al.، (2010),، (2008),، (2006),، (2000),، (2009),

های بهینه یابی مورد بررسی قرار گرفته است در حالی که فازهای پروژه به صورت انحصاری تنها به وسیله تعداد محدودی از متدهای بهینه یابی و متدهای منفعت یابی مورد استفاده قرار گرفته است. عدم قطعیت پارامتر به عنوان یکی از مهمترین ابزارها در انتخاب پورتفولیو و مدیریت شناخته شده است (مردیچ و منتال، 1995). در حالی که تکنیک تحلیل ریسک، آن را به صورت صریح ارزیابی می کند.( کانادا و وایت، 1980) و تکنیک های ماتریس پورتفولیو و تحلیل ریسک به صورت صریح ریسک پروژه را در نظر می گیرند. از سوی دیگر، تعدادی از تکنیک ها می توانند به پروژه هایی با مشخصه های کیفی اعمال شوند. AHP و ماتریس پورتفولیو بین تصمیم گیرندگان ابزارهای رایجی هستند هم به دلیل در نظر گرفتن طیف وسیعی از مشخصه های پورتفولیو و پروژه و هم به دلیل اینکه پوشش پشتیبان از تصمیم وسیعی را پیشنهاد می دهند همچنان که در جدول n دیده می شود. به هر حال AHP ملاحظات مربوط به محدودیت های منابع چندگانه را در نظر نمی گیرد. اگرچه برخی از تکنیک های اندازه گیری منفعت از قبیل مدل های امتیازی، بازگشت اقتصادی و غیره به دلیل سادگی به صورت وسیعی مورد استفاده قرار می گیرند لیکن به دلیل عدم در نظر گرفتن بالانس بین پروژه ها، جامع نیستند.
برای تصمیم گیری درست در ارتباط با پروژه های با پتانسیل، ضروری است که تعریف شفافی از معیارها و متدهای مورد استفاده برای پشتیبانی از تصمیم گیرندگان وجود داشته باشد. به علاوه، معیارها و روش ها برای پایش یک پورتفولیو، اگر قابل درک به وسیله تصمیم گیرندگان است تنها بایستی توسط شرکت مورد استفاده قرار گیرد (کرزنر، 2006؛ لیئسیو و همکاران، 2007؛ مردیچ و همکاران، 2008) . ادبیات موجود ، تعدادی از مطالعات را معرفی می کند که انتخاب و اولویت بندی پروژه ها را خطاب قرار داده اند (کوپر و همکاران، 2001؛ هنریکسون و ترینور، 1999؛ مئاده و پرسلی، 2002؛ پادووانی و همکاران، 2010؛ پو و همکاران، 2001) .
به هر حال توافقی بر روی این مطلب که چه معیارهایی بایستی مورد استفاده قرار بگیرد وجود ندارد. درنتیجه، هر سازمان تمایل دارد معیارهایی انتخاب کند که به نظر سازمان دارای بیشترین اهمیت است. به هر حال، مجموعه شاخص های انتخابی، می تواند برای پشتیبانی از تصمیمات منطقی، کافی و مناسب نباشد. انتخاب نادرست شاخص های تصمیم گیری می تواند سازمان را به سمت شکست در کسب اهداف استراتژیک سازمان و سهامداران هدایت کند (پادووانی و همکاران، 2008).
استفاده از روش های رایج برای انتخاب پروژه، احتمال موفقیت در کسب و کار و رهبری را افزایش می دهد به عنوان مثال می تواند منجر به فروش بهتر و سود بالاتر گردد. در مرور ادبیات، روش های متنوعی وجود دارد که می تواند برای ارزیابی و انتخاب پروژه ها استفاده شود. به هر حال، توافقی در مورد این مطلب که کدام روش موثرترین است وجود ندارد. به علاوه، با مطالعه ادبیات مشخص شده است که استفاده کاربردی از این روش ها قابل توجه نبوده است. به این دلیل که اکثر این روش ها برای فهم و استفاده تصمیم گیرندگان پیچیده و دشوار بوده و در برخی موارد نیازمند داده های ورودی قابل توجه هستند (آرچر و قاسم زاده،2000 و2007؛ کوپر و همکاران، 1999؛ هنریکسون و ترینر، 1999؛ لاوسون و همکاران، 2006؛ مردیچ و همکاران، 2008؛ وربانو و نوسلا، 2010) .
تجارب مرتبط در عمل که به وسیله لیئسیو و همکاران (2007) ارائه شده است پیشنهاد می کند که رویکردهای ساده و شفاف که معیارهای چندگانه را در نظر می گیرد حتی چنانچه نیازمند اطلاعات زیاد باشند محتمل است که این معیارها بوسیله تصمیم گیرندگان کسب و کار پذیرفته شود و کمک به تصمیم گیری درست را تسهیل می کنند. روش های انتخاب و رتبه بندی پروژه ها که در ادبیات یافت می شود می تواند کیفی و کمی باشد و این رویه می تواند از غربال گری ساده تا الگوریتم های ریاضی ابتکاری باشد (ایلات و همکاران، 2008) .
نویسندگان متعددی تاکید می کنند که تمایل سازمان ها برای ترکیب روش های مختلف برای رسیدن به ملزوماتی که موفقیت در انتخاب و اولویت بندی را تضمین می کنند افزایش یافته است. استفاده از یک سیستم یکپارچه، کاربر پسند و تعاملی بر اساس سیستم پشتیبان از تصمیم نیز پیشنهاد شده است. مدل کلی و جامع که بتواند توسط سازمان هایی که علاقمند به مدیریت پورتفولیو پروژه ها هستند مورد استفاده قرار گیرد ممکن است یک نقش کلیدی در توسعه مدیریت داشته باشد (آرچر و قاسم زاده،2000 و 2007؛ کوپر و همکاران، 1999؛ هنریکسون و ترینر، 1999؛ لاوسون و همکاران، 2006؛ مردیچ و همکاران، 2008، وربانو و نوسلا، 2010).

