فروش روانشناسی : نظریه شناختی استرس

۱- اول فرد موقعیت رو درک می کنه؛ ادراکی که ممکنه واقعی یا دستکاری شده[۱] باشه؛ ۲- یه آزمایش از موقعیت انجام می شه (براساس این آزمایش، موقعیت ممکنه خوب یا بد تلقی شه)؛ ۳- در مورد توانایی و کنترل موقعیت، آزمایش صورت میگیره؛ ۴- در آخر فرد تصمیم میگیره که چه کاری انجام بده و با چه نوع احساس و فعالیتی جوابگو باشه.

هر کدوم از این مراحل می تونه عکس العمل فرد رو نسبت به موقعیت استرس زا به وجود آورد. این عکس العمل براساس تجربه های قبلی فرد، الگوهای مشاهده ای که در موقعیتای مشابه داشته، درک فرد (واقعی یا دستکاری شده)، باورها، رد و در آخر نتیجه گیری ای که فرد می کنه، متغیر هستن (تاکر- لاد، ۲۰۰۰). براساس این دیدگاه، ترسا و اضطراب غیر واقعی بر اثر الف) تهدید درک شده بسیار بزرگ نمایی آمیز و ب) کم بودن توانایی فرد واسه مقابله با تهدید و ج) هر دوی این موارد به وجود میاد.

استرس

بر اساس گفته لازاروس(۱۹۸۶) استرس با همه موارد و خواسته هایی که به سیستم داخلی فرد فشار وارد میارن، سروکار دارن. این سیستم می تونه سیستم جسمی، اجتماعی، روانی و یا حتی جواب هر کدوم از این سیستما به محرک، رو شامل  شه. در واقع در دیدگاه ایشون، این که فرد یه اتفاق رو آسیب زننده، تهدید کننده و رقابت انگیز آزمایش و یا تفسیر کنه، عکس العمل فرد رو به وجود میاره. اینجور نظری سه جزء مهم یه مدل واسه استرس رو به وجود می آورد: ۱) خواسته ها بر سیستم فشار وارد میارن؛ ۲) نوعای جورواجور آزمایش یا درک از تهدید هست؛ و۳) اهمیت جواب سیستم رو هم مورد تایید قرار میده. این که، خواسته ها بر سیستم فشار وارد میارن، نشون دهنده به وجود اومدن نبود تعادل و توازن موقتیه. این خواسته ها فقط به دلیل عوامل خارجی به وجود بلکه در واقع نشونه ای از تعامل بین نیروهای خارجی و عوامل درون فردی یا درون سیستمی هستن (ترور، ۱۹۹۰).

۲-۱۲- منابع استرس

در درک استرس و به وجود اومدن نتیجه های اونم عوامل فردی و هم عوامل محیطی مشارکت دارن. رویدادهای زندگی، محیط اجتماعی، محیط کار و محیط طبیعی، عوامل محیطی حساب می شن و بازخوردها[۲]، صفات[۳]،مزاج،[۴] تجارب گذشته و نیازها، عوامل فردی هستن.

۲-۱۲-۱- عوامل محیطی

رویدادهای زندگی: در این گروه، کلی تحقیقات انجام شده به وسیله هولمز و راه س (۱۹۶۷) بوده. اونا رویدادهای خاص زندگی که باعث تغییر شده و فرد رو مستعد گرفتار شدن به بیماریهای مربوط به استرس می کنه، درجه بندی کردن (نقل از ترور، ۱۹۹۰). این رویدادا، شکل های جور واجور تغییرات مانند تغییر در سلامتی، ارتباطات خانوادگی، موقعیتهای زندگی و اقتصادی، تحصیلات و جز اینا رو شامل می شن. بالاترین درجه به بحرانهای اصلی زندگی از جمله مرگ داده شده و پایین ترین درجه مربوط به رویدادهای تقریبا بی اهمیت مانند رفتن به تعطیلات یا جریمه شدن تعلق داره.

اقتصاد

محیط اجتماعی: محققان بسیاری ( کسل[۵]، ۱۹۷۶؛ گانسترو ویکتور[۶]، ۱۹۸۸) باور دارن، آدمایی که جزیی از شبکه وسیع اجتماعی هستن کمتر تحت تاثیر رویدادهای استرس زای زندگی قرارگرفته و در نتیجه کمتر دچار مشکلات سلامتی مربوط به استرس می شن. درواقع بر اساس گفته اونا، سیستمای حمایتی مثل خونواده، گروه های کاری و ارتباطی، مقابله بهتر، بهبود و باز توانی رو آسون کردن می کنن و در واقع پشتیبانی اجتماعی در برابر رویدادای استرس زا به عنوان یه ضربه گیر عمل می کنه. آدمایی که تنها زندگی می کنن و با دیگه مردم تعامل ندارن نسبت به بیماریای طولانی، آسیب پذیرتر هستن و لینچ[۷] (۱۹۷۵) به این نتیجه رسید که افراد منزوی، مرگ قبل از موعد[۸] دارن (نقل از ترور، ۱۹۹۰).

