مقاله درباره اعضای هیأت علمی

فهرست جدول ها
عنوان صفحه
جدول2-1 گاهشمار مدیریت دانش 14

جدول2-2 کاربرد و مزایای مدیریت دانش برای فرایند تحقیق و پژوهش 37
جدول2-3 کاربرد و مزایای مدیریت دانش برای فرایند ایجاد برنامه درسی 38
جدول2-4 کاربرد و مزایای مدیریت دانش برای خدمات دانشجویان و فارغالتحصیلان 39
جدول3-1 توزیع جامعه آماری پژوهش بر مبنای دانشکده و رتبه علمی استاد 47
جدول4-1 توزیع فراوانی اعضای هیأت علمی بر اساس مدرک تحصیلی 53
جدول4-2 توزیع فراوانی اعضای هیأت علمی بر اساس جنسیت 53
جدول4-3 تعداد اعضای هیأت علمی به تفکیک جنسیت و مدرک تحصیلی 54
جدول4-4 توزیع فراوانی اعضای هیأت علمی بر اساس رتبه دانشگاهی 54
جدول4-5 توزیع فراوانی اعضای هیأت علمی به تفکیک دانشکده 55
جدول4-6 توزیع فراوانی اعضای هیأت به تفکیک فعالیت در حوزه تحصیلات تکمیلی 57
جدول4-7 سهم منابع استفاده شده توسط اعضای هیأت علمی در اکتساب دانش 58
جدول4-8 بررسی چگونگی تجزیه و تحلیل اطلاعات دریافتی توسط اعضای هیأت علمی 59
جدول4-9 میزان و سهم هریک از روش های مختلف استفاده شده توسط اعضای … در تولید دانش 60
جدول4-10 سهم هریک از شکلهای مختلف استفاده شده توسط اعضای … در سازماندهی دانش 61
جدول4-11 سهم هریک از روش های استفاده شده توسط اعضای … در تبادل و انتشار دانش 62
جدول4-12 سهم هریک از روش های استفاده شده توسط اعضای هیأت علمی در کاربرد دانش 63
جدول4-13 آزمون تی در مورد بررسی تفاوت میزان مدیریت دانش اعضای هیأت علمی به تفکیک مدرک تحصیلی 64
جدول4-14 آزمون تی در مورد بررسی تفاوت میزان مدیریت دانش اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند به تفکیک فعالیت در حوزه تحصیلات تکمیلی 65
جدول4-15 نتایج تفضیلی آزمون تحلیل واریانس یک طرفه در مورد مقایسه تفاوت میانگین مدیریت دانش اعضای هیأت علمی به تفکیک دانشکده 66
جدول4-16 نتایج آزمون تعقیبی LSD در مورد مقایسه تفاوت میانگین مدیریت دانش اعضای هیأت علمی به تفکیک دانشکده 68
جدول4-17 نتایج تفضیلی آزمون تحلیل واریانس یک طرفه در مورد بررسی تفاوت مدیریت دانش اعضای هیأت علمی به تفکیک رتبه دانشگاهی 69

جدول4-18 نتایج آزمون تعقیبی LSD در مورد مقایسه تفاوت میانگین مدیریت دانش اعضای هیأت علمی به تفکیک رتبه دانشگاهی 70
جدول4-19 آزمون تی در مورد بررسی تفاوت مدیریت دانش اعضای….. به تفکیک جنسیت 71

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 2-1 چرخه دانشسازی بارتون 18
نمودار 2-2 چرخه تکاملی دانش شخصی 19
نمودار 2-3 چرخه دانش شخصی 19
نمودار 2-4 فرایند کلی دانش آفرینی در دانشگاهها 20
نمودار 2-5 چرخه مؤلفه های مدیریت دانش 26
نمودار 2-6 طراحی ابتکارات مدیریت دانش 32

