مر25 و همکارانش سرمایه فکری را به صورت گروهی از دارایی های دانشی توصیف می‌کنند که به یک سازمان اختصاص دارند و جزء ویژگی های یک سازمان محسوب می شوند و به طور قابل ملاحظه ای از طریق افزودن ارزش به ذینفعان کلیدی سازمان به بهبود وضعیت رقابتی سازمان منجر می شود.[39].
به تجربه ثابت شده است که شایستگی های سازمان عمدتاً با تجربه و تخصص افراد داخل سازمان مرتبط است. در واقع این دانش و تجربه افراد است که می تواند ارزش ایجاد کند. این مسئله از طریق فرایندهای مبادله و خلق دانش صورت می گیرد و باید توجه داشت که این شایستگی‌ها تنها بوسیله افراد و در داخل سازمان ایجاد نمی‌شود بلکه ممکن است به واسطه محیطی که سازمان در آن قرار دارد خلق شود (به طور مثال شبکه همکاری بین شرکتها در یک منطقه خاص).به طور کلی می توان گفت سرمایه فکری عبارتی است که برای تعبیرترکیبی از دارایی های نامشهود که سازمان را قادر به عملیات خلق ارزش می‌نماید اطلاق می شود.
رویکرد پراهمیت دیگر در تعریف و طبقه بندی سرمایه فکری، رویکردی است که از نقطه نظر توجه به ارزش اقتصادی پنهان و آشکار بر سرمایه فکری می نگرد. براساس تعریف سازمان همکاری و توسعه اقتصادی(OECD)26 سرمایه فکری، ارزش اقتصادی دو دسته از دارایی های نامشهود در سازمان را شامل می گردد. سرمایه سازمانی (ساختاری) و سرمایه انسانی.به طور دقیق تر سرمایه ساختاری به چیز هایی شبیه سیستم های نرم افزاری اختصاصی، شبکه های توزیع و زنجیره های تامین دلالت می کند و سرمایه انسانی شامل منابع انسانی در درون سازمان (مثلا کارکنان) و منابع خارج از سازمان ( مثلا مشتریان و مصرف کنندگان) است.
به طور کلی می‌توان گفت سرمایه فکری از نقطه نظر ایجاد امکان برقراری سامانه‌ای جهت به کارگیری اثربخش و کارای دارایی‌های نامشهود برای سازمان‌ها بسیار پر اهمیت و گران بهاست. این مفهوم به سازمان کمک می کند تا بر پایه سامانه‌ای طبیعی به عملکرد متوازن در به کارگیری دارایی‌های نامشهود، مشهود و مالی خود در فضایی هماهنگ و درون بازارهای تجاری دست یابند. طبیعت مفهومی سرمایه فکری به سازمان این امکان را می دهد تا بتواند درک درستی از مدیریت تعاملات پویا و پیچیده سرمایه انسانی، ساختاری و مشتریان دست یابد و در عین حال بتواند تبادل و تعامل مناسبی میان این سرمایه‌ها و منابع مشهود مالی سازمانی ایجاد نماید. البته در کنار منافعی که سرمایه فکری برای سازمان به ارمغان می آورد بایستی به تنگناهایی که مفهوم سرمایه فکری در حل مسائل سازمانی داراست نیز اشاره نمود.
سنجش سرمایه فکری
دلایل سنجش سرمایه فکری
بسیاری از پژوهشگران معتقد‌اند که رشد ارزش شرکتها بیش از رشد ارزش دفتریشان می‌باشد در حقیقت گزارشگری مالی سنتی نمی‌تواند ارزش واقعی شرکت را محاسبه نماید و تنها برای اندازه‌گیری ترازنامه مالی کوتاه‌مدت و دارایی‌های ملموس مورد استفاده قرار می‌گیرد.
مار27 و همکارانش با بررسی بیش از 700 مقاله در زمینه اندازه‌گیری سرمایه فکری نشان دادند که پنج هدف کلی برای اندازه‌گیری سرمایه فکری وجود دارد که به شرح زیر می‌باشند:
برای کمک به سازمانها درجهت فرموله کردن استراتژی سازمانی؛
برای ارزیابی نحوه اجرای استراتژیها؛
کمک به گسترش و تنوع تصمیم‌گیری‌های شرکت؛
جهت انجام ارزیابی‌های غیر مالی سرمایه فکری میتواند به طرحهای باز پرداخت و پاداشهای مدیران، ارتباط داده شود؛
جهت ایجاد رابطه با سهامداران خارج ازشرکت که سرمایه فکری را در اختیار دارند.
