با “Gamification” یک تجربه به یاد ماندنی برای مشتریان بسازید

 

اصول تجربه کاربری

با “Gamification” یه تجربه به یاد موندنی واسه مشتریان بسازین

علی بلوری

۲۵

۲

۴ ۲۴۵۳

تا حالا به این فکر کردین که هدف اصلی مارکتینگ چیه؟ بزرگ ترین رقابتِ بازاریابی چیه و کدوم عوامل باعث می شن یه تبلیغ به یاد آدما بمونه؟

اصلی ترین چالشی که هر بازاریاب و شرکت خدمات مارکتینگی با اون روبرو شدن، “بیرون موندن از جمعیت و کم توجهی آدما نسبت به برند” است. به خصوص امروزه که همهمۀ تبلیغات سر به آسمون گذاشته، چیجوری می شه که صدای برند خود رو به مشتریان رساند؟

راهی ندارین مگه اینکه با فرکانسی متفاوت صحبت کنین، جوری فریاد بزنین که صداتون به گوش مشتری برسه.

حرف زدن و مقاله نوشتن در این رابطه بسیار راحته، اما پای عمل که میفته این رقابت واقعا اونقدرا راحت نیس. از یه طرف رقیبانی که روز به روز به تعدادشون اضافه می شه و از طرف دیگه  شکلای جور واجور اقسام روشای عجیب و غریب مارکتینگ روز به روز روند مارکتینگ رو سخت تر و به معنی دیگه پیشرفته تر کردن.

اما در هر حال اصلی ترین و مهم ترین رقابت تبلیغات و مارکتینگ فقط و فقط یه چیزه: درگیر کردن مخاطب. این نوشته دقیقا در همین مورده. در ادامه می فهمید که چیجوری از اصلی ترین سرگرمی بشر واسه جذب مشتری و بازاریابی استفاده کنین. این سرگرمی چیزی نیس به جز “بازی “.

بله درست شنیدید؛ بازی. بازیا از کودکی ما رو سرگرم کردن و هنوز که هنوزه بزرگ ترین و بهترین تفریح بشر بازی کردنه. چه امکانی از این بهتر و مطمئن تر؟ در این مقاله می بینین که  سازوکار “یه بازی” چیجوری به بیزینس شما کمک می کنه، تا در عمیق ترین سطح مشتریان رو با خود درگیر کنین. اینجا ما از مفهومی به نام “Gamification” حرف می زنیم. با ما همراه باشین!

حتی جک نیکلسون هم مونده که چیجوری به این معمای پیچیده جواب بده

Gamification دقیقا چیه؟

گیمیفیکیشن (Gamification) که در زبون فارسی به “بازی کاری”، “بازی سازی” و حتی “بازی وار سازی” ترجمه شده، یکی از اون مفاهیم باحال و شیکه که هنوز در کشور ما خیلی شناخته شده نیس. البته در سالای گذشته، این موضوع در حیطۀ بازاریابی زیاد مطرح شده.

این روزا خیلی از استارت آپا و شرکتای فعال در مورد تجارت الکترونیک در پرزنتیشن هاشون از کلمه گیمیفیکیشن استفاده کرده و با این کار کلی دلِ طرف مقابلشون رو می برن. در خیلی از موارد، نه شخص پرزنت کننده تعریف دقیقی از “بازی کاری” داره، نه طرف مقابل متوجه می شه که از چه حرف میزنن. (باور کنین نمونه اش رو شخصا به چشم دیده ام).

گیمیفیکیشن کاربرده های مختلفی داره، اما بیشترین کاربرد اون در ایران در مارکتینگ و تبلیغاته.

به یه بازی که به اون علاقه دارین. فکر کنین. چه چیزایی اون بازی رو جذاب می کنن؟ کدوم عوامل باعث می شن که شما بارها دلتون بخواد بازی کنین؟

گیمیفیکیشن یعنی از تموم ویژگیایی که بازی رو واسه آدما جذاب می کنن، در جاهای دیگه استفاده کنیم. ویژگیایی مثل قوانین بازی، بردن و باختن، امتیاز به دست آوردن و بسیاری موارد دیگه.