مشکلات

محیط کار: بعدی از زندگی که بیشترمورد توجه محققان قرار گرفته، کار یا شغله . بالاتر از کسب درآمد، کار می تونه یه سری از نیازای اساسی آدم مانند تمرین ذهنی و جسمی، ارتباطات اجتماعی، احساسات مربوط به روش شخصی و اعتماد به خود رو ارضاء کنه. کار، در عین حال می تونه منبع استرس هم باشه. کوپر (۱۹۸۱) یه سری از این عوامل استرس زا رو در محیطای کاری ذکر کرده. موقعیت کاری ( صدای زیاد، دمای بالا، نور کم یا زیاد)، ابهام نقش (فرد اطلاعات لازم در مورد نقشی که باید اجرا کنه رو نداره)، مسوولیت، ارتباطات در محیط کاری و امثال اون (نقل از ترور، ۱۹۹۰).

محیط طبیعی: عوامل جور واجور در محیط فیزیکی یا طبیعی وجود دارن که باعث به وجود اومدن استرس می شن.  این محیطا خصوصیاتی دارن که سیستم سمپاتیک فرد رو برمی انگیزند و باعث جواب استرس می شن ( کوپر، ۱۹۸۱).

۲-۱۲-۲- عوامل فردی

بازخوردها و صفات: بعضی از بازخوردها و صفات در به وجود اومدن استرس نقش دارن. فریدمن و روزنمن[۹] (۱۹۷۴) در بررسی بیماران قلبی به این نتیجه رسیدن که تعداد خیلی از این بیماران، ویژگیای شخصیتی خاصی دارن و نتیجه گرفتن که این ویژگیا باعث دچار شدن به مریضی کرونر قلب که یه مریضی مربوط به استرسه، می شن. این گروه از افراد دارای چهار ویژگی اصلی هستن: الف) اضطرار زمان؛[۱۰] ب) دشمنی و خشم نا مناسب؛ ج) رفتارای چند گانه (تو یه زمان چندین کار رو با هم انجام میدن)؛ و د) تلاش واسه رسیدن به هدف بدون برنامه ریزی مناسب.

برنامه ریزی

مزاج: کلاریج[۱۱] (۱۹۸۵) نشون داد که ادما از نظر تحریک فیزیولوژیک یا عکس العمل نسبت به محرک متفاوتند. پس، همون طورکه افراد قد و رنگ موی خاص خود رو به ارث می برن، حساسیت سیستم عصبی خودمختار و چگونگی عکس العمل به استرس هم ارثی بوده و در افراد فرق داره. در نتیجه، تو یه موقعیت استرس زای برابر آدما به صور جور واجور جواب داده و اعضاء خاصی از بدنشون درگیر می شن. به طورمثال، ممکنه فردی در روبرو شدن با یه اتفاق استرس زا دچار ناراحتی قلبی شه، در حالی که کس دیگه ای عکس العمل پسیکوزی نشون بده (نقل از ترور،۱۹۹۰).

تجارب گذشته: تردیدی نیس که تجارب دوران کودکی نقش تعیین کننده در تشکیل باز خوردا، شخصیت و راه های مقابله با استرس داره. مدلای جور واجور روش های تربیتی والدین و تنوع جهان پیرامونی مستقیما روی دید فرد نسبت به یه موقعیت و چگونگی عکس العمل فرد اثر داره. ایجاد اطمینان (اعتماد) اولیه در فرد و هم اینکه ارتباطات اولیه مثبت در به وجود آوردن یه شخصیت بهنجار، واکنشای مفیدتر و در آخر سلامت روانی فرد موثره (ترور ۱۹۹۰).

تموم موارد گفته شده، نه فقط جزء عوامل ایجاد استرس هستن بلکه به صورت مجموعه ای فرد رو هنگام روبرو شدن با یه اتفاق استرس زا، هدایت می کنن.

