0
تحقیق رایگان با موضوع ارزش افزوده، سازمان دانش محور، چشم انداز سازمان، ارزش افزوده بازار

مر25 و همکارانش سرمایه فکری را به صورت گروهی از دارایی های دانشی توصیف می‌کنند که به یک سازمان اختصاص دارند و جزء ویژگی های یک سازمان محسوب می شوند و به طور قابل ملاحظه ای از طریق افزودن ارزش به ذینفعان کلیدی سازمان به بهبود وضعیت رقابتی سازمان منجر می شود.[39].
به تجربه ثابت شده است که شایستگی های سازمان عمدتاً با تجربه و تخصص افراد داخل سازمان مرتبط است. در واقع این دانش و تجربه افراد است که می تواند ارزش ایجاد کند. این مسئله از طریق فرایندهای مبادله و خلق دانش صورت می گیرد و باید توجه داشت که این شایستگی‌ها تنها بوسیله افراد و در داخل سازمان ایجاد نمی‌شود بلکه ممکن است به واسطه محیطی که سازمان در آن قرار دارد خلق شود (به طور مثال شبکه همکاری بین شرکتها در یک منطقه خاص).به طور کلی می توان گفت سرمایه فکری عبارتی است که برای تعبیرترکیبی از دارایی های نامشهود که سازمان را قادر به عملیات خلق ارزش می‌نماید اطلاق می شود.
رویکرد پراهمیت دیگر در تعریف و طبقه بندی سرمایه فکری، رویکردی است که از نقطه نظر توجه به ارزش اقتصادی پنهان و آشکار بر سرمایه فکری می نگرد. براساس تعریف سازمان همکاری و توسعه اقتصادی(OECD)26 سرمایه فکری، ارزش اقتصادی دو دسته از دارایی های نامشهود در سازمان را شامل می گردد. سرمایه سازمانی (ساختاری) و سرمایه انسانی.به طور دقیق تر سرمایه ساختاری به چیز هایی شبیه سیستم های نرم افزاری اختصاصی، شبکه های توزیع و زنجیره های تامین دلالت می کند و سرمایه انسانی شامل منابع انسانی در درون سازمان (مثلا کارکنان) و منابع خارج از سازمان ( مثلا مشتریان و مصرف کنندگان) است.
به طور کلی می‌توان گفت سرمایه فکری از نقطه نظر ایجاد امکان برقراری سامانه‌ای جهت به کارگیری اثربخش و کارای دارایی‌های نامشهود برای سازمان‌ها بسیار پر اهمیت و گران بهاست. این مفهوم به سازمان کمک می کند تا بر پایه سامانه‌ای طبیعی به عملکرد متوازن در به کارگیری دارایی‌های نامشهود، مشهود و مالی خود در فضایی هماهنگ و درون بازارهای تجاری دست یابند. طبیعت مفهومی سرمایه فکری به سازمان این امکان را می دهد تا بتواند درک درستی از مدیریت تعاملات پویا و پیچیده سرمایه انسانی، ساختاری و مشتریان دست یابد و در عین حال بتواند تبادل و تعامل مناسبی میان این سرمایه‌ها و منابع مشهود مالی سازمانی ایجاد نماید. البته در کنار منافعی که سرمایه فکری برای سازمان به ارمغان می آورد بایستی به تنگناهایی که مفهوم سرمایه فکری در حل مسائل سازمانی داراست نیز اشاره نمود.
سنجش سرمایه فکری
دلایل سنجش سرمایه فکری
بسیاری از پژوهشگران معتقد‌اند که رشد ارزش شرکتها بیش از رشد ارزش دفتریشان می‌باشد در حقیقت گزارشگری مالی سنتی نمی‌تواند ارزش واقعی شرکت را محاسبه نماید و تنها برای اندازه‌گیری ترازنامه مالی کوتاه‌مدت و دارایی‌های ملموس مورد استفاده قرار می‌گیرد.
مار27 و همکارانش با بررسی بیش از 700 مقاله در زمینه اندازه‌گیری سرمایه فکری نشان دادند که پنج هدف کلی برای اندازه‌گیری سرمایه فکری وجود دارد که به شرح زیر می‌باشند:
برای کمک به سازمانها درجهت فرموله کردن استراتژی سازمانی؛
برای ارزیابی نحوه اجرای استراتژیها؛
کمک به گسترش و تنوع تصمیم‌گیری‌های شرکت؛
جهت انجام ارزیابی‌های غیر مالی سرمایه فکری میتواند به طرحهای باز پرداخت و پاداشهای مدیران، ارتباط داده شود؛
جهت ایجاد رابطه با سهامداران خارج ازشرکت که سرمایه فکری را در اختیار دارند.
سه هدف اول از این مجموعه، به تصمیم‌گیری‌های داخلی مربوط میشود و هدف از آنها حداکثر کردن عملکرد عملیاتی شرکتها، برای ایجاد درآمد از طریق حداقل هزینه و بهبود مستمر در روابط با مشتریان و تأمین‌کنندگان و سهم بازار است. مورد چهارم به ایجاد انگیزه‌های اجرایی مربوط می‌شود و هدف پنجم به ایجاد انگیزه برای سهامداران خارج از سازمان اشاره میکند. [39].
در این میان شکاف بین ارزش بازار سازمان و ارزش خالص دارائی های مشهود که در واقع ناشی از دارائی های نامشهود تلقی می‌شود روز به روز بیشتر توجه سرمایه‌گذاران را جلب می نماید. زمانی که این شکاف کوچک باشد بازگشت سرمایه از طریق درآمد سازمان یا دست کم دارائیهای مشهود آن به شکل منطقی قابل پیش بینی خواهد بود. اما دارایی‌هایی به شکل دانش و نشان تجاری بسیار بیشتر در معرض تهدید قرار دارند و تحقق آنها دشوارتر است. ولی به هر حال سرمایه گذاران جهت درک بهتر وضعیت سازمان به شاخص هایی نیاز دارند که قابل اطمینان باشند.
اگر چه، روشهای سنتی حسابداری به طور قابل ملاحظه ای به درک ارزش کسب و کار کمک می کنند، با این وجود در یک سازمان دانش محور، که در آن دانش بخش بزرگی از ارزش یک محصول و همچنین ثروت یک سازمان را تشکیل می دهد، روشهای سنتی حسابداری، که مبتنی بر دارائی های ملموس و نیز اطلاعات مربوط به عملیات گذشته سازمان هستند، برای ارزش‌گذاری سرمایه فکری، که بزرگترین و ارزشمندترین دارائی برای بسیاری از سازمانها است، ناکافی هستند. [59]. دیدگاه اندازه‌گیری سرمایه فکری بر چگونگی ایجاد مکانیزم های اندازه گیری جدید برای گزارش دهی متغیر های غیر مالی یا کیفی سرمایه فکری در کنار داده های سنتی، کمی یا مالی متمرکز است. [31]. در مقایسه با حسابداری مالی سنتی، انداز ه گیری سرمایه فکری موضوعات مهمی، مثل سرمایه انسانی، رضایت مشتری و نوآوری را در بر می‌گیرد. بنابراین، رویکرد سرمایه فکری برای سازمانهایی که می خواهند از ارزش عملکردشان به خوبی آگاهی داشته باشند، جامعتر است. تفاوت‌های بین این دو رویکرد معنی‌دار هستند، در حالیکه حسابداری مالی به گذشته گرایش دارد، اندازه‌گیری سرمایه فکری آینده‌نگر است. اندازه‌گیری سرمایه فکری واقعیت‌های نرم (کیفیت ها) را در بر می گیرد، در حالیکه حسابداری مالی واقعیت های سخت (کمیت ها) را اندازه‌گیری می‌کند. اندازه‌گیری سرمایه فکری بر ایجاد ارزش تمرکز دارد، در حالیکه حسابداری مالی بازدهی عملیات گذشته و جریان نقدینگی را منعکس می‌سازد. به تدریج مشخص شده است که اندازه گیری مالی سنتی در هدایت تصمیم‌گیری استراتژیک ناکافی است. [57]. در نتیجه باید با اندازه‌گیری سرمایه فکری تکمیل یا حتی جایگزین شود. در اینصورت، مدیران به خوبی می‌توانند از وضعیت موجود (نقاط قوت و ضعف) مدیریت سرمایه فکری سازمان مطلع شوند. به طور مشخص، اندازه‌گیری سرمایه فکری در تصدیق توانایی سازمان برای تحقق اهداف استراتژیک، نمایش تحقیق و توسعه، فراهم ساختن اطلاعات پشتیبانی برای بهبود پروژه‌ها و تأیید اهمیت برنامه‌های تحصیلی و آموزشی مفید است. اندازه‌گیری سرمایه فکری به عنوان یک روش مهم مدیریت بازاریابی و کسب و کار استراتژیک نیز، بیش از اینکه یک ابزار ارتباط با سهامداران یا سرمایه گذاران باشد، به عنوان یک ابزار مدیریت درون سازمانی مفیدتر خواهد بود. [59]. بنابراین، چون شناسایی سرمایه فکری یک مسأله استراتژیک کلیدی است، در نتیجه، وضعیت موجودش بایستی به طور منظم به هیئت مدیره گزارش داده شود. در یک جمله، اندازه‌گیری سرمایه فکری برای مدیریت سرمایه فکری مهم است؛ بدین معنی که مدیریت موثر سرمایه فکری به اندازه‌گیری موثر آن بستگی دارد. بر اساس گزارش‌های ارائه شده، یک تعداد از شرکت‌ها شروع به پیگیری، ارزش‌گذاری و ایجاد ابزارهایی برای حمایت از سرمایه فکری سازمان کرده‌اند28. با این وجود، شاید هنوز نیمی از مدیران کسب و کارها برای کسب مزیت از این دانش آمادگی ندارند. [55]. یک بانک فکری سوئیسی در نتیجه مطالعات خود درباره سرمایه فکری دریافت که به دلیل فقدان اندازه گیری سرمایه فکری تنها 20 درصد از دانش موجود یک سازمان در عمل مورد استفاده قرار می گیرد. [19]. اندازه گیری سرمایه فکری از اواسط دهه 1990 یک حوزه تحقیقاتی برای محققان و دست اندرکاران سازمانها شده است. هر دو گروه تلاشهای زیادی برای اندازه گیری و ارزشیابی سرمایه فکری انجام داده اند.
از طرف دیگر اکثر شرکت هایی که سرمایه فکری شان را اندازه‌گیری می‌کنند. همچنین بر مبنای نتایج حاصل از اندازه‌گیری های خود گزارش سرمایه فکری سازمان را تهیه می کنند. برخی از شرکت‌های پیشرو شروع به انتشار این گزارش‌ها کرده‌اند، بسیاری از آنها با درصدی از خطا، با ایجاد شاخص‌های جدید، سرمایه فکری خود را اندازه‌گیری می‌کنند. این شرکتها گزارش‌های سرمایه فکری خود را، در پرتو تجربه خود در زمینه مدیریت دانش و نیز اندازه‌گیری سرمایه فکری یا تجربه سایرین، تهیه می‌کنند. شرکتهای اروپایی به طور مشخص در بحث اندازه‌گیری و گزارش دهی سرمایه فکری پیشرو هستند. این روند در شرکت های سوئدی و دانمارکی شروع شد، سپس به جنوب اروپا گسترش یافت. واقعیت مهم دیگر این است که ابتکار عمل اندازه‌گیری و گزارشگری سرمایه فکری از دنیای مدیریت ظهور پیدا کرد، بسیار قبل از اینکه انجمن‌های حسابداری به ابراز نگرانی درباره این منبع سازمانی مبتنی بر دانش شروع کنند. در این مورد، ابتکار عمل یک گروه از شرکت‌های پیشرو آغازگر اقدام مشابه سایر شرکت‌ها شد و همچنین باعث بیداری انجمن‌های حسابداری و دانشگاه‌ها گردید.
بدون شک این واقعیت که شرکت‌ها شروع به تهیه و گزارش سرمایه فکری شان کرده اند بسیار مثبت است. اکثر شرکتها بر روی این واقعیت که سرمایه فکری به سه جزء : سرمایه انسانی، سرمایه ارتباطی و سرمایه ساختاری تقسیم می شود، توافق دارند. با این وجود، هر گزارش سرمایه فکری یک مورد منحصر به فرد است. تعداد شاخص‌های مورد استفاده برای اندازه‌گیری هر جزء سرمایه فکری، طبقه بندی آنها در درون این اجزاء، اطلاعات فراهم شده در گزارشات درباره اینکه چگونه این شاخص‌ها ایجاد می شوند و اطلاعات درباره سرمایه‌گذاری سازمانی در هر جزء، فقط اشاره به آن متغییرهایی دارند که محتوای گزارشات سرمایه فکری را متفاوت می کنند.