واسه رسیدن به درکی مناسب از موضوع، اجازه بدین کمی به خودِ بازیا بپردازیم و بعد به موضوع گیمیفیکیشن برمی گردیم.

بازی چیه و به چه دلیل ما آدما به بازی کردن علاقه داریم؟

هر فعالیت اختیاری که براساس ایجاد لذت و باحالی باشه و قواعدی (عموما واسه برد و باخت) واسه اون تعریف شه، بازی حساب می شه. مانند فوتبال، ساختن لگو، عروسک بازی یا گیمای موبایلی و بسیاری موارد دیگه.

موبایل

همونطور که در بالا اشاره کردیم، در بازی کاری از ویژگیای بازی استفاده می شه. به صورت کلی، بازی مورد نظر ما هر چی باشه، در اون چهار مشخصه اصلی هست که در ادامه به اونا می پردازیم:

۱۲ سوالی که هر کار و کاسبی موفقی باید از خودش سوال کنه (افسانۀ صدسالها)

۴ اصل اساسی تموم بازیای جهان

عوامل متغیری بر بازیای جهان حکم فرما هستن، اما در تموم بازیا ۴ اصل اساسی جریان داره.

۱- تموم بازیا “قانون” دارن

هر نوع بازی که بخواین به اون فکر کنین، شامل یه سری قوانین و محدودیت ها هستش. هر کاری که در بازی خارج از قوانین اون انجام شه، دیگه جزو اون بازی نیس. قوانین هستن که به یه بازی روح و معنا می بخشن. درسته که قوانین بازی مثل قوانین حکومتی نیستن که واسه همه لازم الاجرا باشن؛ بازی کردن کاری به طور کامل انتخابیه و کسی که وارد اون می شه خودش تصمیم گرفته که به اون قوانین معتقد باشه. جایی که زور هست، دیگه چیزی به نام بازی وجود نداره.

مثلا بازی شطرنج رو در نظر بگیرین. قانون بازی میگه که مهره فیل باید تا آخر بازی در خونه هایی در همون رنگ بمونه که از اول بازی در اون قرار داشت (اگه از اول در خونه سفید بوده، تا آخر بازی هم باید در خونه های سفید بمونه و برعکس). اگه این قانون نقض شه، بازی متوقف شده و به آخرین وضعیتی که در اون مهره در جای درست خود قرار داشت برمیگرده.

۲- هر بازی ای به یه “هدف” ایجاد شده

همه بازیا در آخر هدفی رو دنبال می کنن که معمولا بردن بازیه. در واقع، دو راه کلی واسه رسیدن به این هدف هست:

  • شرط لازم واسه بردن بازی
  • روش هدف دار لازم واسه بردن بازی

اجازه بدین فرق این دو موضوع رو با یه مثال روشن کنیم.

در فوتبال، شرط اصلی بردن بازی چیزی نیس به جز زدن گلای بیشتر نسبت به حریف. اگه مطمئن باشین که می تونین بیشتر از اینکه گل بخورین توپ رو وارد دروازه حریف کنین، آمارهایی مثل اندازه در اختیار داشتن توپ، تعداد کارتای زرد و قرمز، آفسایدها، شوتای داخل چارچوب و … هیچ اهمیتی نداره.

اما روش هدف دار فوتبال موضوعی به طور کامل فرق داره. واسه بردن بازی، باید توپ رو در اختیار داشت. باید حمله کرد و موقعیت درست کرد. باید با دفاع مناسب جلوی حملات حریف رو گرفت. باید رفتار تیم مقابل رو تحلیل کرده و به اون عکس العمل مناسب نشون داد. درسته که همه اینا شاید در آخر به گرفتن بردن منجر نشن و حریف به صورت به طور کامل تصادفی موفق شه که بازی رو ببره. اما این موضوع چیزی از اهمیت روش هدف دار کم نمی کنه.