۲-۱۳- پیامدها و آثار استرس

استرس، عمل وری فرد در قلمروهای اجتماعی، روان شناختی، جسمی و خانوادگی رو دچار مشکل می کنه. استرس نارضایتی شغلی، روانشناختی؛ مانند افزایش تحریک پذیری، اضطراب، تنش، و ناتوانی در کنترل خود، مشکل در روابط اجتماعی و خانوادگی و ضعف و سستی در اجرای موثر نقش حرفه ای یا نقش والدینی به وجود می آورد. با ضعیف کردن سیستم ایمنی بدن، فرد مستعد دچار شدن به بیماریها می شه و مفید بودن ایشون قبل و بعد از بروز مریضی کم میشه. استرس تغییرات رفتاری نامطلوبی مانند اعتیاد به مواد، مشروبات الکلی و یا داروها رو بوجود میاره، احتمال طلاق و خودکشی رو زیاد می کنه. استرس دراز مدت، بیماریهای طولانی مانند بالا رفتن فشار خون، بیماریهای قلبی، مریضی قند یا حمله های نفس تنگی و چیزای دیگه ای به جز اینا رو به دنبال داره؛ بیماریهایی که به صورت زودرس سلامت فرد رو دچار اختلال می کنن و در موارد شدید به مرگ نابهنگام منتهی می شن ( استورا، ۱۳۷۹).

سلیه[۱۲] (۱۹۷۵)، یکی از اولین کسائی بود که کوشید تا بیماریهای جسمی به وجود اومده توسط استرس رو با عنوان ”  نشانگان عمومی سازش ”  توضیح بده. سلیه به سه مرحله اصلی که فرد در شرایط استرس زا در اونا قرار میگیره، اشاره کرد: ۱) عکس العمل اخطار[۱۳]: دراین مرحله یه شوک اولیه ناچیز به وسیله یه شوک و ضربه دوطرفه دنبال می شه که طی این عمل عملکرد دفاعی فرد به کار میفته و فعال می شه؛ ۲) مقاومت[۱۴]: مرحله یکی بودن کامل و موفقیت آمیزی که طی اون فرد تعادل خود رو باز پیدا میکنه. با اینحال، اگه فشار ادامه داشته باشه و یا عملکرد دفاعی به کار نیفتد، فرد به مرحله سوم می رسه و ۳) فرسودگی[۱۵]: در این مرحله، عملکرد تطابقی دچار اختلال شده و به طور کامل از بین میره (کوپر، ۱۳۷۳). در دیدگاه سلیه ، استرس از پایه یه جواب فیزیولوژیکه. ایشون به این معنی پایبنده، هر چند ایشون آثار استرس بر فرد رو به دو صورت اثر مطبوع (یوسترس[۱۶]) و اثر نامطبوع (دیسترس[۱۷]) جدا می کنه، اما چون استرس اول از طرف عامل مهاجم در نظرگرفته شده بود آثار اون بر فرد نمی تونست مطبوع باشه (استورا، ۱۳۷۷).

در پاره ای از متون کلی ترین علایم و نشونه هایی رو که به واسطه اونا میشه استرس رو تشخیص داد به توضیح زیرتعریف کردن: الف) اشکال در تفکرصحیح وعاقلانه و در نظرگرفتن همه جنبه های جور واجور یه مشکل؛ ب) خشکی و نبود انعطاف درنگرش؛ ج) خشونت نا مناسب و تحریک پذیری؛ د) تنهایی و ترک بستگان؛ ه) سیگارکشیدن بیش از اندازه؛ و) ناتوانی در کنترل خود در کار نوشیدن الکل و حفظ آرامش لازم و یا نیاز به استفاده ازقرصای خواب آور( کوپر، ۱۳۷۳).

نتیجه استرس تنها فرد رو درگیر نمی کنه بلکه اگه فردی دچار استرس شه، خونواده اون هم تحت تاثیر این عامل قرارخواهند گرفت. اگه فردی از اعضای خونواده که مسوولیت اداره خونه رو رو دوش داره، نشونه ها و علایم بروز استرس رو از خود نشون بده، تموم روابط خانوادگی تحت تاثیرآن قرارگرفته و از هم پاشیده می شه.

[۱]. distorted

[۲]. attitude

[۳]. traits

 

[۴]. temperament

[۵]. Cassel

[۶]. Victor & Ganster

[۷]. Lynch

[۸]. die prematurely

[۹]. Friedman & Rosenmahn

[۱۰]. intense of time urgency

[۱۱]. Claridge

[۱۲].  Selye

[۱۳]. alarm reaction

[۱۴]. resistance

[۱۵]. exhastion

[۱۶]. eustress

[۱۷]. distress