برخی از شرکت ها این گزارش را به طور سالانه منتشر می‌کنند. از طرف دیگر، در برخی از شرکتها این گزارش به عنوان یک مدرک جداگانه از گزارش سالانه سنتی منتشر می شود، در حالیکه در برخی دیگر از شرکت‌ها این گزارش فصلی از گزارش سالانه را تشکیل می دهد. گزارش‌های سرمایه فکری همچنین از نظر حجم مطلب متفاوت هستند، از پنج تا بیست و پنج صفحه در تغییر هستند.
نکته مهم دیگر، حرکت سازمان‌ها از معیارهای سنتی مالی مانند نرخ بازده سرمایه به سمت استفاده به سمت معیارهای مبتنی بر ارزش مانند ارزش افزوده اقتصادی (EVA)29 و ارزش افزوده بازار (MVA)30 است. از سوی دیگر برای مدیریت دانش باید همزمان از معیارهای مالی و غیر مالی استفاده کرد و سیستم های اندازه گیری یکپارچه را بکار برد. [36].
با نگاهی به شاخص‌های ارائه شده، ذکر چند نکته لازم به نظر می رسد. ابتدا اینکه، اغلب شاخص‌ها برای سازمان سهل ال وصول و قابل کمی شدن است؛ دوم این شاخص‌ها نسبتاً مستقیم بوده و لزوماً نوع دانشی که بیشترین ارزش افزوده را ایجاد می کند را مشخص نمی‌نماید؛ سوم بر اساس این فهرست ممکن است فرضیاتی بدیهی پنداشته شوند که در واقع وجود نداشته باشند؛ برای مثال در صورت پایین بودن سن کارکنان این فرض وجود دارد که سازمان پویاتر و خلاق‌تر است، در حالیکه ممکن است در واقعیت چنین چیزی وجود نداشته باشد. این کمبودها نشان دهنده آن است که هنوز نیاز به اصلاح شاخص ها و تدوین شاخص هایی جدید مانند بازده چشم انداز سازمان، تعداد همکاران (شاخص دانش ضمنی) استفاده مجدد از دانش، تعامل با مشاورین و صاحب نظران، جو صمیمی بین کارکنان، آزادی اظهار نظر و مانند اینها نیاز است.
اندازه گیری دارایی های دانشی و سرمایه فکری
مدیران شرکتها در تلاشند که راههای قابل اعتمادی برای اندازه گیری دارایی‌های علمی پیدا کنند. هدف ما از اندازه‌گیری‌های درست ومطمئن از دارایی های نامشهود این است که مدیران بتوانند با استفاده از این اندازه گیری‌ها بهتراز قبل این دارایی‌ها را مدیریت کنند که این امر نیز منجر به پیشرفت شرکتها ودر نتیجه آن اقتصاد خواهد شد. به طور کلی مدلهای فراوانی برای اندازه گیری سرمایه فکری وجود دارد که دراینجا به بعضی از آنها به اختصار اشاره میشود. بعضی از این روشها، روشهایی هستند که صرفاً برای استفاده در خود شرکتها طراحی شده‌اند و یک روش کلی نیستند، اما با این حال هنوز کاربرد دارند و مبنایی برای ایجاد روشهای جدید هستند.
مدل های اندازه گیری سرمایه فکری
در محیط تجاری کنونی اندازه‌گیری ارزش سازمانی با استفاده از روشهای سنتی با ارزش اقتصادی امروز آنها نامربوط می باشد چرا که اغلب ارزش‌های محاسبه شده در روشهای سنتی، ارزش نهفته در مهارت، تجربه، قابلیت‌های یادگیری افراد و همچنین ارزش موجود در شبکه ارتباطات میان افراد و سازمانها را نادیده می گیرد. در نتیجه برای لحاظ نمودن اینگونه ارزش‌های سازمانی نیازمند توجه به دارایی‌های نامشهود و سرمایه فکری هستیم.
برای سنجش و اندازه‌گیری تاثیر دارایی‌های نامشهود سازمان بر ارزش واقعی آن نیازمند به مدل‌هایی هستیم که بتوانند اطلاعات در دسترس را برای استخراج، ارزیابی و نتیجه‌گیری صحیح در مورد اجزای سرمایه فکری فراهم کنند. در ادبیات سرمایه فکری، مدل های مختلفی برای اندازه‌گیری سرمایه فکری پیشنهاد شده است. برخی از آنها مدل‌های خاصی هستند که در یک شرکت خاص طراحی و اجرا شده‌اند. برخی دیگر صرفاً مدل‌های نظری هستند که بیشتر آنها به عنوان یک مدل اندازه‌گیری سرمایه فکری پذیرفته شده و مطرح نیستند. به عبارت دیگر، هیچ یک از این مدل ها بطور نظام‌مند برای اندازه‌گیری سرمایه فکری در سطح ملی و بین المللی بکار برده نمی شوند.
به صورت کلی روشهای مختلف سنجش سرمایه فکری را میتوان در قالب چهار گروه اصلی قرار داد:
روشهای مستقیم سرمایه فکری(DIC)31:
در این روش‌ها برای برآورد ارزش پولی دارایی‌های نامشهود و در نتیجه آن سرمایه فکری، از عناصر مختلف تشکیل دهنده سرمایه فکری به صورت مستقیم استفاده میشود. طبق این روشها یک بار ارزش عناصر به صورت تک تک محاسبه شده و سپس مجموع ارزش طبقات مختلف آنها بیانگر ارزش دارایی مربوطه است. این روش‌ها چون براساس ارزشهای تاریخی هستند، پیشنهادهای بالقوه‌ای برای ایجاد تصویر جامعتر از سلامت مالی مؤسسات ارائه می‌دهند. این روشها جزئیات بیشتری را در اختیار تحلیلگران قرار می‌دهند و به آسانی در هر سطحی از سازمان قابل استفاده‌خواهند بود. در این روشها]]>

0
منبع پایان نامه درباره دفاع مقدس، عناصر داستان، داستان جنگ

با بررسی اجمالی داستان های جنگی غربی مشخص می شود که اغلب آثار ماندگار، سال ها پس از وقوع جنگ نوشته شدند، اصولاً پرداختن به یک مضمون یا رویداد تازه نیازمند صبوری و گذشت زمان است تا نویسنده پس از فاصله گرفتن از آن حادثه بزرگ، مسائل و ایده های بدست آمده را بهتر ارزیابی و تدوین کند.
در قیاس داستان دفاع مقدس و داستان جنگ در غرب باید به این مسئله مهم توجه داشت که در غرب هستند نویسندگان بی شماری که در نقش تئوریسین عمل می کنند آن ها به اندازه ای به مسائل جنگ، سیاست های بین المللی و حتی دنیای روانشناسی، علوم اجتماعی و … آگاه هستند که به تدریج به نظریه پردازان جنگی و سیاسی مبدل گشته اند، برخی از آن ها حتی قادر بودند جنگ هایی که سال ها بعد به وقوع می پیوست را پیشگویی کنند به طور مثال دولت آمریکا برای مقابله با ژاپن در جنگ جهانی دوم از تعداد بی شماری نویسنده داستان جنگ چون جورج اسمیت، مورای لینستر، ال ران هوبارد، فیلیتچر پرات استفاده کردند.
ادبیات داستانی و آزاد اندیشی ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و ضرورت وجود آزاد اندیشی در ادبیات و هنر به شدت احساس می شود در واقع حیات ادبیات و هنر به نوعی به آزاد اندیشی بستگی دارد، ضرورت درک این مسئله برای داستان نویسان دفاع مقدس مانند ضرورت ماده حیاتی آب است برای انسان.
1-2-25- طنز در ادبیات دفاع مقدس
طنز در ادبیات جنگ مقوله ای پارادکسیکال یا متناقض نما نبوده و چنین نیست که بپنداریم وصله ناچسبی بر این گونه ادبی است حتی برعکس می تواند عنصری ضروری تلقی شود به ویژه اگر جنگ دارای مضمونی آزادی بخش و با هدف پایداری در برابر متجاوز باشد زیرا چنان که گفته شد یکی از اصلی ترین کارکردهای طنز نقش انتقادی و اصلاحی آن است که به طور طبیعی با مضمون ادبیات پایداری هم سویی دارد.
در این جاست که سرخوشی ناشی از طنز با لودگی های هجوآمیز و هزل آلود مرز بندی مشخصی پیدا می کند و طنز پردازی تنها ماهیت سرگرم کنندگی پیدا نمی کند بلکه در قالبی لطیف و نشاط بخش کارکردی انتقادی و اصلاحی پیدا می کند.
1-2-26- طنز و تقدس
تلاش ها و از جان گذشتگی هایی که در روند جنگ تحمیلی شاهد آن بودیم، در تلقی عمومی از جنگ حتی نوع نامگذاری آن نقشی تعیین کننده داشت به گونه ای که عبارت دفاع مقدس به تدریج جای خود را در ادبیات جنگ باز کرد، از دیدگاه آنان که اخلاص ها و ایثارهای زرمندگان را دیده بودند این عبارت تنها یک لفاظی به شمار نمی رفت بلکه ترجمانی ارزش مدارانه از جان فشانی های مردم در طول هشت سال پایداری و استقامت بود اما از آن جا که واژگان همواره بار معنایی خود را به روابط انسانی و اجتماعی منتقل می کنند و حتی نوع نگرش را جهت می دهند، عبارت دفاع مقدس نیز از چنین قاعده ای برکنار نماند و به تدریج وجوه زمینی جنگ هشت ساله را کم رنگ تر و در عوض به آسمان نزدیک تر کرد.
ساختار طنز این توانایی را دارد که با نقب زدن به درون انسان این سایه روشن را برای مخاطب ترسیم و مهم تر از آن، درونی و باورپذیر کند بی آن که در دام بیان شعاری و مبالغه آمیز گرفتار شود طرح این سایه روشن برای مخاطب عام این پیام را در برخواهد داشت که رزمندگان کسانی از جنس همین آدم های کوچه و بازار و درگیر همین سایه روشن ها بوده اند، بنابراین راه تعالی و رشد برای همگان باز است و این گونه نیست که تنها انسان های خاصی به این امکان دسترسی داشته باشند به عبارت ساده تر طنز این امکان را دارد که فضای جنگ را برای مخاطب خودمانی و صمیمی جلوه دهد به ویژه برای مخاطبی که زمینه های ذهنی متفاوتی دارد. یکی از آسیب های جدی در ادبیات جنگ این بوده که مخاطب در نگاه نویسنده فردی جانبدار و همراه تلقی می شده که تنها قرار است با او به یک نوع گفت و گوی هم دلانه بپردازد در حالی که نگاه به بخش عظیمی از مخاطبان نشان می دهد که این تلقی با واقعیت هم سو نیست، نویسندگان دفاع مقدس چاره ای ندارند جز این که مخاطب را بسیار سختگیر و دشوار پسند تلقی کنند واین که افق نگاهش با نسل جنگ متفاوت است، در آن صورت نقش موثر و تعیین کننده ژانرها و گونه هایی چون طنز را به خوبی درخواهیم یافت، خطاست اگر تصور کنیم قبل از آن که مخاطب امروزی فضای زندگی رزمندگان را جذاب ببیند، بتوان برای او از تقدس دفاع مردم حرف زد، باور کردن تقدس دفاع زمانی شکل می گیرد که مخاطب با تار و پود روابط آن درگیر شود، از فراز و فرودهای آن عبور کند تا آن گاه قدسی بودن ایثار و از خودگذشتگی رزمندگان را درک نماید زیرا تقدس امری محسوس نیست که با حواس پنجگانه در همان نگاه اول قابل دریافت باشد، بلکه دریافتی انتزاعی است که نیاز به یک رشته مقدمات دارد و همانند تمامی باورها در طول زمان شکل می گیرد.
