روانشناسی ذهن آگاهی و آسیب‌شناسی

همون طور که در اول تصور می شد، برنامه پیچیدگی زدایی بر اساس ذهن آگاهی، اهمیت زیادی واسه تشخیص های پزشکی یا روان پزشکی موقع آزمایش مراجعه ها قائل نبودن، به به جز متقاضیانی با شرایط ضعیف کننده روانی ) جنون، افسردگی عمیق ) که ظرفیت اون ها واسه مشارکت درگیران رو محدود می کرد. ریسمون مشترکی که شرکت کنندگان رو باهم نگه می داشت، تجربه مشترک رنجی بود که اون ها به دنبال آرامش و نابود کردن اون بودن. یه رابطه باحال بین رنج به شکل تصور شده در بودا و معنی غربی پیچیدگی هست. هردوی این ها به یه حالت گسترش یافته و ناخوشایند از بودن اشاره دارن که ما از اون، به دنبال آرامش هستیم و هر دو یه عقیده رو درخشش میدن که نشون میدن شرایط، اون طور که ما انتظار یا تمایل داریم باشن، نیستن. همون طور که قبلاً گفته شد، اثر درد و رنج یا پیچیدگی طولانی مدت می تونه باعث ایجاد احساس «ضعیف کردن روحیه» شه. اصطلاحی که به وسیله فرانک و فرانک[۳] (۱۹۹۱) واسه تعیین مشخصات یه حالت کلی عکس العمل و کناره گیری، مورداستفاده قرار گرفت. در هسته درد و رنج، اینه که بخوایم چیزها متفاوت از چیزی که می یابیم باشن، درحالی که جوهره پیچیدگی، همون طور که در مدل تبادلی تأثیرگذار لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴) مشخص شد، احساس ناتوانی واسه مقابله با شرایط، طوری که اون ها رو درمی یابیم، است. احساس نارضایتی که در هر دو مورد مشترکه، قابل توجهه و یه نقطه ورود جذاب و باحال رو واسه گسترش ذهن آگاهی ارائه می دهد که تأکید اون بر پذیرش واقعیت لحظه کنونیه متمرکز کردن توجه به این شکل، به محدود کردن دامنه هوشیاری کمک می کنه و مقدار (باروبنه) شناختی- تفکر نشخواری، حدسی و وسواسی غیر سازنده رو که می تونه به راحتی تا حالت های دیستونیک پیچیدگی، اضطراب و افسردگی پیش رود رو محدود می کنه که بارکوک (۲۰۰۲) به اون اشاره کرده ان. برعکس، به طور خاص به نظر می رسد که تغییرات مثبت وقتی رخ میدن که شخص قادر به رها کردن مقابله واسه تلاش واسه تغییر، باشه. این دیدگاه، نهفته در هسته مدل های دخالت ای بر اساس پذیرش معتبر تجربی اخیره (هایز، ۲۰۰۴؛ به نقل از هربرت و فورمن، ۲۰۱۰). به نظر تیزدل، سگال و ویلیامز[۴] (۱۹۹۵) کنترل تهای کنترل توجه که در مراقبه حضور ذهن آموخته می شن می تونن در پیشگیری از برگشت دوره های افسردگی اساسی به درد بخور واقع شن. نظریه پردازش اطلاعاتی اون ها در مورد برگشت افسردگی بیان کننده اینه که آدمایی که دوره های افسردگی اساسی رو تجربه کرده ان، نسبت به حالت های ملایم خلق ملال انگیز آسیب پذیرن و این حال تنها ممکنه، الگوهای تفکر دپرس رو که مربوط به دوره یا دوره های قبلی افسردگیه، دوبارهً فعال کنن (بائر، کارمودی، عارسینگر[۵]، ۲۰۱۲)

