روانشناسی در مورد : دلالت­های بالینی حضورذهن

۲-۲۰-۲- افزایش عاطفه­ی مثبت

با اینکه خیلی از انجام­دهندگان دراز مدت مراقبه، سطوح بالایی از آرامش و خوشحالی و راضی بودن رو به عنوان نتیجه­ی تمرین مراقبه گزارش کرده­ان، امتحان عینی، امید به کمّی کردن رابطه بین حضورذهن و عاطفه­ی مثبت رو سخت می­سازه. با این حال، بعضی تحقیق­ها اشارات کمی رو نشون می­دهد که تمرین حضورذهن ممکنه به برانگیختن عاطفه­ی مثبت در مورد جمعیت­های بالینی کمک کنه. ریچارد دیویدسن و همکاران الگوهای EEG رو در حالت استراحت در آزمودنی­های سالم، قبل و بعد از ۸ هفته دخالت­ی MBSR با یه گروه کنترل (دیویدسن، کابات­زین، چاماچر، روسن­راز و مولر[۴]، ۲۰۰۳) مقایسه کردن. دیویدسن قبلاٌ نشون داده بود که EEG مریضایی که از افسردگی و اضطراب رنج می­برند در حالت استراحت در نیمکره­ی راست مغز افزایش نشون داده، در حالی که آزمودنی­های سالم فعالیت بیشتری در نیمکره­ی چپ دارن. با اینکه این تحقیق در مقیاسی کوچیک بود، یافته ها نشون داد که الگوهای EEG  پس از هشت هفته تمرین و موندگاری  MBSR به مدت سه ماه، می ­تونه تغییر جهت الگوهای EEG به سمت چپ رو در حالت استراحت نشون بده. به صورت معنادارتری، تغییرات دیده شده با بهبود سیستم ایمنی اتحاد داشته. هم اینکه، تحقیق گذشته  EEG  با بهره گرفتن از MBSR روی یه گروه ۲۲ نفره بیماران زیاد خودکشی­گرا نشون داد که ممکنه عاطفه­ی مثبت وقتی به وسیله­ی افزایش فعالیت EEG اندازه ­گیری شه به طور معناداری در شرایط MBSR به اندازه­ درمان عادی باشه. این نشون می­دهد که موفقیت MBSR ممکنه تا حدی به افراد کمک کنه تا الگوی ثابت هیجانی فعالیت مغزی رو موندگاری بدن (بارنهوفرو همکاران، ۲۰۰۷؛ به نقل از دیدونا، ۲۰۰۹٫(

اضطراب

۲-۲۱- کاهش جواب دهی به استرس

استرس

ایجاد آرامش، توانایی مراقبه­کننده رو واسه تجربه­ی حوادث منفی با عکس العمل­پذیری کمتر افزایش می­دهد. گلمن و شوارتز (۱۹۷۶؛ به نقل از دیدونا، ۲۰۰۹) این فرضیه رو ارائه دادن که مراقبه­کنندگان در مقایسه با گروه کنترل باید جواب­دهی فیزیولوژیکی کمی به محرک ناخوشایند نشون بدن. واسه آزمون این فرضیه، اون­ها جواب هدایت قشری(SCR)  رو در حالی که آزمودنی­ها تصاویر حوادث کارخانه چوب رو دیدن، در مراقبه­کنندگان و گروه کنترل اندازه ­گیری کردن. SCR  مقدار عرق تولید شده رو به عنوان نشونه­ی تحریک خودکار اندازه ­گیری کرد. در مقایسه با گروه کنترل­، آزمودنی­های مراقبه در شروع کمی بیشتر در SCR  افزایش نشون دادن، اما بعد از اون سریع­تر به خط پایه برگشتن­، که نشون دهنده­ی این بود که آزمودنی­های مراقبه جواب شدیدتری به تصاویر منفی داشتن­، اما سریع­تر تونستن اون تصاویر رو رها کنن و به حالت آرامش ذهنی و تعادل برگردن. شاید این آزمودنی­ها کمتر مشغول نشخوار افکار می­شدن که تحریک خودکارشان رو موندگاری می­داد.

