0
انواع محیط زیست//پایان نامه آلودگی هوا

انواع محیط زیست

به طور کلی می‌توان محیط زیست را به دو نوع تقسیم کرد:

  1. محیط زیست طبیعی
  2. محیط زیست انسانی(اداره کل محیط زیست بوشهر، پیشین ص 5)

 

1-3- انواع آلودگی‌های زیست محیطی

آلودگی‌های زیست محیطی انواعی دارند که مهمترین آنها عبارتند از: آلودگی‌های هوا، خاک، صوت، شیمیایی و هسته‌ای.(قوام پیشین، ص 4)

1-4- نگاهي به وضعيت محيط زيست

بررسي اجمالي سرگذشت انسان نشان مي‌دهد كه تعامل بشر به عنوان جزئي از طبيعت با محيط پيرامونش، سه مرحله را شامل مي شود؛ اين سه مرحله عبارتند از: دوران تسلط طبيعت بر انسان، دوران تسلط انسان بر طبيعت و دوران تعامل و همگرايي انسان و طبيعت. دوره ي اول در برگيرنده ي عصري است كه در آن بشر كاملا مقهور طبيعت بوده و قادر نبوده دخل و تصرفي در طبيعت انجام دهد. در اين دوره كه با پيدايش و آفرينش انسان شروع مي شود، اگر بشر تصرفي جزئي هم درطبيعت و محيط زيست خود داشته است، ضرري نداشته و طبيعت به راحتي اين تصرفات را تحمل، جبران و بازسازي كرده است؛ به طوري كه مي‌توان گفت، در اين دوره، محيط زيست به صورت بكر و دست نخورده باقي ماند. در مقايسه با دوره ي اول، دوره ي دوم از زندگي انسان را شايد بتوان دوران غلبه و تسلط انسان بر محيط زيست دانست. اين دوره، عصر ايجادِ تمدن‌هاي صنعتي است. بشر با دستيابي به صنعت ماشيني و به وجود آوردن كارخانه‌هاي كوچك و بزرگ، رابطه ي خود را با طبيعت متحول كرد؛ بدين صورت كه براي افزايش توليد، منابع بيشتري را مورد بهره برداري قرار داد و در نتيجه صدمات بيشتري را به طبيعت وارد كرد و در اثر اين امر، طبيعت رو به تخريب و نابودي گذاشت. در اين دوره، بشر اين امكان را يافت كه با تصرفات بي‌رويه «تعادل اكولوژيك» طبيعت را بر هم زده و علاوه بر تخريب محيط زيست، آلودگي آن را نيز موجب شود.  رفتار او در اين دوره به گونه اي بود كه فكر مي كرد مالك زمين است، نه ساكن آن؛ لذا پيشرفتِ خود را، پيروزي به حساب آورد، حتي اگر اين پيروزي، تخريبِ بخش‌هايي از محيط زيست و طبيعت را در پي داشته باشد.(انصاری پیشین، ص 3)

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

مسئولیت دولت در خصوص محیط زیست ناشی از آلودگی هوا

0
پایان نامه تجمل گرايي:/مفاسد اخلاقي و رفتاري

مفاسد اخلاقي و رفتاري[1]

اسراف و زياده روي در هر زمينه اي باعث سقوط اخلاق و نابودي صفات نيکو و موجب رفتار ناپسند و انحطاط شديد فرهنگ و تمدن انساني و از بين رفتن هويت و شخصيت انسان مي شود . افراط در هرکاري به آرمان ها و ارزش هاي اخلاقي و ديني انسان ضرر فراواني مي زند و براي جامعه ناامني روحي ،ناآرامي رواني و ناهنجاريهاي ناگوار به بار مي آورد . [2]

اگر در جامعه روزي به جايي رسيديم که براي داشتن ماشين و خانه و زر و زيور و ماديات بعنوان معيارهاي تشخص و احترام افراد ، بيشتر از ارزشهاي والاي انساني و ديني و تقوي ارزش قايل شديم ، در آنصورت کم کم ارزش ها کم رنگ شده ، و اصول و مباني ديني مورد بي مهري واقع خواهند شد ، و مصاديق و سمبلهاي آن نيز طرد ميشود . در چنين جامعه اي براي رسيدن به اين ارزش کذايي و تو خالي مجبوريم تن به هر کاري بدهيم تا مبادا از احترام ما کاسته شود . آنجاست که رشوه و اختلاس يا خود فروشي و تملق و ريا کاري و هزار مفسده ديگر براي رسيدن به اين جايگاه مباح مي گردد .

تجمل گرايي، از چند سو فساد اخلاقي و رفتاري در پي دارد. نخست آنکه اين کار، به ويژه در مرحله شديد آن و براي غالب مردم که درآمدي محدود دارند، موجب کاهش درآمد آنان مي گردد . در نتيجه براي تأمين هزينه هاي تجمل گرايي  ،همچنين براي حفظ اين موقعيت و ادامه آن ،در معرض گرفتار آمدن به رذيلت هاي اخلاقي همچون بخل و حرص يا مفاسد اقتصادي مانند ربا ،رشوه و اختلاس قرار مي گيرند .[3]

از سوي ديگرغرق شدن در شهوتها و هوسها و زياده روي در لذات جسماني، مجالي براي انديشه در كمالات معنوي و انساني و توجه به بعد روحي باقي نمي گذارد و راه را براي تهذيب اخلاقي مي بندد. بويژه آنكه افتادن در دام هوسها و لذت جوييها، نور و نيروي خرد را سخت ناتوان مي كند و پذيرش دعوت اديان و مصلحان را دشوار مي سازد. از اين روست كه قرآن كريم، يكي از ويژگي مترفان را، حق انكاري و مقابله با پيامبران و مصلحان اجتماعي بيان مي دارد: «وَ مَا أَرْسَلْنَا في قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُترَْفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَفِرُون؛ و ما در هيچ شهري هشدار دهنده اي نفرستاديم جز آنكه خوشگذرانان آن گفتند: ما به آنچه شما بدان فرستاده شده ايد، كافريم» [4] از سوي ديگر، حفظ اين موقعيت و تداوم بيشترآن مستلزم يا همراه رذيلتهاي اخلاقي همچون آزمندي، طمع و بخل است . [5]از جنبه هاي ديگر، تجمل گرايي غالبا با گونه اي از مصرف گرايي و رفاه زدگي و غرق شدن در لذات مادي (اتراف) است که خود منشأ بسياري از مفاسد اخلاقي و اجتماعي و حتي انحرافات اخلاقي و رفتاري همچون فخرفروشي ،خود برتربيني [6] و بي بندو باري است . از اين رو ،قرآن کريم ،آنان را مفسد[7] و فاسق [8]معرفي مي کند.

هنگامي كه زرق و برقهاي مادي، پرخرجيها و گرايش به زندگي هاي تجملي گسترش يافت، هزينه هاي مصرف بالامي رود و دخل و خرج ناهماهنگ مي شود. اين افراد براي همگامي با زندگي و تامين مخارج متنوع و سنگين آن، خود را ملزم به رعايت ضوابط و ارزشها نمي بينند. اينجاست كه تجمل و زندگي اشرافي، آشيانه فساد مي شود و در سايه خود، انواع كژيها و مفاسد را پرورش مي دهد.[9]

افزون برآن ، تجمل گرايي عده اي درجامعه ، به طور طبيعي بر روي ديگران تأثير مي نهد و به گونه عملي آنان را تشويق به اين کار مي کند و در نتيجه به طور شبکه وار و تصاعدي ، پيوسته بر انحرافات اخلاقي و رفتاري در جامعه ، افزوده مي گردد .

