al.، (2010),، (2008),، (2001),، (2002),، (2009),

Presley(2002)
محدوده پروژه
Scope of the project Amiri (2010), Jolly (2003)
قابلیت ثبت اختراع
Patentability Eilat et al. (2008), Linton et al. (2002)

ادامه جدول4-2 نتیجه گیری ادبیات در معیارهای انتخاب پروژه (دورتا و همکاران، 2014)
رویکرد معیار معیار انتخاب مرجع
هزینه های مالی
Financial costs سرمایه گذاری کلی
Total investment Amiri (2010), Asosheh et al. (2010), Avineri (2000), Badri et al. (2001), Bertolini et al. (2006), Blau et al. (2004), Büyüközkan and Öztürkcan (2010), Chen and Askin (2009), Chien (2002), Dickinson et al. (2001), Eilat et al. (2008), Farrukh et al. (2000), Franco and Lord (2011), Ghasemzadeh and Archer (2000), Guneri et al. (2009), Guo et al. (2008), Gutjahr et al. (2010), Jolly (2003), Kim and Emery (2000), Klapka and Piños (2002), Kumar et al. (2009), Lee and Kim (2000), Lee and Kim (2001), Liang and Li (2008), Liesio et al. (2007), Liesio et al. (2008), Linton et al. (2002), Loch et al. (2001), Mavrotas et al. (2008), Meade and Presley (2002), Medaglia et al. (2007), Oral et al. (2001), Rabequini Jr. et al. (2005), Santhamam and Kyparisis (1996), Schmidt (1993), Shang et al. (2004), Stummer and Heidenberger (2003), Sun and Ma (2005), Tohumcu and Karasakal (2010), Wei et al. (2007), Wey and Wu (2007)
عدم قطعیت های موجود
Uncertainties involved Asosheh et al. (2010), Badri et al. (2001), Bertolini et al. (2004), Büyüközkan and Öztürkcan (2010), Chan and Ip (2010), Dickinson et al. (2001), Eilat et al. (2006), Eilat et al. (2008), Fang et al. (2008), Farrukh et al. (2000), Franco and Lord (2011), Ghasemzadeh and Archer (2000), Greiner et al. (2003), Guo et al. (2008), Halouani et al. (2009), Henriksen and Traynor (1999), Hsu et al. (2003), Jiang and Klein (1999), Khorramshahgol et al. (1988), Klapka and Piños (2002), Kumar et al. (2009), Lee et al. (2008), Liang and Li (2008), Lin and Chen (2004), Loch and Bode-Greuel (2001), Meade and Presley (2002), Padovani et al. (2010), Rabequini Jr. et al.(2005), Schmidt
(1993), Shang et al. (2004), Tohumcu and Karasakal (2010), Wei et al. (2007)
سرمایه گذاری در منابع انسانی
Investment in HR Asosheh et al. (2010), Badri et al. (2001), Bertolini et al. (2006), Chan and Ip (2010), Chang and Lee (2010), Eilat et al. (2006), Eilat et al. (2008), Farris et al. (2006), Ghasemzadeh and Archer (2000), Gutjahr et al. (2010), Jiang and Klein (1999), Klapka and Piños (2002), Kumar et al. (2007), Lee and Kim (2001), Mavrotas et al. (2008), Meade and Presley (2002), Stummer and Heidenberger (2003), Tohumcu and Karasakal (2010), Wei et al. (2007), Wey and Wu (2007), Yang and Hsieh (2009)
سرمایه گذاری در زیر ساخت
Investment in infrastructure Badri et al. (2001), Chan and Ip (2010), Chang and Lee (2010), Coldrick et al. (2005), Greiner et al. (2003), Guneri et al. (2009), Kumar et al. (2009), Santhamam and Kyparisis (1996), Wey and Wu (2007)
سرمایه گذاری در تامین کنندگان
Investment in suppliers Asosheh et al. (2010), Chen and Cheng (2009), Tohumcu and Karasakal (2010), Wei et al. (2007)
سرمایه گذاری در تکنولوژی
Investment in technology Amiri (2010), Eilat et al. (2008), Jolly (2003), Lin and Chen (2004), Wei et al. (2007)
سرمایه گذاری در بازاریابی
Investment in marketing Wei et al. (2007)

مطلب مرتبط با این موضوع :  که‌، به‌، وسایل‌، برای‌، -، کارگران‌، قابل‌، شود.ماده‌، است‌، کافی‌، برق‌، دارای‌

یک رویه اقتصادی یک تحلیل گر را قادر می سازد تا بازده نسبی، بازده قطعی و دوره بازگشت سرمایه پروژه ها را محاسبه کند. رویکردهای اقتصادی، رویکردهای کاربر پسند در نظر گرفته می شود زیرا رویه انجام رویکرد، نسبتا ساده و شفاف است و نتایج برای همه، شفاف است. به علاوه بهترین پروژه ها به آسانی از طریق نتایج محاسبات مقایسه ای و در نظر گرفتن طبقه های پروژه ها، ارزیابی می شوند (آرچر و قاسم زاده، 1999؛ وربانو و نوسلا، 2010).در ادامه در جدول F شرح و توضیح هر یک از معیارهای کمی و کیفی برای ارزیابی و اولویت بندی پروژه ها آورده شده است.


جدول 5-2 ساختار معیارهای انتخاب برای ارزیابی و اولویت بندی پروژه ها (دورتا و همکاران، 2014)
رویکرد نوع شاخص تعریف
کیفی معیارهای توصیف پروژه محدوده پروژه آنچه قرار است انجام شود و مشخصه های اصلی پروژه را شرح می دهد.
زمان مورد نیاز زمان مورد نیاز برای توسعه پروژه
پیچیدگی پروژه پروژه را بر اساس پیچیدگی فنی، ملاحظات مکانی، مواد، تکنولوژی، علم و تامین کنندگان درگیر طبقه بندی می کند.
سهولت اجرا پروژه را بر اساس سهولت اجرا طبقه بندی می کند.
سهولت نگهداری پروژه را بر اساس سهولت نگهداری نتایج طبقه بندی می کند.
رابطه و تعامل با سایر پروژه ها سایر پروژه های پورتفولیو که در وابستگی با این پروژه هستند مشخص می کند.
عدم قطعیت های موجود عدم قطعیت های موجود در پروژه(هزینه، فنی، زمان) را در توسعه پروژه مشخص می کند.
مشتری های موجود مشتریانی که از نتایج پروژه منتفع خواهند شد را مشخص می کند.
ضرورت اجرای پروژه پروژه های اختیاری و پروژه های اجباری را مشخص می کند پروژه های اختیاری برای منابع کمیاب رقابت می کنند و در نهایت یا انتخاب می شوند و یا انتخاب نمی شوند. پروژه های اجباری به عنوان اولویت در نظر گرفته می شوند حتی اگر سوده نباشند.
درجه نوآوری درجه نوآوری یک پروژه را در سازمان مشخص می کند. شامل موضوعاتی چون استفاده از مواد ، تگنولوژی، فرایند و علوم جدید است.
حق ثبت و امتیاز تحلیل این مطلب که آیا نتایج پروژه می تواند به صورت انحصاری ثبت شود و آیا منافع بالقوه از فروش حق امتیاز وجود خواهد داشت.
پتانسیل تکرار پذیری و توسعه تحلیل این مطلب که آیا پتانسیل تکرار پذیری یا توسعه در داخل شرکت وجود خواهد داشت.
پتانسیل بازار پتانسیل بازار پروژه را تحلیل می کند.
بهبود رقابت تحلیل این مطلب که آیا نتایج پروژه جایگاه رقابتی سازمان را بهبود می دهد.
توجه به جنبه های قانونی تحلیل این مطلب که آیا نتایج پروژه مطابق با مقوله های مقرراتی از جمله سلامتی و ایمنی، محیطی و کیفیت است.
جهت گیری استراتژیک تحلیل این مطلب که پروژه با استراتژی های سازمان همراستا شده است.
کمی معیارهای اندازه گیری سرمایه گذاری سرمایه گذاری در زیر ساخت سرمایه گذاری مورد نیاز برای ساختارهای فیزیکی برای عملیات را ارزیابی می کند.
سرمایه گذاری در تکنولوژی سرمایه گذاری در اکتساب یا استفاده از تکنولوژی جدید را ارزیابی می کند.
سرمایه گذاری در نیروی انسانی سرمایه گذاری در نیروی انسانی برای اجرا و برنامه ریزی را ارزیابی می کند.
سرمایه گذاری در تامین کنندگان سرمایه گذاری در توسعه و صلاحیت دار نمودن تامین کنندگان را ارزیابی می کند.
سرمایه گذاری در لجستیک و سیستم توزیع سرمایه گذاری در لجستیک و سیستم توزیع را ارزیابی می کند.
سرمایه گذاری در بازار یابی سرمایه گذاری در بازاریابی را ارزیابی می کند.

مطلب مرتبط با این موضوع : 

ادامه جدول 5-2 ساختار معیارهای انتخاب برای ارزیابی و اولویت بندی پروژه ها (دورتا و همکاران، 2014)
رویکرد نوع شاخص تعریف
کمی معیارهای اندازه گیری منفعت افزایش درآمدهای مستقیم افزایش درآمد ناشی از اجرای پروژه را اندازه گیری می کند(شامل افزایش فروش یا کاهش هزینه ها از طریق بهبود محصول یا فرایند)
کیفی استفاده کمتر از منابع طبیعی استفاده کمتر از منابع طبیعی به دلیل اجرای پروژه را تحلیل می کند.
کیفی استفاده مجدد از بخش ها و سیستم ها امکان استفاده مجدد از بخش ها و سیستم ها به دلیل اجرای پروژه را تحلیل می کند.
کیفی بازیابی مواد افزایش بازیابی مواد به دلیل اجرای پروژه را تحلیل می کند.
کیفی کاهش آلاینده ها کاهش آلودگی به دلیل اجرای پروژه را تحلیل می کند
کمی منافع محیط زیستی منافع زیست محیطی پروژه را ارزیابی می کند.
کیفی منافع برای جامعه منافع اجتماعی به دلیل اجرای پروژه را ارزیابی می کند.
کیفی استخدام و اشتغال اشتغال ایحاد شده به دلیل اجرای پروژه را ارزیابی می کند.
کمی منافع اجتماعی منافع اجتماعی پروژه را تعیین می کند.
کیفی برآورده کردن نیاز کارمندان منافع ایجاد شده برای کارمندان از اجرای پروژه را ارزیابی می کند.
کیفی یادگیری و دانش تحلیل این مطلب که آیا توسعه پروژه یادگیری و دانش کارمندان را افزایش می دهد.
کیفی بهبود اعتبار شرکت تحلیل این مطلب که آیا توسعه پروژه ، وجهه شرکت را بهبود می دهد.
کمی منافع ناملموس منافع ناملموس پروژه را تعیین می کند.
کیفی تاثیر بر روی پروژ های مرتبط تاثیر پروژه بر روی سایر پروژه های پوتفولیو را از نظر منافع و منابع تحلیل می کند
کمی منافع توسعه داده شده منافع پروژه را روی سایر پروژه های پورتفولیو تعیین می کند.

شاخص های اقتصادی عمومی پروژه ها، که می تواند برای انتخاب و اولویت بندی مورد استفاده قرار گیرد شامل خالص جریان نقد قطعی که از اختلاف بین مجموع جریان نقدی ورودی و خروجی بدست می آید. که اگر این شاخص مثبت باشد یعنی منافع پروژه بیشتر از سرمایه گذاری پروژه است و هر چه این تفاضل بیشتر باشد حاکی از جذابیت بیشتر پروژه است. همچنین جریان نقدی نسبی نیز از تقسیم مجموع جریان نقدی ورودی به مجموع جریان نقدی خروجی بدست می آید. نسبت بزرگتر از یک حاکی از آن است که منافع پیش بینی شده از پروژه، از سرمایه گذاری انجام شده بیشتر است و نشان از جذابیت پروژه دارد.
9-2 اهداف مدیریت پورتفولیو طبق ادبیات
در اینجا رسیدن به چند هدف با استفاده از ابزارها و تکنیک های گوناگون در مدیریت پروژه های سرمایه گذاری اشاره می شود:
هدف اول انتخاب صحیح پروژه و یا پروژه ها و در واقع ماکزیمم کردن ارزش هر انتخاب است که مدل های مالی متعدد، مدل های احتمالی و ریسک و رویکرد متنوع زیادی به عنوان راه حل هایی برای رسیدن به این هدف مطرح شده است.
دستیابی به پروژه های همراستا با استراتژی ها هدف بعدی است و هر دو رویکرد پایین به بالا (که انتخاب درست پروژه های مجزا منجر به انتخاب استراتژیک می شود) و رویکرد بالا به پایین همانند محفظه های استراتژیک، که استراتژی کسب و کار جهت حرکت انتخاب پروژه ها را تعیین می کند. این مهم از طریق تقسیم منابع بین پروژه ها، حوزه ها، بازارها و غیره صورت می گیرد.
هدف سوم دستیابی به تعداد درستی از پروژه ها با توجه به منابع مالی محدود است. در حالی که اکثر تکنیک ها در تعامل با محدودیت های منابع بوده و تحلیل ظرفیت منابع به عنوان یک راه حل معرفی شده است. بسیاری از شرکت ها، تعداد زیادی پروژه در حال اجرا دارند، در حالی که که منابع مالی آن ها محدود است(کوپر و همکاران، 1997، 1998،1999و2000). درنتیجه محدودیت شدید منابع و طولانی شدن زمان اجرای پروژه ها اتفاق می افتد و این پروژه ها دیرتر به بازار خواهند رسید. پس هدف این بخش، اطمینان از توازن بین منابع مورد نیاز برای پروژه های آماده اجرا و منابع موجود است.
به دلیل اهمیت این اهداف، در این قسمت این سه هدف مورد بحث قرار می گیرد.

مطلب مرتبط با این موضوع :  اتوماسیون، هنگ، IT،، مدیران، حقیقت، تعامل، بانک، مشتری، اتوماتیک، کارکنان، بیرونی،، رایانه

هدف اول: ماکسیمم نمودن ارزش انتخاب پروژه ها
متدهای متنوعی می تواند برای رسیدن به این هدف مورد استفاده قرار گیرند. این متدها شامل متدهای مالی و مدل های امتیازی هستند. هر کدام از این متدها نقاط قوت و ضعف مشخصی دارند. نتیجه نهایی این ابزارها، لیست مرتب شده و اولویت بندی شده ای از پروژه هاست که بایستی برای شروع و تخصیص منابع، انتخاب شوند. پروژه هایی که در بالای لیست قرار می گیرند دارای امتیاز بالاتری در بدست آودن اهداف مورد نظر هستند (کوپر و همکاران، 2002).
NET PRESENT VALUE(NPV) : مهمترین معیار مالی NPV است که البته این معیار احتمالات و ریسک را در نظر نمی گیرد و به عبارتی دیگر، معیار های مالی همچون NPV بر این فرض استوار هستند که پیش بینی های مالی درست هستند.
ارزش تجاری مورد انتظار (ECV) : این متد به دنبال ماکسیمم کردن ارزش تجاری پورتفولیو با مد نظر قرار دادن محدودیت های بودجه است که از طریق تعریف ریسک و احتمالات بدست می آید. ECV ابزاری برای تعیین ارزش تجاری هر پروژه برای سازمان است و ارزش تجاری مورد انتظار پروژه را بدست می آورد. محاسبات ECV بر اساس تحلیل درخت تصمیم بوده و این روش منافع آتی پروژه را در محاسبات در نظر می گیرد. احتمال موفقیت موفقیت تجاری و موفقیت فنی در این رویکرد مورد استفاده قرار می گیرد.
شاخص بهره وری (PI): این شاخص از تقسیم ارزش فعلی خالص بر رقم سرمایه گذاری پروژه بدست می آید و می توان پروژه ها را بر مبنای این شاخص با یکدیگر مقایسه کرد. پروژه هایی که در بالای این لیست قرار می گیرند می توانند به عنوان پروژه های دارای ارزش بالاتر، برای اجرا انتخاب شوند.

هدف دوم: انتخاب پروژه ها در راستای اهداف استراتژیک
ماموریت، آرمان و استراتژی یک کسب و کار به صورت عملیاتی در میان تصمیماتی که سازمان برای مصرف منابع اتخاذ