بررسی آثار و احوال ابوسعد خرگوشی 92- قسمت 3

1 مهمترین و قدیمیترین منابع ملامتیه 56
3-3-2 انتقاد از ملامتیه 56
3-3-3 ملامتیه و کرّامیه 58
3-3-4 ملامتیان و فتوت 59
3-3-5 عبدالله بن مبارک 62
3-3-6 در تفصیل آداب ملامتیه در تهذیب الاسرار 64
4-1 بازمانده های کتاب الاشارة و العبارة در کتاب علم القلوب 66
5-1 اللوامع 72
5-2 فهرستِ مجالسِ کتاب اللوامع 74
5-3 تفاوتهایی در برخی فصلها و نسخه ها 79
6-1 نتیجه گیری 81
منابع 107
منابع انگلیسی 112
مقالات 113
پیوست ها………………………………………………………………………………………..114

فصل اول

 

کلیات

1_ مقدمه
در نوشتار حاضر که به بررسی زندگی عارف وارسته ابوسعد خرگوشی نیشابوری پرداخته شده است از منابع گوناگونی بهره گرفته شده که به برخی از مهم ترین آنها اشاره می­ شود:
تاریخ نیشابور تألیف حاکم نیشابوری، طبقات الشافعیه تألیف عبدالرحیم الاسنوی، تبیین کذب المفتری تألیف ابن عساکر، تاریخ بغداد تألیف خطیب بغدادی، تاریخ بیهق تألیف ابوالحسن علی بن زید بیهقی، العبرفی خبر من غبر تألیف محمد بن الحافظ الذهبی، الانساب تألیف احمد بن منصور سمعانی و …
مقالات آقای احمد طاهری عراقی، با عنوان«ابوسعد خرگوشی نیشابوری» در مجله معارف و «ابوسعد[سعید؟] نیشابوری و شرف النّبی» در مجله نشردانش و مقالات آقای نصرالله پورجوادی، با عنوان«خرگوشی» در دانشنامه جهان اسلام و «بازمانده­هایی از الاشارة و العبارة» در مجله معارف است.

1-1 بیان مسئله

در این عصر پرهیاهو که نسل حاضر با بحران معنویت مواجه شده ­اند، شناخت عارفان و صوفیانی که در سده­های گذشته می­زیستند و بررسی تأثیراتی که بر فرهنگ و ادبیات داشتند عرصه ­ای بدیع در گسترش تاریخ تصوف فراهم کرده است. از جمله عارفانی که زندگی و آثارش ناشناخته باقی مانده ابوسعد خرگوشی نیشابوری است. دراین نوشتار سعی شده زندگی و آثار و احوال این عارف وارسته مورد بررسی قرار گیرد.

1-2 سؤالات تحقیق

 

1-3 سؤالات اصلی

 

  1. سیر تطور زندگی ابوسعد خرگوشی چگونه بوده است؟
  2. ابوسعد خرگوشی دارای چه آثاری بوده است؟

1-4 سؤال فرعی

 

  1. آیا می­توان او را در شمار ملامتیان دانست؟

1-5 اهداف تحقیق

 

  1. بررسی و تطورات زندگی ابو سعد.
  2. معرفی و شناخت آثار و احوال ایشان.

1-6 پیشینه تحقیق

توجه به زندگی عارفان و صوفیان و بررسی آثار مکتوب به جای مانده از ایشان در تاریخ تصوف و اعتلای فرهنگ و ادب ایران زمین دارای اهمیت است.این تحقیق عهده­دار این وظیفه شده تا درباره ابوسعد خرگوشی و آثار وی اطلاعاتی درخور را گردآوری کرده و گامی در جهت شناسایی این عارف گرانقدر بردارد.
براساس بررسی­های انجام شده تاکنون تحقیقات و مقالات اندکی درباره ابوسعد خرگوشی نگاشته شده­است.از جمله مهم­ترین مقالاتی که به ابوسعد، زندگی و آثار او به صورت جامع پرداخته، مقالات آقای احمد طاهری عراقی، با عنوان«ابوسعد خرگوشی نیشابوری» در مجله معارف و «ابوسعد[سعید؟] نیشابوری و شرف النّبی» در مجله نشردانش و مقالات آقای نصرالله پورجوادی، با عنوان«خرگوشی» در دانشنامه جهان اسلام و «بازمانده­هایی از الاشارة و العبارة» در مجله معارف است.
از مهم­ترین کتاب­هایی که در سده­های گذشته مطالبی- هرچند اندک – درباره ابوسعد نگاشته­اند می­توان به تاریخ نیشابور تألیف حاکم نیشابوری؛ العبر فی خبر من الغبر تألیف حافظ ذهبی؛ الانساب المتفقه تألیف ابن قیسرانی؛ تاریخ بغداد تألیف خطیب بغدادی؛ المنتخب من کتاب السیاق التاریخ نیشابور تألیف عبدالغافر فارسی؛ طبقات الشافعیة الکبری تألیف تاج­الدین السبکی و المستدرک علی معجم المؤلفین تراجم مصنفی الکتب العربیة تألیف عمر رضا کحاله اشاره کرد.

1-7 دشواری­های پژوهش

در گردآوری مطالب و نگارش این نوشتار مشکلاتی مانع پیشرفت سریع پژوهش بود که از جمله آن می­توان به این موارد اشاره کرد:
1. برای شناخت بهتر این عارف نیشابوری، کمبود منابع وجود داشت. در همگی منابع موجود نیز، مطالب اندکی به دست می­آمد که در غالب موارد تکراری بود.
2. بیشتر آثارابوسعد­ یا به صورت نسخه­ی خطی است که شوربختانه در ایران موجود نیست. یا آثار موجود در ایران دیگر تجدید چاپ نمی­شوند، لذا در کمتر کتابخانه­ای می­توان به آن­ها دست یافت و یا در طول تاریخ از میان رفته و مفقود شده ­اند و جز نامی از آن­ها اثری باقی نمانده است.