تجمل گرايي در زندگي مترفين و خوش گذرانان ـ که نسبت به مردم از لحاظ اقتصادي و بهره مندي از دنيا و لذات آن در موقعيت نظرگيري قرار گرفته اند ـ آنان را بيگانه از کششهاي معنوي مي سازد. سستي عقيده و باور داشتهاي ديني، خواه ناخواه در پي مصرف گراييهاي طبقه مرفه شکل مي گيرد و زشتي گناه و فساد اخلاقي را در چشم شان ناچيز مي سازد.

چنين کساني که درآمدهاي هنگفت دارند و به سهولت در دست يابي به خواسته هاي فسادانگيزشان کامياب مي شوند، کم تر مجال تهذيب نفس و پيراستگي روان را خواهند يافت. ترديدي نيست که تجمل گرايان سعي در جذب نيروهاي انساني جامعه داشته و آنان را به فساد و فحشا سوق مي دهند تا از دنيا کامروايي فزون تري داشته باشند. زنان و جوانان بيش از ديگر گروه هاي اجتماعي در شمار قربانيان افراد و قدرتهاي اسراف گرند.

مى‏دانيم اسراف همان تجاوز از حد قانون آفرينش و قانون تشريع است، اين نيز روشن است كه در يك نظام صحيح هر گونه تجاوز از حد موجب فساد و از هم گسيختگى مى‏شود، و به تعبير ديگر سرچشمه فساد، اسراف است و نتيجه اسراف فساد.[10]

با توجه به آنچه گفتيم رابطه اسراف و فساد به خوبى آشكار مى‏شود.

به گفته” علامه طباطبائى” در” الميزان” عالم هستى يك پارچه نظم و صلاح است و حتى با تضادى كه احيانا در ميان اجزاى آن ديده مى‏شود تاليف و التيام و هماهنگى فراوان دارد، اين نظام به سوى اهداف صالحى در جريان است، و براى هر يك از اجزاى خود، خط سيرى تعيين مى‏كند، حال اگر يكى از اين اجزاء از مدار خود خارج شود و راه فساد را پيش گيرد، ميان آن و ساير اجزاى اين جهان درگيرى ايجاد مى‏شود، اگر توانستند اين جزء نامنظم اسرافكار را به مدار اصليش بازگردانند چه بهتر، و الا نابودش مى‏كنند، تا نظام به خط سير خود ادامه دهد!.

انسان كه يكى اجزاى اين عالم هستى است از اين قانون عمومى مستثنى نيست، اگر بر اساس فطرت، بر مدار خود حركت كند و هماهنگ نظام هستى باشد به هدف سعادتبخش كه براى او مقدر شده است مى‏رسد، اما اگر از حد خود تجاوز كند و قدم در جاده” فساد در ارض” بگذارد، نخست خداوند او را گوشمالى داده، و با حوادث سخط و دردناك او را هشدار مى‏دهد، چنان كه در آيه 41 سوره روم مى‏خوانيم ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ:” فساد بر صفحه دريا و صحرا بر اثر اعمال مردم آشكار گشت خدا مى‏خواهد نتيجه سوء پاره‏اى از اعمال مردم را به آنها بچشاند شايد بازگردند”.

[1] البته اين مورد، هم مي تواند فردي و هم اجتماعي باشد.

[2]  ر.ک: ولي الله رستگار جويباري، اسراف از ديدگاه اسلام ، پيشين،  ص 157

[3]  ر.ک:  قلم/12-14؛  مدثر/ 12-15

  [4]  سبا/34.

[5] ر.ک :  مدثر/15-12

[6]  ر.ک:  سبأ/ 34-35

[7]  ر.ک:  شعراء147 /-152 ؛  فجر/ 6-12

[8]  اسراء /16

[9] ر.ک:  جواد ايرواني،اخلاق اقتصادي از ديدگاه قرآن و حديث،پيشين،  صص264-261

[10] ناصر مکارم شيرازي،  پيشين،  ج‏15، ص: 307

 

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي

0
مفهوم اسراف:پایان نامه درمورد تجمل گرايي

معني و مفهوم اسراف

واژه «اسراف» در لغت به معني «گزاف کاري کردن، در گذشتن از حد ميانه، تلف کردن مال، ولخرجي کردن[1] آمده است. راغب در مفردات مي گويد: «اَلسّرَف، تَجاوُزُ الْحَدِّ في کُلِّ فِعْلٍ يفْعَلُه الانْسانُ وإِنْ کانَ ذلک في الإِنْفاقِ أشْهر؛[2] اسراف به معني تجاوز از حد و معيار در هر كاري است كه از انسان سر بزند، گرچه استعمال آن در موارد زياده‏روي در انفاق مال بيشتر است. » و گاهي به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زماني هم به چگونگي بذل مال و مورد آن اطلاق مي‏شود. اما بنا به مفهوم سخن راغب و روح معني «كل فعل‏»، اسراف به هر گونه تجاوزكاري و زياده‏روي گفته مي‏شود .

از بررسي اي که در معنا و مفهوم کلمه اسراف در کتب لغويين انجام داده شد، به دست مي آيد که اسراف به معناي هرگونه تجاوز و تعدي از حدود چه مالي و اقتصادي و چه اعتقادي و اخلاقي و رفتاري است .اما اسراف در اصطلاح قرآني : با مطالعه دقيق و بررسي همه جانبه ي آيات قرآني که درباره ي اسراف آمده، به دست مي آيد که اسراف در قرآن مجيد يک معناي وسيع و گسترده و مفهوم بسيار جامع و عام دارد و به معناي هرگونه كوتاهي و زياده روي و تجاوز از حد اعتدال و گرايش به سوي افراط و حتي تفريط است. [3]   اين واژه  در قرآن كريم معادل اتلاف، گشاده بازي، ولخرجي، مصرف زدگي ، زياده روي ، بيرون از حد خرج كردن مي‌باشد. [4]

واژه اسراف كه بيش از 23 بار در آيات متعدد قرآن در اشكال مختلف به كار گرفته، از اين رو تنها به معناي افراط و تفريط نيست و اختصاصي به كوتاهي و يا زياده روي ندارد. هرچند بيش تر در معناي زياده روي و افراط به كار مي رود ولي اين موجب نمي شود كه از اطلاق آن دست برداريم و تنها به معني خروج از اعتدال به سمت و سوي زياده روي بگيريم درحالي كه اين واژه دربردارنده هرگونه خروجي به سوي كم يا زياده است. كمينه و يا بيشينه در هر امري را مي توان اسراف دانست.

در كاربردهاي قرآن اسراف اختصاص به امري خاص مانند امور اقتصادي ندارد بلكه با مطالعه دقيق و بررسي همه جانبه آيات قرآني که درباره ي اسراف آمده به دست مي آيد که اسراف در قرآن مجيد يک معني وسيع و گسترده و مفهوم بسيار جامع و عام دارد که هرگونه تجاوز از حد اعتدال و انحراف ازحق و هرنوع تعدي از حدود الهي چه اقتصادي و مالي و چه در صفات و اخلاقيات و حالات نفساني و رفتار را شامل مي شود و منحصر به امور اقتصادي و مالي نيست .[5] به عنوان مثال خداوند در سوره ي زمر مي فرمايد: « قُلْ يَاعِبَادِي الَّذِينَ أَسْرَفُواْ عَلي أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ  إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا  إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم‏[6]؛ بگو: اي بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مي‏آمرزد؛ زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است‏.»