مطلب مرتبط با این موضوع :  اثربخشی، سازمان،، سنجیده، کارکنان،، لیکرت، حفاظت

8-2 معیارها و شاخص¬ها
بعد از در نظر گرفتن مقوله هایی که در ادبیات بیان شد بایستی در مورد معیارهایی که برای ارزیابی پروژه استفاده می شود تصمیم گیری کرد. برای این منظور اهمیت دارد که مطمئن باشیم مجموعه معیارها کامل است. برای دستیابی به این هدف، یک مرور سیستماتیک از معیارها برای انتخاب پروژه ها، تهیه شده است. از 73 تحقیقی که بین سالهای 2000 تا 2011 منتشر شده است ، 35 معیار مختلف برای انتخاب پروژه ها استفاده شده است. جدول k خلاصه ای از معیارهای در نظر گرفته شده را نشان می دهد:

جدول 4-2 نتیجه گیری ادبیات در معیارهای انتخاب پروژه (دورتا و همکاران، 2014)
رویکرد معیار معیار انتخاب مرجع
منافع استراتژیک
Strategic
Benefits بهبود رقابت
Competitiveness improvement Duarte and Reis (2006), Eilat et al. (2008), Guneri et al. (2009), Henriksen and Rostad (2010), Henriksen and Traynor (1999), Hsu et al. (2003), Kumar et al. (2007), Lee and Kim (2000), Liesio et al. (2007), Loch et al.(2001), Mavrotas et al. (2006), Padovani et al. (2010), Tohumcu and Karasakal (2010), Wang et al. (2005)
جهت گیری استراتژیک
Strategic alignment Asosheh et al. (2010), Canez and Garfias (2006), Dickinson et al. (2001), Eilat et al. (2008), Franco and Lord (2011), Ghasemzadeh and Archer (2000), Henriksen and Traynor (1999), Kumar et al. (2007), Meade and Presley (2002), Padovani et al. (2010), Rabequini Jr. et al. (2005)
منافع ناملموس
Intangible benefits Asosheh et al. (2010), Avineri (2000), Badri et al. (2001), Duarte and Reis (2006), Franco and Lord (2011), Ghasemzadeh and Archer (2000), Gutjahr et al. (2010), Padovani et al. (2008)
منافع اجتماعی
Social benefits Dey (2006), Halouani et al. (2009), Hsu et al. (2003), Ren and Zhang (2008), Shang et al. (2004), Wang et al (2005)
تعامل با سایر پروژه ها
Relationship with
other projects Chen and Cheng (2009), Duarte and Reis (2006), Eilat et al. (2008), Meade and Presley (2002), Wei et al. (2007)
برآورده ساختن نیاز کارمندان
Meeting the needs
of employees Bai et al. (2010), Eilat et al. (2008), Jiang and Klein (1999), Loch et al. (2001), Meade and Presley (2002),Oral et al. (2001)
منافع محیطی
Environmental benefits Dey (2006), Guneri et al. (2009), Halouani et al. (2009), Meade and Presley (2002)
منافع سیاسی
Political benefits Greiner et al. (2003), Hamilton (2002), Jolly (2003), Shang et al. (2004)
صرفه جویی در استفاده از منابع طبیعی
Reduction in the usage of
natural resources Avineri (2000), Shang et al. (2004), Wang et al (2005), Wey and Wu (2007)
یادگیری و دانش
Learning and knowledge Bai et al. (2010), Farrukh et al. (2000), Lee and Kim (2000), Yans and Hsieh (2009)
منافع توسعه داده شده در سایر پروژه ها
Extended benefits
in other projects Coldrick et al. (2005), Eilat et al. (2006), Wang et al (2005)
استخدام
Employment generation Duarte and Reis (2006), Guneri et al. (2009), Mavrotas et al. (2006)
استفاده مجدد از بخش ها
Reuse of parts Avineri (2000), Shang et al. (2004), Wang et al (2005)
منافع اجتماعی
Benefits to community Eilat et al. (2006), Khorramshahgol et al. (1988)
انگیزش تیمی
Team motivation Tohumcu and Karasakal (2010)
بازیابی مواد
Recycling of materials Avineri (2000), Shang et al. (2004)

مطلب مرتبط با این موضوع :  آبپاش، جنبشی، آبفشان، پاشش، یکنواختی، شدت¬پخش، آبپاش¬های، (اینچ، چرخشی، آبپاش‌های، دبی، بادبردگی

