دلایل شکست خوردن شرکت های بزرگ چیست؟

stack-fallacy

به گزارش آلامتو و به نقل از بیزینس ترن؛ مغالطه ی لایه ها (Stack Fallacy) باعث شده خیلی از شرکت های بزرگ وقتی وارد بازارهای جدید لایه های بالاتر صنعت خود می شن به شکل عجیبی شکست بخورند. وقتی که یه شرکت دیتابیس فکر می کنه نوشتن اپلیکیشن کار ساده ایه یا یه شرکت نرم افزاری فکر می کنه تحلیل ابرداده ها کار ساده ایه – اون ها همه دچار مغالطه ی لایه ها شده ان.

مغالطه ی لایه ها این باور اشتباهه که ایجاد لایه های بالاتر روی لایه ی کسب وکاری الان کاری ساده و پیش پاافتادهه.

ریاضی دانان بیشتر می گن که می تونن همه ی دنیا رو براساس ریاضیات توصیف کنن؛ پس، از دید اون ها فیزیک ً چیزی بیشتر از ریاضی کاربردی نیس و به همین ترتیب لایه های بعدی علم تفسیری رو نسبت به لایه های بالاتر خود دارن.

مغالطه ی لایه ها – «فقط یه نرم افزار ساده»

در دنیای کسب وکار هم توهم مشابهی هست. مثلاً در صنعت آی تی شرکت های دیتابیس می گن که نرم افزارهای اجاره ای (SaaS) هم یه نرم افزار دیتابیس ساده هستن – این به اون ها یه اعتمادبه نفس کاذب می دهد و اون ها فکر می کنن که می تونن به راحتی واسه این بازار جدید نرم افزار بسازن و در اون رقابت کنن و برنده شن.

به این ترتیب اوراکل در بخش ی نرم افزارهای CRM اجاره ای قادر نیس Salesforce رو شکست دهد بااینکه از دید اوراکل Salesforce فقطً یه نرم افزار دیتابیس آنلاینه؛ حتی Salesforce خود در سرویسش از دیتابیس اوراکل استفاده می کنه. اپل هم بااینکه در ترکیب عمودی به سمت لایه های پایین تر – ساخت چیپ، زبون های برنامه نویسی و … – موفق بوده اما در حرکت به سمت لایه های بالاتر و ساختن اون نرم افزارهای ساده – چیزایی مثل اپ های اشتراک عکس و نقشه – با سختی مواجه می شه.

تاریخ از اینجور مثال هایی پره. IBM هم وقتی خیلی به لایه ی نرم افزاری روی لایه ی سخت افزاری خود فکر نمی کرد و با خیال خوش اجازه داد مایکروسافت بازار سیستم عامل رو از اون خود کنه.

در دنیای امروز و در ایران هم با موج جدیدی که از کار و کاسبی های بیشترً آی تی محور راه افتاده این مسئله در این صنعت بیشتر خود رو نشون می دهد و کسب و کارای نوآورانه ی زیادی بوسیله تازه واردانی شکل می گیرد که مدل کسب وکاری خود رو با تکیه بر آی تی در لایه ای بالاتر و نزدیک تر به مشتری روی لایه ی موجود کسب و کارای سنتی شکل میدن؛ اما مغالطه ی لایه ها فقط مختص صنعت آی تی نیس و در هر صنعت دیگه با چند لایه ی کسب وکاری شرکت های فعال در لایه های پایین تر در ورود به لایه های بالاتر با همچین چیزی مواجه می شن.

اما به چه دلیل شرکت های بزرگ به دام مغالطه ی لایه ها می افتند؟

مغالطه ی لایه ها از طبیعت ما آدم ها نشئت می گیرد – ما همیشه واسه چیزی که می دانیم ارزش خاص و شاید بزرگ نمایی آمیزی قائل هستیم. مثلاً اگه ما تو یه شرکت ارائه دهنده ی خدمات شبکه و سرور کار کنیم و از ما پرسیده شه می تونیم یه چیپ کامپیوتری یا سخت افزار شبکه بسازیم شاید کمتر کسی پیدا شه که اینجور کاری رو عملی بدونه اما از اون طرف با در نظر گرفتن آشنایی ما نسبت به اجزاء سازنده ی لایه های بالاتر ممکنه به راحتی باور کنیم که می تونیم یه وب اپلیکیشن یا پلتفرم آنلاین بسازیم.

اما در عمل گلوگاه موفقیت نه شناخت وسیله ها بلکه نبود درک کافی از نیازای مشتریه. واسه همینه که در واقعیت نوآوری به سمت لایه های پایین تر به مراتب راحت تر از لایه های بالاتره.

دلیل این ساده س!. ما خود مشتری طبیعی لایه های پایین تر هستیم. اپل می دونست که از یه ریزپردازنده ی ایده آل چی می خواهد. شاید مهارت های لازم واسه ساخت اون رو نداشت اما نیازای مشتری براش به طور کاملً شناخته شده بود. مهارت های فنی رو می توان به روشی خرید یا بدست آورد، درحالی که رسیدن به شناختی عمیق از نیازای بازار بسیار سخته.

پس جای حیرت زدگی نیس که اپل در ساخت چیپ به مراتب موفق تر از ساخت نقشه های اپل عمل می کنه.

گوگل، فیس بوک، واتساپ

گوگل یه مثال فوق العاده در این زمینه س. گوگل سال هاست که داده های ایمیل و چیزهای مورد علاقه ما رو از راه اپلیکیشن های جور واجور خود در اختیار خود داشته، بااین حال در چیزی که یه اپلیکیشن ساده به نظر می رسد – شبکه های اجتماعی – با سختی مواجه می شه.

درواقع یه نکته ی عجیب در مغالطه ی لایه ها اینه شرکت ها توانایی ساختن چیزها در لایه های بالاتر رو دارن اما بیشتر دقیقاً روشن نیس که چی رو باید بسازن.

مدیریت محصول هنر اینه که بدونین چی بسازین.

مغالطه ی لایه ها نشون می دهد که به چه دلیل شرکت ها در چیزای روشن شکست می خورند – چیزایی که واسه اون ها بسیار دست یافتنی به نظر می رسد و مطمئناً اون ها توانایی ساختن رو دارن. شاید نکته ی اصلی این باشه که چی ساختن ۱۰۰ها بار مهم تر از چیجوری ساختن است.

هدف از زندگی چیه و واسه چه هدفی باید زندگی کنین؟

چیجوری ترس از نا امید کردن بقیه رو از بین ببریم؟

بیزینس ترن