۲-۲۲- افزایش توان شناختی

فایده­ی بالقوه­ی مهم دیگه مراقبه­ی منظم حفاظت در مقابل نازک شدن قشریه که معمولاٌ در سن پیری رخ می­دهد. در تحقیق لازار، کر، واسرمان، گرای و گرو، (۲۰۰۵)، این  نتیجه بدست اومد که در میان انجام­دهندگان مراقبه، یه ناحیه­ی کوچیک از کرتکس پیش پیشونی در نتیجه­ی نازک شدن قشری وابسته به سن عادی نازک می­شه. این نشون می­دهد که مراقبه ممکنه در مقابل نازک شدن قشری که معمولا با سن رابطه داره حفاظت کننده باشه.

۲-۲۳- ریشه ­های حضورذهن

حضورذهن روشی واسه جهت­دهی توجهه که از سنت­های مراقبه­ی شرقی مخصوصا بودایی سر می­گیرد و معمولاٌ به عنوان تمرکز ارادی یه فرد بر اتفاق تجربه شده در لحظه­ی حاضر به روشی بدون قضاوت یا پذیرش­مندانه توصیف شده (کابات-زین، ۱۹۹۰؛ به نقل از بائر، ۲۰۰۶).

این سنت­ها مراقبه­ی حضورذهن رو به عنوان روشی در دسترس واسه همه به خاطر کاهش رنج و تقویت رشد کیفیت­های مثبت مانند آگاهی، بینش، معرفت، مهربانی، و عدالت توصیف می­ کنه (گلدشتاین، ۲۰۰۲؛ کابات-زین، ۲۰۰۳؛ به نقل از بائر، ۲۰۰۶). در دهه­های گذشته، کارشناسان و تحقیق­گران بهداشت روانی غربی عقیده دارن که ایجاد حضورذهن می ­تونه واسه آدمایی که از دامنه­ی بزرگی از مشکلات رنج می­برند اما بدون توجه به اقتباس اصطلاحات یا سنت­های بودایی، به درد بخور باشه. به وسیله­ی معنی­سازی تمرین­های مراقبه­ی حضورذهن سنتی به عنوان مجموعه ­ای از مهارت­هایی که می ­تونه به صورت جداگونه از هر نظام باور مذهبی آموخته شه، تحقیق­گران و کارشناسان، آموزش حضورذهن رو به وسیله­ی ترکیب اون با دخالت هایی که به صورت رو به رشد در مجموعه­های بهداشت روانی و پزشکی ارائه می­شن در دسترس جمعیت­های غربی قرار داده­ان.

مشکلات

۲-۲۴- فرق حضورذهن با مراقبه­ی عالی

مراقبه­ی حضورذهن از رویکردهای مراقبه­ای بر اساس تمرکز (مانند مراقبه­ی عالی) که لازمه محدود کردن توجه شخصی به محرک واحدی مانند یه واژه یا یه هجا (مثلا، یه ذکر)، صدا، وسیله، یا حس می­باشه، فرق داره. وقتی که توجه منحرف می­شه، دوبارهٌ به سرعت به شی مورد نظر برگردونده می­شه. منحرف شدن، حواس­پرتی در نظر گرفته می­شه، و هیچ توجهی به وجود محرکی که منتهی به حواس­پرتی شده نمی­ شه. دستورالعمل در مراقبه­ی حضورذهن بیشتر با تمرین­های بر اساس تمرکز شروع می­شه که شرکت­کنندگان روی محرک خاصی (مثلا، تنفس) تمرکز می­ کنن و هر زمان که فهمیدن توجه­شون منحرف شده اون رو باز می­گردونن. بعد دستورالعمل حضورذهن تا تمرین­هایی شامل مشاهده­ بدون قضاوت تغییر دائم جریان محرک شامل افکار، خاطرات، خیال­پردازی­ها، حس­های بدنی، ادراکات، هیجان­ها، و امیال پیش می­رود. در این تمرین­ها، منحرف شدن ذهن فقطٌ رویدادی واسه مشاهده شدنه. شرکت­کنندگان یاد می­گیرند تا به همه­ی این رویدادها بدون قضاوت کردن درمورد رابطه­ اون­ها با ارزش یا اهمیت، توجه کنن. این حالت مشاهده­ بدون قضاوتِ تغییر دائم جریان محرک، بیشتر توجه محض یا آگاهی انتخابی نامیده می­شه (کابات-زین، ۱۹۸۲؛ به نقل از بائر، ۲۰۰۶).

یعنی، مراقبه رو می­توان هم به عنوان یه روند و هم به عنوان یه حالت تعریف کرد. براساس تعریف سوترای یوگا، مراقبه عمل تفکر داخلی و حالتی بینابین توجه صرف به یه موضوع و جذب کامل در اون می­باشه. بعضی بیان کرده ­ان که به صورت کلی می­توان مراقبه رو با دو ویژگی اصلی شمرد: دقیق شدن و فوکوس کردن وحضورذهن. مراقبه به صورت تمرکز شامل متمرکزسازی توجه روی یه موضوع خارجی (مثلا دقیق شدن و فوکوس کردن روی شمارش اعداد یا بازبینی تنفس، از برخواندن یه مانترا یا تصویرپردازی این فرایندها در بدن)، حفظ ذهن روی یه موضوع و افزایش شفافیت و آگاهی می­باشه. در این نوع از مراقبه افراد تمرکز توجه خود رو محدود می­ کنن. سبک­های خاصی که واسه این کار بکار گرفته می­شن عبارتند از مراقبه­ی عالی، کی یونگ یوگا، یوگا نیدرا، در مقابل مراقبه­ی حضورذهن شامل گسترش توجه به روش­ای غیر قضاوتی و غیرواکنشی واسه آگاه شدن از تجارب حسی، ذهنی و هیجانی می­باشه. این فوت وفن نیاز به گسترش دادن آگاهی داره. شکل­های اصلی حضورذهن به صورت ذن و مراقبه­ی ویپاسانا می­باشه (به نقل از کوستانسکی و هاسد، ۲۰۰۸).

در مراقبه­ی ویپاسانا افراد نقش مشاهده­گری رو واسه افکار و حس­های بدنی­شون پیشرفت می­ بدن. هدف اولیه باقی موندن در لحظه­ی حال و هدف پایانی افزایش آرامش و تعادل یعنی پیشرفت­ی حالتی از پذیرش، و غیر قضاوتی بودنه که وابسته به آگاه شدن از افکار و احساسات جسمی می­باشه. مراقبه­ی ذن متمرکز بر حذف افکار مزاحمیه که مزاحم فرایندهای قضاوت­گری شناختیه که واسه رسیدن به حالت گسترده­تری از هشیاری نیاز می­باشن. در مورد رابطه­ این دو نوع مراقبه بیش­تر قائل به رابطه­ای پیوستاری­ان تا طبقه­ای (به نقل از کوستانسکی و همکاران، ۲۰۰۸). در مراقبه­ی عالی هدف بیش­تر افزایش توانایی مریض واسه متمرکز شدن می­باشه در حالی­که در مراقبه­ی حضورذهن مهمترین موضوع ایجاد انعطاف­پذیری در توجه کردن و برگردوندن توجه به محلیه که در اون تمرکز صورت گرفته؛ یعنی علاوه بر تمرکز انتخابی، تغییر جهت دادن و پیشرفت­ی حالت­های توجه گسترده هم مورد توجه می­باشن.

الان رویکردهای حضورذهن واسه دامنه­ی بزرگی از جمعیت­ها از مشکل­های روانی یا شرایط پزشکی تا کاهش استرس و افزایش بهزیستی به­کار می­رود. مراقبه هم می ­تونه در نوعای جورواجور که حضورذهن یه جور از اون هستش، درمان مفیدی واسه مریضی­های نفس (شامل مریضی­های اراده، منش و قضاوت) باشه.

[۱]. Jain, Shapiro, Swanick, Roesch & Mills

 

[۲]. Farb, Segal, Mayberg, Beam & Mckeon

[۳]. Davidson

[۴]. Davidson, Kabat Zinn, Schumacher, Rosenkranz & Muller

[۵]. Goleman & Schwartz

[۶]. Lazar, Kerr, Wasserman, Gray & Greve

[۷]. Goldstein

[۸]. Transcendental Meditation

[۹]. Bare attention

[۱۰]. Choiceless Awareness

[۱۱]. Kostanski & Criag Hassed