۳- شانس و تنوع در تموم بازیا هست

هر بار که کتابی می خونید، فیلمی رو تماشا می کنین یا به یه قطعه موسیقی گوش می کنین، یه روند کلی هست که از اول اون شروع می شه و در جایی تموم میشه. ممکنه یه فیلم رو بارها ببینین و از اون لذت ببرین؛ این کار ممکنه تفریح یا سرگرمی حساب شه اما هیچ وقت به معنی “بازی” نیس. شرط اینکه فعالیتی “بازی” حساب شه، اینه که خود شما در اون نقش داشته و با هر بار انجام اون، تجربه ای متفاوت داشته باشین.

ویژگی یه بازی اینه که روند و نتیجه پایانی اون هر بار با دفعه پیش فرق داره. هر چند بار هم بازی کرده باشین، بازم از اول نمی تونین مطمئن باشین که چه اتفاقاتی در راه س و کی برنده پایانی میشه. در هر بازی مقداری قانون و مقداری هم شانس هست (حتی در فکری ترین و هدف دار ترین بازیا) و اینه که به بازی هیجان و جذابیت میده.

واسه قابل لمس تر شدن موضوع، بد نیس مثلا به بعضی از عوامل ایجاد کننده شانس اشاره کنیم. وجود تاس، حالتای جور واجور بُر خوردن کارتا در اول بازی، متفاوت بودن روش ها و روش هدف دارای بازیکنان، تنوع زیاد در حرکتای احتمالی و … نمونه هایی خوب از عوامل به وجود آورنده شانس هستن.

۴- بازی بدون رقابت معنا نداره

در هر بازی رقابت هست. برنده و بازنده داریم. حتی اگه بازی گروهی باشه و آدمایی با هم واسه رسیدن به هدفی تلاش کنن، بازم دارن با یه رقابت یا یه موقعیت سخت درگیرن. رقابت نیاز به سیستمی داره که در اون بشه یافته ها رو با هم مقایسه و برنده و بازنده رو تعیین کرد.

برندینگ چیه و به چه دلیل باید واسه شما مهم باشه؟

چیجوری از گیمیفیکیشن استفاده کنیم؟

قبل تر گفتم که گیمیفیکیشن برابر با بازی کردن نیس، بلکه به معنی “به کار گیری ویژگیای بازی” است. حالا که با ۴ ویژگی اساسی بازی آشنا شدید،وقت اون هستش که روش به کار گیری گیمیفیکیشن در بازاریابی هم یاد بگیرین!

اگه بخوایم تعریف دقیق تری از بازی کاری ارائه بدیم، باید بگیم که گیمیفیکیشن یعنی تلاش در جهت بالابردن انگیزه، حس رقابت و کنجکاوی با به کار گیری المانای بازی که در بالا به اونا گفته شد، به هدف افزایش درخواست مشتریان، بهبود کارکرد کاری افراد یا پیشرفت در آموزش. 

بازی کاری در چه زمینه هایی کاربرد داره؟

گیمیفیکیشن وارد جنبه های خیلی از زندگی ما شده. به کار گیری بازی کاری در فرمای جورواجور کار و کاسبی از جمله بازاریابی، آموزش، استخدام و حتی سیاست هم مرسومه. اینجا، به صورتی خیلی خلاصه به بعضی از کاربرده های جور واجور بازی کاری می پردازیم و بعد به بحث اصلی که همون کاربرد گیمیفیکیشن در بازاریابیه می پردازیم.

ایجاد جذابیت در آموزش

هدف اصلی از اجرا گیمیفیکیشن، افزایش مشارکت، رابطه، وفاداری و حس رقابت در افراده. پس به چه دلیل از این وسیله در آموزش استفاده نکنیم؟

بازی کاری می تونه در جنبه های متنوعی از آموزش از جمله ارزشیابی، جایزه دادن به دانش آموزان و دانشجویان، افزایش انگیزه به اونا و مراحل جور واجور خودِ تدریس به کار رود.

دانشجو

بالابردن انگیزه افراد و اندازه بازده در محیطای کاری

اجرا گیمیفیکیشن در محل کار به معنی بازی کردن سر کار نیس. همونطور که اشاره کردیم، بازی کاری و بازی کردن دو معنی جدا هستن. هدف اصلی از بازی کاری در محل کار، ایجاد انگیزه واسه رقابت، یادگیری، پیشرفت و انجام بهتر و سریع تر کاره.

درسته که نمی شه همکاران رو کتک زد، اما رها کردن کار و بازی کردن به جای اون به بهونه اجرا کردن گیمیفیکیشن، یکی از اون اتفاقاتیه که کم و بیش در بعضی مجموعه ها میفته (این رو هم به چشم دیده ام)!

یکی از اصلی ترین روشای اجرا بازی کاری در محیط کار، ایجاد سازوکارهایی واسه امتحان کیفیت کار افراد و در نظر گرفتن جایزه های متناسب واسه کارکنانیه که کارکرد بهتری داشتن.

گیمیفیکیشن در مارکتینگ

بازی کاری چند سالی هست که در سراسر جهان به عنوان ابزاری قوی در ایجاد رابطه با مشتریان شناخته می شه. دلیل اونم اینه که ذاتِ بازی کردن و برنده شدن احتمالی، احساسات مثبتی رو در ما بیدار می کنه.

در بازاریابی، گیمیفیکیشن راهیه واسه به کار گیری این احساسات مثبت مشتریان واسه فروش محصول یا خدمتی به اونا. علاوه بر این، این کار شاید باعث می شه که کاربر این حس خوب رو با دوستانش به اشتراک گذاشته و اونا هم به جمع مشتریان شما اضافه شن.

به کار گیری بازی کاری کمک می کنه که افراد زمان بیشتری رو در سایت یا اپلیکیشن شما سپری کنن و همین هم احتمال خرید کردن اون ادما از شما رو بالا میبره.

چیجوری گیمیفیکیشن رو در روش هدف دار بازاریابی خود پیاده کنیم؟

اینجا می رسیم به بحث اصلی! اجازه بدین موضوع رو با یه سوال شروع کنیم:

دقت کردین بعضی از بازیای موبایلی یه مدت دانلود شده و استفاده میشن، اما بعضی بازیای دیگه شدیدا گسترده شده، کاربراشون رو ساعتا درگیر کرده و میلیونا دلار واسه سازندگانشان به ارمغان می یارن؟

دلار

تیتربندی متن: اهمیّت و استفاده درست از تگ هدینگ (H2، H1 و …)

بازی معروف جنگ قبیله ها یا Clash of Clans، نمونه موفقی از اجرا گیمیفیکیشن در بازاریابی بود. حواستون باشه که اینجا صحبت بر سر خودِ بازی نیس، بلکه موضوع اصلی فروش گسترده الماسا (Gems) به کاربرانه که منبع اصلی درآمد شرکت Supercell به حساب میان.

در فضای این بازی که در کشور ما هم بسیار محبوب بود (و بازم هم هست)، از بازی کاری به شکل فوق العاده ای استفاده شده. کاربران همیشه می تونن وضعیت بازیکنان برتر در جهان و در کشور خود رو ببینن (ایجاد هدف و انگیزه)، با همدیگه به جنگ بپردازند (حس رقابت) و از حالتای بیشمار چیدمان نیروها و ساختمونا، روش هدف دار برنده رو پیدا کنن (شانس و قانون). نکته اصلی اینجاس که روند پیشرفت بسیار کنده و واسه زودتر رسیدن به مراحل بالا، باید سر کیسه رو شل کرده و مقداری Gem بخرین! طراحان بازی با به کار گیری این المانا کار بازاریابی واسه Gemا رو اونقدر خوب انجام داده بودن که حتی در کشور ما که به صورت عادی امکان خرید Gem نبود، کاربران واسه خرید الماسا از ده ها روش واسه دور زدن این محدودیتا استفاده می کردن.

همونطور که دیدیم، گیمیفیکیشن مستقیما با احساسات ما سر و کار داره. این احساسات واسه بازاریابا بسیار مهم هستن. فوت وفنای بازی کاری می تونن به شما کمک کنن افراد رو به خرید کالا یا خدمات خود تشویق کنین. اینجا به چند ترفند مهم واسه رسیدن به این هدف می پردازیم.

از یه جور سیستم امتیاز دهی واسه افزایش رابطه با مشتری و بیشتر دیده شدن برند استفاده کنین.

به کار گیری سیستمای امتیازدهی در سایت یا اپلیکیشن شما، همیشه جواب میدن چون افراد همیشه میل به گرفتن امتیازهای بیشتر و در ادامه اون تخفیفای بیشتر هستن. مشتریان واسه گرفتن تخفیف، حاضر هستن ویدیوهای تبلیغاتی شما رو بارها تماشا کرده و با دوستانشون به اشتراک بذارن.

واسه گرفتن مخاطبان بیشتر، به اونا جایزه بدین!

به راه انداختن یه جور مسابقه یا رقابت یکی از موثرترین راه ها واسه جلب توجه مشتریاس. این آدما به امید بردن جایزه ای در مسابقه شما شرکت می کنن و در همون زمان آماده ان که اطلاعاتی رو در اختیار شما بذارن؛ مثلا قبل از شروع مسابقه، یه فرم آنلاین رو پر کنن. این خود فرصتی عالیه که فهرستی از مشتریان بالقوه در اختیار شما قرار گیرد.

به افراد حق انتخاب بدین.

دادن حق انتخابای جورواجور به افراد، یکی از بهترین روشای پیاده کردن بازی سازی در بازاریابیه. تصور کنین در صفحه ای هستین که در اون چند محصول یا سرویس به شما پیشنهاد شده، و روی هرکدوم که کلیک کنین ویدیویی مختص انتخاب شما نشون داده می شه. این انتخابا می تونن حالت چند لایه پیدا کنن، یعنی در هر کدوم از این ویدیوها هم چندین آپشن داشته باشیم که هر یک ما رو به سمت ویدیویی دیگه هدایت می کنن.

به مخاطبان تون اجازه بدین که مرحله به مرحله پیشرفت کنن.

آدما عاشق پیشرفت کردن هستن. واسه کاربران چندین سطح تعریف کنین که بتونن با فعالیت یا خرید از شما، به مراحل بالاتر رسیده و هر چی بالاتر می رن، امکانات بیشتری در اختیارشون قرار گیرد. طبیعیه که هر مرحله باید از مرحله قبلی سخت تر بوده و افراد واسه گذشتن از اون به تلاش و فعالیت بیشتری نیاز داشته باشن.

مثلا، همونطور که در این شکل می ببینن، الوپیک واسه کاربرانش چهار سطح آبی، برنزی، نقره ای و طلایی تعریف کرده. اینجا مشخص شده که تا رسیدن به سطح بعدی چقدر باید خرید کنین، و مشتریان در هر سطحی که باشن نسبت به سطح قبلی امکانات و انتخابای بیشتری واسه خرید و دریافت جایزه دارن.

واسه کاربران یه جور “دست کم امتیاز لازم” تعریف کنین.

کاری کنین که کاربران واسه دسترسی به بعضی از خدمات، نیاز به حداقلی از امتیاز داشته باشن. بهتره که واسه رسیدن به این امتیاز لازم باشه که یه وقتی رو داخل سایت یا اپلیکیشن شما به فعالیت بپردازند. البته به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین که جذابیت و سرگرم کننده بودن این فعالیتا باید حفظ شن تا کاربران انگیزه و انرژی لازم رو واسه رابطه با شما داشته باشن.

از گردونهای شانس استفاده کنین.