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نمودار 3-1 توزیع جامعه آماری پژوهش بر مبنای دانشکده و رتبه علمی استاد 47
نمودار 4-1 توزیع فراوانی اعضای هیأت علمی بر اساس مدرک تحصیلی 53
نمودار 4-2 توزیع فراوانی اعضای هیأت علمی بر اساس جنسیت 54
نمودار 4-3 توزیع فراوانی اعضای هیأت علمی بر اساس رتبه دانشگاهی 55
نمودار 4-4 توزیع فراوانی اعضای هیأت علمی به تفکیک دانشکده 56
نمودار 4-5 توزیع فراوانی اعضای هیأت علمی بر اساس سابقه کار 56
نمودار 4-6 توزیع فراوانی اعضای هیأت به تفکیک فعالیت در حوزه تحصیلات تکمیلی 57

مطلب مرتبط با این موضوع :  پایان نامه روانشناسی با موضوع : فرسودگی تحصیلی

فصل اول
کلیات پژوهش

1-1 مقدمه
دانش و مدیریت آن همیشه برای توسعه و پیشرفت در طول تاریخ اساسی و ضروری بوده است. این واقعیت به همراه تأثیر متقابل و پیچیده نیروهای اجتماعی، اقتصادی و فناوری اهمیت دانش و مدیریت آن را تحکیم مینماید. از آنجایی که دانش همیشه قدرت است، امروزه هیچ تغییری در خصوص اهمیت دانش ایجاد نشده است اما تغییر در مورد چگونگی مدیریت دانش ناشی از اطلاعات انبوه و سرعت بخشیدن به تولید دانش، حتمی و ضروری است. تغییرات عمیق در دنیای ما نشانگر نیاز به تغییر شکل دانشمحور نظامهای کنونی در هر بخش و ایجاد فضاها و ساختارهای جدید است. اقتصاد و جامعه دانش محور نوظهور، دانش را به عنوان پربارترین منبع و یادگیری را به عنوان پربارترین فرایند اقتصادی برجسته میکند. در نتیجه مبنای سرمایه از سرمایه های ملموس سنتی به یک سرمایه ناملموس مانند نوآوری در کاربرد مؤثر دانش و منابع سرمایه انسانی تبدیل میشود (گورباز ، 2008). اگرچه امروزه دانش به عنوان یک منبع ارزشمند و راهبردی و نیز به عنوان یک دارایی مطرح شده است، ولی ارائه محصولات و خدمات با کیفیت مناسب و اقتصادی بدون مدیریت و استفاده صحیح از این منبع ارزشمند امری سخت و در مواردی غیر ممکن است (میتال2، 2008). از نظر نوناکا3 دانش مفهومی چند وجهی با معانی چندلایه است و یکی از منابع بسیار مهم و ارزشمندی محسوب میشود که به کسب و حفظ قابلیت رقابتی بودن و مزیتهای سازمانها کمک میکند و فقط آن دسته از سازمانهایی در این مسیر رقابت حرکت خواهند کرد که بتوانند مفهوم پیچیده دانش را به خوبی مدیریت کنند (قربانیزاده، 1387، ص144). بنابراین مدیریت دانش، در دنیای تجاری رقابتی میتواند موفقیت و پیشرفت سازمان را تضمین کند. مدیریت دانش اقدامی است که به واسطه آن دانش به شکلی قابل استفاده در دسترس قرار گرفته و مورد بهرهبرداری واقع میشود. به بیان دیگر، «مدیریت دانش» به این سؤال پاسخ میدهد که «چگونه میتوانیم آنچه را که از قبل میدانیم، به پایگاه دانش مفید تبدیل کنیم؟» (قربانیزاده، 1387، ص 145).
از طرف دیگر، از آن جایی که مدیریت دانش تبدیل به ابزاری کلیدی در محیط رقابتی کسب و کار شده است، این شاخه نوظهور علمی سعی در یافتن جایگاه خود در زمینه های آموزشی و پژوهشی دارد. نقش مهم دانشگاه به عنوان نهادی برای تفکر انتقادی، جایی که دانش به عنوان منبع ایجاد ارزش گسترش مییابد و به طور وسیعی در سراسر سازمان منتشر میشود، قابل انکار نیست در عین حال لازم است فرهنگ خلاقیت ایجاد شده و دانش از طریق روش های آموزش و یادگیری انتقال داده شود چرا که هدف هر دانشگاه تدارک محیطی است که در آن کارکنان و دانشجویان، مهارتها، درک و ارزشهای مشترک برای تحصیلات دانشگاهی را گسترش میدهند. هدف عمده دانشگاه پرورش فارغالتحصیلانی شایسته است که باید دارای قدرت تحلیل، مهارت حل مشکلات و درک میان فردی به عنوان بخشی از پیشرفتهای یادگیری خود باشند و بدین وسیله به آرمان ملت در ساخت جامعهای دانشمحور کمک نمایند (محیالدین و همکاران، 2007).
پژوهشهای انجام شده در مورد جایگاه مدیریت دانش در دانشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی نشان میدهند که هر چند و در کمال تعجب، موضوعات مربوط به مدیریت دانش در دانشگاهها تنها در سالهای اخیر مورد توجه قرارگرفته است ولی در حال حاضر این موضوعات از چشمانداز غالبی در پژوهشهایی که پیوسته در این زمینه گزارش میشوند، برخوردار است (لینتر و واردن2، 2004).