افسردگی

دلایل محکمی هست که پیچیدگی می تونه منتهی به نتیجه های منفی متفاوتی مثل مریضی های جسمی، مشکلات روانی یا احساس فرسودگی در افراد شه (کابات زین، ۲۰۰۳). از طرف دیگه، دیدگاه های جدید در مورد پیچیدگی به جای دقیق شدن و فوکوس کردن بر وجود پیچیدگی، به نقش منابع روان شناختی فرد در رویارویی با عوامل فشارزا تأکید داره چون از این روش، می توان تصمیمات درمانی مناسب رو واسه کمک به فرد تحت فشار درست کرد (مسعود نیا،۲۰۰۷). درواقع، واسه فردی که تحت شرایط پیچیدگی زا قرار داره، آزمایش سطوح پیچیدگی و روش های مقابله با پیچیدگی مهمه. پیچیدگی بالا، همیشگی و طولانی مدت، می تونه منتهی به اختلاف در فرد شه و مشکلات جسمی و هیجانی مثل نبود رضایت فرد از خود، احساس شکست، اضطراب، تنش شدید، شکست، افسردگی و کیفیت زندگی بد رو واسه فرد به دنبال داشته باشه (ون وکیم، ۲۰۰۲ به نقل از صناعی،۲۰۱۲)؛ پس چگونگی مقابله افراد با پیچیدگی از شدت و زیادی اون مهم تره. روش های مقابله افراد با شرایط و موقعیت های پیچیدگی زا، فرق داره و واسه کاهش این پیچیدگی که راه انداز بقیه مشکل ها و مشکلات در زندگی اون هاست، به کار گیری درمان های روان شناختی خیلی خیلی مهمه. یکی از نوآوری ها در درمان های روان شناختی، به خاص درمان سرطان، ترکیب سنت های الهی شرق، ازجمله فنون مراقبه تفکر نظاره (ذهن آگاهی) با رفتاردرمانی شناختی- سنتیه که از این ترکیب به عنوان موج سوم روان درمانی یاد می شه (هایز، لوما و بوند[۶]، ۲۰۰۶) و واسه پیشگیری از پیچیدگی و افسردگی به کار می رود (گروسمن[۷]، نیمان[۸]، اشمیت[۹] و والاچ[۱۰]، ۲۰۰۴؛ کارلسون، اوسولیک، گودی، آنجن و اسپیکا[۱۱]، ۲۰۰۱؛ اسمیت، ریچاردسون، هافمن و پیلینگتون، ۲۰۰۵؛ ایوانز، ۲۰۰۶؛ کاویانی، ۲۰۰۳). ذهن آگاهی، یه آگاهی پذیرا و بدون قضاوت از وقایع جاریه (ریان[۱۲] و براون، ۲۰۰۳). آگاهیی که براثر توجه روی هدف، در لحظه جاری، بدون استنتاج لحظه به لحظه ایجاد می شه (کابات – زین، ۲۰۰۵).

مشکلات

افراد ذهن آگاه، واقعیات داخلی و خارجی رو آزادانه و بدون دستکاری درک می کنن و توانایی زیادی در رویارویی با دامنه گسترده ای از تفکرات، هیجانات و تجربه ها ) مثل مورد پسند و ناخوشایند ) دارن (براون[۱۳]، ۲۰۰۷).

ذهن آگاهی، مشاهده محرک های داخلی و خارجی همون گونه که اتفاق می افتد بدون هیچ گونه قضاوت و پیش داوریه و درواقع مهارتیه که به افراد اجازه می دهد در زمان، حال، حوادث رو کمتر از اون اندازه که ناراحت کننده س، دریافت کنن (کابات زین، ۲۰۰۲، روبینز[۱۴]،۲۰۰۲، بایر[۱۵]، ۲۰۰۳، بورکووک[۱۶]، ۲۰۰۲).