ویژگی خوب این گردونها اینه که نه فقط هیجان انگیز هستن، بلکه به کار گیری اونا هم بسیار آسون بوده و افراد می تونن همون لحظه فهمیده باشن که برنده شدن یا نه. ویژگی دیگه اونا هم اینه که کاربر می تونه بارها شانس خود رو امتحان کنه که این خود باعث افزایش تعامل افراد با شما می شه.

مثالی خوب در این باره، گردونه شانس دیجی استایله. اینجا جایزه ها مشخص هستن و در همون لحظه استفاده می تونین فهمیده باشین که برنده شدین یا نه. اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین واسه به کار گیری گردونه، باید وارد سایت شید که این خود به معنی جمع آوری اطلاعات از کاربران و جذب مشتریان بالقوه جدیده.

به کاربران امکان “به اشتراک گذاری” بدین.

اگه کاربران بتونن با به اشتراک گذاشتن خدمات یا حتی بازیاتون امتیاز بیشتری به دست بیارن، شک نداشته باشین این کار رو می کنن. پس به چه دلیل از این فرصت عالی واسه بزرگ تر کردن جامعه مشتریان خود استفاده نکنیم؟

ساخت لیست ایمیل یا خرید بانک ایمیل؟

دعوت کردن دوستان به به کار گیری اسنپ واسه گرفتن هدیه ۱۵۰۰۰ تومانی، مثالی آشنا از این فوت وفن بازی کاریه. از طرف دیگه هر کاربر جدید هم واسه اولین سفرش ۸۰۰۰ تومن هدیه میگیره. به طور خلاصه، اسنپ حاضره واسه به دست آوردن هر مشتری جدید، ۲۳۰۰۰ تومن خرج کنه که این هزینه در سفرهای بعدی جبران می شه!

از کاربران بخواین محتوای خود رو در اختیار شما بذارن.

با به راه اندازی جشنواره ها، مسابقات جور واجور یا حتی طرح یه سوال، کاربران رو تشویق کنین واسه شما عکس و ویدیو بفرستن یا نظراتشون رو درباره موضوعی با شما به اشتراک بذارن. اگه به افراد شانس بردن جایزه ای رو بدین، این کار رو با کمال میل انجام میدن. اگه به دنبال ایده های جدید واسه بهبود کار و کاسبی تون هستین، اینم یکی از فوت وفنای بازی کاریه که در این مورد به شما خیلی کمک می کنه.

ایده

روشای دیگه

مواردی که به اونا گفته شد، تنها تعدادی کم از فوت وفنای فراوون بازی کاری هستن که میشه با اونا اندازه فعالیت و وفاداری مشتریان رو بالا برد. قسمت بزرگی از کار به هوشمندی و خلاقیت شما بستگی داره که چیجوری بتونین با روشای جدید و نوآورانه، انگیزه افراد رو زیاد کنین. به زودی درباره روشای خلاقانه و متفاوت در اجرا گیمیفیکیشن صحبت می کنیم.

هوش

به کار گیری گیمیفیکیشن چه فایده هایی داره؟

گیمیفیکیشن به این خاطر جواب میده که باعث افزایش تمایل آدما به رقابت و کسب موفقیت می شه. هممون از بازی کردن حال می کنیم چون این کار باعث ترشح هورمون شادی آور اندورفین (endorphin) در مغز ما می شه. به کار گیری المانای بازی هم مثل اینجور تاثیری در بدن ما می ذارن. اینجا به بعضی از یافته های عملی پیاده کردن اینجور سیستمی می پردازیم:

بازخورد مثبت و سریع

یکی از فواید بازی کاری اینه که افراد بعد از تلاش یا کارکرد مثبتشون سردرگم و بلاتکلیف نمی مانند. مثلا تو یه محیط کاری که گیمیفیکیشن به صورت درست در اون پیاده شده، شخص پس از شرکت تو یه جلسه مهم تو یه روز تعطیل، می تونه جایزه خود رو به صورت آنلاین مشاهده کرده و همین به بهتر شدن روحیه و انگیزه ایشون کمک می کنه.