در اين آيه­ي شريفه «اسراف» به معناي «ستم نمودن بر خود» و« تجاوز نمودن از حدود الهي » است.

[1] محمد معین، پيشين ، ج1، ص266.

[2] راعب اصفهانی، پيشين، ص407

[3]  ابن منظور؛ پيشين، ج‏9، ص: 148 و نيز طبرسي؛  مجمع البيان؛تهران :ناصرخسرو، 1372ش،  ج5 ص192 و حسن مصطفوی، پيشين، ج5 ،‏ ص110

[4] محمدبن احمد قرطبی، الجامع لأحكام القرآن، ج‏4، چاپ اول‏،  تهران: انتشارات ناصر خسرو، 1364 ش، ص: 231 

[5] معاني اسراف در قرآن:

1) از حدّ گذشتن در گناه و نافرماني  طه/ 127،  مائده/ 32،  اعراف/ 81،  يونس/ 12 و 83،  انبيا/ 9،  يس/ 19،  زمر/ 53،  غافر/ 28 و 38.

2) از حدّ گذشتن در انفاق،  فرقان/ 67

3) زياده‌روي در خوردن يا مصرف آنچه حلال است،  اعراف/ 31،  نساء/ 6،  انعام/ 141

4) به همراه حرف «في» به دو معني:الف) افراط و زياده‌روي در كاري،  اسراء 33ب) تفريط و تقصير در عمل صالح و حق خداوند،  آل عمران/ 147.( بهاء الدين خرمشاهي، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهي، ج 1، چاپ اول،   انتشارات دوستان و انتشارات ناهيد، 1377 ش، ص 213)

[6]   زمر/53

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي

0
پایان نامه آموزش های مهارتی:/رسالت‌هاي آموزش‌ در ايران
  • رسالت‌هاي آموزش‌ در ايران

در كشور ما رسالت‌هاي آموزش با توجه به شرايط محيطي داخلي و بين‌المللي عمدتاً بر دوش دولت است و حمايت و كنترل اجتناب ‌ناپذير دولت را مي‌طلبد. اهم رسالت‌هاي آموزش عبارت‌اند از:

  1. تربيت و توسعه منابع نيروي انساني مورد نياز برنامه‌هاي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه، بر طبق اصل 30  قانون اساسي جمهوري اسلامي اين وظيفه بر عهده دولت است،  البته در متن قانون«فراهم آوردن تسهيلات آموزش رايگان تا سر حد خودكفايي» قيد شده است(شریعت مداری، 1387).

2.. ارتقاء دانش و فرهنگ عمومي و پاسخگويي به تقاضاي اجتماعي براي آموزش‌،اين رسالت نيز بر طبق اصل30 قانون اساسي بر عهدة دولت است ولي در اين زمينه مشاركت بخش غير دولتي، مشابه آنچه در سطح بين‌المللي متداول است، مي‌تواند بسيار موثر باشد (فتح آبادی و همکاران، 1389).

  1. دستيابي به توسعه و ارتقاء و فنّاوري، گسترش مرزهاي دانش و كسب موقعيت علمي مناسب كشور در سطح بين‌المللي، تجربيات اكثر كشورهاي داراي نظام آموزش نشان مي‌دهد، فعاليت‌هاي تحقيقاتي عمده و حياتي براي توسعه اقتصادي و حفظ موقعيت علمي كشور، در دست آموزش دولت است . اهميت راهبردي اين موضوع براي جمهوري اسلامي در زمينه علم و دانش و ضرورت مبرم ارتقاء و حفظ منزلت علمي و سطح تكنولوژيك كشور در سطح بين‌المللي ايجاب مي‌كند، دولت توجة ويژه به ايفاي اين رسالت داشته باشد. بديهي است اين امر مانع و مغاير با فعاليت بخش غير دولتي در زمينة تحقيقات نيست ولي با اين حال، سرمايه‌گذاري و كنترل دولت بر امر تحقيقات الزامي است.
  2. مشاركت مؤثر در فرايند توسعة اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي از طريق تسهيل كاربرد علم و فنّاوري؛ يافتن راه حل براي مسائل، بحران‌ها و معضلات اجتماعي و اقتصادي كه امروزه تحت عنوان «الزام اجتماعي آموزش » مطرح است (مولایی، 1390) .
  • آموزش و تأثیر آن بر مدیریت کیفیت تولید

مدیریت کیفیت تولید فعالیت هایی است که عموما با بهبود کیفیت تولید در سازمان سرو کار دارد. کوشش های اولیه مشاوران و مدیران برای واکنش در مقابل بحران های رقابتی روی ابتکاراتی نظیر حلقه های کیفیت و دیگر ابداعات ساختاری مانند طراحی مجدد متمرکز می شود. اما نتایج نا مطلوب بزودی مدیران را وادار ساخت تا به جنبه های ملایم تر کار و مدیریت که در فصل مشترک آنها توانمند سازی ، آموزش و اهمیت دادن به کارکنان بود توجه کنند(اسدی، 1382).

مدیریت کیفیت تولید بدون توانمند سازی کارکنان محکوم به شکست است. تنها راه بهبود کیفیت عبارت است از تغییر بنیادی روابط بین مدیریت و نیروی کار که جهت این امر از طریق انتقال مسئولیت به پایین و آموزش افراد خط مقدم برای انجام مشاغل خودشان عملی می شود. کیفیت با درگیر ساختن افراد برای قبول مسئولیت در فرآیند های کاری است که بهبود می یابد. زیرا افراد فرآیندها را بهتر از دیگران می شناسند. موفقیت نهایی برنامه های کیفیت به آموزش و توانمندسازی کارکنان در ایجاد تغییرات بستگی دارد. مفهوم توانمندسازی بر این باور استوار است که کارکنان ، مدیران و سازمان به یکدیگر احتیاج دارند و رهبران آگاه هستند که افراد را با ارزش ترین دارایی سازمان محسوب می کنند(رهنورد، 1378).

همانطور که ایشیکاوا[1] در کتاب کنترل کیفیت فراگیر خود عنوان می کند که ” کنترل کیفیت تولید با آموزش آغاز می شود و با آموزش پایان می پذیرد و باید برای مشارکت همگان در پیشبرد هسته های کیفیت به همه کارکنان از مدیر عامل گرفته تا کارگران صف آموزش داده شود ، هسته های کیفیت تحولی در اندیشه مدیریت است و باید نحوه نگرش همه کارکنان تغییر یابد برای انجام این کار می بایست آموزش ها تکرار و تکرار شود”(ایشیکاوا، 1386).

کیفیت برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد و یک تعریف جامع از آن که بهترین باشد وجود ندارد به هر شکلی که آن را تعریف کنیم، کیفیت باید با نیاز های مشتریان انطباق یابد.