1-2 بیان مسأله
از آنجایی که برنامههای دولت جمهوری اسلامی برای تبدیل ایران به عنوان کشوری دارای قدرت اول از نظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در منطقه که مبتنی بر برنامهای داناییمحور تنظیم شده است، مسؤلیتی سنگین و فشار زیادی را بر دانشگاههای کشور به منظور ارتقای کیفیت تولیدات آموزشی و پژوهشی وارد آورده است، به کارگیری و پیادهسازی یک نظام مدیریت دانش میتواند منجر به همافزائی در تحقیقات و فعالیتهای دانشگاهی و کم کردن شکاف علمی با کشورهای پیشرفته جهان شود. مدیریت دانش به عنوان شیوهای شناخته شده است که نوآوری و ابتکار را افزایش داده و شامل ایجاد (خلق)، سازماندهی، تبادل و کاربرد دانش برای کاربران آن به ویژه اعضای هیأت علمی و دانشجویان است (محیالدین و همکاران، 2007). ایجاد دانش به توانایی دانشگاهها در ارائه اندیشه ها و راهحلهای نوین و مفید اشاره دارد. دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی از طریق بازآفرینی و توسعه دانش گذشته و حال، با روش های متفاوت، به خلق واقعیتها و مفاهیم جدید میپردازند. برای مثال، هر دانشگاه میتواند با بهره گرفتن از راهبرد تقلید، تکرار و جایگزینی، بخشی از دانش موجود را دوباره احیا کند. یک دانشگاه میتواند با تقویت قابلیتهای بخش آموزش و پژوهش، ارزیابی محیط درونی و بیرونی و به کارگیری فناوریهای خارج از سازمان، پایه دانش مستحکمتری ایجاد نماید. هم در آموزش و هم در پژوهش درک نقش دانش ضمنی در تولید دانش، اساسی و ضروری است. در آموزش، ارزیابی دقیقتر و روشنتر دانش ضمنی به عنوان عنصری کلیدی در فرایند یادگیری میتواند راهی برای کاهش دو دستهگی و جدایی زود هنگام دانشجویان در نظام آموزشی باشد و به طور کلی میتواند در ایجاد و پرورش نیروی کار شایستهتر و مستعدتر کمک کننده باشد (سازمان همکاری و توسعه اقتصادی ، 2001). بهبود و افزایش اتصال و ارتباط میان نوآوری، آموزش و پژوهش برای تغییر شکل و تبدیل نتایج آموزش و پژوهش به فرصتها و موقعیتهای ابتکاری محسوس و ملموس بسیار مهم است. بنابراین توسعه سرمایه معنوی و انسانی، بخشی از یک استراتژی مؤثر برای ساختن یک آینده بهتر شده است. ظرفیت و قابلیت کشور باید از طریق فراهم کردن امکانات و حفظ و ادامه تغییر شکل بخشهای کنونی و ایجاد توسعه بخشهای جدید افزایش یابد (گورباز، 2008). سازماندهی و تبادل دانش حاکی از شیوههایی است که از طریق آن دانش سازماندهی شده به کلیه اعضای دانشگاه ارائه میگردد. چنین دانشی در موقعیتهای مختلفی توزیع میشود، روندهای مختلفی را در بر میگیرد و در رسانه های مختلف چاپی و الکترونیکی ذخیره میگردد. هر کدام، گونه متفاوتی از ارائه دانش را ایجاب مینماید و به دلیل وجود این گونه های متفاوت، تجدید ساختار و منسجم ساختن این دانش از منابع مجزا، برای اعضا دشوار است. مثلاً ممکن است در یک دانشگاه هر گروه یا بخش، داده های خود را به شکلی پردازش نماید که با دیگر بخشها هماهنگی نداشته باشد، چرا که یک استاندارد واحد در این زمینه وجود ندارد. گرچه ممکن است، اعضای هیأت علمی دانشگاه اطلاعات مربوط را از طریق ساماندهی داده ها در پایگاه های مختلف بیابند، اما باز هم منسجم ساختن و تفسیر اطلاعات از جهات متفاوت دشوار است (نعمتی، 1384).
چگونگی و میزان کاربرد دانش نیز در مدیریت دانش از اهمیت خاصی برخوردار است. اگر دانشگاهی به راحتی قادر نباشد شکل صحیح دانش را در جایگاه مطلوب آن تعیین نماید، در عرصه های رقابتی با مشکل مواجه خواهد شد. در حالی که نوآوری و خلاقیت راه پیروزی در جهان امروز است، دانشگاه باید بتواند دانش مطلوب را در جای مناسب آن به کار گیرد. دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در بهرهگیری از منابع دانش خود راه های متفاوتی در پیشرو دارند. برای مثال میتوان دانش موجود را از محتواهای مختلف درون سازمانی به دست آورد، استانداردهای اندازهگیری مناسب اتخاذ نمود، افراد را ترغیب نمود و آموزش داد تا خلاقانه تفکر کنند و درک خود را در جهت بهبود خدمات و فرایندهای دانشگاهی ارتقا دهند. در نهایت، با دانش به وجود آمده در یک محیط علمی بر اساس فناوری اطلاعات و بازسازی نهادی، نویدها و وعدههای مدیریت دانش منجر به قابلیتهای تصمیمگیری بهتر، بهبود خدمات علمی و کاهش هزینه ها میشوند (متکالف ، 2006). آنچه که در همه موارد مذکور آشکار است این است که در هزاره سوم «دانش» به عنوان ابزاری برای حذف یا حداقل کاهش فاصله بین کشورهای پیشرفته و در حال توسعه مورد توجه دولتهای ملی و سازمانهای بین المللی قرار گرفته و مدیریت بر آن برای دستیابی به توسعه مبتنی بر دانایی یک رکن اساسی به شمار میرود. چنانچه دانش به صورت اصولی مدیریت نشود و دانش فردی به دانش جمعی تبدیل نگردد نمیتوان دانش را به عنوان رکن توسعه قلمداد کرد. بنابراین مدیریت دانش به عنوان یک ضرورت و به منزله راه حلی برای مشکلات مربوط به دانش که بسیاری از سازمانهای دانشمحور (از جمله دانشگاه) با آن مواجه هستند، برای دولتمردان و دستاندرکاران مدیریت و برنامه ریزی، برای توسعه در سطح ملی و بین المللی مطرح میباشد (حسن زاده، 1385).
تحقیقات اندک انجام شده حاکی از آن است که سطح اجرای مدیریت دانش در کشور ما چندان مناسب نیست و بسیاری از مدیران دانشگاه‏ها و نیز اعضای هیأت علمی با این مفهوم نوین علمی آشنا نیستند و برای به کارگیری اصول و شیوه های مدیریت دانش که ممکن است موجب افزایش کیفیت و بهبود عملکرد آموزشی و پژوهشی آنها شود، تلاش مناسبی از خود نشان نمیدهند (قلیزاده، 1383؛ زمانی، 1386). استقرار نظام مدیریت دانش مؤثر و کارامد خود مستلزم بهرهگیری «افراد» از مدیریت دانش است. در دانشگاهها، مدیریت کردن دانش توسط اعضای هیأت علمی به عنوان اعضای کلیدی این سازمان، به ویژه در فعالیتهای آموزشی و پژوهشی که محور اصلی رسالت دانشگاه است، پیش نیازی ضروری برای شکلگیری نظام مدیریت دانش در کلان و به شکل سازمانی است. به عبارت دیگر تا زمانی که افراد به مدیریت دانش شخصی که با دانش سازمانی گره خورده است نپردازند، نمیتوان انتظار داشت که مدیریت دانش در سطح سازمانی اعمال شود.
هر چند مدیریت دانش و به ویژه مدیریت دانش شخصی، به عنوان راهبردی مهم در بهبود کمی و کیفی فعالیتهای اعضای هیأت علمی و کاربرد مؤثرتر و کارامدتر دانش در محیطهای دانشگاهی در سالهای اخیر از شهرت زیادی در بخش آموزش عالی برخوردار شده است ولی به طور شگفت انگیزی توجه اندکی از سوی جامعه علمی کشور را به خود جلب کرده و هنوز در ارتباط با مطلوبترین شیوه های به کارگیری آن ابهاماتی وجود دارد. این ابهامات در کشورهای در حال توسعه محسوستر است زیرا در مقایسه با کشورهای پیشرفته، تحقیقات کمتری درباره آن صورت گرفته است. از اینرو لازم و ضروری است پژوهشهای مرتبط با مؤلفه های مدیریت دانش شخصی در حوزه فعالیتهای آموزشی و پژوهشی اعضای هیأت علمی توسعه یافته و در اولین گام از این طریق، وضعیت موجود به خوبی ترسیم شود. مرور تحقیقات گذشته نشان میدهد نه تنها بررسی وضعیت مدیریت دانش در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی ایران به طور محدود صورت گرفته است بلکه بحثی از نحوه کاربرد مدیریت دانش شخصی توسط اعضای هیأت علمی در هیچ یک از مطالعات پیشین مدنظر قرار نگرفته و اطلاعاتی از وضعیت موجود در اختیار مسئولان و برنامهریزان قرار ندارد. بنابراین در این پژوهش تلاش شده است میزان کاربرد مدیریت دانش در اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند مورد بررسی قرار گیرد.