1-2-27- آسیب شناسی ادبیات جنگ و دفاع مقدس
تقسیم بندی معیوب در ادبیات دفاع مقدس زمینه را برای بزرگ ترین انحراف در ادبیات داستانی پس از انقلاب صورت داد و اندک اندک آن را به بن مایه های ادبیات غرب که در آن مرزهای ایدئولوژیک سهمی در ماهیت ادبیات ندارند نزدیک کرد و نتیجه آن شد که بخشی از تئوری پردازی ادبیات انقلاب به سمت ایدئولوژی زدایی پیش رفت. شکاف میان ادبیاتی که پس از انقلاب ظهور کرد با آن چه پیش از انقلاب توسط پیش گامان ادبیات داستانی ترجمه و تالیف شده بود و در دهه های بعد در ق الب ادبیات سورئال، ناتورئال و فرمالیسم ادبی دنبال شد قابل توجه است بنابراین، ماهیت ویژه ادبیات پس از انقلاب و فاصله ی آن با گذشته خود هم فرصت و هم تهدیدی برای ادبیات به شمار می رفت، در حقیقت می توان گفت میزان غافلگیری ادبیات داستانی به ظهور ادبیات پس از انقلاب، بیش از غافلگیری اجتماعی رخ داده توسط انقلاب بود زیرا نیروهای انقلابی با همان اندیشه ای که به قیام برخاسته بودند و با همان مبانی ای که درباره آن سال ها تامل شده بود به دوران پس ازانقلاب وارد شدند، اما در ادبیات داستانی با نوعی زایش نویسنده مواجه بودیم، پیشینه و درک روشنی از داستان نویسی دینی با کارکردهای اجتماعی پیش از انقلاب وجود نداشت و تنها نمونه های اندکی از داستان های بلند و کوتاه عموماً با موضوعات تاریخی توسط یکی دو چهره ی ادبی تولید شده بود اما این نمونه های اندک نه از سوی نویسندگان آن ها به عنوان ادبیات داستانی نوین دینی معاصر تلقی می شد و نه در حوزه داستان نویسی حرفه ای جایگاهی در خور کسب کرده بود. تفاوت ادبیات داستانی با رخدادهای اجتماعی آن است که اساساً ادبیات داستانی متعهد پیش از انقلاب نه سابقه آفرینشی قابل توجه داشت و نه هنرمندان شناخته شده ای، بلکه انقلاب هنرمند و هنر دینی را به یکباره پدید آورد.
پس از این دوره، داستان نویسان شناخته شده ی پیش از انقلاب (نسل اول داستان نویسان) در سکوتی معنادار، اساساً وارد دایره ی آفرینش گری در جهت اهداف و آرمان های انقلاب نشدند.
آن چه فرصتی برای ادبیات انقلاب فرض می شد خروج قهری نویسندگان پیش از انقلاب و درون نویسی آن ها بود، درون نویسی در ساحت ادبیات داستانی از خصوصیات و شاخص های مهم این دوران است.
این خصوصیت به عنوان امری قاعده ساز در دهه نخست پس از انقلاب به شدت بر ادبیات داستانی ماتاثیر گذار بود، خلاقیت به خرج داد و بیرون از قواعد مرسوم مکاتب ادبی به خلاقیت پرداخت.
براساس فرضیه درونی نویسی، با پایان یافتن جنگ، فضای جنگ و جهاد نیز تغییر یافت و کشور وارد فضای سازندگی، رشد و توسعه اقتصادی شد، چنین فضای جدیدی مقتضیات خاص خود را در جامعه ایجاد کرد و نویسنده از درونی می نوشت که این مقتضیات را برآورده ساخته، منعکس کند.
ظهور گونه هایی چون ادبیات سیاه جنگ و بازگشت صوری و محتوایی رویکرد غرب گرایانه در ادبیات داستانی معاصر ایران از تبعات این تحول است، هر تحقیق یا پژوهشی در زمینه ادبیات داستانی معاصر نیازمند به اصل ثابتی برای اثبات فرضیه خود است، این اصل ثابت که بن مایه ی هر تحلیلی درباره ادبیات بعد از انقلاب است، بر چند رکن بنا شده است: 1- ادبیات داستانی پس از انقلاب، دوره جدیدی را رقم زد. 2- دوره جدید، تفاوت ماهوی با دوره گذشته دارد.
اقرار به آغاز دوره جدید کمابیش در تحقیقات ادبیات داستانی معاصر از سوی طیف های مختلف فکری به چشم می خورد اما ویژگی های ماهوی این دوره همچنان بخش معقول تحقیقات ادبی است، کدام یک از ارکان و شاخصه های ادبی این دوره را می توان به عنوان عنصری ماهوی و اصیل برای ادبیات تصور کرد؟
اگر نویسندگانی که زاییده ی جریان انقلاب بودند محور این تحول قرار گیرند در هر دوره ای معیار ادبیات خواهند بود در نتیجه، معیارهای ادبی جای خود را به نقد و تحلیل شخصیت خواهند داد، از سوی دیگر نویسندگان این نسل سیره اعتقادی و سلایق ادبی و احدی را دنبال نکرده اند، از این رو چگونه می توان مسیر انقلاب را از میان سلایق و افکار مختلف و بلکه معارض تشخیص داد؟ چنین روشی با وجود غیر ادبی بودن و معضلات دیگر هم اکنون کاربردی قابل توجه در میان اهالی ادبیات یافته است، تقسیم بندی نویسندگان جبهه ی انقلاب، دفاع مقدس، نویسندگان روشنفکر و شبه روشنفکر بر همین اساس شکل گرفته است، این تقسیم بندی ریشه در عنصر شخصیت و اختصاص ادبیات پس از انقلاب در آن دارد، شاخصه ای که شاید در سال های پس از انقلاب شاخصه ای کمابیش دقیق در تقسیم بندی ادبیات انقلاب و متعهد با دیگر شیوه های ادبی به دست می داد، زیرا در آن زمان پیش از این که ادبیات انقلاب با شاخصه هایش شناخته شود این نویسندگان انقلابی بودند که به آن هویت می بخشیدند، پس از گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب، نویسندگان انقلابی معیار مبهمی در تقسیم بندی ادبیات است، بلکه ادبیات به چنین تقسیم بندی احتیاج ندارد و این تقسیم بندی در گشودن معضلات ادبی از کار آمدی و دقت علمی لازم برخوردار نیست نویسندگانی که خود جزو نویسندگان نسل اول ادبیات جنگ تلقی می شده اند و کارنامه ی درخشانی در آفرینش ادبی ندارد اکنون، در نقطه مقابل دیدگاه آن روزشان قرار دارند، این در حالی است که عموماً در تقسیم بندی ادبیات داستانی براساس نویسندگان، این سابقه درخشان مدخلیت پیدا می کند و مرزهای تقسیم را در هم می ریزد به نظر می رسد موضوع نیز نمی تواند محور این تحول فرض شود، اصطلاح موضوع به اندازه ی کافی مجمل و نارساست که نمی تواند مبنایی بر تحلیل ادبی باشد، رجوع به اصطلاح نامه ها و کتاب های آموزشی داستان نویسی روشن خواهد کرد، اصطلاح موضوع در ادبیات داستانی، اصطلاحی مبهم و اختلافی است که پیوستگی روشنی با دیگر عناصر داستانی ندارد بنابراین نمی تواند محوری برای تحلیل دیگر عناصر داستانی قرار گیرد و الگویی داستانی را ترسیم کند، شیوه های متداول تقسیم بندی ادبیات داستانی معاصر تا حدود زیادی به سمت تقسیم بندی موضوعی رفته اند، رواج نام گذاری بر گونه های ادبی براساس موضوع، راه اندا زی جشنواره های متعدد موضوعی، نقد موضوعی و حمایت و سیاست گذاری موضوعی گویای اهمیت یافتن این گونه از تقسیم بندی در ساحت ادبیات داستانی معاصر است.
تقسیم بندی موضوعی به خصوص در دو دهه اخیر نشان داده اند از جامعیت و مانعیت لازم برخوردار نیستند و ادبیات انقلاب و دفاع مقدس را به گونه هایی بی هویت تبدیل می کنند، شاهد گویای ناکارآمدی این تقسیم بندی ها تغییر اصطلاحات موضوعی به اصطلاحات مضمونی در طول دوره های ادبی است به عنوان مثال برای ادبیات مربوط به جنگ هشت ساله بین ایران و عراق تعابیر متعددی در طول سالیان گذشته متداول گشته و برخی نیز منسوخ شده است.
پیدایش اصطلاحات جدید یا تفسیرهای متناقض از اصطلاحات گذشته نشان دهنده ناکافی بودن تعاریف گذشته برای یافتن ماهیت ادبیات پس از انقلاب و تلاش اهالی ادبیات برای یافتن عنوانی جامع و مانع برای ادبیات است.
در این میان گروهی اصطلاح جنگی را به گونه ای تعریف کرده اند که از زمان تولد تا هنگام مرگ بر زندگی انسان قابل اطلاق است و طول حوادث تاریخی را شامل می شود، هر گونه تضادی بین انسان با دیگری و حتی با خود نوعی جنگ به حساب می آید.
اما در حالی که عده ای بر عنوان ادبیات دفاع مقدس تاکید می ورزند گروهی دیگر معتقدند یا اساساً هیچ جنگی مقدس نیست یا اگر هم جنگ ما مقدس بوده است این تقدس نباید به ادبیات راه پیدا کند، به این معنی که ادبیات درباره جنگ، مقدس نخواهد بود زیرا ادبیات مقدس را نمی توان نقد کرد.
برخی نیز که با اصل تقدس جنگ تحمیلی موافق هستند معتقدند که این تقدس خاصه ی جنگ تحمیلی میان ایران و عراق نیست بلکه هر جنگی از سوی دفاع کننده مقدس است و هر تهاجمی نیز نامقدس خواهد بود.
در مقابل عده ای قرار دارند که معتقدند تنها دفاع ا ز حق مقدس است و تهاجم باطل نامقدس خواهد بود بنابراین نه هر دفاعی مقدس است و نه هر تهاجمی نامقدس.
عده ایی دیگر معتقدند اصطلاح دفاع مقدس تاریخ مصرف دارد و بهتر است با پایان یافتن کارکرد تبلیغاتی و تهییجی آن در زمان جنگ، این واژه نیز به جنگ تغییر یابد.
عده ای دیگر ترجیح داده اند با برجسته ساختن جنبه پایداری جنگ به جای به کارگیری عنوانی خاص از عناوین مستعمل درباره بخشی از جنگ های تاریخ همانند ادبیات پایداری و مقاومت استفاده کنند.
در دوره های بعد با تولید آثاری، از اواخر دهه 60 و ادامه روند آن در دهه های 70 و 80 که با نگاهی متفاوت به روایت جنگ می پرداختند و مانند گذشته جنبه های حماسی را مورد توجه قرار نمی دادند، اصطلاحات نو پدید دیگری وارد گفتمان ادبی شد تا این جریان را تحریر کند.
گروهی از نویسندگان نسبی گرا که هر تجربه ای از جنگ را لباس واقع می پوشانند از به کار بردن اصطلاح دفاع مقدس یا پایداری پرهیز کردند، به عقیده اینان جنگ چهره های متفاوتی دارد بلکه به تعداد آدم های شرکت کننده در جنگ تجربه از جنگ وجود داشته، به همان تعداد، روایت نیز می تواند وجود داشته باشد، بنابراین تمامی روایت ها زیر مجموعه ی ادبیات جنگ قرار می گیرد.
برخی دیگر با پذیرش تقدس دفاع ایران در برابر تهاجم ارتش بعثی نام خود را نویسندگان ضد جنگ گذاشته اند، به عقیده اینان ما در طول هشت سال جنگ با عراق، جنگ نکردیم بلکه دفاع کردیم بنابراین در طول هشت سال جنگمان، ضد جنگ بوده ایم.
دسته دیگر اساس وجود ادبیات ضد جنگ- حتی در غرب- را انکار کرده اند و این اصطلاح را جعلی]]>

0
منبع پایان نامه درباره دفاع مقدس، داستان جنگ، سفرنامه ها، احمد محمود

1-2-17- تفاوت خاطره و گزارش
گزارش، بازگویی یا بازنویسی واقعه، رفتار وافکار دیگران است، در گزارش، گزارشگر به مخاطب و دریافت کننده ی گزارش می اندیشد اما خاطره متعلق به گذشته است، ولی گزارش می تواند مربوط به چیزی باشد که هنوز هم امتداد دارد مانند گزارش کنفرانس ها یا مسابقات.
1-2-18- تفاوت خاطره و تاریخ
خاطره و تاریخ نگاری هم در هدف، هم در شکل، هم در موضوع و هم در ساختار متفاوتند، معمولاً خاطره، بازگویی یا بازنویسی نقطه های برجسته و ماندگار در خاطر است اما در تاریخ همه چیز نگاشته می شود، خاطره متعلق به گذشته ای است که ما بوده ایم یا افراد هم زمان بوده اند و گزارش کرده اند اما تاریخ نگاری به زمان های بسیار دور هم می تواند تعلق بگیرد، نفس تاریخ نگاری در قلمرو ادبیات قرار نمی گیرد اما خاطره به سبب عاطفی و احساسی بودن از خانواده مقوله های ادبی است و … با همه این تفاوت ها خاطرات قطعاتی از تاریخ محسوب می شوند و بعدها مورد بهره گیری تاریخ نگاران قرار می گیرند.
1-2-19- تفاوت خاطره و سفرنامه
سفرنامه ها، روایت و گزارش سفر انسان است، هدف از سفرنامه نویسی با هدف خاطره نگاری متفاوت است، مشترکات ادبی، عاطفی و احساسی و روایی سفرنامه ها باعث شده است که آن ها را از پیوستاری های خاطره نگاری بدانند.
1-2-20- تفاوت خاطره و یادداشت روزانه
یادداشت های روزانه وقایع عادی و معمولی را نیز در بر می گیرد اما خاطرات وقایع برجسته و مانا هستند.
1-2-21- وصیت نامه نویسی در ادبیات دفاع مقدس
وصیت نامه :
“وصیت نامه اندرز نامه یا ورقه ای است دال بر سفارش هایی که شخص به وصی خود می کند که پس از مرگش اعمال منظور را انجام دهد و اموال او را طبق دستور وی تقسیم نمایند یا به مصرف برسانند.” (معین، 1384: 471)
وصیت نامه های دفاع مقدس:
آن چه از وصیت نامه های دفاع مقدس به ثبت رسیده است وصیت نامه شهدا است که به مواضع شهدا درباره مسائل اعتقادی، سیاسی و اجتماعی تکیه دارد و مطالبی دال بر تقسیم اموال و دارایی و آن چه در شرع به آن توصیه شده بخش بسیار جزیی از این وصیت نامه ها را تشکیل می دهد، شهدا وصیت نامه خود را جایگاه مناسبی برای انتقال پیام و اعتقادات خود دانسته وتوصیه های سیاسی، اجتماعی و … خود را از این طریق به مخاطبان منتقل نموده اند و اکثریت شهدا چنان چه اموالی داشتند، اموال و دارایی خود را نیز غالباً در وصیت نامه ای جداگانه تعیین تکلیف نموده اند.
نمونه هایی از وصیت نامه های شهدا در ذیل این مطلب آورده می شود تا با شیوه نوشتاری آن ها آشنایی بیشتری حاصل شود، نکته قابل توجه دیگری که در اکثر وصیت نامه های شهدا جنگ هشت ساله به چشم می خورد پرداختن به موضوعات شهید و شهادت در آن ها به عنوان اصلی ترین تم این وصیت نامه هاست بخش های کوتاهی از چند وصیت نامه از شهدای هشت سال دفاع مقدس:
– از خداوند مسئلت دارم که اجر جهادم را جز با شهادت به چیز دیگر قبول نفرماید.
“وصیت نامه شهید حیدر علی چوپانی”
– شهادت نقطه اوج است و آرزوی مسلمانان است، شهادت کلمه رفیع انسانیت است.
“وصیت نامه شهید عباس اسدالهی”
1-2-22- ادبیات نمایشی دفاع مقدس (نمایشنامه نویسی ادبیات دفاع مقدس)
واقعه دفاع مقدس به خاطر وسعت، گستره و فرهنگ نوین و تعریف جدیدی که از انسان ارائه می دهد مضمونی مهم برای احیا و رشد ادبیات دراماتیک به شمار می رود بسیاری از صاحب نظران ادبیات دفاع مقدس در یک تقسیم بندی نمایشنامه نویسان دفاع مقدس را به چند دسته تقسیم کرده اند:
الف- نمایشنامه نویسان نسل انقلاب، که فرصتی برای فراگیری و آموزش درام نویسی به شکل جامع و مناسب اش پیدا نکرده اند و به درک درستی از تکنیک نرسیده اند و فقط از روی دل سوختگی و احساس مسئولیت خود در ثبت ارزش های دفاع مقدس به نمایش نامه نویسی روی آورده اند.
ب- نمایشنامه نویسانی که هم دلسوخته اند و هم تکنیک را می دانند اما متاسفانه این دسته از نمایشنامه نویسان در اقلیت قرار دارند و تعداد زیادی در این دسته قرار نمی گیرند.
ج- نمایشنامه نویسانی که با ارزش های دفاع مقدس و تعریف دفاع و جنگ و بعضاً انقلاب مشکل داشته و دارند و از این رو، روزه سکوت اختیار کرده اند.
1-2-23- داستان نویسی در ادبیات دفاع مقدس
ادبیات داستانی جنگ تغییرات مضمونی گوناگونی را در طول سال های سپری شده از ابتدا تاکنون گذرانده است، اما این تغییرات را می شود به طور کلی در دو دوره مختلف مورد بررسی و نقد قرار داد و با ویژگی های آثار هر یک از این دوره ها آشنا شد.
دوره اول:
در دوره نخست، بیان خاطرات رزم و چگونگی به شهادت رسیدن همرزمان وتجربه های شرکت در جنگ، هم چنین حفظ و دفاع از ارزش ها و ایثارگری ها و شهادت و اسار ت و هم چنین مسئله جانبازان از مضامین اصلی داستان هاست، پرداختن به مسائل جنگ زدگان جامعه و نگاه منفی به جنگ نیز کمتر دیده می شود.
درون مایه های آثار این دوره از سه نگاه غالب به موضوع جنگ مطرح است:
1- در دسته ای از داستان ها بیان رشادت رزمندگان و دفاع از میهن، آرمان شهادت و ایثار، در روایت های داستانی و واقع گرا مطرح می شود، توکل و از خود گذشتگی برای رسیدن به پیروزی از مضامین دیگر این داستان هاست، در هر کدام از این داستان ها بخشی از جامعه ایرانی مطرح می شود که با مسئله دفاع از میهن روبروست در واقع شخصیت های هر کدام از داستان ها به گونه ای نماینده بخشی از جامعه ایرانی که نماینده قریب به اتفاق جامعه می تواند باشد – است که ایثار، عشق، ایمان و ارادت به رزمندگان عرصه دفاع مقدس را در قالب روایت های داستانی به تصویر می کشند.
2- در نگاه دسته دیگری از داستان ها گاه ترسیم چهره ای خشن و ویران گر از جنگ در عین تاکید بر فضیلت دفاع و بیان رنج و حرمان قربانیان جنگ و انتقاد از جامعه ی در حال تحول انقلابی مطرح است.
3- در دسته سوم هم با نگاهی منفی به جنگ می نگرند، به هم ریختگی اوضاع اداری، شعار زدگی و بی تفاوتی قشر مرفه توصیف می شود، نگاه این داستان ها به جنگ انتقادی است، نویسندگان این گونه داستان ها دلیلی برای آغاز و انجام جنگ نمی بینند اما با تمام این اوصاف نباید از نظر دور داشت که هر چند بسیاری از پیامدهای جنگ از دید آن ها به سخره گرفته می شود از سوی دیگر در موارد بسیار از رشادت ها، از جان گذشتگی ها و اعتقادات رزمندگان و شور و شوق رزمندگان به همان اندازه ای که بوده است با احترام و تمجید یاد می شود.
دوره دوم:
در دوره دوم یعنی پس از جنگ، شرح رویارویی رزمندگان با دنیایی تازه مطرح است اما مضامین این دوره از تعداد زیادی برخوردار است که به تعدادی از مهم ترین و اصلی ترین آنها اشاره می کنیم:
1- پرداختن به مسئله انسان در جنگ و انسان برآمده از جنگ در این داستان ها به وفور دیده می شود.
2- انتقاد از فراموشی ارزش ها با بیانی نوستالژیک نیز از مضامین دیگر داستان های این دوره به شمار می رود که با گذشت زمان، وسعت و دامنه فزون تری پیدا می کند و با انواع صحنه پردازی ها و شگردهای ادبی استمرار می یابد.
3- شرح زندگی جانبازان و آسیب دیدگان از جنگ و القای این مضمون که آگاهی از چرایی جنگ می تواند از اندوه و رنج آسیب دیدگان از آن بکاهد.
4- ترسیم چهره ای رئالیستی از جنگ، عرضه تفاسیر جامعه شناختی – فلسفی از جنگ و ارائه نگاهی خاص به آن و اهمیت دادن به عشق و تغزل به اندازه رزم و حماسه.
5- بی پروایی در ذکر تردیدهای آدم ها، در عین حضور آن ها در عرصه نبرد و شخصیت پردازی به جای قهرمان پردازی.
6- بیان مشکلات زیستی و فرهنگی کسانی که آواره شده اند.
7- ترسیم برش هایی از حالات روانی انسان ها یا به تعبیر دیگر روایت ژرف تاثیرات روحی راوی یا شخصیت دیگری از داستان که نویسنده از طریق این برش ها و کاوش در لایه های پنهان روح و ذهن یکی از شخصیت های داستان می کوشد ابعاد و تاثیرات روحی و روانی جنگ را باز نماید.
8- بیان مضامین انسانی، این که جنگ از هر دو سوی نبرد قربانی می گیرد، قربانی ها سرانجام سرنوشتی یکسان دارند و مرزی بین دشمن و خودی وجود ندارد، مرزی بین انسان ها نیست و یکی بودنشان فارغ از ملیت و زبان و … مهم است، این که انتقام خواهی عارضه جنگ است ومنشأ آن بی رحمی جنگ و عدم تمایز بین خودی و غیر خودی است، در برخی از داستان ها انسان در واقع با جنگ می جنگد.
9- غلبه حس زندگی بر تسلیم شدن در برابر مرگ
اما نکات دیگری که در ادبیات دفاع مقدس و در شاخه داستان نویسی آن قابل توجه است کم نیستند، آن چه داستان جنگ را به تعادل می رساند نگاه انسانی به جنگ است جنگی که دوسویه دارد، جنگی که زندگی، دوستی و عشق که واقعیت های انکار ناپذیر آن است در کنار تلخی و خشونت جنگ حضور دارد، نادیده گرفتن هر یک از این دو سویه تصویر واقعی جنگ را از خود واقعیتش دور می کند. برخی از داستان های جنگ درباره ی ایثار، عشق، شهادت، ایمان و دوستی و حماسه بود و از سوی دیگر داستان های تلخ، اندوه بار و خشونت آمیز، راوی جنبه های دیگری از احساسات انسان است. برخی از نویسندگان دوره دوم اغلب با نگاهی تراژیک و متفاوت با نگاه معمول می کوشند تا مخاطب را نسبت به خشونت ذاتی جنگ آگاه کنند در این داستان ها از صحنه های مربوط به جبهه های نبرد و رویارویی با دشمن اثر زیادی یافت نمی شود و بیشتر حوادث در حاشیه جنگ و یا در دوران پس از جنگ شکل می گیرد موضوعاتی که آن قدر تکان دهنده و تاثیر گذار است که تا مدت ها در ذهن خواننده می ماند.
موضوعاتی که در پاره ای مواقع پرداخت ناتورالیستی دارد و درماندگی آدم ها را نشان می دهد در این آثار با خرده تفکرهایی درباره تلخی و بی مهری آدم هایی روبرو هستیم که یاران دیروز را از یاد برده اند و یا با خانواده هایی مواجه هستیم که جنگ بنیان آن ها را ویران ساخته است.