بنابراین لازم است کارکنان برای جلب رضایت مشتریان توانایی تصمیم گیری و اقدامات مناسب را داشته باشند. از آنجایی که فرآیند ارائه خدمات جز تفکیک ناپذیر کیفیت تولید و خدمات است. کارکنان خط مقدم نقش مهمی در تصحیح ادراک مشتریان از کیفیت خدمات و تولیدات سازمان دارند. بخشی از نقش مدیریت ایجاد سیستمی است که به کارکنان اجازه دهد بهتر به مشتریان سرویس ارائه دهند، این بدان معنی است که کارکنان نیاز دارند آموزش ببینند تا تصمیماتی را در فرآیند سرویس دهی اتخاذ کنند که پیش بینی آنها مشکل است(اسدی، 1382).

آموزش منجر به استفاده بهتر از ابزار آلات و تجهیزات می شود. آموزش مفید ، کاهش ضایعات، افزایش تعداد محصولات و افزایش کیفیت محصولات را در بر دارد. همچنین کارکنان آموزش دیده نیاز به کنترل کمتری دارند و یاد می گیرند در شرایط خارج از پیش بینی چگونه عمل نمایند. از طرفی آموزش مناسب ، به افزایش انگیزش کارکنان نیز کمک کرده و به آنها اعتماد به نفس بیشتری میدهد همچنین باعث افزایش کیفیت محصولات تولید شده و خدمات ارائه شده میشود . کارکنان  مدیریت خود را بهتر درک کرده و در تصمیم گیری های کیفیت مشارکت بیشتری می نمایند(شهبازی و همکار، 1391).

[1]-Ishikawa

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

امکان سنجی آموزش های مهارتی محصول محور در سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور

0
مسئولیت مدنی و کیفری:/پایان نامه ضررهای جمعی

مسئولیت مدنی و کیفری

بحث انگیزترین نکته در حقوق مسئولیت مدنی، تداخلی است که بین مسئولیت مدنی و مسئولیت کیفری وجود دارد و پیوسته ذهن عده  کثیری از حقوق دانان را معطوف و مشغول خود نموده است، تا شاید بتوانند وجه تمایزی برای ممانعت از خلط دو مبحث بیابند و چهارچوبی بنا کنند تا این دو متعرض مرز یکدیگر نگردند. به هر روی این دو گونه از مسئولیت نیز دارای وجوه اشتراک و افتراق هستند، که به آنها اشاره خواهد شد.

الف- وجوه اشتراک

مسئولیت کیفری و مسئولیت مدنی دارای وجوه مشترکی می باشند که از جمله می توان به این موارد اشاره نمود:

– خاستگاه هر دو مسئولیت اجرای عدالت و ایجاد امنیت در جامعه است.

-در هر دو مورد هدف، دسترسی به نظم می باشد، که اعم از نظم عمومی و نظم اقتصادی است، فارغ از اینکه  جنبۀ اجتماعی یا شخصی داشته باشد

ب- وجوه افتراق

به رغم وجوه اشتراک فوق الذکر، مسئولیت کیفری متمایز از مسئولیت مدنی است، از جمله این وجوه تمایز اینها است:

– مسئولیت کیفری ضمانت اجرای متجاوزین به حقوق عمومی است و میزان آن بستگی به درجۀ اخلالی دارد که در نظم جامعه ایجاد شده ولی ماهیتاً مسئولیت مدنی به جبران خسارت بسنده می کند. هر چند که حقوق جزا چرخشی چشم گیر به سمت جبران خسارت عمومی به جای اعمال مجازات نموده است. اما این نوع جبران خسارت از جیب مردم و به خزانه دولت می ریزد، غیر از دیه که بحث مجزایی دارد.

– هدف اصلی در مسئولیت کیفری تنبیه و اصلاح مجرم است حال آنکه هدف مسئولیت مدنی جبران ضرر و زیان است.[1]

– از جهت منبع بر اساس اصل قانونی بودن جرم و مجازات هم جرم و هم مجازات را قانون معین می کند ولی در مسئولیت مدنی این امر به عنوان قاعده پذیرفته نگردیده و هر کس به دیگری زیانی وارد نماید ناگزیر است آنرا جبران کند. دادرس هم هیچ الزامی برای یافتن مبنای قانونی ویژه برای موضوع ندارد و معیار اصلی خطا، داوری عرف است و حتی حقوق کنونی مسئولیت بدون تقصیر را به رسمیت شناخته است.

–  قلمرو دو مسئولیت نیز متفاوت است چرا که پاره ای از جرایم به لحاظ اینکه ایجاد ضرر نمی کند، گرچه جرم است ولی با مسئولیت مدنی توأم نیست؛ مانند جرایم سیاسی، ولگردی یا برعکس. از دیگر سو، برخی از مسئولیت های مدنی جرم محسوب نمی شود چنانکه، هر گاه مالکی در ملک خود تصرف خارج از حدود متعارف نماید و از این راه زیانی به همسایه برسد از لحاظ مدنی مسئول است، گرچه مجرم تلقی نگردد.

– در مسئولیت کیفری عنصر درونی و نیت شرط تحقق جرم است حال آنکه در مسئولیت مدنی چندان توجهی به عنصر درونی نداشته و ملاک بروز تجلی خارجی است که همان ایجاد ضرر است و می بایست جبران گردد.

– در آیین دادرسی دعوای کیفری توسط دادستان اقامه می گردد و مسئولیت مدنی در دادگاه جزائی به نحو تبعی رسیدگی می گردد. ( ماده 11 ق. آ. د. ک ) و بر طبق بند 2 ماده 10 ق. آ. د. ک  حتی پس از اسقاط حقوق عمومی نیز، دعوای ناشی از حقوق خصوصی در دادگاه مدنی قابل طرح و پذیرش است.[2]

[1] ناصر ، کاتوزیان ، حقوق مدنی الزام های خارج از قرار داد ، پیشین، ص 72 و 73

[2] همان – ص 52 – 48

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

ضررهای جمعی در مسئولیت مدنی

0
پایان نامه رهن دریایی//رهن دریایی

رهن دریایی[1]

هر‌چند مفهوم رهن درحقوق تمامی کشورها مفهومی شناخته شده است،اما، در حیطه‌ی امور دریایی و کشتی‌رانی، مفهومی متمایز پیدا کرده است.با توجه به این نکته که موضوع رهن، یک کشتی یا کالای حمل شده است که در دریا رفت‌و‌آمد می‌کند و خطر‌های بسیاری را پیش رو دارد،صورتی منحصر به فرد  از رهن به شمار می آید.

طبق بند۱۰ ماده‌ی ۲ قانون تجارت، کشتی‌سازی و خرید و فروش کشتی و معاملات راجع‌به آن جزء اعمال تجاری محسوب می‌شود؛ بنابراین، عقد رهن دریایی از جمله عقود تجاری تلقی می‌گردد و به‌عنوان یک وسیله‌ی قانونی برای کسب وام و اعتبار، همواره مورد توجه قانونگذاران کشورهای مختلف بوده است.

نهایت اینکه چون وضع قانون با توجه به مقتضیات اقتصادی و اجتماعی است، تأسیس حقوقی رهن در قانون مدنی ایران، هرچند جواب‌گوی شرایط اقتصادی زمان خود بوده، اما، با افزایش حجم سرمایه‌گذاری‌ها و میزان اعتبارات بازرگانی، دیگر با شرایط اقتصادی زمان ما تطبیق‌پذیر نیست؛ بنابراین، با توجه به ملاحظات اقتصادی و بازرگانی، قانونگذار قانون خاصی در زمینه‌ی رهن بازرگانی و از جمله‌ی آن، رهن دریایی پیش‌بینی کرده است که به دلایل ضرورت تفکیک رهن مدنی از رهن تجاری در ادامه اشاره خواهیم کرد:

1.«قانون مدنی از قوانین بنیادی کشور است و مواد مختلف این قانون با توجه به ریشه‌های عمیق فقهی با مقتضیات حقوق جدید تطبیق داده نشده است. به این جهت، داخل‌کردن نظریات خاص رهن تجاری در قانون مدنی مصلحت نیست.»