سه هدف اول از این مجموعه، به تصمیم‌گیری‌های داخلی مربوط میشود و هدف از آنها حداکثر کردن عملکرد عملیاتی شرکتها، برای ایجاد درآمد از طریق حداقل هزینه و بهبود مستمر در روابط با مشتریان و تأمین‌کنندگان و سهم بازار است. مورد چهارم به ایجاد انگیزه‌های اجرایی مربوط می‌شود و هدف پنجم به ایجاد انگیزه برای سهامداران خارج از سازمان اشاره میکند. [39].
در این میان شکاف بین ارزش بازار سازمان و ارزش خالص دارائی های مشهود که در واقع ناشی از دارائی های نامشهود تلقی می‌شود روز به روز بیشتر توجه سرمایه‌گذاران را جلب می نماید. زمانی که این شکاف کوچک باشد بازگشت سرمایه از طریق درآمد سازمان یا دست کم دارائیهای مشهود آن به شکل منطقی قابل پیش بینی خواهد بود. اما دارایی‌هایی به شکل دانش و نشان تجاری بسیار بیشتر در معرض تهدید قرار دارند و تحقق آنها دشوارتر است. ولی به هر حال سرمایه گذاران جهت درک بهتر وضعیت سازمان به شاخص هایی نیاز دارند که قابل اطمینان باشند.
اگر چه، روشهای سنتی حسابداری به طور قابل ملاحظه ای به درک ارزش کسب و کار کمک می کنند، با این وجود در یک سازمان دانش محور، که در آن دانش بخش بزرگی از ارزش یک محصول و همچنین ثروت یک سازمان را تشکیل می دهد، روشهای سنتی حسابداری، که مبتنی بر دارائی های ملموس و نیز اطلاعات مربوط به عملیات گذشته سازمان هستند، برای ارزش‌گذاری سرمایه فکری، که بزرگترین و ارزشمندترین دارائی برای بسیاری از سازمانها است، ناکافی هستند. [59]. دیدگاه اندازه‌گیری سرمایه فکری بر چگونگی ایجاد مکانیزم های اندازه گیری جدید برای گزارش دهی متغیر های غیر مالی یا کیفی سرمایه فکری در کنار داده های سنتی، کمی یا مالی متمرکز است. [31]. در مقایسه با حسابداری مالی سنتی، انداز ه گیری سرمایه فکری موضوعات مهمی، مثل سرمایه انسانی، رضایت مشتری و نوآوری را در بر می‌گیرد. بنابراین، رویکرد سرمایه فکری برای سازمانهایی که می خواهند از ارزش عملکردشان به خوبی آگاهی داشته باشند، جامعتر است. تفاوت‌های بین این دو رویکرد معنی‌دار هستند، در حالیکه حسابداری مالی به گذشته گرایش دارد، اندازه‌گیری سرمایه فکری آینده‌نگر است. اندازه‌گیری سرمایه فکری واقعیت‌های نرم (کیفیت ها) را در بر می گیرد، در حالیکه حسابداری مالی واقعیت های سخت (کمیت ها) را اندازه‌گیری می‌کند. اندازه‌گیری سرمایه فکری بر ایجاد ارزش تمرکز دارد، در حالیکه حسابداری مالی بازدهی عملیات گذشته و جریان نقدینگی را منعکس می‌سازد. به تدریج مشخص شده است که اندازه گیری مالی سنتی در هدایت تصمیم‌گیری استراتژیک ناکافی است. [57]. در نتیجه باید با اندازه‌گیری سرمایه فکری تکمیل یا حتی جایگزین شود. در اینصورت، مدیران به خوبی می‌توانند از وضعیت موجود (نقاط قوت و ضعف) مدیریت سرمایه فکری سازمان مطلع شوند. به طور مشخص، اندازه‌گیری سرمایه فکری در تصدیق توانایی سازمان برای تحقق اهداف استراتژیک، نمایش تحقیق و توسعه، فراهم ساختن اطلاعات پشتیبانی برای بهبود پروژه‌ها و تأیید اهمیت برنامه‌های تحصیلی و آموزشی مفید است. اندازه‌گیری سرمایه فکری به عنوان یک روش مهم مدیریت بازاریابی و کسب و کار استراتژیک نیز، بیش از اینکه یک ابزار ارتباط با سهامداران یا سرمایه گذاران باشد، به عنوان یک ابزار مدیریت درون سازمانی مفیدتر خواهد بود. [59]. بنابراین، چون شناسایی سرمایه فکری یک مسأله استراتژیک کلیدی است، در نتیجه، وضعیت موجودش بایستی به طور منظم به هیئت مدیره گزارش داده شود. در یک جمله، اندازه‌گیری سرمایه فکری برای مدیریت سرمایه فکری مهم است؛ بدین معنی که مدیریت موثر سرمایه فکری به اندازه‌گیری موثر آن بستگی دارد. بر اساس گزارش‌های ارائه شده، یک تعداد از شرکت‌ها شروع به پیگیری، ارزش‌گذاری و ایجاد ابزارهایی برای حمایت از سرمایه فکری سازمان کرده‌اند28. با این وجود، شاید هنوز نیمی از مدیران کسب و کارها برای کسب مزیت از این دانش آمادگی ندارند. [55]. یک بانک فکری سوئیسی در نتیجه مطالعات خود درباره سرمایه فکری دریافت که به دلیل فقدان اندازه گیری سرمایه فکری تنها 20 درصد از دانش موجود یک سازمان در عمل مورد استفاده قرار می گیرد. [19]. اندازه گیری سرمایه فکری از اواسط دهه 1990 یک حوزه تحقیقاتی برای محققان و دست اندرکاران سازمانها شده است. هر دو گروه تلاشهای زیادی برای اندازه گیری و ارزشیابی سرمایه فکری انجام داده اند.