برخی از داستان های مطرح ادبیات دفاع مقدس عبارتند از:
1- ضریح چشم های تو، نوشته سید مهدی شجاعی
2- نخل های بی سر، نوشته قاسم علی فراست
3- زمین سوخته، نوشته احمد محمود
4- باغ بلور، نوشته محسن مخملباف
5- من قاتل پسرتان هستم، نوشته احمد دهقان
1-2-24- آسیب شناسی داستان دفاع مقدس
به زعم بسیاری از صاحب نظران چون ابراهیم حسن بیگی وقتی صحبت از کم و کیف ادبیات دفاع مقدس پیش می آید نبای د نسبت جامعه و ادبیات را با دفاع مقدس نادیده گرفت وی در این خصوص تاکید دارد: “شکی نیست که دفاع محض نبود، جنگی صرفاً برای آزاد سازی مناطق اشغال شده محسوب نمی شد بلکه به اعتراف کسانی که آن روزها را درک کرده اند و یا در این دفاع بزرگ نقش داشتند هشت سال دفاع مقدس ما یک حماسه بزرگ فرهنگی بود، فرهنگی برخاسته از یک ایدئولوژی ، یک باور عمیق دینی، یک دین خواهی تاریخی و یک حماسه باشکوه که لحظه لحظه ی آن آمیخته با آرمان خواهی یک ملت انقلابی بود، هشت سال دفاع مقدس ما یک رویداد کوچک و زودگذر و ناپایدار نبود لذا اگر قرار است بخشی از پایداری آن را در ادبیات و هنر جستجو کنیم باید رابطه ظرف مظروف و نسبت آن ها را با هم در نظر بگیریم.”
جمعی از صاحب نظران و نویسندگان حوزه ادبیات دفاع مقدس هم بر این باورند که هشت سال دفاع مقدس آن چنان که شایسته است نتوانسته بر جامعه ادبی، فرهنگی، سیاسی و … ما تاثیر گذار باشد به طور مثال محمد جواد جزینی طی مطلبی که نوشته معتقد است که از سال های نخست جنگ افراد سعی کردند در این زمینه رمان و داستان بنویسند اما به دلیل مسائل سیاسی جنگ و سال های پس از آن حتی پس از قطعنامه، در این وادی آثار تحلیلی پدید نیامد و بیشتر این گونه آثار جنبه تبلیغی داشت، جزینی می گوید: “ادبیات تبلیغی دفاع مقدس در خدمت منافع ملی تلاش می کرد مردم را به مقاومت تشویق و به دفاع از ارزش ها تهییج کند.” او بر این باور است که به دلیل جریان های سیاسی برخ از نویسندگان هرگز در این حیطه وارد نشدند چرا که تاریخ فرهنگی و هنری و خاطرات جنگ به دوش کسانی بود که خود از جنگ برمی گشتند، آن ها همان قدر که در جنگ تازه کار بودند در ادبیات هم تازه کار بودند ولی در طی این سال ها به پختگی قابل توجهی رسیدند وی می گوید ادبیات واقعی جنگ، دو دهه بعداز جنگ نوشته می شود و از این رو ادبیات جنگ دردوران ناب جنگ نوشته نمی شود، وی امیدوار است تا آثار پخته تری در این حوزه نوشته شود.
در زمان جنگ تحمیلی آن چه بود یک جریان یک سویه و هدفمند بود که به جنگ و دفاع از خاک و وطن ختم می شد و کمتر کسی بود که در پی خلق ادبیات ناب مقدس و پی ریزی ساختار و بن مایه های مستحکم و ادبیات جنگ باشد، اما در دوره کنونی از ادبیات داستانی دفاع مقدس بیش از هر زمان توقع می رود، داستان دفاع مقدس می بایست ضمن ترسیم چهره حقیقی جنگ، محملی برای طرح اندیشه ها و تجارب ناب باشد و بتواند با ساختاری محکم طرحی نو در اندازد و مضامین بدیع را مطرح سازد.
در ادبیات جهان در دوره معاصر حتی داستان های جنگی نیز از ساختار و مضامین قوام یافته ای برخوردار هستند در این گونه آثار نویسندگان می توانند حتی به طرح مسائل فلسفی و اجتماعی بپردازند آن ها می توانند چون یک جامعه شناس تمام عیار ظاهر شوند و به موشکافی مسائل و رویدادهای اجتماعی دوران جنگ بپردازند، نویسنده داستان جنگ حتی می تواند در نقش یک روانشناس به میدان بیاید و به دنیای درون شخصیت های داستانی رسوخ کند و عملاً به روانکاوی شخصیت های مختلف بپردازد.
داستان دفاع مقدس به سرعت آغاز شد و به سرعت به تولید انبوه در ایران رسید، تولید انبوه آثار داستانی با ساختاری ضعیف باعث شد تحلیل گران و مخاطبان این گونه آثار داستان دفاع مقدس را چندان جدی نگیرند و رفته رفته شرایط فراموشی ژانر یاد شده فراهم شود]]>

0
منابع پایان نامه ارشد درمورد عقده حقارت، ازدواج مجدد، ارتکاب جرم، ناخودآگاه

براثر این مشکلات زن و مرد بیشتر به مشاجره پرداخته و یکدیگر را مقصر کمبودها قلمداد می‌کند و میل زیادی به نوشیدن مشروبات الکلی نشان می‌دهند. زدوخوردهای خانوادگی افزایش یافته و تعداد زیادی را به مرز خودکشی سوق می‌دهد که تمام این عوامل دست در دست یکدیگر ثبات و قوام نظام خانوادگی را در معرض فشار قرار می‌دهند . (همان:113)
– ثروتمند بودن
فقر یا ثروتمندبودن از موجبات طلاق است چون یک طرف فقر و بیکاری و از جانب دیگر برای عده‌ای غوطه ور بودن در مال و ثروت است..
پدیده اول:عده‌ای متأسفانه از نظر فقر و عدم امکانات و بیکاری فرساینده، ناچار به طلاق روی می‌آورند و عده‌ای نیز نوکیسه، به قول معروف، پیراهنش دوتا شده، موجب می‌گردند، خدا را بنده نباشند. خود را وارث ثروتی می‌دانند که حال از هر راهی اعم از ارث، یا خاک بازی و دلارفروشی و… یک شبه ره صد ساله را طی کرده و عرق جبین و کد یمین در کار نبوده است، بلکه از نوسانات بازار و امور اقتصادی آشفته و یا زدوبندهای پنهان، به خوبی سود برده و پول به جیب زده‌اند.
چنین افرادی حاضر نیستند با وضع موجود با همسری که در تمام مراحل زندگی همراه آنها بوده زندگی کنند. حس خودبرتری آنها موجب می‌شود، به کارهایی که برخلاف عرف خانوادگی است، روی بیاورند؛ در نتیجه ‌کانون‌ خانوادگی آنان ‌متزلزل ‌و از هم گسیخته می‌گردد.(جمشیدی،عطاری کرمانی،532:1378) – خست بیش از اندازه مرد
بعضی از مردان نه فقط صرفه‌جو هستند بلکه متأسفانه زائد بر حد متعارف در مخارج منزل سخت‌گیر هستند. پیداست اگر همسرانشان عقیده و عادتی در خلاف جهت داشته باشد و صرفه‌‌جوئی را بی‌مورد پندارد و در هزینه زندگی ملاحظه توانائی شوهر را ننماید امکان بروز اختلاف و مشاجره بین چنین زوجی شدید بوده و ادامه زندگی مشترک آن دو غیر ممکن .
– تجمل پرستی و بلندپروازی‌های زن
بعضی از زنان بر اثر جهالت و نقص تربیت خود، ازدواج را به عنوان حادثه‌ای میمون و پرشگون و وسیله‌ای برای رسیدن به انواع نعم و تجمل و لوکس و لذائذ بی‌دریغ می‌انگارند و پیداست که شیفتگی به تجمل و دلبستگی به جلال و چشم و هم چشمی‌ها و عقده حقارت زن، زندگی را بر مرد دشوار می‌سازد. یکی از نقاط ضعف بعضی از زنان این است که شیفته ظاهرند و برای تجمل و رزق و برق زندگی بیش از حد اهمیت قائل می‌شوند، این ضعف در مردان به ندرت ظهور می‌کند. تجمل پرستی یک نوع شیدائی یا تک جنونی است که چون در کسی بروز کند دیگر برای فرو نشاندن طغیان آن درمانی نیست؛ وای بسا راه کج را به سوی چنین شخص بیماری بگشاید. تردیدی نیست هوسبازی و تجمل پرستی و مصارف بیهوده زن در اغلب موارد مرد را از پا در می‌آورد و راه کج و سقوط را به روی او می‌گشاید. پی آمد این سقوط، از دست دادن شوهر و آشفتگی نظام خانوادگی است. (کی نیا،844:1388)
دانشجویانی که از روی احساسات و عواطف زود گذر خود با یکدیگر ازدواج می‌کنند زمانی‌که زیر یک سقف قرار می‌گیرند، چنانچه از تمکن مالی مناسبی برخوردار نباشند، آن آرزوها و بلند پروازی‌ها که معمولاً در ذهن زوجه بوده، به آن جامه عمل پوشانده نمی‌شود و زندگی‌اش با آنچه که فرد در فکر و ذهن خود می‌پرورانده مطابقت نداشته و شروع به بهانه گیری می‌کنند و زندگی را برای طرف مقابل تلخ و نهایتاً یکدیگر را تهدید به طلاق و جدائی می‌کنند. 2-4-5-پیامدهای منفی طلاق برای کودکان
کودکان نیز هم چون بزرگسالان، طلاق را یک فرایند طویل المدتی می‌دانند که به واسطه آن می‌بایست بسیاری از روابط تخریب شده به نوعی دیگر(بازسازی)شود. از نظر بزرگسالان بحران طلاق با اختلالات زناشوئی آغاز شده و به مرور زمان به نتیجه می‌رسد. اما در نظر کودکان، طلاق، یک واکنش و رفتار بسیار وحشتناکی است که توسط والدین صورت گرفته و سبب می‌شود تا او به اجبار با یکی از آنها زندگی نماید. از نظر کودکان، طلاق سبب بدبختی، سردرگمی و بهم‌ریختگی اوضاع و شرایط می‌شود. از دیدگاه کودکان یکی از نتایج طلاق، جدائی دایمی و کامل یا ملاقات محدود با یکی از والدین است. نتیجه طلاق اغلب بدبختی و بیچارگی است. این برداشت کودکان از پدیده طلاق و بدبختی و بیچارگی ناشی از آن بسیار متفاوت با مفهوم بیچارگی از(مرگ) یکی از والدین می‌باشد.
تفاوت طلاق با مرگ یکی از والدین در نظرکودکان به دلایل زیراست:
اول اینکه:طلاق یک عمل اختیاری است و می‌تواند با طرح و آمادگی قبلی به اجرا درآید.
دوم: هریک از والدین نقش اساسی در زندگی کودک داشته و به همین دلیل کودک از این رفتار والدین احساس خشم، نفرت و اضطراب نموده و تقاضا و التماس برای کوتاه آمدن یکی یا هر دو والدین دارد.
این شرایط به طور بالقوه می‌تواند سبب فایق آمدن کودک براحساس (فقدان) ناشی از جدائی والدین شده و امکان بازسازی نوع جدیدی از الگوهای تعاملی با آنها را به وجود آورد. بالاخره طلاق ممکن است اثرات مثبتی نیز بر کودکان داشته باشد. چرا که به واسطه جدائی والدین بسیاری از منازعات و مشاجرات بین آنها که کودک شاهد هر روزه آن بود برطرف می‌گردد.