2-1 تاریخ ن

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

یشابور

نیشابور، دارالعلم خراسان، که ابوسعد در آن پرورش یافت شهری بود که عالمان و بزرگان بسیاری در مدارس آن کسب علم کرده ­اند. در خراسان شهرهای نیشابور، هرات، بلخ، بخارا،غزنین و مرو، به خاطر موقعیت خاص یا بسیاری جمعیت مورد توجه بودند، ولی هیچ کدام با نیشابور برابری نمی­کردند. شاید داشتن چنین خصوصیاتی که در سایر شهرها کمتر وجود داشته، سبب شد که این شهر دستخوش دگرگونی­ها و حوادثی گردد.
نام قدیم نیشابور، ابر شهر و شکل قدیمی این کلمه پس از اسلام نیوشاه پوهر بود که به معنای کار نیک شاهپور یا جای نیک شاهپور است. دلیل نسبت دادن نام این شهر به شاهپور دوم پادشاه ساسانی، بازسازی شهر در سده چهارم پس از میلاد بود. ساخت اصلی شهر نیشابور به شاهپور اول پسر اردشیر بابکان منسوب است.[1]
در سال334ق امیر نوح سامانی به نیشابور آمد و50 روز آن­جا اقامت داشت، سپس حکومت را به ابراهیم بن سیمجور واگذار کرد و خود به بخارا رفت. در کتاب تاریخ بیهق آمده، زمانی که فخرالدوله دیلمی بر خراسان مسلط شد در نیشابور به نام او سخنرانی کرد. وزیر نامی او صاحب ابن عباد دو سال مالیات بیهق را وضع کردو در سال­های383و384ق مالیات نیشابور را نصف کرد. در آن سال­­ها شهر نیشابور به دست دیلمی­ها، سامانی­ها و سیمجوری­ها بود. در سال384ق امیر نوح سامانی نیشابور را از تصرف ابوعلی وفایق خارج کرد و حکومت آن­جا را به امیر محمود پسر سبکتکین که از سرداران او بود واگذار نمود و به او لقب سیف الدوله داد و خود دوباره به بخارا بازگشت. در دوره­ سلطنت غزنوی­ها، به ویژه سلطنت سلطان محمود شهر نیشابور در کمال رونق و آبادانی بود. حسنک وزیر که نیشابوری بود در اواخر دوره­ سلطان محمود وزیر شد و چند سال در این شهر حکمرانی کرد و آبادی­ها و ساختمانهای زیادی بنا نمود که به قصور و عمارات حسنکی معروف بوده است.[2]

2-2 اوضاع سیاسی واجتماعی

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
دوران سلطنت محمود بیشتر به لشگر کشی و جنگ گذشت اما 40 سال حکومت او و به روایتی 34 سال(387-421ق)، در خراسان ثمر بخش بود. در زمان او نیشابور که مرکز گردهمایی اهل علم و ادب بود، به دست نصر پسر سبکتکین اداره می­شد و رو به رونق و کمال داشت.[3]تا این­که در سال401ق در خراسان به ویژه نیشابور قحطی بزرگی رویداد. در بارکده که محل گردآوری کالاها در نیشابور بود بیشتر از 1000 نفر هلاک شدند و کسی به خاکسپاری مردگان نمیرسید. مردم ناگزیر به خوردن جانوران و مردار روی آوردند. حتی بالاتر از این گفته­اند که مادر بچه­ی خود را می­خورد و برادر از گوشت برادر برای رفع گرسنگی استفاده می­کرد.[4] در محله­ها و منطقه­های دور کسی جرأت نداشت تنهایی به جایی برود. حتی ابوالطیب صعلوکی مورد تعرض گرسنگان قرار گرفت ولی نجات یافت. آن قحطی مدتی طول کشید تا این­که سلطان دستور داد تا درب همه­ی انبارهای شهر را باز کرده و مردم را از گرسنگی نجات داد. ابن فندق از قول ابوالفضل بیهقی آورده است که در سال400ق67 بار برف سنگین در نیشابور بارید و قحطی سال401ق به خاطر سرمایی بود که به محصولات کشاورزی و باغداری رسید. قحطی در خراسان و عراق فراگیر بود و نیشابور که بوی فقر و مرده گرفته بود رفته رفته رو به آبادانی ­رفت اما،این آرامش دیری نپایید، زیرا ترکان غزنوی مردم را مورد آزار قرار می­دادند به حدی که تلاش محمود غزنوی در اواخر عمرش سودمند نبود و منجر به ظهور سلجوقیان شد ودر پی آن 100000 نفر به هلاکت رسیدند.

2-3 دیدار محمود غزنوی و ابوسعد خرگوشی

از آن­جا که محمود بسیار دوستدار طلا و نقره بود به غنیمت­هایی که از جنگ­ها و فتوحات به دست می­آمد خشنود و قانع نبود و هر از چند گاهی به اموال مردم چشم طمع میدوخت. هم­چنین نقل کرده ­اند که سلطان محمود مالیاتی معین کرده بود که مردم نیشابور و دیگر شهرها بپردازند. ابوسعد که در نزد محمود جایگاه خاصی داشت روزی به سلطان گفت: «شنیده­ام که به سوی مردم دست گدایی دراز کرده­ای.» محمود برآشفته شد و گفت: «چگونه؟»گفت: « مال مردم ضعیف را می­گیری و این گدایی است.» با این سخن سلطان محمود از گرفتن مالیات منصرف شد.[5]

2-4 تصوف در خراسان

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*