  1. مقررات رهن در قانون مدنی و قانون ثبت، جواب‌گوی احتیاجات جامعه‌ی ما در زمینه‌ی رهن مدنی و بالاخص، رهن اموال غیر‌منقول است. با توجه به نظام ثبت املاک در ایران، علاوه بر اینکه این مقررات را عموماًپذیرفته‌اند، حقوق راهن و مرتهن را نیزبه خوبی تأمین می‌کند.
  2. امور بازرگانی، برحسب طبیعت امر باید با سرعت کافی توأم باشد. لیکن، در امور مدنی تنظیم روابط حقوقی باید با تأنی و تأمل کامل صورت پذیرد؛ به همین دلیل، استفاده از تسهیلات رهن بازرگانی در انواع معاملات عادی رهنی مطلوب نیست.[2]

بنابر مطلب فوق، قانونگذار دریایی، یک نهاد حقوقی مستقل از رهن مدنی تحت عنوان رهن دریایی را ایجاد کرده است و تلاش می‌کند تا از حقوق اعطاکنندگان وام حمایت ویژه کند. به همین منظور، قانونگذار در ماده‌ی 42 قانون دریایی، مصوب 29/6/1343، رهن دریایی را تابع این قانون دانسته و از شمول مقررات عام مدنی خارج نموده است و تنها در مواردی که قانون دریایی حکم خاصی را بیان نکرده است، به اصول و قواعد کلی قانون مدنی مراجعه می‌شود. با‌این‌حال، در این قانون تعریف مستقلی از رهن دریایی ارائه نشده است که همین امر یکی از نقایص این قانون محسوب می‌شود. البته می‌توان این‌گونه توجیه نمودکه مفهوم و ماهیت عقد رهن دریایی همان مفهوم پایه‌ای و اساسی است که قانون مدنی ارائه می‌دهد.

با‌این‌حال، در سیستم حقوقی برخی از کشورها، نظیر کانادا، رهن دریایی این‌گونه تعریف شده است: «رهن سندی است حقوقی که تضمینی را به وجود می‌آورد و طی آن، یک کشتی ثبت شده یا قسمتی از آن در مقابل یک دین یا اخذ وام برای تضمین داده می‌شود».[3]

ماده‌ی ۱۱ قانون دریایی چین، مصوب ۱۹۹۳، در تعریف رهن تصریح نموده است که حق رهن، حق مقدمی است برای مرتهن در روند فروش کشتی مطابق قانون، هنگامی‌که راهن ناتوان از پرداخت بدهی‌اش است.[4]

گفتنی است که در کشور‌های کامن‌لایی در خصوص رهن دریایی طبقه‌بندی خاصی وجود دارد؛ به همین جهت، تعاریف متفاوتی از رهن دریایی ارائه شده است. رهن قانونی[5] گویای رهنی است که مطابق قانون تجارت دریایی انگلستان باشد و به‌عنوان سند مکتوب مالی که ایجاد حق رهن بر کشتی می‌کند تعریف شده است. نمونه‌ی بارز آن، رهن‌های ثبت شده است. رهن کامن لایی[6]، رهنی‌است عرفی که شرایط قانونی را ندارد و در آن، مالکیت مال مرهون به مرتهن منتقل می‌شود و امروزه کاربرد چندانی ندارد. در‌نهایت، رهن منصفانه[7] قراردادی است که منجر به تضمین قابل اجرای منطبق  بر انصاف می شود ،و از قصد آشکار طرفین تأثیر می‌پذیرد. رهن کشتی‌های ثبت‌نشده، همچنین رهن‌های ثبت نشده و رهن کشتی‌های خارجی از نمونه‌های این نوع رهن هستند.[8]

در حقوق آمریکا نیز رهن دریایی ایجاد گرو به نفع قرض دهنده توسط قرض گیرنده تعریف شده و به عنوان یک راه به دست آوردن سرمایه و انتقال سود یا دارایی کشتی به منظور تضمین درنظر گرفته شده است.[9]

در آخر باید اذعان داشت هرچند که ماهیت حقوقی عقد رهن دریایی تفاوت چندانی با رهن مدنی نمی‌کند، لیکن، به‌دلیل بعد تجاری آن و قوانین خاصی که وضع شده، بهتر بود به دور از هرگونه توجیهی، در ابتدا تعریفی از این عقد ارائه می‌شد. به نظر نگارنده، عقد رهن دریایی را باید اینگونه تعریف نمود:رهن دریائی عقدی است که به موجب آن راهن (مالک یا فرمانده کشتی)در قبل اخذ وام جهت ساخت کشتی یا تأمین مخارج جاری کشتی و یا تأمین مخارج فوق العاده در جریان سفر دریائی،کشتی یا بار آن و یا کرایه حمل را به منظور تضمین بازپرداخت دین نزد مرتهن(وام دهنده)به وثیقه می گذارد

[1]Maritime Mortgage

[2]مرتضی نصیری، «رهن بازرگانی»، فصلنامه حقوق، نشریه دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، ش 12، زمستان ۱۳۵۱، ص 122.

[3]مرتضی نجفی اسفاد، پیشین، ص 97.

[4]Wei Zhang,The Law Of The Ship Mortgages in China and AComparison With The Law of UK and Canada, McGill University,Montréal,February 2005, p21.

[5]Statutory Mortgage

[6]Common Law Mortgage

[7]Equitable Mortgage

[8]Paul Usaro, Mortgages and Maritime Liens, Presented at Maritime Capacity Workshop SBL Section on Maritime Laws, November2007, pp1-2 in

http://www.paulusoro.com/publications/mortgages and liens.pdf(2013/4/24)

[9]Adam M. Sani, Maritime Liens and Mortgages,Dept.of Property and Commercial Law Faculty of Law University of Jos, September 2012,p73.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رهن دریایی

0
پایان نامه تیپهای شخصیتی:عوامل موثر در تشکیل شخصیت

محیط:

انسانی که با ویژگیهای ژنتیکی و جسمانی خاص به دنیا می آید از آن پس سروکار او با محیط اطراف خود خواهد بود.گرچه شکل گیری شخصیت انسان با ویژگیهای توارثی وی رابطه مستقیم دارد اما این ویژگی ها تنها در محیط مناسب قادر به شکل گیری شخصیت خواهد بود.هر نوزاد با مقدار تواناییها و استعدادهای گوناکون متولد می شود اما رشد وشکوفا شدن این استعدادها بستگی به محیط دارد که کودک در آن رشد می کند.در این زمینه بعضی از روانشناسان به اصطلاح دوره ی “سرنوشت ساز” اشاره می کنند که در شکل دهی جنبه های خاصی از شخصیت نقش مهمی دارد و نیز ممکن است محیط طوری باشد که کودک نتواند در آن رشد کند. کودک امکان دارد با وجود داشتن تواناییها و استعدادهای خاص در سطح بالاتر به دلیل فقر محیط و محدود بودن آن از نظر امکانات نتواند این تواناییها را به ظهور برساند.

