ذهن آگاهی

ذهن آگاهی در غرب از دهه ۱۹۷۰ موردتوجه قرار گرفت. از اون زمان به بعد بیشتر از ۲۴۰ برنامه بر اساس ذهن آگاهی در آمریکای شمالی و اروپا انجام شد. به خاطر همین در سالهای گذشته، تعدادی از محققان ترکیب رویکردهای بر اساس ذهن آگاهی رو بـا دخالت های شناختی-رفتاری موجود، پیشنهاد کرده ان (کایون، هایز و ویلسون،۲۰۰۳؛ کاتز، بنسون، بورسینکو و بنسون، ۱۹۸۵؛ به نقل از ویتفیلد، ۲۰۰۶).

 

ذهن آگاهی توجه کردن قاطعانه نسبت به کارها در زمان حاضره که ما تابه حال طور دیگری به اون ها توجه کرده ایم. نمونه هایی از این امور شامل باخبر شدن از تنفس، درد پشت گردن، افکار منفی و نگرانی درباره چیزی که شما می خواهید فردا انجام بدین و شامل تمرکز تکراری و دوباره ذهن در زمان حاضره. هر فکر، احساس یا حس هایی که وارد توجه شما می شه به همون گونه که هست مورد تائید و پذیرش قرار می گیرد. این عکس العمل پیشگیرانه، واسه افکاریه که شما رو غمگین یا مضطرب می کنه و به شما کمک می کنه تا به حالت تعادل بعد از هیجان های تجربه شده منفی برگردین (بایرون[۴]، ۲۰۰۶).

هشیاری نیاز به شبکه پیچیده ای از عناصر با اتصالات داخلی سلول های عصبی داره. زیر لایه جسمی، عقده تالاموس_قشری که هشیاری رو با محتوای دقیقش جفت و جور می کنه در هفته ۲۴ ام تا ۲۸ ام بارداری ایجاد می شه. خیلی از عناصر مدار موردنیاز واسه هشیاری در سه ماهه سوم بارداری ایجاد می شه. ویژگی کیفی با احساسات خام برابر دونسته می شه و باتجربه رنگ قرمز وقتی که یه گوجه قرمز رو می ببینن و یا بامزه شیرینی خاصی که هنگام چشیدن آناناس با اون مواجه می شید توضیح داده می شه. نوع ویژگی کیفی مربوط به هشیاری به حالت های حسی محدود نمی شه بلکه به عنوان یه جنبه حالت های تجربی مانند تجربه، افکار و تمایلات در نظر گرفته می شه (ویتفیلد، ۲۰۰۶).

آناناس

۲-۱۵- گذشته ذهن آگاهی در درمان

رشته روانکاوی، پا به پای روان شناسی بودائیت رشد کرده. فروید در مکاتبات خود با یکی از دوستانش بیان می کنه که فلسفه شرق با اون در اختلاف بوده ) اپستین، ۱۹۹۵)؛ اما این مشکل باعث توقف نوشتن فروید در مورد تمدن و نارضایتی از اون نشد تا جایی که ایشون مراقبه رو یه تجربه واپس رونده عنوان می کنه. الکساندر[۵] (۱۹۳۱) در تألیفات خود بیان کرده که آموزش بودائیت یه جنون ساختگیه. از دیگر نظریه پردازان روانکاوی یونگ (۱۹۹۲- ۱۹۳۰) بوده که تفسیری در مورد کتاب تبتیان در مورد مرگ[۶] نوشت که موجب برانگیختن حس کنجکاوی در مورد روان شناسی شرق گردید. قبل از ۱۹۹۵، فروم[۷] و هورنای[۸] در مورد مکتب ذن[۹] گفت وگوهایی باهم داشتن. در سال ۱۹۹۵ اپستین کتاب » افکار بدون متفکر[۱۰] » رو نوشت که علاقه کارشناسان بالینی در روان کاوی به روان شناسی بودائیستی رو به خود جلب کرد. این علاقه مندی ادامه پیدا کرد تا وقتی که یکی از روان شناسا دانشگاه هاروارد به نام داس[۱۱] کتاب » اینجا باش «[۱۲] (۱۹۷۱) رو به رشته تحریر درآورد. این ترکیبی از عقاید هندو و بودائیستی بود و بالغ بر یه میلیون نسخه از اون به فروش رفت. یوگا که یه تمرین ذهنی حرکات بود، (بوگی[۱۳]، ۲۰۰۴؛ هارترانف[۱۴]، ۲۰۰۳) در همون زمان به فرهنگ غرب، آورده شد و بعضی پزشکان تلاش خود رو درزمینه رابطه تمرین های شخصی مراقبه باکارهای بالینی شروع کردن) گرمر و همکاران، ۲۰۰۵). تحقیقات نشون می دهد یوگا و ذهن آگاهی در درمان و جلوگیری از اعتیاد مؤثره ) کانا[۱۵]، گریسون[۱۶]، ۲۰۱۳).
فلسفه

تحقیق های مراقبه باکار یه قلب شناس به نام بنسون[۱۷] با بهره گرفتن از مراقبه واسه درمان مریضی قلبی پیشرفت کرد. تعدادی از مقالات در مورد مراقبه به روان شناسی بالینی اختصاص داره (اسمیت[۱۸]، ۱۹۷۵).

در سال ۱۹۷۵ انجمن روان پزشکی آمریکا بررسی تاثیر مراقبه رو در اولویت کار خود قرارداد. بیشتر مقالات مجلات در اون زمان به مراقبه متمرکز[۱۹] مثل مراقبه عالی اختصاص داشت. سال بعد، مقالات در جهت مراقبه ذهن آگاهی گسترش یافت ) اسمیت،۲۰۰۴) در سال ۱۹۷۹، کابات زین مرکزی رو واسه ذهن آگاهی در دانشگاه پزشکی ماساچوست به منظور درمان شرایط طولانی بیماران جسمی تأسیس کرد. در اون زمان بالغ بر ۱۵۰۰ مریض برنامه های پیچیدگی زدایی بر اساس ذهن آگاهی رو گرفتن ) دیویدسون و کابات زین، ۲۰۰۴). علاوه بر این، هماهنگی ذهن آگاهی و روان درمانی در دهه های گذشته با مداخلات بر اساس ذهن آگاهی به اثبات رسیده. به نظر می رسد که نیروی محرکه مداخلات بر اساس ذهن آگاهی در برنامه کاهش پیچیدگی بر اساس ذهن آگاهی ) کابات زین، ۱۹۹۰) و رفتاردرمانی دیالکتیک لینهان (۱۹۹۳) نشأت گرفته.

در سال ۲۰۰۰ انتشار بعضی مطالب به وسیله تیزدل در مورد اثر درمان بر اساس ذهن آگاهی واسه افسردگی طولانی، علاقه به ذهن آگاهی رو در میان محققان شناختی رفتاری به خود جلب کرد. پتانسیل این ذهن آگاهی، راه و روش وابسته به پذیرش منتهی به موج جدیدی از درمان های تجربی واسه مشکلات مشابه شده.

افسردگی

برنامه کاهش پیچیدگی براساس هشیاری، با آموزش چگونگی دیدن علائم پیچیدگی، بدون درگیر شدن با اون ها و یا فرار از اون ها می تونه به تدریج مهارت مقابله با شرایط پیچیدگی زا رو در افراد دارای مشاغل پر پیچیدگی بالا برد. این دوره براساس راه و روش “کاهش پیچیدگی براساس هشیاری ” طراحی و اجرا می شه؛ بنیان گذار این کلینیک دکتر جون کابات زین بوده. پیچیدگی زدایی بر اساس ذهن آگاهی براساس “هشیاری ” قرار داره. هشیاری یه توانایی انسانی بنیادینه، یه روش یادگیری توجه عاقلانه به چیزی که در زندگی شما رخ می دهد، چیزی که امکان رابطه بیشتر رو بازندگی داخلی و خارجی تون جفت و جور می کنه. هم اینکه، هشیاری یه جور تمرینه؛ یه روش سیستماتیک که هدفش پرورش بینش، درک و وضوحه (آرچ[۲۰]، ۲۰۱۳؛ والستاد، سیورتسن و نیلسن[۲۱]، ۲۰۱۱)

درزمان سالهای گذشته این برنامه به گروه های متنوعی مثل کارمندان و مدیران اجرایی، مسئولین آموزش، وکلا، قضات، زندانیان، کارشناسان مراقبت های بهداشتی، روحانیون، قهرمانان ورزشی و المپیک آموزش داده شده. برنامه کاهش پیچیدگی براساس هشیاری در محیط کار به این منظور طراحی شده که به شرکت کنندگان در دوره کمک کنه از توانایی های ذاتی خود ازجمله کاهش پیچیدگی، افزایش ثبات خود در موقعیت های پیچیده، افزایش تفکر خالق و روشن، افزایش مهارت های ارتباطی، پرورش رهبری و کار گروهی، بهبود کارایی خود در محیط کار استفاده کنن (کابات زین، ۲۰۰۳).

[۱]. Sample, Reid & Miller

[۲]. linden

[۳]. Murdock

[۴]. Byron

[۵]. Alxander

[۶]. Tibetan Book of the Dead

[۷]. Fromm

[۸]. Hornay

[۹]. Zen

[۱۰]. Thought without a Thinker

[۱۱]. Dass

[۱۲]. Be Here Now

[۱۳]. Boccio

[۱۴]. Hartranft

[۱۵]. Khanna

[۱۶]. Greeson

[۱۷]. Benson

[۱۸]. Smith

[۱۹]. Concentration

[۲۰]. Arch

[۲۱]. Vollestad,Sivertsen,Nielsen