از طرف دیگر اکثر شرکت هایی که سرمایه فکری شان را اندازه‌گیری می‌کنند. همچنین بر مبنای نتایج حاصل از اندازه‌گیری های خود گزارش سرمایه فکری سازمان را تهیه می کنند. برخی از شرکت‌های پیشرو شروع به انتشار این گزارش‌ها کرده‌اند، بسیاری از آنها با درصدی از خطا، با ایجاد شاخص‌های جدید، سرمایه فکری خود را اندازه‌گیری می‌کنند. این شرکتها گزارش‌های سرمایه فکری خود را، در پرتو تجربه خود در زمینه مدیریت دانش و نیز اندازه‌گیری سرمایه فکری یا تجربه سایرین، تهیه می‌کنند. شرکتهای اروپایی به طور مشخص در بحث اندازه‌گیری و گزارش دهی سرمایه فکری پیشرو هستند. این روند در شرکت های سوئدی و دانمارکی شروع شد، سپس به جنوب اروپا گسترش یافت. واقعیت مهم دیگر این است که ابتکار عمل اندازه‌گیری و گزارشگری سرمایه فکری از دنیای مدیریت ظهور پیدا کرد، بسیار قبل از اینکه انجمن‌های حسابداری به ابراز نگرانی درباره این منبع سازمانی مبتنی بر دانش شروع کنند. در این مورد، ابتکار عمل یک گروه از شرکت‌های پیشرو آغازگر اقدام مشابه سایر شرکت‌ها شد و همچنین باعث بیداری انجمن‌های حسابداری و دانشگاه‌ها گردید.
بدون شک این واقعیت که شرکت‌ها شروع به تهیه و گزارش سرمایه فکری شان کرده اند بسیار مثبت است. اکثر شرکتها بر روی این واقعیت که سرمایه فکری به سه جزء : سرمایه انسانی، سرمایه ارتباطی و سرمایه ساختاری تقسیم می شود، توافق دارند. با این وجود، هر گزارش سرمایه فکری یک مورد منحصر به فرد است. تعداد شاخص‌های مورد استفاده برای اندازه‌گیری هر جزء سرمایه فکری، طبقه بندی آنها در درون این اجزاء، اطلاعات فراهم شده در گزارشات درباره اینکه چگونه این شاخص‌ها ایجاد می شوند و اطلاعات درباره سرمایه‌گذاری سازمانی در هر جزء، فقط اشاره به آن متغییرهایی دارند که محتوای گزارشات سرمایه فکری را متفاوت می کنند.
برخی از شرکت ها این گزارش را به طور سالانه منتشر می‌کنند. از طرف دیگر، در برخی از شرکتها این گزارش به عنوان یک مدرک جداگانه از گزارش سالانه سنتی منتشر می شود، در حالیکه در برخی دیگر از شرکت‌ها این گزارش فصلی از گزارش سالانه را تشکیل می دهد. گزارش‌های سرمایه فکری همچنین از نظر حجم مطلب متفاوت هستند، از پنج تا بیست و پنج صفحه در تغییر هستند.
نکته مهم دیگر، حرکت سازمان‌ها از معیارهای سنتی مالی مانند نرخ بازده سرمایه به سمت استفاده به سمت معیارهای مبتنی بر ارزش مانند ارزش افزوده اقتصادی (EVA)29 و ارزش افزوده بازار (MVA)30 است. از سوی دیگر برای مدیریت دانش باید همزمان از معیارهای مالی و غیر مالی استفاده کرد و سیستم های اندازه گیری یکپارچه را بکار برد. [36].
