ده علامت این‌که واقعا بدن‌تان را دوست دارید

happy-man

در زندگیم بیشترین جنگ رو با بدنم داشتم. هرنوع مشکل پُرخوری رو تجربه کردم، بیشتر رژیما رو امتحان کردم، و دو جراحی پلاستیک انجام دادم. من ماموریت داشتم خودمو تغییر دهم: نه فقط ظاهرم رو، بلکه روش احساسم رو. احساسات و خواستم خارج از کنترل شده و ناجور و خجالت آور بودن، با بدنم احساس راحتی نمی کردم.

وقتی شروع به رفع اشکال از برنامه ام کردم و به خودم یاد دادم که عاشق بدنم باشم، احساساتم در راه شادی با هم متحد شدن و همیشه واسه پیدا کردن راه رهایی توقف می کردن، همه چیز شروع به تغییر کرد.

ده علامت این که بدن تون رو دوست دارین:

  1. به حرف بدن تون گوش می دین.

وقتی بدنم پیام خوردن رو می فرستد می خورم و وقتی احساس سیری و قوت و رضایت می کنه توقف می کنم. به نظر روشن و ساده میاد اما من قبلا عادت داشتم تا جایی که تحمل دارم نخورم، و بدنم رو از تغذیه محروم نگه می داشتم. و همین منو به سمت پُرخوری برد، اون قدر می خوردم که نمی تونستم حرکت کنم. هرچه بیشتر به اشاره ها و راهنماییای بدنم گوش میدم و پیروی می کنم، انتخابای بهتری هم واسه تغذیه دارم و انرژی بیشتری به دست میارم و در نتیجه احساس سبکی و راحتی بیشتری هم دارم.

  1. به مدت طولانی تو یه وضعیت نمی مونید.

اینم ساده به نظر می رسه، اما باحال این جاست که یهو میفهمیدم ساعت هاست تو یه وضعیت هستم. وقتی بدنم رو دوست دارم، برام الویت داره و مهمه که بلند شوم و حرکت کنم، وضعیتم رو تغییر دهم و در طول روز چند بار بدنم رو بکشم.

  1. ورزش می کنین اما نه تا اندازه ای که به درد برسین.

من عادت کرده بودم که به بدنم سخت بگیرم، وقتی حالم خوب نبود بدنم رو با دویدن در فاصله های طولانی به رقابت می کشیدم یا به باشگاه های خفه و دم کرده می رفتم چون فکر می کردم مجبورم. ولی وقتی به روش هایی حرکت می کنین که بدن تون می خواد حرکت کنه، متناسب می مونین. من قبلا فکر می کردم بدنم هیچوقت نمی خواد حرکت کنه اما موضوع این بود که هنوزکشف نکرده بودم چه نوع حرکتی به من احساس خوب میده.

  1. لباسایی می پوشید که به شما احساس راحتی و اطمینان میده.

من اشتباه نمی کنم، آزادی پوشیدن یا نپوشیدن هرچیزی رو که می خوام تمرین می کنم. اما بعضی وقتا نمی خوام لباس جذاب یا بدن نما بپوشم. و در این لحظات، به چیزی که بدنم می خواد افتخار می کنم و چیزی می پوشم که در اون احساس راحتی و امنیت کنم. با این کار اعتبار رابطه ام با بدنم رو تقویت می کنم و مجبورش نمی کنم واسه احساس راحتی بیشتر من، دنبال راه های دیگری بگردد مانند پُرخوری.

  1. مالک جنسیت تون میشین و اونو قبول می کنین.

سالها از این وحشت داشتم که یه موجود جنسی باشم. اما بخشی از دوست داشتن بدنم، قبول کردن میل جنسیت ام و لذت بردن از اون هستش، هر جوری که به نظر برسه. چه با بقیه، چه با خودم و چه از راه روش وجودی ام. کشف جنسیت ام به روش هایی درست به من اجازه میده احساس کنم تموم قسمتای بدنم مورد پسند و مطلوب هستن.

  1. منتظر نمی مونید تا به ” اندازه ایده آل ” برسین.

من عادت داشتم وزنم تعیین کنه که اجازه زندگی کردن دارم و چیجوری زندگی کنم. چه زمان رفتن به مهمانی، چه به وقت عکس انداختن و چه هنگام رفتن سر قرار. اما فهمیدم فقط با لذت بردن از زندگی و پیروی از قلبم، بدنم واقعا احساس خوب بودن می کنه، تا اندازه ای که فقط به غذا به عنوان تنها منبع کسب رضایت نگاه نکنه.

  1. لباسای زیادی در سایزهای جور واجور در کمدتون دارین.

به عنوان یه زن، اندازه بدنم همیشه در حال تغییره و نوسان داره. من طیفی از سایزهای جورواجور در کمدم دارم پس زمانایی که سایزم بزرگ تره، بدنم احساس می کنه تا وقتی که به اندازه مناسبش برسه، مورد قبول و دوست داشتنیه و به تلاشش بهتر ادامه میده.

  1. خودتون رو مرتب وزن نمی کنین.

زیبایی و ارزش شخصی ام وابسته به یه عدد نیس. می دونم وقتی که همیشه پیگیر وزنم نیستم، واقعا بدنم رو دوست دارم.

  1. خودتون رو با بقیه مقایسه نمی کنین.

این که همیشه درگیر مقایسه خودم با زنان دیگه باشم، کار ساده ایه، مخصوصا در مورد بدن مون. اما این کار هیچوقت کمکی نمی کنه. وقتی بیشتر روی شناخت قلب بقیه متمرکز میشم، بیشتر بدنم رو دوست دارم تا وقتی که حواسم به ظاهر دیگرونه.

  1. وقتی در آینه نگاه می کنین، لبخند می زنید.

ما پیامای زیادی دریافت می کنیم که مثل چیزی که درآینه می بینیم نیستن، پس به چه دلیل هر وقت خودمون رو در آینه می بینیم به خود لبخند نزنیم؟

چی می شه اگه به جای توجه به رانای مون، توجه مون رو به رنگ چشما یا زوایای صورت مون بدیم؟ چی می شه اگه هر زمان که خود رو می بینیم، به چشم یه موجود پرتنش و مرموز به خود نگاه کنیم که تو یه بدن عجیب زندگی می کنه؟ بدنی که یه ریز واسه زنده موندن ما تلاش می کنه، بدنی که چیزی ازما نمی خواد جز توجه و محبت.

هدف از زندگی چیه و واسه چه هدفی باید زندگی کنین؟

چیجوری ترس از نا امید کردن بقیه رو از بین ببریم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *