فایل پایان نامه جوامع روستایی

از میان مسایل و موضوعات پر شمار نهاد خانواده یکی از مسایل “روابط مالی زوجین” است و”مساله‌ی مهریه” مهمترین موضوعی است که همیشه ضمن بیان عقد نکاح متبادر به ذهن است. مضافا این که در برزخ اختلافات خانوادگی، اولین موضوعی که زن به رخ مرد می‌کشد، مساله ی مهریه و مطالبه‌ی آن است. امروزه یکی از مسایل اصلی و اختلاف برانگیز و گاه لاینحل در عقد نکاح همین موضوع تعیین مهریه‌است. وجود اختلاف نظر در بین فقها و قوانین و سنت‌ها که بعضا آثار حقوقی متفاوتی نیز دارد باعث طرح این مساله شد که “آیا میزان مهریه بر احساس قدرت زن تاثیر دارد؟” اگر بتوان این ماهیت حقوقی را باتوجه به احکام دین اسلام و قوانین موضوعه‌ی موجود و نیازهای امروزی جامعه ‌استنباط نمود می‌توان از قِبِل آن، آثار ناشی از میزان مهریه بر احساس قدرت زنان را توجیه و تبیین کرد.
از طرف دیگر قدرت جزئی لاینفک از حیات بشری است که در جامعه و به تبع آن در همه ارکان اجتماعی از جمله خانواده مطرح است.توزیع قدرت در ساختار خانواده، نقش مهم و کلیدی در سلامت روانی و اجتماعی اعضای خانواده دارد. در این زمینه قدرت به اقتدار و مدیریت و اداره خانواده اطلاق می‌شود. نظارت، کنترل و هدایت خانواده قدرت می‌خواهد و فقط در سایه داشتن اقتدار است که نظام منسجم خانواده می‌تواند هماهنگ و هم سو با اهداف کلی و اهداف تک تک اعضا پیش برود.
در فرهنگ کنونی جوامع، اقتدار تا حدودی تفسیری اقتصادی یافته و جایگاه‌ها و ارزش‌ها با پول توزین می‌شود. تاثیر این نگرش بر زن و خانواده بسیار شگرف است. از آنجا که قدرت به تسلط بر منابع مالی تعریف ‌شده، اقتدار زنان در دسترسی به اشتغال و احراز مناصب مدیریتی تفسیر می‌شود و نظریه فرودستی تاریخی زنان به دلیل دوری از مدیریت و عدم تسلط بر منابع مالی شکل می‌گیرد. در جامعه‌ ایران درصد زنانی که کار می‌کنند، کمتر از مردان است، بررسی نرخ بیکاری نیز نشان می‌دهد نرخ بیکاری زنان در سال ۸۳ دو برابر مردان بوده‌است، این طور به نظر می‌رسد که منابع قدرت برای مردان قابل دسترس‌تر از زنان است. مثلا در خانواده‌ی سنتی ایرانی که معمولا سیستم پاتریمونیالیسم یا مردسالاری یا پدرسالاری است، قدرت مرد با کنترل او بر منابع اقتصادی (یعنی چگونگی تولید ثروت، دسترسی به ثروت و مصرف ثروت) افزایش می‌یابد. در این نوع خانواده، مرد «نانآورِ» خانواده است و زن مأمور خانه‌داری، شوهرداری، زایش و پرورش کودک، و وظایف دیگر. این ساختار قدرت در خانواده‌ی سنتی، با در دست داشتن اهرم اقتصادی خانواده، هژمونی مرد را بر زن تضمین می‌کند. اما باید توجه کرد که رابطه قدرت، رابطه‌ای یک طرفه نیست و معمولا دو نفر در هر رابطه قدرت دخالت دارند؛ یک فرد قدرتمند و کسی که دارای قدرت کمتری است. آنانی که در داخل خانواده قدرت ندارند، سعی می‌کنند به نوعی به منابعی دسترسی پیدا کنند که در برابر فرد قدرتمند مقاومت کنند و بر عقیده وی تاثیر بگذارند و یا تصمیم‌گیری‌ها را به سمت و نفع خودشان تغییر دهند.زنان با استفاده از منابع کمی که در اختیار دارند، قادرند روی تصمیم مقتدرانه شوهران خود تاثیر بگذارند. اهمیت منابع به عنوان عوامل تاثیرگذار در روابط انسانی مشخص است و زنان به دنبال به دست آوردن این منابع هستند؛ امابه راستی سرچشمه‌های قدرت در خانواده کدامند؟
بحث مهریه و احساس قدرت ناشی از آن به کاری پژوهشی و عمیق نیازمند است. اهمیت این عنصر حقوقی، ضرورت تحقیق و بررسی جایگاه آن را در احساس قدرت زنان ضروری می نماید، به ویژه آن‌که مهریه به عنوان یکی از حقوق مالی زن در جریان ازدواج در دوره‌های مختلف زندگی کارکردهای متفاوتی دارد. توجه به میزان مهریه در ابتدای ازدواج و کسب احتمالی احساس قدرت از طریق مهریه مبحثی است که ‌این پژوهش به دنبال آن بوده تا راهنمایی برای تمامی زنان ایرانی باشد. با توجه به مباحث قبلی که زنان تاحدی در جامعه از منابع قدرت به دور بوده‌اند باید به شناسایی این منابع در خانواده پرداخت تا بتواند کمبودهای موجود در جامعه را تا حدی جبران نماید.

1-3- اهداف پژوهش
دراین تحقیق، اهداف تحقیق در دو بخش از هم تفکیک شده‌است، هدف کلی و اهداف جزئی (اختصاصی). هدف کلی تحقیق؛ بررسی میزان مهریه بر احساس قدرت زنان و تغییرات آن طی دورههای متفاوت زندگی آن‌ها است و اهداف اختصاصی تحقیق نیز عبارت‌است از:
– بررسی چگونگی احساس قدرت زنان در رابطه با مهریه
– بررسی تغییرات احساس قدرت زنان طی دوره‌های مختلف زندگی در رابطه با مهریه
– شناخت عوامل موثر بر احساس قدرت زنان

مطلب مرتبط با این موضوع :  منابع پایان نامه ارشد درباره اسناد بین المللی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-4- پیشینه پژوهش

پژوهش‌های بسیاری در داخل و خارج از کشور در زمینه مسایل زنان انجام‌ شده‌ است، یک دسته از این پژوهش‌ها به بحث قدرت زنان و دسته دیگر در رابطه با مهریه زنان است. ابتدا خلاصه‌ای از پژوهش‌هایی را که در خارج از ایران در رابطه با قدرت زنان انجام شده‌است، به اختصار می‌آوریم بعد از آن پیشینه پژوهش در ایران در دو قسمت ابتدا در رابطه با قدرت زنان و سپس در رابطه با مهریه بیان خواهد شد.
1-4-1- مروری بر پیشینه خارجی در رابطه با قدرت زنان
بوردیو در مطالعه‌ای انسان‌شناختی درباره‌ی جوامع روستایی الجزایر نشان داد که مناسبات زنان و مردان بستگی به عادات ویژه هر جنسیت دارد. ارزش‌های فرهنگی که به هر جنس اختصاص داده می‌شود، زن و مرد را در یادگیری رفتارهای خاص مربوط به هریک از دو جنس، حساس می‌سازد. او متوجه شد که در میان آن‌ها هر نظام اجتماعی «همانند ماشین عظیم نمادینی کار می‌کند که سلطه‌ی مردانه را به عنوان پایه‌ی نظام می‌نشاند»، به‌این معنا که از نظر کار، شخم، خرمن و جنگ به مردان و چیدن زیتون و جمع کردن هیزم به زنان محول می‌شود؛ از نظرتقسیم ساختاری فضا، فضاهای عمومی برای مردها و خصوصی یعنی چهار دیواری خانه برای زن‌ها؛ از نظر زمان انقطاع و استراحت در اوقات مردان و صبر و حوصله و پایداری بی‌وقفه در طول زندگی زنان. در این نظام، زن یا مرد بودن، مهم‌ترین اصل را برای سازماندهی اجتماع‌ آن‌ها تشکیل می‌دهد. بوردیو به یک سلسله تقابل‌های دیگر در رفتار دو جنس نیز اشاره دارد که نام آن‌ها را اسطوره‌ای- مناسکی می‌گذارد. بالا / پایین، رو/ زیر، خشک / تر، فعال / منفعل، راست / خم که در مجموع به امور مربوط به مرد و زن نظم می‌بخشد و شرافت آن‌ها را اخلاقی می‌کند. مرد «مقابله می‌کند»، با قامت راست در چشم طرف نگاه می‌کند، در حالی‌که زن قبایلی تابعیت خود را با قد خمیده و نگاه به پاهای خود ابراز می‌دارد. او در همین مورد به جامعه فرانسه نیز اشاره می‌کند و می‌نویسد: « این خصلت‌های زنانه هنوز هم در جامعه‌های ما در طرز استفاده از اعضای بدن وجود دارد؛ مثلا زن‌ها در حالت نشسته ران‌های خود را به هم می‌چسباند و گام‌های ریز و کوتاه برمی‌دارند.» ایجاد اجتماعی مردیت و زنیت تفاوت‌های زیستی را به عنوان اصول «طبیعی» جا می‌اندازد و تفسیرمی‌کند و هریک از دو جنس با برقراری روابط سلطه ‌استثماری، خصلت‌هایی برای خود می‌یابد (در رفتارها، داوری‌ها و عادات روزمره) که بر طرز استفاده از بدن و انجام عملیات جنسی آن‌ها تاثیر می‌گذارند. زن‌ها به طور ناخودآگاه با عملیات تبعیت، زبان نرم و صیقل‌خورده، رفتارهای فریبنده یا تملکی به تسلط مردان میدان می‌دهند. همه‌این‌ها بر «وضعیتی درونی شده و در جسم نشسته» گواهی می‌دهند و زن‌ها را به مرز تحقیر شرایط خود می‌کشانند (شوبره و فونتن، 1384: 29، اسوین میر، 1386: 45و لوپز و اسکات،1385: 166). بوردیو با اشاره به جامعه فرانسه می‌نویسد: «این تصویر ساختگی مردانه از مرد و زنانه از زن در جامعه‌ ما نیز قویا رایج است.» زنان چه مشغول به کار بیرون و چه مشغول به کار خانه‌داری در درون و یا به کارهای دینی و خیریه در خانواده‌های ثروتمند، در جامعه‌های ماقبل و مابعد صنعتی در «اقتصاد ثروت‌های نمادین همچنان به عنوان کالاهای مبادلاتی مطرح‌اند». به عقیده او نیروی خصلت موجب می‌شود که زنان بیشتر بار کار خانگی را به دوش کشند و عهده‌دار مشاغل خاصی شوند، مشاغلی که وقتی به زنان سپرده می‌شوند از ارزش می‌افتند. بوردیو در این کار میدانی نشان داد که زنان و مردان هرکدام عادات ویژه خود را دارند. افراد بدون اینکه بدانند دارند چه می‌کنند این سیستم طبقه‌بندی و رفتار اجتماعی را کسب می‌کنند. و این امر، این واقعیت را پنهان می‌سازد که این سیستم‌ها و رفتارها وابسته به توزیع قدرت اجتماعی و انواع گوناگونی از سرمایه‌ها هستند.(مینویی فر،1389: 24)
اریکا فریدل انسان شناس امریکایی پژوهشی با عنوان “منابع قدرت زن ایرانی” با هدف شناسایی منابع قدرت زنان در روستاهای ایران انجام داده‌است. این پژوهش که با تکنیک مشاهده همراه با مشارکت انجام شده‌است، اذعان دارد که هر انسانی و در این مورد خاص زنان نه تنها می‌توانند هم‌زمان ستمدیده و قدرتمند باشند بلکه قادرند قدرت را به‌گونه‌ای هدایت کنند که روابط نابرابر زندگی را تغییر دهند. وی برای آگاهی از پتانسیل قدرت زنان ایرانی، چهارمسأله را انتخاب کرده‌است: مورد نخست، مقاومت است، مقاومت مفهومی انتزاعی است و در جریان کاربرد تکنیک‌هایی که زنان در برخورد با سلطه هژمونیک به کار می‌برند، آشکار می‌شود. این دسته تکنیک‌ها در موقعیت‌های مختلف زندگی به کار می‌رود و پویایی‌های خاص قدرت را به وجود می‌آورد. سه موضوع دیگر که عینی و ملموس‌ترند عبارتند از: کار و اشتغال زنان، مذهب و شرایط سیاسی. وی با مشاهده زندگی زنان به‌این نتیجه رسید که‌استفاده از شیوه مقاومت برای زن ایرانی به سبب این‌که نافرمانی آشکار از دستورات مردان باعث ایجاد تنش و تضاد در زندگی می‌شود و سرکشی پنهانی نیز عدم ‌اعتماد را در پی دارد و بالتبع این تنش و بی‌اعتمادی منجر به سرکوب بیشتر و نظارت شدیدتر بر زنان می‌شود، چندان کارساز نیست مگر این‌که نافرمانی به‌عنوان ابزار قدرت از طرف دیگر افراد مسلط علیه فرد سلطه‌گرحمایت شود؛ پدری که از دخترش علیه شوهر حمایت می‌کند و یا پسری که از مادر علیه برادر بزرگترش پشتیبانی می‌کند. خرابکاری و عدم تمکین نیز از دیگر ابزارهای قدرت است اما چندان با الگوهای جامعه‌پذیری زن ایرانی سازگار نیست و در عین حال می‌تواند علاوه بر مجازات اُخروی، مجازات قضایی را نیز درپی داشته باشد. گریستن نیز در مواردی می‌تواند جوابگو باشد، در این شکل از مقاومت، شخص دیگران را هم در جریان مشکلات و رنج‌هایی که متحمل می‌شود قرار می‌دهد؛ اما این شیوه به طور مستقیم موقعیت زن را تضعیف می‌کند چرا که معمولا مردم آبرومند سعی می‌کنند دیگران از مشکلاتشان آگاه نشوند. به زعم فریدل، ابزار مقاومت، کلیشه خطرناک بودن قدرت زن و در نتیجه لزوم نظارت و کنترل او را تقویت می‌کند. رفتارهای مقاومت‌گونه زنان از سوی مردان و خود زنان (آن‌چه که الگوی مسلط رفتار و نگرش نامیده می‌شود) بعنوان اثبات ضعف ذاتی زنان، قابل اعتماد نبودن، تمرد، رفتار بچه گانه و خصمانه درنظرگرفته می‌شود. هرچند توجیه تمامی این موارد ترس از فروریختن نظم اخلاقی و اجتماعی است و درمجموع باعث ایجاد سوظن و محدودیت حرکت و فعالیت زنان در نسل بعد می‌شود.
مشاهدات فریدل در ایران نشان می‌دهد که سهم منبع قدرت دیگر یعنی اشتغال زنان به خودی خود معرف قابل‌اعتمادی از خودمختاری و قدرت آنان نیست و حتی در مواردی اشتغال زنان در خارج از خانه معرف قابل توجهی برای موقعیت پایین اقتصادی و اجتماعی و مایه شرم آن زن و خانواده‌اش است.برطبق مطالعات فریدل، کار زنان چه در داخل و چه خارج خانه زمانی می‌تواند به‌عنوان منبع قدرت از سوی زن بهره‌برداری شود که واجد این شرایط باشد:
کار، وابستگی سایر اعضای خانواده به زن را به همراه داشته ‌باشد به گونه‌ای که زن بتواند از این وابستگی به نفع خود بهره‌برداری کند.
زن قادر باشد بر منابعی که در نتیجه کار او حاصل شده، نظارت کند.
زن در نتیجه کار به مهارت‌های دیگری مثل اعتماد به نفس که خود منبع قدرت‌های دیگر است دسترسی یابد و از آن‌ها هوشمندانه استفاده کند.
اما مذهب تا جایی می‌تواند به قدرت زنان کمک کند که از توضیحات، معانی و تبیین‌های زبان مذهبی برای اقدامات مستقل زنان درقالب طرح‌ها و اندیشه‌های زیرکانه بهره‌برداری شود. حضور زنان در بیرون از خانه برای زیارت قبور شب‌های جمعه، ظاهرا عبادت و اجرای توصیه‌های مذهبی است، در حالیکه نوعی مشارکت و اجتماع مشروع است. زنان در اینگونه موارد باید از قدرت مذهب و توجیهات آن بسیار زیرکانه استفاده کنند تا بتوانند شوهر یا پسرانشان را قانع کنند که او را به زیارت ببرند. هم‌چنین زنان ایرانی حق رأی دارند، هرچند رأی زنان به آنان نفوذ برابری با مردان در امور سیاسی می‌دهد، اما هنوز همه زنان، خصوصا زنان روستایی حق رأی را منبع قدرت نمی‌دانند. اغلب رأی یک زن رأی دوم شوهر یا پدر تلقی می‌شود زیرا مرد تعیین می‌کند او چگونه رأی دهد.

به زعم فریدل، عموما زنان، قانون و دادگاه‌ها را منبع قدرت نمی‌دانند حتی اگر در موردی خاص قانون هم طرف زن باشد عملا از آن استفاده نمی‌شود. دخالت دادگاه در امور فرد به معنای شکست شیوه‌های غیررسمی، سنتی وآبرومندانه حل و فصل مسائل است و به ‌طورخاص برای زنان گناه و مایه شرمساری شمرده می‌شود. بنابراین تعداد معدودی از زنانی که از منابع استراتژیک و اقتصادی مطمئن برخوردارند تنها به دادگاه می‌روند و علیه خویشاوند مرد اقامه دعوی می‌کنند.
در پژوهشی با هدف بررسی قدرت زنان در خانواده مصری که توسط یونت انجام شده‌، تاثیر منابع و رویکردهای اعتقادات زنان بر قدرت آنان در خانواده و نیز ارجحیت جنسی فرزند پسر بررسی شده‌است. اطلاعات دریافتی از آمارهای مربوط به خانوار از 2226 زن متاهل در سنین بین 54-15 نشان می‌دهد که سکونت با خانواده شوهر از قدرت زن در خانواده کاستهاست، اما دسترسی زنان به منابع خانوادگی (به‌عنوان مثال ازدواج فامیلی) و غیرخانوادگی (تحصیلات، درآمد شغلی و فعالیت‌های مذهبی) حتی در یک محیط کاملا مردسالارانه می‌تواند قدرت تصمیم‌گیری را در زنان افزایش‌دهد. داشتن فرزند (به‌ویژه فرزند پسر)نیز همبستگی مثبتی با قدرت خانوادگی زنان نشان داده‌است به نظرمی‌رسد در جامعه مردسالار مصر، زنان پسرانشان را ابزاری برای جبران جایگاه فرودست خود می‌یابند؛ در آن جامعه، زن با داشتن فرزند پسراست که پذیرش اجتماعی پیدا می‌کند و از احترام و قدرت در خانواده برخوردار می‌شود، امری که به نظر می‌رسد تا حدودی در مورد موقعیت زنان در خانواده ایرانی نیز صدق می‌کند.
در مطالعه‌ دیگری توسط گوپتا ، تاثیر الگوهای متضاد شکل‌گیری خانواده و نظام ارث بری در جامعه (بررسی مقایسه‌ای بین جوامع روستایی شمال اروپا و روستای رامپور در شمال هند) بر چگونگی تصاحب قدرت و یا از دست دادن آن طی دوره‌های زندگی بررسی شده‌است. به زعم وی در مطالعاتی که تابه حال انجام شده دو الگو مطرح است، یک الگو جایگاه و موقعیت بهتری را برای زنان در دوران جوانی متصور است و الگوی دیگر دوران پیری و بالا رفتن سن را برای استقلال زنان بهتر می‌یابد. اما وی بر این باور است که در برخی از جوامع از جمله روستای رامپور، زنان جوانتر بخشی از دوران زندگی خود را در بی‌قدرتی و ناتوانی مضاعفی سپری می‌کنند، چرا که آن‌ها در موضع تمکین هستند نه تنها در برابر مردان بلکه در برابر زنانی که در مراحل دیگری از چرخه زندگی خود هستند (زنان مسن‌تر) (مینویی فر،1389: 26).
بررسی مراحل چرخه زندگی زن در رامپور هند توسط وی و نیز مطالعات دیگر نشان می‌دهد الگوی مشخصی از چگونگی وضعیت زن و استقلال وی در سراسر چرخه زندگی وجود دارد که می‌توان به طور خلاصه چنین ترسیم کرد، در دوران اولیه کودکی این استقلال کم است، در طول دوره نوجوانی افزایش مییابد؛ در هنگام ازدواج به شدت کاهش یافته و طی سال های باروری ثابت می‌ماند و بعد از سال‌های باروری و در سنین بالاتر که زن مادرشوهر یا مادرزن و یا مادر بزرگ می‌شود، مجددا افزایش می‌یابد و پس از آن در کهنسالی کاهش مییابد. به حاشیه راندن

مطلب مرتبط با این موضوع :  دانلود پایان نامه حقوق با موضوع حل و فصل اختلافات

دیدگاهتان را بنویسید