اگرچه ممکن است به واسطه طلاق ،زن و شوهر احساس رهائی وآسودگی نمایند. اما چنین احساسی هیچ‌گاه برای فرزند یا فرزندان رخ نخواهد داد. مطالعات نشان می‌دهد هنگامی که والدین تصمیم جدی به جدائی می‌گیرند، همین تصمیم به عنوان یک منبع مهم فشار روانی عمل کرده و حت ی در خانواده‌هایی نیز که مشاجرات زن و شوهر بسیار زیاد است و طلاق یک پیش بینی واضح در زندگی آنهاست، باز هم تصمیم قطعی برای طلاق، یک فشار روانی جدی را به فرزندان منتقل می‌نماید. بدون در نظرگرفتن سطح تعارضات والدین در زندگی، کودکان مشتاقانه گرایش به خانواده با حضور هر دو والدین دارند. اگرچه برای اغلب کودکان طلاق والدین امری فشارزا و شوک‌آور است، اما این مسأله تا حدود زیادی بستگی به چگونگی برخورد والدین و آرام بخشی آنان در هنگام طلاق دارد.(صدیق ارفعی،نیازی،8:1388) -عوامل خانوادگی
یکی از عوامل مهم در پیدایش کودکان خیابانی، نابسامانی خانواده است که منجر به عدم نظارت صحیح خانواده می‌شود. خانواده‌هایی که با نوعی بی‌سرپرستی یا بدسرپرستی مواجه هستند، خانواده‌هایی که به طور دایم با هم مشاجره دارند، خانواده‌هایی که با فقر اقتصادی روبه روهستند، این عوامل به اضافه عواملی دیگر همه و همه باعث می‌شود که کودک آنها را ترک ‌کند. خانواده در بسیاری از نابسامانی‌های کودک نقش مؤثری‌ دارد. عواملی ‌مثل‌ طلاق، ازدواج مجدد، چند همسری، خانواده پرجمعیت، خشونت در خانواده و رفتارهای نامناسب با کودکان سبب تنش و ناسازگاری و در نتیجه رهاشدن کودکان می‌شود.(نیازی،53:1387) -بچه‌های طلاق
بطورکلی روح یگانگی در خانواده برای رشد و نمو جوان در جهت مثبت و سازنده لازم است در خانواده‌هایی که پدر و مادر با یکدیگر توافق ندارند و در نتیجه کشمکش میان خانواده وجود دارد یا پدر و مادر از یکدیگر جدا شده‌اند زمینه مناسب برای اختلال جوان ایجاد می‌شود. در بعضی از موارد طلاق عملی نشده ولی یکی از والدین خانه را ترک می‌کند؛ کودک مانند این است که چیزی را از دست داده باشد و سرگردان می‌شود و در نتیجه به اختلال عاطفه و رفتار دچار می‌گردد و در حقیقت به علت علاقه شدید به طرف دیگر نمی‌توان او را گناهگار دانست وحتی بخاطر اینکه خود او نیز احساس گناهکاری یکی از والدین را در سر پرورانده است. بطور ناخودآگاه در او احساس گناه و محرومیت پیدا شده و زمینه ساز بزهکاری می‌شود.
بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که کودکانی که در خانواده‌های پر از دعوا و کشمکش پرورش می‌یابند تا چه حد آمادگی ارتکاب جرم را دارند.
معمولاً مادر در این میان نقش مهمی دارا است. زیرا مادر است که تمام توجه و محبت های لازم را در اوایل به طفل می‌دهد و به او راه و رسم محبت به دیگران را می‌آموزد اغلب درخانواده‌های پر اولاد، مادر فرصت کمتری برای ابراز محبت خواهد داشت و از طرف دیگر این کودکان از نظر مالی در خطرند. علاوه برآن ناسازگاری بین خواهران و برادران بوجود خواهد آمد و رقابت نیز بیشتر خواهد شد. البته تربیت صحیح والدین می‌تواند این رقابت را درجهت صحیح بپروراند. هیجانهای موجود درخانواده بدون شک در کودک ایجاد اضطراب و تشویق می‌کند. بطورکلی گاه این احساس در کودک خانواده‌های پر اولاد بوجود می‌آید که ناخواسته هستند.
روابط خانوادگی در ایجاد یک رابطه صحیح با اجتماع برای شخص بسیار مهم است. اینکه چقدر افراد یک خانواده بهم مربوط باشند یا تا چه حد هدفها و مطالب مورد علاقه ایشان در یک جهت باشد بسیار مؤثر است. این مطلب تا حد زیادی بستگی به تشکیلات و کنترل‌هایی که در یک خانواده وجود دارد مربوط است.
بطورکلی خانواده را از دید امکان دخالت آن در بروز انحرافات و بیماری‌های روانی می‌توانیم در چند دسته مسائل زیرمورد مطالعه قراردهیم:
-میزان سازگاری و کیفیت روابط عاطفی زن و شوهر و دیگر کسانی‌که هسته اصلی خانواده را تشکیل می‌دهند و نیز نقش آموزشی خانواده و اهمیت آن در رشد شخصیت.
-روابط عاطفی فرزند وخانواده
-مسائل روانی-جسمی ناشی ازحیات خانوادگی
با اصل ششم از اعلامیه حقوق کودکان مطلب را ادامه می دهیم
این اصل می‌گوید: کودک برای پرورش کامل و موزون شخصیت خود به محبت و تفاهم نیاز دارد ولی باید تا حد امکان با مراقبت و تحت مسئولیت مادر و پدر خود پرورش یابد و در هرحال این پرورش باید در محیطی آراسته به عاطفه واخلاق وامنیت باشد.
پس خانواده اولین قدم مثبت یا منفی را در راه زندگی آینده طفل برمی‌دارد.
محیط خانواده را در واقع باید محیط اجتناب ناپذیرنامید. زیرا محیطی است که طفل آن را انتخاب نکرده بلکه به او تحمیل شده واز تحمل آن ناگزیر است پس وقتی رفتار پدرو مادر را که برای وی الگو است مناسب نباشد بناچار در بسیاری از موارد رفتار بچه نیز ناهنجارخواهد شد.
در محیطی که آلوده به خشم و کینه می‌باشد دشنامها و تهمتهای ناروا رد و بدل می‌گردد و به سهل‌انگاری در سرنوشت طفل منجر می‌شود برای تربیت و تنظیم اخلاق کودک بسیار زیانبخش است. مثلا اگرطفل در محیط ساکت و بی رونقی قرار گیرد و اگر خانواده او را در مقابل انجام عمل خلاف یا شایسته‌ای به موقع تشویق و ترغیب نکند آن وقت است که وی میل به ابزار شجاعت خود را به احتمال قوی در جهت منفی ارضاء می‌کند و به فعالیت‌های ضداجتماعی خواهد پرداخت. (فرجاد،50:1372)
چگونگی برخورد پدر و مادرها با طلاق بر نحوه عملکرد فرزندشان، چه در زمان حال و چه در آینده تأثیر زیادی دارد. شاید فکر کنید این کار مسئولیت بزرگی است. بله، همین طور است اما در عین حال فرصت بی نظیری هم هست، زیرا هیچ کس، نه روانشناس، نه پیشوای روحانی، نه آموزگار، نه دوست ونه هیچ خویشاوند دیگری. آن رابطه خارق‌العاده‌ای را که شما با فرزندانتان دارید، با او ندارد، با کمک شما فرزندتان نه فقط از رنج و آشفتگی غیرضروری ناشی از طلاق درامان می‌ماند، بلکه رشد می‌کند و بالنده می‌شود.(فرود،11:1389) – احساس گناه
مهم‌ترین مشکلی که پدر و مادر پس از جدائی با آن روبرو هستند احساس شکست و ناکامی است. چون والدین بر این گمانند که ایشان مسبب بدبختی فرزندان خودشده‌اند. این احساس گناه بدون استثناء در همه پدر و مادرها حتی آنان که سهمی در جدائی نداشته‌اند مشاهده می‌شود.
طلاق برای بچه‌ها دردناک و ناراحت‌کننده است ولی آنها قدرت انعطاف‌پذیری دارند، بچه‌ها می‌توانند به طور چشم‌گیری خود را با محیط جدید سازگار نمایند. علاوه برآن، پدر و مادرها هنگامی به خوبی به وظیفه خود عمل می‌کنند که احساس رضایت از خود را از دست ندهند و از زندگی جدید راضی باشند. والدین نباید صرفاً به خاطر بچه‌ها به زندگی نا‌آرام خود ادامه دهند. یا پس از تصمیم به طلاق احساس گناه کنند. شکی نیست که طلاق مسائل و دشواری‌های زیادی برای بچه‌ها پدید می‌آورد، و گاهی سالها طول می‌کشد تا کودک بتواند خود را با محیط جدید وفق دهد با وجود این در صورتی که والدین بدانند چگونه در این‌ راه به‌ آنها کمک‌ کنند، بچه‌ها می‌توانند بدون دردسر با محیط خود انس بگیرند.(تمدن،34:1390) 2-4-6-تأثیرطلاق روی بچه ها
یکی از نتایج بدست آمده این است که پدر و مادرها باید بین واکنشهای فوری و کوتاه مدت بچه‌ها پس از جدائی و بازتابهای بلندمدت آنها تفاوت بگذارند. واکنش کودک در درازمدت کاملا متفاوت است و بستگی به این دارد که با او در مدت طلاق و پس از جدائی چگونه رفتارشده است.
بچه‌ها پس از جدائی دچار ناراحتی و نگرانی‌های گوناگون می‌شوند. در سال اول جدائی، احساس خشم، ترس، افسردگی و گناه زیادی در آنها ظاهر می‌گردد که در سال دوم رو به کاهش می‌گذارد.
– سالهای مدرسه
بچه‌های 6 تا 8 ساله اغلب پس از جدائی و پدر و مادر دچار افسردگی شدید می‌شوند. واکنش پسرها معمولا از دخترها شدیدتر است. پسر بچه‌ها زود به گریه می‌افتند و سراغ پدر را می‌گیرند. هر چه سن این بچه‌ها زیادتر می‌شود احساس غم و افسردگی خود را به خشم و خشونت می‌دهد. بچه‌های 9 تا 12 ساله، خاصه پس از جدائی والدین واکنشهای خشم‌آلودی از خود نشان می‌دهند. برای مادرها به نظم درآوردن آنها کارآسانی نیست. پسرها از بازدید و ملاقات با پدر استقبال نمی‌کنند، کارکرد آنها در مدرسه پایین می‌آید و بعضی از پسران و دختران با معلمین خود درگیریهایی پیدا می‌کنند.
-جوانان
جوانان در مقایسه با خردسالان، سازش‌پذیری نسبت به مسئله طلاق نشان می‌دهند. شاید به این دلیل باشد که در این سن نوجوان، استقلال بیشتری پیدا می‌کنند و ارتباط نزدیکی با والدین ندارند، آشکارا به محبت و راهنمائی کمتری خود را نیازمند می‌بینند. نوجوان غالباً در چنین موقعیتهای خود را از پدر و مادر دورنگه می‌دارند و می‌کوشند زندگی و برنامه‌های مستقل و جدیدی را دنبال کنند. بسیاری از آنها در ابتدای جدائی احساس‌ فریب‌خوردگی ‌می‌کنند و برخی واکنش خشم‌آلودی از خود نشان می‌دهند. و سعی می‌کنند از محیط خانه دور باشند. اما مسأله اساساً هنگامی پدید می‌آید که جوانان دچار تعارضی برای وفاداری به مادر یا پدر می‌شوند و تصور می‌کنند بین آنها یکی را باید انتخاب کنند.(همان:41) 2-4-7-فرایند طلاق و رشدکودک
سطح رشد کودک در زمینه‌های روانی، جنسی، هیجانی و شناختی نقش اساسی در واکنش وی نسبت به جدائی ‌والدین‌دارد. در مراحل مختلف]]>

0
منابع پایان نامه ارشد درمورد مواد مخدر، خانواده گسترده، امام رضا (ع)، ضرب و جرح

یکی از صفات کریه و ناشایستی که عده قلیلی از مردان و زنان بدان دچار هستند بددهنی و فحاشی می‌باشد که در هیچ جامعه کوچک و بزرگ و کسی پسندیده نمی‌باشد. یک انسان شایسته و با ایمان هرگز با ادای کلمات زشت و بد خلقی موجبات دلخوری، رنجش و شکستن غرور دیگران را فراهم نمی‌سازد .(صفائی،72:1372)
خرافات
برای اشیاء و اماکن و امور قدرتی به غیر از آنچه طبیعی و حقیقی است قائل شدن خرافات است. خرافات زائیده توهم، ترس، کمبود عقلی، جهالت، ضعف است، خرافه پرستی عبارت از داشتن عقاید باطل غیر علمی و غیر منطقی است در باب عالم و تأثیر طبیعت یا قوای ناپدید در طالع انسان .