ذهن آگاهی نه فقط به وسیله آسون کردن آزمایش روند مثبت، باعث کم شده های زیان بار به وجود اومده توسط شرایط پیچیدگی زا می شه بلکه هم اینکه از راه عادت زدایی به کار گیری راهبردها مقابله ای ناجور باعث کاهش مشکلات مربوط به شرایط پیچیدگی زا می شه. سبک های مقابله ای به درد نخور، مثل فاجعه سازی رابطه مستقیمی با مریضی های خلقی داره. با اینکه رابطه اون هنوز به درستی مشخص نیس ولی مشکلات هیجانی مربوط به پیچیدگی هم در اثر به کار گیری راه های مقابله ناجور، پایدارتر می شه. آموزش ذهن آگاهی، بر کاهش افسردگی، اضطراب و سازگاری روان شناختی مؤثره (بوالمیجر[۱۷]،۲۰۱۰). هسته پیچیدگی زدایی بر اساس ذهن آگاهی بر آموزش مراقبه ذهن آگاهی و کاربرده های اون واسه زندگی روزانه و مقابله با پیچیدگی، مریضی و درد متمرکزه (روزنزویگ[۱۸] و همکاران، ۲۰۱۰).

اضطراب

معنی ذهن آگاهی بیشتر از دو هزار سال قدمت داره. پایه های این معنی رو می توان در قدیمی ترین متن های بودائی ردیابی کرد. ذهن آگاهی با آرامش ذهنی و روان شناختی و سلامت روانی رابطه مثبت داره درحالی که خودآگاهی با اندازه پایین آرامش روان شناختی ربط داره (هافمن و اسنانی[۱۹]، ۲۰۱۲).

کاهش پیچیدگی بر اساس ذهن آگاهی، دخالت ای رفتاریه که بر مبنای توجه و تمرکز به خود استوار هست. تمرینات به صورت دقیق شدن و فوکوس کردن روی افکار، احساسات و درک انجام می شه. این مهارت ها از راه دقیق شدن و فوکوس کردن روی تنفس تا تموم فعالیت های زندگی حاصل می شه. پیچیدگی زدایی بر اساس ذهن آگاهی با تغیر درک ادما از حوادث پیچیدگی زا و افزایش توانایی اون ها در کنترل زندگی، به افراد کمک می کنن. ذهن آگاهی شامل نظم، انضباط و آگاهی لحظه به لحظه از زندگی روزانه س (کابات زین، ۲۰۰۳).

کبات زین (۲۰۰۳) پیشنهاد می کنه که در مراقبه و نشستن های طولانی مدت و بدون حرکت، روی حس های درد در بدن و مفاصل تمرکز کنه و بدون تکون خوردن و نشون دادن عکس العمل های هیجانی به این دردها، فقط نظاره گر باشن. ایشون یادآوری می کنه که این مشاهده گری می تونه جواب های هیجانی رو که به وسیله درد فراخوانی شده ان، کم کنه؛ پس تمرین مهارت ذهن آگاهی، توانایی مراجعه کنندگان، واسه تحمل حالت های هیجانی منفی رو افزایش می دهد و اون ها رو به مقابله مؤثر قادر می سازه (بائر، ۲۰۰۳).

این برنامه به منظور کاهش اضطراب، پیچیدگی، فرسودگی و افسردگی طراحی شده. تحقیق ها اثبات کرده ان که هشیاری دست کم به اندازه دارو و یا مشاوره می تونه در مقابله با این مشکلات مؤثر واقع شه؛ پس بهتره اول ببینیم هشیاری چیه؟ هشیاری تنها توجه کامل و همه جانبه س. تمرین هشیاری شامل توجه کامل به جریان طبیعی تنفسه. دقیق شدن و فوکوس کردن بر نفس به این ترتیب به شما امکان می دهد که به مشاهده افکاری که در ذهنتون ظاهر می شن، بپردازید و به تدریج دست از درگیر شدن با اون ها وردارین. این تمرین به شما کمک می کنه به این درک عمیق دست پیدا کنین که افکار و احساسات ازجمله افکار و احساسات منفی گذرا هستن؛ می آیند و می روند و درآخر حق انتخاب دارین که براساس اون ها دست به عمل بزنین یا نه (کابات زین، ۲۰۱۲).