ادامه جدول4-2 نتیجه گیری ادبیات در معیارهای انتخاب پروژه (دورتا و همکاران، 2014)
رویکرد معیار معیار انتخاب مرجع
منافع کسب و کار
Business benefits پتانسیل و درآمد بازار
Market potential / Revenue Asosheh et al. (2010), Bertolini et al. (2006), Blau et al. (2004), Büyüközkan and Öztürkcan (2010), Canez and Garfias (2006), Chan and Garfias (2006), Chan and Ip (2010), Chen and Askin (2009), Chen and Cheng (2009), Cho and Kwon (2004), Coldrick et al. (2001), Eilat et al. (2008), Halouani et al. (2009), Hamilton (2002),
Henriksen and Rostad (2010), Henriksen and Traynor (1999), Jiang and Klein (1999), Jolly (2003), Khorramshahgol et al. (1988), Kim and Emery (2000), Kumar et al. (2007), Kumar et al. (2009), Lee and Kim (2001), Liang and Li (2008), Liesio et al. (2008), Lin and Hsieh (2004), Linton et al. (2002), Loch et al. (2001), Loch and Bode-Greuel (2001), Mavrotas et al. (2006), Meade and Presley (2002), Medaglia et al. (2007), Padovani et al. (2010), Rabequini Jr. et al. (2005), Shang et al. (2004), Stummer and Heidenberger (2003), Tohumcu and Karasakal (2010), Wang et al. (2005), Yang and Hsieh (2009)
منافع کلی
Overall benefits Avineri (2000), Bai et al. (2010), Büyüközkan and Öztürkcan (2010), Canez and Garfias (2006), Cho and Kwon (2004), Coldrick et al. (2005), Eilat et al. (2006), Fang et al. (2008),Ghasemzadeh and Archer (2000), Greiner et al. (2003), Guo et al. (2008), Hsu et al. (2003), Jiang and Klein (1999), Klapka and Piños (2002), Kumar et al. (2007), Kumar et al. (2009), Liang and Li (2009), Padovani et al. (2010), Rabequini Jr. et al. (2005), Ren and Zhang (2008), Santhamam and Kyparisis (1996), Schmidt (1993), Shang et al. (2004), Wang et al (2005), Wei et al. (2007, Yang e Hsieh (2009)
برآورده ساختن نیازهای مشتریان
Meeting customers’ needs Asosheh et al. (2010), Badri et al. (2001), Bai et al. (2010), Chan and Ip (2010), Eilat et al. (2008), Greiner et al. (2003), Guneri et al. (2009), Hamilton (2002), Henriksen and Rostad (2010), Kumar et al. (2007), Lee et al. (2008), Loch and Bode-Greuel (2001), Mavrotas et al. (2008), Rabequini Jr. et al. (2005), Ren e Zhang (2008), Tohumcu and Karasakal (2010), Wey and Wu (2007)
رقابت در محدوده پروژه (محصول پروژه)
Competition in the
project area Hamilton (2002), Jolly (2003), Lin and Chen (2004), Meade and Presley (2002)
پتانسیل تکرار پذیری یا توسعه
Potential for replicability
or expansion Asosheh et al. (2010), Eilat et al. (2008)
دشواری فنی
Technical
difficulty پیچیدگی پروژه
Project complexity Amiri (2010), Avineri (2000), Bertolini et al. (2006), Blau et al. (2004), Chien (2002), Cho and Kwon (2004),Codrick et al. (2005), Dey (2006), Eilat et al. (2008), Farris et al. (2006), Guneri et al. (2009),Jiang and Klein (1999), Lee et al. (2008), Lee and Kim (2000), Liesio et al. (2007), Lin and Chen (2004), Loch et al. (2001), Padovani et al. (2008), Padovani et al. (2010), Rabequini Jr. et al. (2005), Ren and Zhang (2008), Tohumcu and Karasakal (2010), Verma and Sinha (2002)
زمان صرف شده
Time involved Amiri (2010), Asosheh et al. (2010), Badri et al. (2001), Canez and Garfias (2006), Dickinson et al. (2001), Eilat et al. (2008), Farris et al. (2006), Ghasemzadeh and Archer (2000), Kumar et al. (2007), Loch and Bode-Greuel (2001), Tohumcu and Karasakal (2010), Wei et al. (2007)
سهولت استقرار و نگهداری
Ease of implementation
and maintenance Chen e Cheng (2009), Cho e Kwon (2004), Eilat et al. (2008), Farrukh et al. (2000), Hsu et al. (2003), Kumar et al. (2009), Lin and Hsieh (2004), Machacha and Bhattacharya (2000), Padovani et al. (2008), Rabequini Jr. et al. (2005), Ren and Zhang (2008), Tohumcu and Karasakal (2010), Wang et al (2005), Wei et al. (2007)
درجه نوآوری
Degree of innovation Duarte and Reis (2006), Farrukh et al. (2000), Hsu et al. (2003), Lee et al. (2008), Loch and Bode-Greuel (2001), Mavrotas et al. (2008), Wang et al (2005), Yang and Hsieh (2009)
مطابقت با جنبه های قانونی
Compliance with
the regulatory aspects Coldrick et al. (2005), Eilat et al. (2008), Greiner et al. (2003), Henriksen and Rostad (2010), Meade and

مطلب مرتبط با این موضوع :  رایانه، اتوماسیون، جزایر، اطلاعاتی، خودکارسازی، CAPP