در ایجاد خرافات، فرهنگ جامعه و گاهی مقاصد پلید بعضی از سودجویان نیز مؤثر است. هر قدر سطح فرهنگ و بینش اجتماعی بالا گیرد از دامنه خرافات کاسته می‌شود. خرافات موجب جنایات بی‌شماری گشته است زیرا به گفته ولتر، خرافات بدترین دشمن عبادت حقیقی خداوند متعال است …. خرافات مانند افعی به دور مذهب پیچیده است ما باید سر این افعی را بکوبیم بی‌آنکه صدمه‌ای به مذهب بر‌سانیم.(زریاب خوئی،205:1336) – ناهماهنگی روابط جنسی و عدم رعایت نیاز جنسی یکدیگر
انسان دارای مجموعه‌ای از نیازها و غرایز است که عدم ارضا و یا نقص در ارضای هر کدام از آن‌ها موجب ایجاد تزلزل در شخصیت می‌گردد و ازدواج، بهترین پاسخ به این غریزه است و رهبانیت و پس زدن آن را صحیح نمی‌داند، چون جز تشنگی سیری ناپذیر و تنوّع طلبی و اضطراب، چیز دیگری در پی نخواهد داشت؛ بنابر این باید به ضرورت تأمین نیاز جنسی توجّه نمود، اما نه تنها از بعد مادی و جسمانی؛ بلکه در نتیجه تأمین صحیح، فرد از لحاظ روانی و اخلاقی نیز به آرامش می‌رسد
بنابراین فرد پس از ازدواج می‌تواند این غریزه مهم حیاتی را با شیوه‌ای مطلوب و معقول و اجتماع پسند ارضا کند و در سایه آن، به آرامش دست یابد. (امینی ، 23:1377)
بی‌گمان نادیده گرفتن ارضای نیاز جنسی همسر، سهم عظیمی در مساله خیانت به یکدیگر دارد و خیانت ضربه مهلکی بر پیوند زناشوئی است. مرد و زن، خاصه مرد باید خود را در روابط جنسی با زن هماهنگ سازد. بهترین راهنمای مرد در نزدیکی به همسرش رعایت اصل متقابل است بعضی از مردان جوان، به حکم غریزه حیوانی، رفتار می‌کنند و برای احساسات طرف و نیازهای او هیچ گونه اهمیت قائل نیستند.
روابط جنسی باید با خوشایندی طرفین صورت گیرد و این عمل صرفاً باید با تمایل و انگیزه جنسی هر دو نفر همراه باشد. اگر یک چنین حالتی وجود نداشته باشد هر آنچه که در این امر ارزشمند است محو شده و تمایلات جنسی به یک حالت حیوانی مبدل خواهد شد. در یک چنین عملی که مستلزم صمیمیت و محرمیت است اگر فقط یکی از طرفین تمتع جنسی ببرد و دیگری را لذتی نباشد دال بر آن است که احترام به انسانیت نابود شده و کلیه معیارهای اخلاقی در هم پاشیده است. برای یک انسان حساس و منطقی وجود یک چنین حالتی نمی‌تواند جالب و دلپذیر باشد. . (کی نیا،909:1388) زیاده طلبی و نامتعادل بودن مرد و زن
منظور از زیاده طلبی، توقعات بیماری مادی زن از شوهر نیست. باید توقعات مادی را کاهش داد و از موارد بی‌جای آن چشم پوشید. زنانی که توقعات خود را از شوهران خویش کمتر می‌سازند بیشتر احساس خوشبختی می‌کنند. مراد از زیاده طلبی و نامتعادل بودن مرد و زن، بر سر بیماری جنون نزدیکی است. و منشاء آن ممکن است روانی یا بیماری عضوی باشد به هر حال، نوعی جنون شناخته شده است و درمان عضوی و یا روان درمانی آن میسر است و به مردی که دچار جنون چنین زنی می‌گردد توصیه می‌شود که به جای مراجعه به دادگاه حمایت خانواده و تلاش برای گرفتن گواهی عدم سازش و اقدام برای طلاق، همسر خود را به روان‌پزشک معرفی نماید تا در درمانش بکوشد. اما مردی که خود به جنون نزدیکی مبتلی است، اگر نخواهد تن به درمان بدهد زندگی را بر زن دشوار می‌سازد.(همان:912) 2-4-3- عوامل اجتماعی
از عواملی که ممکن است روابط زناشویی را دچار اختلال سازد، عوامل اجتماعی است که قبل از برشمردن آنها و توجیه کیفیت تأثیر هریک در نظام خانواده، لازم می‌داند که تأثیر محیط طبیعی را از یاد نبریم.
-تأثیر شهر و روستا
آمار بسیاری از کشورها و کشور خودمان ایران نشان می‌دهد که طلاق در میان شهرنشینان بیشتر از روستائیان است. میزان طلاق خلاصه در نواحی صنعتی و کارگری، به علت گسیخته شدن پیوندها و سنت‌ها وحشتناک است و برعکس، اختلاف زن و شوهر در میان روستائیان پاکدل به ندرت منجر به طلاق می‌شود. در این زمینه شعارهائی در بین روستائیان بر زبانها جاری است.
– مسکن
کمبود مسکن و بالا بودن اجاره‌ بهای آن، مشکلی برای جوانان در تشکیل کانون خانوادگی شده است. سبک معماری و زندگی در آپارتمانها و تأثیر آنها در زندگی خانوادگی از مسائل قابل بررسی است.
زندگی در آپارتمان برای بزرگسالان، مشکلات دیگری در پی خواهد داشت. به جای اینکه حسن روابط هم‌جواری بین بزرگسالان ساکن یک آپارتمان ایجاد شود تعارض و اختلاف و بگومگوها، برخوردهای نامطلوب و مداخلات نابجا در زندگی یکدیگر، زدوخوردها و منازعات و سرانجام ازدیاد طلاق را باید انتظار داشت. توسعه آپارتمان سازی باید موازی با رشد اجتماعی و اخلاقی مردم باش د. به موازان بالابردن ارتفاع ساختمانها، برای ترفیع سطح اخلاقی و تقویت ایمان مردم نیز باید تلاش بیشتری به عمل آید.(همان:970)
در اغلب ازدواج‌های دانشجویی که زوجها معمولاً فاقد شغل مناسب و تمکن مالی می‌باشند و به ناچار با خانواده پدری خود زندگی می‌کنند زمینه‌های بروز اختلافهای خانوادگی در آنها زیاد می‌باشد که ممکن است باعث جدایی آنها شود.
– ناهماهنگی طبقاتی
متأسفانه در جوامع پیشرفته نیز هنوز این اندیشه حکمفرماست که زن و شوهر باید از میان هم طبقه یا هم گروه باشند. به عقیده ما اختلاف طبقاتی نمی‌تواند موجبی برای انحلال کانون خانوادگی باشد مگر آن که اختلاف طبقاتی متضمن اختلاف شدید تربیتی باشد که در این صورت بین خواسته‌ها و طرز اندیشه‌های زن و شوهر توافقی نباشد. اسلام اختلاف طبقاتی را محکوم کرده است. کسی را بر دیگری امتیازی نیست تنها در پیشگاه خداوند جهت امتیاز یکی بر دیگری تقوای اوست.(همان:979)
چون ازدواج‌های دانشجویی بدون شناخت کافی صورت می‌گیرد ممکن است یکی از طبقه مرفه و دیگری در طبقه پایین و متوسط باشد که به علت هم کفو نبودن یکدیگر و سطح زندگی خانوادگی‌شان معمولاً نمی‌توانند خواسته‌ها و نیازهای یکدیگر را برآورده کنند به عنوان مثال دانشجویی که در خانواده نسبتاً مرفهی زندگی کرده، کمبودهای زندگی را نمی‌تواند تحمل کند چرا که در خانه پدر همه چیز برای او فراهم بوده و دانشجو با مقایسه زندگی قبل و بعد از ازدواج توان ایستادگی در برابر مشکلات زندگی را ندارد پس به سوی دادگاه رهسپار می‌شود و تقاضای طلاق می‌کند. -دخالت های بی مورد دیگران
از عوامل مخاطره آمیز که بنیان مقدس پیمان آسمانی را متزلزل می‌سازد، دخالتهای بی مورد و ناروای اقربای مرد و زن در زندگی خانوادگی این دو است که مسائلی تحت عناوین مادر شوهر و مادر زن و خواهرشوهر و امثال آن را به بار آورده و می‌آورد. بر اثر این گونه دخالتهای بی‌جاست که هر روز مسائل جنائی تحت عناوین خودکشی، فرار، ضرب و جرح، قتل در ستون حوادث مطبوعات به چشم می‌خورد. مداخله مادرشوهر و خواهرشوهر در روابط و زندگی زن و شوهر، از ممیزات خانواده گسترده و جوامع سنتی است. در این خانواده‌ها، پسران پس از ازدواج همچنان در خانواده اصلی باقی می‌مانند و با پدر و مادر خود زندگی می‌کنند و به بیان دیگر خانواده اصلی و خانواده شخصی در یک کانون به سر می‌برند و پسران پس از گذراندن دوران برنائی و ازدواج ، خانواده مستقلی تشکیل نمی‌دهند.
خوشبختانه جوامع صنعتی که به توسعه خانواده مستقل همت گماشته‌اند از نکبت و تاثیر شوم مداخله‌های ناروا خویشاوندان بزرگتر از خود رهیده‌اند و دیگر موردی برای وقوع این گونه پیشامدهای ناگوار نفرت انگیز در بین آنان باقی نمانده است و یک بار این گونه جوامع نشان داده‌اند که اصطلاح معروف ایرانی دوری و دوستی صحیح بوده است.(همان:981)
معمولاً پدران و مادران و بزرگترهای خانواده بر این باورند که زوجهای دانشجو از تجربه کافی در زندگی برخوردار نیستند و مدام در زندگی آنها دخالت می‌کنند و با دخالتهای بی‌مورد زوجهای دانشجو را ناخواسته به سراشیبی طلاق سوق می‌دهند.
– دوستان ناباب
دوستان و معاشران بیش از بیگانگان در زندگی ما مؤثرند. انتخاب دوستان و ایجاد ارتباط مستمر و رفت و آمد خانوادگی از مسائل حساس زندگی است از این رو مسامحه و مساهله در آن جایز نیست. دوستان اگر کج خو و کج‌رفتار و از الگوهای ناباب و بدآموز باشند کناره‌گیری و قطع رابطه با آنان اولی و الا باید به خاطر داشت که اگر به آتش آنان نسوزیم و آشیانه ما بر باد نرود حتماً دود آنان چشمان ما را متاثر و اشک آلود و نفس را در سینه تنگ خواهد ساخت.(همان:983) – اعتیاد
مواد مخدر وسیله موثر در زوال و نابودی خانواده است. اعتیاد به مواد مخدر یک خیانت ملی است.
پیدایش مواد مخدر و استعمال طبی آن تاریخی کهن دارد ولی اشاعه استعمال آن به منظور از پا درآوردن ملل شرق، ناشی از سیاست استعماری و غیر انسانی دشمنان بشریت در چند سده اخیر است. آنان که در مقام خرابی نسل‌ها و نابودی نیروی انسانی ما بوده‌اند، امروز در همان شعله‌های آتش ویرانگر و نابودکننده که خود برافروخته‌اند می‌سوزند و در سقوط و اضمحلال شگرف دست و پا می‌زنند.
اعتیاد به موادمخدر، در زن و یا شوهر، گرمی و چسبندگی و دلدادگی محیط خانوادگی را زایل ‌می‌سازد حتی همکاری و هم‌زیستی عادی در چنین فضای خانوادگی از بین می‌رود، فرزندان نیز از این گونه محیط سرد خالی از فروغ محبت و تعاون می‌گریزند و به جرگه دوستان فاسد و ناباب کوچه رو می‌آورند و بالمال خود نیز دچار اعتیاد می‌گردند. اعتیاد نه فقط کانون کوچک خانواده شخصی را بر باد می‌دهد بلکه کانون خانوادگی ملی را نیز به فنا سوق می‌دهد، زیرا معتادان شایستگی نبرد و مبارزه را از دست داده‌اند. (همان:1064)
اعتیاد به مواد افیونی و شرابخواری، از مهمتری عوامل جرم شناختی طلاق در جوامع مختف بشری می باشد. اعتیاد این بلای خانمان سوز در هر محیط و فضایی که رسوخ کند تا آنجا را تبدیل به لجن و نیستی نسازد دست بر نخواهد داشت. به کلیه خانواده‌ها توصیه می‌شود حتماً جواب آزمایش اعتیاد به مواد مخدر را جدی بگیرند و در صورت عدم اعتیاد، دختر خود را به عقد دیگری درآورند، مبادا در این امرکوتاهی نمایند. که مطمئناً هرگونه سهل انگاری گریبان دخترتان و خود شما را خواهد گرفت .