بنابراین محیط و وراثت هردو در ایجاد شخصیت به طور متقابل سهیم اند و نمی توان تمایز مشخصی از نظر تاثیر آنها بر شخصیت انسان تامل شد.

هر فرد با مجموعه ای از قابلیت ها و ظرفیت ها برای پیدا کردن شخصیت خاصی به دنیا می آید.اما این محیط اوست که تعیین می کند شخصیت فرد چگونه باشد و بالاخره تعامل بین این عوامل شخصیت خاصی را در فرد پایه ریزی می کند.

عوامل موثر در تشکیل شخصیت

شیوه های پرورش کودک: والدین به طور معمول ، در پرورش کودکان خود از همان شیوه ای استفاده می کنند که در مورد خودشان اعمال شده است.شیوه های پرورش کودک به دو روش تقسیم می شود:

الف) شیوه مستبدانه که به طور کلی بر انضباط سخت، پیروی بی چون و چرا از مقررات از دستورات سخت و خشک و تنبیه قهرآمیز در برابر اشتباهات استوار است.

ب) شیوه های آزادمنشانه که بر گفتگوی دوستانه، توضیح و استدلال و تنبیه های ملایم در برابر اشتباهات متکی است.

2- جایگاه سنی کودکان در خانواده: هر یک از فرزندان با توجه به موقعیت خود شخصیت مخصوص به خود را دارند، مثلا نخستین فرزند خود می تواند وضعیت بدتری نسبت به کودکان دیگر داشته باشد.فرزند دوم بی نیازتر و مستقل تر از فرزند اول است و آخرین فرزند که دیرپایی حالت کودکانه در آخرین فرزندان کاملا مشهود.

3- تک فرزندی: مشاهده و تجربه از دیرباز نشان داده است که می توان دو تیپ شخصیتی متفاوت را در کودکانی که یگانه فرزند خانواده هستند مشخص ساخت:

الف) تیپ بی ادبی، از خود راضی، خودپسند و نامحبوب

ب) تیپ حساس و گوشه گیر که از تماسهای اجتماعی گریزانند، پیوسته به دامان والدین پناه می برند.

4- تعداد اعضای خانواده: تعداد افراد خانواده نیز تاثیر خاص خود را بر رفتار و شخصیت اعضای آن دارد.

الف) خانواده های کم فرزند: در این گونه خانواده ها پدر و مادر بهتر و بیشتر از هر لحاظ می توانند به فرزندان خود برسند تاثیر حتمی خانواده کم فرزند در تکامل شخصیتی کودک غیر قابل تردید است.

ب) خانواده های پر فرزند: خانواده های پر فرزند تقریبا از تمامی جهات با خانواده های کم فرزند متفاوت است و این تفاوت ، تاثیر خود را بر تکامل شخصیتی هر یک از فرزندان به جا می گذارد.در روان شناسی رشد،جلد اول تالیف: دکتر حسن احدی و دکتر شکوه السادات بنی جمالی، چاپ دوازدهم.

5- روابط فرزندان خانواده

6- روابط پدر و مادر با فرزندان

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی تفاوت بین انواع تیپ های شخصیتی در بین دانشجویان دارای اضافه وزن و عادی

0
پایان نامه حقوق دریاها/:صنعت دریانوردی ایران

موقعیت ممتاز ایران در صنعت دریانوردی

جمهوری اسلامی ایران با مساحتی حدود 1648000 کیلومترمربع از دو سوی جنوب و شمال با دریای مهم خلیج‌فارس، دریای عمان و مازندران هم‌مرز هست. کل سواحل خلیج‌فارس شمالی، تنگه‌ی هرمز و بخش عمدۀ دریای عمان متعلق به این کشور پهناور می‌باشد، حال‌آنکه سواحل جنوبی این مناطق دریایی به شش کشور کویت، عربستان سعودی، بحرین، قطر، امارات متحدۀ عربی و عمان تعلق دارد. در منتهی‌الیه غرب خلیج‌فارس کشور عراق قرار دارد که کم‌ترین سهم را از ساحل دریایی به خود اختصاص داد. نوار ساحلی ایران در جنوب با در نظر گرفتن فرورفتگی‌ها حدوداً 4500 کیلومتر برآورد می‌شود که این میزان با احتساب سواحل جزایر متعلق به ایران نظیر جزایر قشم، کیش، خارک، ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک به بیش از 4700 کیلومتر می‌رسد. در شمال ایران بزرگ‌ترین دریاچه‌ی جهان بانام دریای مازندران و یا همان دریای خزر و کاسپین با مساحت تقریبي 386400 کیلومترمربع قرار دارد.1 کشورهای ایران، ترکمنستان، قزاقستان، فدراسیون روسیه و آذربایجان همسایگان این دریا می‌باشند. تقریباً 740 کیلومتر از ساحل جنوبی این دریا متعلق به ایران است که بین استان‌های گیلان در غرب، مازندران در مرکز و گلستان در شرق تقسیم گردید.1 دریکی از تحقیقات علمی صورت گرفته در سال 1378 ه.ش طول سواحل شمال و جنوب ایران با استفاده از روش‌های علمی معمول محاسبه گردید. بر اساس این محاسبات، طول سواحل شمال ایران دردریای مازندران بدون احتساب جزایر 873.78 کیلومتر و با احتساب آن‌ها 889.71 کیلومتر برآورد شد. همچنین سواحل جنوب ایران شامل خلیج‌فارس و دریای عمان بر مبنای “ MHHW”2 و مقیاس 1:25000 حدود 4484.95 کیلومتر برای سرزمین اصلی بدون احتساب جزایر ورودها، 4722.94 کیلومتر برای سرزمین اصلی با احتساب جزایر و بدون رودها و 5840.69 کیلومتر برای سرزمین اصلی با احتساب جزایر ورودها تخمین زده شد.3 با کشف ذخایر عظیم نفت خام که از آن به طلای سیاه تعبیر می‌شود، منطقۀ خلیج‌فارس به کانون توجهات بین‌المللی به‌ویژه از اوایل نیمه‌ی دوم قرن بیستم به بعد تبدیل گشت. پیشرفت روزافزون جوامع بشری در ابعاد مختلف به‌خصوص صنعتی و تجاری، نیاز به استخراج بیش‌تر نفت از حوزۀ خلیج‌فارس و حمل آن به کشورهای صنعتی را روزافزون نمود. با توجه به بعد مسافت میان کشورهای تولیدکننده‌ی نفت خام در منطقۀ خلیج‌فارس و کشورهای مصرف‌کننده‌ی آن در غرب و خاور دور، کشتی به‌عنوان بهترین، امن‌ترین و باصرفه‌ترین وسیلۀ حمل‌ونقل این طلای سیاه جای خود را در میان سایر صور حمل‌ونقل تثبیت نمود. به همین سبب منطقه شاهد تردد روزانه ده‌ها کشتی نفتی غول‌پیکر و در کنار آن، با توجه به رونق اقتصادی کشورهای منطقه، ده‌ها کشتی تجاری غیرنفتی شد. علاوه بر این با توجه به اهمیت صیادی برای ساحل‌نشینان، هرروزه بیش از صدها کشتی صیادی عمدتاً سنتی از نوع لنج در خلیج‌فارس و دریای عمان مشغول فعالیت ماهی گیری و امرارمعاش می‌باشند. خلیج‌فارس اگرچه یک‌دریای باز محسوب می‌شود که از طریق تنگه‌ی هرمز به دریای عمان و اقیانوس هند وصل می‌گردد، امّا با توجه به دهانه‌ی باریک تنگه جزو دریاهای نیمه بسته محسوب می‌شود که سیکل گردش آب موجود در آن بسیار آرام صورت می‌پذیرد. کشف ذخایر عظیم گازی در خلیج‌فارس و رقابت میان دولت‌های ساحلی برای استخراج هر چه بیش‌تر آن نشانه‌ی دیگری از اهمیت روزافزون این منطقه می‌باشد. تردد ده‌ها کشتی تجاری نفتی و غیرنفتی در روز و صدها شناور صیادی، قایق‌ها و وجود سکوهای حفاری و استخراج نفت و گاز و پایانه‌های نفتی به انضمام احداث ده‌ها کارخانه‌ی پتروشیمی و پالایشگاه در نوار سواحلی دولت‌ها، این منطقه را به یکی از شلوغ‌ترین و پررونق‌ترین مناطق دریایی جهان تبدیل نمود که ایمنی و امنیت دریانوردی در آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هم‌چنین با توجه به ویژگی نیمه بسته بودن این منطقه و عمق کم آب، همواره موضوع حفظ محیط‌زیست دریایی و جلوگیری از آلودگی روزافزون نفتی و غیرنفتی یکی از دغدغه خاطرهای اصلی محسوب می‌شود. حساسیت و آسیب‌پذیری این منطقۀ دریایی بر همگان روشن است؛ بنابراین همگام با ارتقای ایمنی و امنیت دریانوردی، جلوگیری از آلودگی ناشی از فعالیت‌های کشتی‌رانی نیز در اولویت قرار گرفت و دولت‌ها به فراخور ظرفیت و میزان علاقه به ذخایر گران‌بهای زیست‌محیطی گام‌هایی را برداشته‌اند. مع‌هذا تا رسیدن به نقطۀ مطلوب راه درازی در پیش است. معرفی منطقۀ خلیج‌فارس و دریای عمان به‌عنوان یکی از مناطق ویژه‌ی دریایی موضوع ضمایم یک و پنج کنوانسیون MARPOL”” مارپل متضمن محدودیت‌هایی برای تخلیۀ مواد نفتی و زباله‌ها1

