر نخ های زیادی را به ما می دهند یا نشانه هایی را در مورد هیجانات، خواسته ها، مقاصد، شخصیت و حتی پایگاه اجتماعی بروز می دهند. (فرهنگی، 1380، 273-276) راهنمای دیداری15
به اطلاعاتی که از کانال های دیگر به دست می آیند، پاره ای می افزایند و آنان را تکمیل می کنند و زمانی خود به تنهایی، تنها کانال یا مجرای ارتباطی می باشند. حرکات خاصی که به سر می دهیم، گاه می تواند خود به جای یک عبارت و یا یک جمله کامل بنشیند. (همان، 1380، 288)
یکی از چهره های برجسته و پیشتاز پژوهش در ارتباطات غیر کلامی، “ری بیر دویسل” عقیده دارد که می باید زمینه کلی ارتباطی با تمام پیچیدگی هایش مورد استفاده قرار گیرد و اینکه آن فقط برای افراد منزوی مولد و در خور توجه است. در صورتی که با جریان کامل ارتباطی به وی‍ژه رفتارهای کلامی آمیخته باشد. “بیر دویسل” در سال 1952 برای اولین بار واژه مطالعه ارتباطات از طریق “جنبش و حرکت یا حرکات اعضای بدن”16 را به عالم ارتباطات معرفی کرد. “حرکات اعضای بدن” در یک مفهوم کلی به کار برده می شود و شامل حرکات سر و صورت نیز می شود.
“بیردویسل” تخمین زده است که بیش از 700000 (هفتصد هزار) علامت فیزیکی ممکن وجود دارد که از طریق حرکات اعضای بدن می توان بدان دسترسی پیدا کرد و مفاهیمی را به دیگران منتقل کرد. (همان، 1380، 290) حرکات چهره
در بسیاری از موارد در یک ارتباط ساده بین دو انسان حرکات چهره ممکن است به عنوان یکی از بهترین مجاری یا کانال های ارتباطی این اشخاص به حساب آید. می توان گفت تمام کسانی که به نحوی به ارتباطات و به ویژه ارتباطات غیر کلامی پرداخته اند، به حرکات چهره بهای ویژه ای داده و از آن به عنوان یکی از ارکان عمده پیام های غیر کلامی نام برده اند.
“مارک نپ”17 در یکی از نوشته های اولیه خود چنین می نویسد: چهره در فراگرد ارتباطی میان اشخاص به گونه ای بالقوه از توان ارتباطی بالایی برخوردار است. چهره اولین جایگاه نشان دهنده وضعیت عاطفی افراد است که تأثیر شگرفی بر نگرش های میان فردی می گذارد. چهره تأمین کننده بازخوردهای غیرکلامی دیگران است. برخی می گویند که پس از سخن و سخنوری مهم ترین منبع اطلاعات برای ایجاد ارتباطات مناسب چهره است.
نویسنده دیگری که در دهه 1970 در عرصه ارتباطات روانشناسی از اشتهار مناسبی برخوردار بوده است چنین می نگارد: بیان حالات عاطفی از طریق حرکات چهره، بسیار استثنایی است و از این رو می توان گفت این حالات به سمت هدف های ارتباطی تمایل دارند.
به گونه ای که “اکمن”18،”فرایسن”19 و “الس ورث”20 در نوشته های خویش اشاره کرده اند، هر چند برای بیان حالات و حرکات چهره، تعداد محدودی عبارات و کلمات مانند: لبخند، اخم، چین به پیشانی آوردن21 و چشمک زدن وجود دارد، عضلات چهره انسان به اندازه کافی پیچیده و دارای قدرت می باشند که بیش از هزار حالت خاص را ترسیم می کنند. (فرهنگی، 1380، 290-292)
با توجه به مطالعات گسترده و در عین حال تا حدودی نزدیک به زمان ما، “چارلز داروین”22 یکی از پیشتازان این پژوهش هاست. او در مطالعات خود تلاش گسترده ای را برای اثبات یا نفی این فرضیه علمی به کار برده است که آیا رفتارهای منعکس در چهره انسان ها که به عواطف درونی آنها مرتبط است جهان شمول بوده و به عبارتی مبتنی بر ماهیت وجودی انسان ها بوده و از غرایز آنها نشات گرفته اند و یا اینکه از این مقوله منفک بوده و خود به عنوان پدیده ای آموختنی، از فرهنگ و محیط سرچشمه گرفته اند؟
یکی از روش هایی را که او برای تبیین علمی این فرضیه به کار برد، استفاده از تصویر بود. او با نشان دادن عکس هایی از چهره افراد، سوالاتی از نمونه های آماری خویش در مورد عواطف منعکس در تصویرها می کرد. در کتاب “بیان عواطف در انسان و حیوانات”23 که برای اولین بار در سال 1872 منتشر شد، “داروین” بخشی از نتایج پژوهش و یافته های خود را درباره رفتارهای بیان کننده عواطف و احساسات بشری به معرض قضاوت عموم نهاد. او بر این ادعا بود که در انسان ها همچون بقیه حیوانات بیشتر رفتارهایی که بیانگر احساسات و عواطف می باشند، غریزی بوده و از ماهیت وجودی آنها سرچشمه گرفته است و اساسا آموختنی نیست. (همان، 1380، 293)
تماس چشمی24
تماس چشمی در ارتباطات بین فردی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در تمام اشکال ارتباطی این پدیده اهمیت و قدرت خود را به منصه ظهور می رساند. چه در مصاحبه،‌ چه در سخنرانی و مباحثات و مذاکرات جمعی، همه و همه تماس چشمی علاوه بر انتقال مفاهیم فراوانی از فردی به فرد یا افراد دیگر بیانگر بازخوردهای متعددی است. تماس چشمی مناسب در فرهنگ های مختلف نشان دهنده اعتماد به نفس، صداقت، علاقه مندی و غیره می باشد. (فرهنگی، 1380، 294-295)
یکی از پژوهشگران به نام “آرجیل”25 خود به این تخمین دست زده است که در ارتباطات گروهی26 افراد بین 30 تا 60 درصد از وقت را صرف تماس چشمی با دیگران می کنند (10 تا 30درصد از نگاهها، خود فقط حدود یک ثانیه می شوند). (همان، 1380، 296)
نکته دومی که “آرجیل” بدان پرداخته است، یعنی بن]]>