مطلب مرتبط با این موضوع : 

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش
یکی از مهمترین مباحث مطرح در جامعه دانشمحور، این است که سازمانهای خواهان موفقیت در جامعه اطلاعاتی جهانی، لازم است ارزش سرمایه دانش خود را شناسایی کرده و در جهت توسعه آن تلاش نمایند (راولی ، 2000). در این راستا، امروزه اکثر سازمانها و از جمله دانشگاهها، به عنوان یکی از امیدبخشترین راه ها به منظور بقا و توسعه خویش، انطباق با تغییرات محیط رقابتی و کسب موفقیت در عصر اطلاعات، به طور گستردهای به مدیریت دانش پرداختهاند. امروزه حضور دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در بازار دانش و استفاده از مدیریت دانش در جهت تحقق اهداف سازمانی، به عنوان یک امر ضروری شناخته شده است (تیلور و همکاران، 2008). تغییرات در آموزش عالی، نشان از یک فرایند تغییر سازمانی و نهادی عمیق دارد. با توجه به موقعیت حساس این مؤسسات انتظار میرود مراکز آموزش عالی بیش از هر نهاد دیگری در تحولات ساختاری اقتصادی – اجتماعی تأثیر گذاشته و در راستای توسعه عمل نمایند (متکالف، 2006). با درک اهمیت دانش به عنوان یک سرمایه معنوی، برنامهریزان آموزش عالی لازم است مدیریت دانش را به عنوان پیش نیازی برای تبدیل دانشگاهها به مراکز برجسته و پیشرو در امر آموزش

دیدگاهتان را بنویسید