و نیز تصویب مقررات زیست‌محیطی منطقه‌ای و تأسیس ” سازمان منطقه‌ای برای حفاظت محیط‌زیست دریایی “1 و ” مرکز کمک‌های متقابل در موارد اضطراری در دریا”2 در همین راستا ارزیابی می‌شود. در دیگر سوی کشورمان حساسیت دریای مازندران از جنس دیگری است. این منطقۀ دریایی اگرچه شاهد تردد بی‌امان کشتی‌های نفتی عظیم‌الجثه نیست، امّا خطر آلاینده‌های زیست‌محیطی ناشی از فعالیت‌های کارخانه‌های مستحدثه در نوار ساحلی دولت‌ها در کنار فاضلاب‌های شهری و زباله‌های ناشی از کشتی‌های عمدتاً با استاندارد پایین و نیز سکوهای نفتی متعدد، هم چنان یک تهدید جدی زیست‌محیطی محسوب می‌شود که نشانه‌هایی از آن در سال‌های اخیر کاملاً قابل‌لمس و مشاهده است. اگرچه گام‌هایی در این رابطه از سوی دولت‌ها برداشته شد، امّا در مقابل حجم عظیم مواد آلاینده که هرساله به صور مختلف وارد این دریا می‌شوند، ناکافی و ناچیز ارزیابی می‌شود. واقع‌شدن در دو منطقۀ حساس و استراتژیک منطقه‌ای و بین‌المللی و برخورداری از کل سواحل شمالی خلیج‌فارس و اکثر سواحل شمالی دریایی عمان، به جمهوری اسلامی ایران یک موقعیت ممتازی را در منطقه و جهان بخشید. در اینجا هدف بررسی همه‌ی جوانب این موقعیت ممتاز نیست. تا آنجا که به موضوع بحث ما یعنی فعالیت‌های دریایی جمهوری اسلامی ایران مربوط می‌شود، موارد ذیل را می‌توان به‌عنوان شاخص‌های قدرت دریایی کشورمان در منطقه برشمرد: برخورداری از سواحل طولانی و اهمیت آن ازنقطه‌نظر یک دولت ساحلی آن‌گونه که در مقررات بین‌المللی دریایی مورد شناسایی قرار گرفت؛

1 بر اساس یک مطالعه که در سال 1929 میلادی صورت گرفت، مساحت دریای مازندران حدود 422000 کیلومترمربع تخمین زده‌شده بود. در حال حاضر مساحت دقیقی از این دریا که قابل‌اتکا و ارجاع قطعی باشد وجود ندارد و مساحت آن بین 378400 تا 422000 کیلومترمربع برآورد می‌شود. منبع: سایت رسمی سازمان شیلات ایران به آدرس:”www.fisheries.ir”

1 این میزان بر اساس خط ساحلی مستقیم می‌باشد و چنانچه فرورفتگی‌ها و خلیج گرگان نیز در نظر گرفته شود، این طول به حدود 1000 کیلومتر خواهد رسید. منبع: سایت اینترنتی سازمان شیلات به آدرس قبل. بااین‌حال در خصوص طول سواحل ایران اتفاق‌نظر وجود ندارد و بعضاً تا 657 کیلومتر نیز برآورد شده است.

2 “Mean Higher High Water (MHHW)”.

3 سید ابوالفضل موسوی، جلال کریمی، عباس علی محمدی، فریدون وفایی: مقاله با عنوان “تعیین طول خط سواحل شمال و جنوب ایران ” ارائه‌شده به هشتمین اجلاس بین‌المللی سواحل، بنادر و سازه‌های دریایی، 1387 ه.ش.

1 در اجلاس پنجاه و ششم کمیته‌ی حفظ محیط‌زیست دریایی آیمو که در ماه جولای سال 2007 میلادی برگزار شد، کمیته با تصویب قطعنامه‌ی شماره‌ی 168 مناطق خلیج شامل منطقۀ خلیج‌فارس و دریای عمان را به‌عنوان منطقۀ ویژۀ زیست‌محیطی اعلام نمود. با معرفی این منطقه به‌عنوان منطقۀ ویژه، کشتی‌های مشمول کنوانسیون مار پول مکلف شدند، از ابتدای ماه آگوست سال 2008 میلادی مقررات سخت‌تری را در ارتباط با تخلیۀ مواد زائد نفتی و زباله‌ها در این مناطق مورد لحاظ و رعایت قرار دهند. این مقررات در ضمایم یکم و پنجم کنوانسیون مار پول قید گردیدند .

1 “Regional Organization for the Protection of the Marine Environment (ROPME)”, established in accordance with “Kuwait Regional Convention for Co-operation on the Protection of the Marine Environment from Pollution”, adopted in 1978”.