روحیه

ایجاد رضایت

اگه اهل بازیای کامپیوتری هستین، حتما می دونین که تموم کردن یه بازی یا رد کردن یه مرحله سخت چه حس خوبی داره. درست مشابه این حس رو میشه وقتی تو یه مشتری درست کرد که موفق شده باشه از شما یه تخفیف یا هدیه مهم بگیره؛ یا دانشجویی که تلاش اون به گرفتن چند نمره بیشتر از استاد منجر شده.

کارکرد بهتر و سریع تر

استفاده درست از بازی کاری در آموزش، اونو واسه افراد باحال تر کرده و همین به افزایش سرعت و کیفیت کار میرسه. وارد کردن المانای بازی در قسمت آموزش کار با سایت، اپلیکیشن یا حتی خودِ یه بازی، یکی از موثرترین راه ‎های آموزش کار به کاربرانه.

به کار گیری بازی کاری به معنی هدر دادن زمان و منابعه؟

هر چیزی بیشتر از حدش بده، و گیمیفیکیشن هم از این قانون مستثنی نیس. باید بدونیم که به کار گیری بازی کاری در همه موقعیتا مناسب نیس، مخصوصا در موضوعات بسیار جدی. علاوه بر این، دونستن اینکه چه وقتی می تونیم به سراغ گیمیفیکیشن بریم و چه وقتی نباید این کار رو بکنیم هم خیلی با اهمیته. پس جواب به این سوال در بعضی از موارد بله س!

یکی از این حالتا وقتی اتفاق میفته که روند بازی کاری خوب طراحی نشده و به یه چیز مزاحم و اضافی تبدیل شه. وقتی که تعداد المانای بازی خیلی زیاد شه، چیزی که می تونست باحال و سرگرم کننده باشه به یه فعالیت سخت و دست و پاگیر تبدیل می شه. این اتفاقات وقتی که جایزه ها زیادتر از اندازه در دسترس یا زیاد باشن هم اتفاق میفته؛ وقتی افراد واسه کسب امتیاز به تلاش چندانی نیاز نداشته باشن، انگیزه چندانی واسه فعالیت باقی نمونده و این جایزه ها معنا و معنی خود رو از دست میدن.

حالت دیگری که گیمیفیکیشن ممکنه با شکست مواجه شه اینه که نوع فعالیت یا جایزه ها با موضوع کار اصلی یا مخاطبان ما همخوانی نداشته باشن. مثلا، در نظر گرفتن یه حساب بانکی پس انداز به عنوان جایزه ممکنه واسه والدین یه کودک جذابیت و مقبولیت زیادی داشته باشه، اما به احتمال خیلی زیاد یه اسباب بازی هیجان انگیز کودکِ مورد نظر ما رو بیشتر به درس خوندن تشویق می کنه. در صورت تمایل به اجرا بازی کاری در هر موضوعی مخصوصا بازاریابی، قبل از اقدام همه حولوحوش کار رو در نظر بگیرین.

به طور خلاصه…

واسه بهتر انجام شدن هر کاری، انگیزه و انرژی لازمه. بازیا خوب توانایی ایجاد این انگیزه رو داشته و بخاطر این میشه از ویژگیای اونا واسه بهبود کیفیت آموزش، بهره وری کاری افراد و افزایش فروش استفاده کرد. بعضی از فوت وفنای اجرا بازی کاری در بازاریابی به کار گیری سیستمای امتیازدهی و گردونهای شانس هستن؛ و البته بسته به اندازه خلاقیت تون می تونین روشای فراوون دیگری رو هم واسه بهتر شدن وضعیت فروش جنسا یا خدمات خود طراحی کنین.

خلاقیت

شمام در بازاریابی، مدیریت یا آموزش از اینجور روشی استفاده می کنین؟ تا بحال به چه فوت وفنای دیگری برخورده اید یا خودتون استفاده کردین؟ منتظر دیدن نظرات شما هستیم!