هشیاری یه جور مشاهده بدون انتقاد و همراه با عطوفت نسبت به خودتونه. وقتی که غم یا پیچیدگی ای در سرتون چرخ می زند، به جای اینکه با اون به عنوان موضوعی شخصی برخورد کنین یاد می گیرید اون رو مثل ابر سیاهی در آسمون ذهنتون ببینین و با کنجکاوی و دوستانه دنبالش کنین تا از آسمون گذر کنه (بوچر[۲۰] و همکاران، ۲۰۱۳).

تحقیقات علمی نشون داده ان که هشیاری نه فقط از افسردگی پیشگیری می کنه، بلکه اثر مثبتی بر الگوهای مغزی پایه ای اضطراب، پیچیدگی، افسردگی و تحریک پذیری روزمره داره. وقتی که این افکار منفی ظاهر می شن، به سادگی پنهون می گردند. تحقیقات دیگه نشون داده ان که آدمایی که به طور منظم به تمرین هشیاری می پردازند، حافظه بهتر، خلاقیت بیشتر و زمان عکس العمل بالاتری دارن. چیزی که در تمرین هشیاری اهمیت داره، خود زندگیه نه مدت وقتی که ما صرف انجام تمرین روی زمین یا صندلی می کنیم نکته مهم یادگیری اینه که چیجوری لحظه به لحظه در زندگی مون بیدار و هشیار باشیم و ازاین رو توجه کردن همیشگی و لحظه به لحظه درزمان روز، از چیزای مهم تمرین هشیاریه؛ اما خبر خوب اینه که می تونیم بدون اضافه کردن باری به برنامه ای شلوغ زندگی مون، تمرین رو به لحظات روزمره مون اضافه کنیم. می تونیم نام این لحظات رو بذاریم “توقف های هدف دار ” کاری که می خواهیم انجام بدیم فقطً توقف نیس، بلکه توجه به هر اون چیزیه که وقتی متوقف می شیم، می تونه موردتوجه واقع شه. واسه انجام این کار کافیه هروقت ذهن درگیر وقایع احتمالی آینده و یا اتفاقات گذشته می شه، جهت اون رو به این لحظه تغییر بدیم. این کار به یه جور موندگاری بخشیدن به تمرین رسمی هشیاریه که روی زمین و یا صندلی انجام می شه. این “توقف های هدف دار ” به ما کمک می کنن که از روی تردمیل زندگی پیاده شیم و فضایی رو واسه دست زدن به انتخاب های با آگاهی تر واسه خود به وجود بیاریم. همراه با هر کدوم از توقف های با آگاهی، از دور شدن توجه خودآگاه باشین و هر بار متوجه می شید آگاهی تون از این لحظه دور شده، دوبارهً اون رو به این لحظه برگردونین (کابات زین، ۲۰۰۳).

شرکت کنندگان در برنامه کاهش پیچیدگی براساس هشیاری در محیط کار، تغییرات متنوعی رو در رفتارای جسمی و روانی و هم نگاه های خود نشون میدن که به طور مستقیم با تغییر کارکرد کاری اون ها ربط داره. این تغییرات شامل افزایش توانایی جواب دهی با آگاهی به موقعیت ها به جای عکس العمل نشون دادن صرف نسبت به اون ها، عطف توجه و تمرکز بیشتر به کار و نظارت بر سطوح پیچیدگی خود و برداشتن قدم هایی مؤثر به منظور توجه به اون هستش (کابات زین، ۲۰۰۳).

[۱]. Herbert

[۲]. Forman

[۳]. Frank & Frank

[۴]. Segal & Williams

[۵]. Baer, Carmody, Hunsinger

 

[۶]. Hayes, Luoma, Bond

[۷]. Grossman

[۸]. Niemann

[۹]. Schmidt

[۱۰]. Walach

[۱۱]. Carlson, Ursulia, Goodey, Angen & Speca

[۱۲]. Ryan

[۱۳]. Brown

[۱۴]. Robins

[۱۵]. Baer

[۱۶]. Borkovec

[۱۷]. Bohlmeijer

[۱۸]. Rosenzweig, Greeson, Reibel, Green, Jasser, & Beasley,

[۱۹]. Hofmann, Asnaani

 

[۲۰]. Boettcher