با نگاهی به شاخص‌های ارائه شده، ذکر چند نکته لازم به نظر می رسد. ابتدا اینکه، اغلب شاخص‌ها برای سازمان سهل ال وصول و قابل کمی شدن است؛ دوم این شاخص‌ها نسبتاً مستقیم بوده و لزوماً نوع دانشی که بیشترین ارزش افزوده را ایجاد می کند را مشخص نمی‌نماید؛ سوم بر اساس این فهرست ممکن است فرضیاتی بدیهی پنداشته شوند که در واقع وجود نداشته باشند؛ برای مثال در صورت پایین بودن سن کارکنان این فرض وجود دارد که سازمان پویاتر و خلاق‌تر است، در حالیکه ممکن است در واقعیت چنین چیزی وجود نداشته باشد. این کمبودها نشان دهنده آن است که هنوز نیاز به اصلاح شاخص ها و تدوین شاخص هایی جدید مانند بازده چشم انداز سازمان، تعداد همکاران (شاخص دانش ضمنی) استفاده مجدد از دانش، تعامل با مشاورین و صاحب نظران، جو صمیمی بین کارکنان، آزادی اظهار نظر و مانند اینها نیاز است.
اندازه گیری دارایی های دانشی و سرمایه فکری
مدیران شرکتها در تلاشند که راههای قابل اعتمادی برای اندازه گیری دارایی‌های علمی پیدا کنند. هدف ما از اندازه‌گیری‌های درست ومطمئن از دارایی های نامشهود این است که مدیران بتوانند با استفاده از این اندازه گیری‌ها بهتراز قبل این دارایی‌ها را مدیریت کنند که این امر نیز منجر به پیشرفت شرکتها ودر نتیجه آن اقتصاد خواهد شد. به طور کلی مدلهای فراوانی برای اندازه گیری سرمایه فکری وجود دارد که دراینجا به بعضی از آنها به اختصار اشاره میشود. بعضی از این روشها، روشهایی هستند که صرفاً برای استفاده در خود شرکتها طراحی شده‌اند و یک روش کلی نیستند، اما با این حال هنوز کاربرد دارند و مبنایی برای ایجاد روشهای جدید هستند.
مدل های اندازه گیری سرمایه فکری
در محیط تجاری کنونی اندازه‌گیری ارزش سازمانی با استفاده از روشهای سنتی با ارزش اقتصادی امروز آنها نامربوط می باشد چرا که اغلب ارزش‌های محاسبه شده در روشهای سنتی، ارزش نهفته در مهارت، تجربه، قابلیت‌های یادگیری افراد و همچنین ارزش موجود در شبکه ارتباطات میان افراد و سازمانها را نادیده می گیرد. در نتیجه برای لحاظ نمودن اینگونه ارزش‌های سازمانی نیازمند توجه به دارایی‌های نامشهود و سرمایه فکری هستیم.
برای سنجش و اندازه‌گیری تاثیر دارایی‌های نامشهود سازمان بر ارزش واقعی آن نیازمند به مدل‌هایی هستیم که بتوانند اطلاعات در دسترس را برای استخراج، ارزیابی و نتیجه‌گیری صحیح در مورد اجزای سرمایه فکری فراهم کنند. در ادبیات سرمایه فکری، مدل های مختلفی برای اندازه‌گیری سرمایه فکری پیشنهاد شده است. برخی از آنها مدل‌های خاصی هستند که در یک شرکت خاص طراحی و اجرا شده‌اند. برخی دیگر صرفاً مدل‌های نظری هستند که بیشتر آنها به عنوان یک مدل اندازه‌گیری سرمایه فکری پذیرفته شده و مطرح نیستند. به عبارت دیگر، هیچ یک از این مدل ها بطور نظام‌مند برای اندازه‌گیری سرمایه فکری در سطح ملی و بین المللی بکار برده نمی شوند.
به صورت کلی روشهای مختلف سنجش سرمایه فکری را میتوان در قالب چهار گروه اصلی قرار داد:
روشهای مستقیم سرمایه فکری(DIC)31:
در این روش‌ها برای برآورد ارزش پولی دارایی‌های نامشهود و در نتیجه آن سرمایه فکری، از عناصر مختلف تشکیل دهنده سرمایه فکری به صورت مستقیم استفاده میشود. طبق این روشها یک بار ارزش عناصر به صورت تک تک محاسبه شده و سپس مجموع ارزش طبقات مختلف آنها بیانگر ارزش دارایی مربوطه است. این روش‌ها چون براساس ارزشهای تاریخی هستند، پیشنهادهای بالقوه‌ای برای ایجاد تصویر جامعتر از سلامت مالی مؤسسات ارائه می‌دهند. این روشها جزئیات بیشتری را در اختیار تحلیلگران قرار می‌دهند و به آسانی در هر سطحی از سازمان قابل استفاده‌خواهند بود. در این روشها]]>