2 “Marine Emergency Mutual Aid Centre (MEMAC)”, under auspices of ROPME.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رویکرد ایران به کنوانسیون 1982 حقوق دریاها و علل عدم تصویب آن توسط جمهوری اسلامی ایران

0
پایان نامه درباره هوش اخلاقي/:هفت اصل هوش اخلاقي

هفت اصل ضروري هوش اخلاقي

اصول هوش اخلاقي از ديدگاه بوربا(2005) به شرح زير مي باشد:

۱.  هم دردي: تشخيص احساسات و علايق افراد كه شامل مراحل زير است:

الف . پرورش آگاهي؛

ب.  افزايش حساسيت نسبت به احساس هاي ديگران؛

ج.  همدردي با ديدگاه اشخاص ديگر.

۲.  هوشياري: دانستن راه صحيح و درست و عمل در همان راه، كه شامل:

الف . ايجاد زمينه هاي براي رشد اخلاقي؛

ب .  ترويج معنويت براي تقويت هوشياري و هدايت رفتار؛

ج.  پرورش انضباط اخلاقي براي كمك به افراد به منظور يادگيري درست از خلاف.

۳. خودكنترلی: كنترل و تنظيم تفكرات و اعمال خود به طوري كه بر هر فشار از درون

و بيرون ايستادگي كنيم و در همان راهي عمل كنيم كه احساس مي كنيم درست است،

كه شامل:

الف . الگوسازي و اولويت بندي خودكنترلي افراد؛

ب . تشويق افراد به خودانگيزشي؛

ج . آموزش راه هايي به افراد براي رويارويي با وسوسه ها و تفكر قبل از عمل.

۴ . توجه و احترام: ارزش قائل شدن براي ديگران با رفتار مؤدبانه و با ملاحظه، كه شامل:

الف . انتقال معاني توجه به افراد از طريق آموزش دادن؛

ب . افزايش توجه به اقتدار و بي توجهي به بي ادبي و بي احترامي؛

ج . تأكيد بر رفتارهاي خوب، ادب و تواضع كه به عنوان تعارف در نظر گرفته مي شود.

۵. مهرباني:  توجه به نيازها و احساس هاي ديگران، كه شامل:

الف.  تدريس معني و ارزش مهرباني؛

ب . ايجاد آستانة تحمل صفر براي زشتي و بدي؛

ج . تشويق مهرباني و خاطر نشان كردن اثرهاي مثبت آن.

۶.  صبر و بردباري :توجه به شأن و حقوق تمام افراد حتي آنان كه عقايد و رفتارشان با

ما مخالف است، كه شامل:

الف . پرورش صبر و تحمل از سنين پايين؛

ب . القاي درك تنوع و گوناگوني؛

ج . مخالفت با كليشه سازي و عدم تحمل تعصبات بي جهت.

۷.  انصاف: انتخاب هاي عقلاني و عمل به شيوة منصفانه، كه شامل:

الف.  رفتار با ديگران به طور منصفانه؛

ب.  كمك به ديگران براي داشتن رفتار منصفانه؛

ج . تدريس روش هايي به افراد براي مقاومت در مقابل بي انصافي و بي عدالتي.

 

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رابطه هوش اخلاقي با تعهد سازماني و اعتماد سازماني در بين كاركنان دانشگاه آزاد اسلامي واحد مرودشت

0
پایان نامه سازگاری زناشویی/:عوامل به وجود آورنده شخصیت

عوامل به وجود آورنده شخصیت

چون شخصیت مجموعه ویژگی های جسمی، روانی و رفتاری است. بنابراین عواملی که به وجود آورنده این ویژگی به شمار می آید، عوامل به وجود آورنده شخصیت نیز هستند. بخش اول این ویژگی ها یعنی ویژگی های جسمی، ساخته وراثت و بخش دیگر آن زاییده عوامل اجتماعی با محیط است تعیین این که کدام یک از دو عامل نقش مهم تری در شخصیت دارند که غیر ممکن است اما بدیهی است که شخصیت هر فرد حاصل تعامل و تاثیر متقابل هر دو عامل است بدین معنی که از یک سو عوامل محیطی در چارچوب امکانات و محدودیت های فیزیولوژیکی و ساختار وراثتی تاثیر دارند و از سوی دیگر توانایی های بالقوه، که عمدتا محصول توارث اند ف هنگامی می توانند شکوفا شوند و از قوه به فعل درآیند که محیط مناسبی برای شکوفا شدن داشته باشند (کریمی دشتکی، 1385).

سنگ بنای اولیه شخصیت از هنگامی گذاشته می شود که یک اسپرماتوزیید با یک اووم ترکیب می شود سلول تخم را به وجود می آورد. هر سلول تخم حاوی 23 کروموزوم از مادر و 23 کروموزم از پدر است که این کروموزوم ها از طریق ژن هایی که روی آن ها قرار دارند ناقل صفات مختلف والدین به فرزندان هستند از طریق ژن هایی که روی آنها قرار دارند، ناقل صفات مختلف والدین به فرزندان هستند از این 23 جفت کروموزوم جفت آخر تعیین کننده جنسیت است (لطف آبادی و همکاران، 1386) ژن ها که در واقع انتقال دهنده صفات هستند. بسیار با ثبات اند و تنها جهش و تغییرات حاد محیطی قادرند در ژن ها تغییر ایجاد کنند. دستگاه عصبی انسان نیز که از طریق تکانه های عصبی اداره کننده فعالیت انسان است میتواند در تفاوت همان شخصیت ها موثر باشد. پاولف [1]فیزیولوژیست معروف رومی تفاوت های شخصیتی را بر حسب فرایندهای برانگیختگی و بازداری توجیه کرده است به عقیده او اگر برانگیختگی و بازداری رد متحرک و پر نوسان باشند، شخصت حاصله مزاج دمدمی خواهد بود اگر هردو فرآیند متعادل و راکد باشند، شخصت حاصله مزاج بلغی خواهد بود اگر بر انگیختگی و بازداری هر دو کند و راکد باشند شخصیت سودایی خواهد بود و بالاخره اگر برانگیختی بیشتر بازداری یعنی هر دو فرآیند نا متعادل باشند، شخصت حاصله صفراوی مزاج خواهد بود. اما در مورد صحت نظر پاولف در مورد شخصیت های انسان بحث و تردید است (لطف آبادی و همکاران، 1386).

نقش هورمون های گوناگون نیز در تعیین شخصیت بسیار حایز اهمیت است. غالب این هورمون ها که ترشحات درون ریز هستند، کنترل رشد جسمی و حتی خلق انسان را بر عهده دارند اما ویژگی های وراثتی برای تحقق یافتن و رشد خود به زمینه های مناسب نیاز دارند و این محیط است که چنین زمینه ای را می تواند فراهم سازد. هر قدر از نظر ویژگی های وراثتی متمایز و برجسته باشد، اگر در محیط نا مناسب قرار گیرد. توانایی های ارثی او امکان کمتری برای شکوفا شدن پیدا خواهند کرد. کودکانی که در محیط های دور از انسان پیدا شده اند گواه روشنی بر این مدعا هستند این کودکان از بسیاری از کودکان عادی عقب مانده تر بوده و حتی آموزش ها و امکانات فراهم شده بعدی برای آنان نتوانسته است عقب ماندگی های آن ها را جبران کند. آن چه در            بررسی های گوناگون مشخص شده است. این است که محیط وراثت هر دو، در ایجاد شخصیت به طور متقابل سهم دارند نمی توان تمایز مشخصی از نظر میزان آن ها بر شخصیت انسان قایل شد.(شعاری نژاد، 1381).

[1] palov

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت با حل تعارض و سازگاری زناشویی