متأسفانه عده‌ای از جوانان به این مساله به‌عنوان تفنن و سرگرمی نگاه کرده، هنگامی به خود می‌آیند که خواسته یا ناخواسته، خویشتن را اسیر پنجه‌های نکبت‌بار و خانه‌برانداز آن می‌بینند، در اینجا به عموم اقشار جامعه علی‌الخصوص جوانان عزیز این سرمایه‌های گرانقدر و با ارزش ملت و این آینده‌سازان کشور توصیه می‌نمائیم تحت هیچ عنوان و شرایط بسوی این بلاگام برندارند، حتی برای یکبار هم آن را امتحان نکنند، چرا که عواقب شوم و دردناک آن بالاتراست از آنچه که ما بتوانیم تصورکنیم. سعی نمائید حتی المقدور خود را از محیط‌هایی که این مواد افیونی در آن مصرف می‌شود دور کنید تا مبادا فریب آن را بخورید. پس بیائید با هوشیاری و دوراندیشی از نابودی جسم، روح و تزلزل پایه‌های زندگی جلوگیری نمائیم.(صفائی،75:1372)
جیلینیک(E.JELINEK)معتقد است که سبب اعتیاد، عدم تکامل شخصیت انسان است یعنی هر چقدر شخصیت انسان ضعیف‌تر باشد، گرایش وی به مصرف مواد مخدر بیشترخواهد بود زیرا چنین شخصی نمی‌تواند مشکلات خود را به صورت طبیعی حل کند، مشکلاتی که در خانواده‌ها وجود دارد منجر به کم رنگ شدن دوستی و عاطفه میان اعضای خانواده می‌شود. در کنار عوامل وراثتی، سبب فراهم شدن زمینه گرایش به سوی مواد مخدرخواهد بود.(زراعت،163:1391)
سوءاستفاده از مواد مخدر و اعتیاد، واحد بنیادی خانواده را متزلزل و از هم گسیخته می‌کند و به تبع آن افراد آسیب دیده به سرنوشت اجتماعی خویش بی‌تفاوت می‌شوند.(سهراب زاده،221:1391) 2-4-4- عوامل اقتصادی
– بیکاری
بیکاری، ازمهم‌ترین عواملی است که در صورت مساعدت سایر عوامل و مناسب بودن شرایط زمینه‌ساز بسیاری از آسیب‌های اجتماعی می‌شود. برخی از نویسندگان بیکاری را مقوله اقتصادی تلقی کرده و پیامد آن را صرفاً فقدان درآمد دانسته‌اند.(موسی نژاد،207:1381)
حضرت امام رضا (ع) می‌فرماید: کسی که برای رفع حاجت خانواده بدنبال کسب مال می‌رود اجرش از مجاهد در راه حق بیشتر است.
یکی دیگر از ریشه‌های طلاق، عدم اشتغال به کار مرد می‌باشد که متأسفانه در میان اندکی از جوانان به چشم می‌‌خورد. آیا این ‌گونه جوانان به آینده و عواقب عمل خویش نمی‌اندیشند؟ آیا مسئولیتی در قبال همسر و فرزند خود احساس نمی‌کنند؟ آیا به تبعات ناگوار کار خود اندکی فکر نمی‌کنند؟ آیا نمی‌دانند که اگر امروز که می‌توانند تلاش نکنند و برای آینده ذخیره‌ای نسازند روزی خواهد آمد که اگر بخواهند هم دیگر نمی‌توانند؟ پس اگر تا به امروز دست به کار نزده‌اید از همین حالا به دنبال کاری مناسب و شرافتمند بگردید و بیش از این به آینده خود و خانواده صدمه نزنید. حضرت علی (ع) می‌فرماید: کسی که به کارها روی می‌کند بینا می‌گردد و کسی که از همه کارها روی گرداند سرگردان ماند.(صفائی،108:1372)
– فقر اقتصادی
بحرانهای اقتصادی، فقرو نابرابری و بی‌عدالتی از عوامل مهم و مؤثر در انحراف نوجوانان و جوانان می‌باشد و همچنین فقر و نبود تأمین مادی و کمبود فقدان و امکانات معیشتی خطری جدی برای سلامت و آرامش خانواده می‌باشد.
یکی از مهم‌ترین علل طلاق در جوامع مختلف بشری، فقرمالی می‌باشد. فقر اقتصادی باعث افزایش مشکلات زن و مرد شده، نهایتاً آنها را بر اثر فشارهای مختلف به پرخاشگری عصبانیت و انحراف هدایت می‌نماید. رکود اقتصادی و بیکاری سبب افزایش آسیب‌ها و انحرافات اجتماعی در زمینه‌های مختلف مانند: طلاق، روسپیگری، قتل و جنایت، خودکشی، دزدی و]]>

0
منابع پایان نامه ارشد درمورد عسر و حرج، ازدواج موفق، رفتار انسان، عوامل طلاق

اما نکته مهم این است که آیا همراه با تشویق و ترغیب دانشجویان عزیز به تسریع در امر ازدواج (در دوران دانشجویی) و اظهار علاقه و آمادگی آنان، شرایط و بسترهای لازم، ضروری وحتمی تحقق این امر، توسط خانواده‌های آنان و امکاناتی همچون: مسکن، درآمد کافی و اشتغال (حتی پاره وقت) برای تشکیل خانواده و اداره امور زندگی فراهم شده است؟ درست است که برای انجام هرکار، نباید منتظر تحقق همه شرایط آن بود. اما آیا برای امر مهم و مقدس و سرنوشت‌ساز ازدواج که آرزوی خانواده‌ها و جوانان است، می‌توان به حداقل اکتفا کرد؟ در این صورت آیا بقا، استمرار و استحکام زندگی تضمین می شود؟ به نظرمی‌رسد در این زمینه نباید تابع احساسات بود و زندگی فرد و آینده تحصیلی او را متأثر از تصمیم‌گیرهای نسنجیده و عجولانه کرد.(صادق موسوی ،احمدی،10:1385)
ب)آسیب‌های ازدواج دانشجویی
مزیت‌های ازدواج دانشجویی، نباید ما را از برخی محدودیت‌ها یا تهدیدهای آن، غافل کند. برخی از این محدودیت‌ها عبارتند از:
1-انتخاب شتاب زده
جوانی، سرشار از احساس و عواطف است ولی از جهاتی می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی از جمله ازدواج، تاثیر نامطلوبی گذارد. به عنوان مثال، جوانانی که شیفته زیبایی و جمال‌اند،‌ زمانی که در معرض برخی جلوه‌ها و جاذبه‌ها قرار می‌گیرند،‌ بلافاصله تحت تاثیر واقع شده احساس و عاطفه را مبنایی برای تصمیم جدی قرارمی‌دهند؛ لذا دانشجویان باید مزایای و معایب احتمالی را در نظر گرفته و ملاحظه کنند که در یک ارزشیابی صحیح، غلبه بر کدامیک از این دو است و در صورت تردید با مراکز مشاوره تماس گرفته و با استفاده ‌از تجربه ‌و تخصص‌ مشاورین ‌خانواده، به‌ یک ‌انتخاب ‌صحیح ‌برسند.
2-انگیزه های ناکارآمد:
به رغم آن که تنهایی، به ویژه برای تحصیل مناسب نیست، اما جوانی که از تنهایی رنج می‌برد و عوامل جایگزینی نیز برای پر کردن این خلاء روحی وجود ندارد، ممکن است به آسانی و تنها با یک دیدار و گفتگو یا وعده و عید متقاعد شود که ازدواج آنان را از تنهایی می‌رهاند و به همه مشکلات خاتمه می‌دهد، لذا در بازشناسی انگیزه برخی از دانشجویان، فرار از تنهایی و ایجاد هم صحبتی بیشتر به چشم می‌خورد که البته می‌تواند شرط لازم برای ازدواج محسوب شود، ولی شرط کافی نیست.
دانشجویان باید ازدواج را پدیده‌ای مهم‌تر و اساسی‌تر از رفع تنهایی تلقی کنند، مسئولیت‌ها و وظایف و کارکردهای زندگی مشترک سنگین‌تر از آن است که صرفا و با تکیه بر یک انگیزه بتوان آنها را به انجام رساند و متقابلا ظرفیت‌های دو طرف باید بیشتر از یک احساس هم صبحتی در نظر گرفته شود تا ازدواج موفقی پدید آید.
3-مقایسه های محنت زا :
یکی از آفاتی که زندگی مشترک زوج دانشجو را تهدید می‌کند، مقایسه میان همسر و دیگران است. برخی از زوج های دانشجویی، به لحاظ موقعیت کلاس و عرصه‌های همکاری نزدیک میان دانشجویان در کارهای عملی نظیر: آزمایشگاه ، کارگاه فعالیت‌های گروهی و … با افرادی از جنس مخالف، آشنا می‌شوند و زمانی که به ویژگی‌های مثبت (علمی، آموزشی، اجتماعی و …) آنان پی می‌برند، آنها را با همسرشان مقایسه می‌کنند و چون همه یا بخشی از مزایای آنان را در همسرشان مشاهده نمی‌کنند، به مرور شریک زندگی از چشم‌شان می‌افتد و همیشه در حسرت فرد مورد نظر به سر خواهند برد. همین امر زمینه انجماد عاطفی میان زوج‌های جوان را فراهم می‌آورد.(رحیمی،176:1386)
2-2-طلاق
مفهوم شناسی طلاق
طلاق در لغت جدا شدن زن از مرد و رهایی از زناشویی است (عمید،243:1389) و به بیان برخی بیزاری (دهخدا،171:1377)و رها شدن از قید نکاح است(شاه‌جهانی،321:1363). طلاق در اصطلاح، به معنای “ازاله قیدالنکاح بصیغه مخصوصه” است، یعنی گسستن پیوند ازدواج با لفظی مخصوص و نیز طلاق نوعی گسست و جدایی و اخلال در بنیان‌های اساسی خانواده است که منجر به جدایی همیشگی ـ هم راه لوازم آن می‌شود.
درعرف عام معنای جدایی در ذهن متبادر می‌شود. چنانچه در شعر زیر همین معنی بکار آمده است:
از سرمستی دگر با شاهد عهد شباب رجعتی می‌خواستم لیکن طلاق افتاده (حافظ،1391غزل شماره238)
2-2-1- قوانین فطرت در مورد طلاق
قانون طبیعی در اجتماع مدنی، قانون آزادی و مساوات است. تمام مقررات اجتماعی باید براساس دو اصل آزادی و مساوات تنظیم شود، نه چیز دیگر. برخلاف پیمان ازدواج که در طبیعت جز اصل‌های آزادی و مساوات قوانین دیگری نیز برای آن وضع شده است و چاره‌ای از رعایت و پیروی آن قوانین نیست. طلاق مانند ازدواج قبل از هر قانون قراردادی در متن طبیعت دارای قانون است . همانطوری که در آغاز کار و وسط کار، یعنی در ازدواج باید رعایت قانون طبیعت بشود… در طلاق نیز که پایان کار است باید آن قوانین رعایت شود. سر به سر گذاشتن با طبیعت فایده ندارد، به قول الکسیس کارل، قوانین حیاتی و زیستی، مانند قوانین ستارگان سخت و بی‌رحم و غیر قابل مقاومت است. آثار و پیامدهای طلاق
از نظر جرم شناسی، نتایج وخیم طلاق را باید به این شرح بررسی نمود:
اثر طلاق در مردان و زنانی که فاقد فرزند هستند،
اثر طلاق در فرزندان .
زیان اجتماعی طلاق .
اثر طلاق در مردان، این است که آنان را افرادی غیر متعهد به بار می‌آورد. آمار جنایی نشان می‌دهد که تعداد این افراد غیر متعهد در میان زندانیان قابل ملاحظه است. به گفته ویل دورانت “اگر مردی با زن خود نمی‌تواند سازگار باشد بیشتر به علت نقصی است که در رفتار و فلسفه خاص اوست و اگر این زن را ترک گفت و با زنی دیگر عقد ازدواج بست به همان نتیجه اولی خواهد رسید. طلاق هم مانند سفر کردن است اگر خود را عوض نکنیم طلاق و سفر سودی نخواهد داد.” اثر طلاق در زنان، خاصه زنانی که پناهگاهی ندارند و فاقد استقلال اقتصادی هستند، سخت خطرناک است. زنان مطلقه خیلی دیر به خانه بخت دوم گام می‌نهند و ای بسا که این امید هرگز جامه عمل نپوشد و احتمالاً راه را برای انحراف و سقوط به سوی آنان بگشاید.
استاد شهید مرتضی مطهری در اثر پر ارج خود مرقوم داشته است : طلاق‌های ناجوانمردانه علاوه بر انحلال کانون مقدس خانوادگی،مشکلات خاصی برای شخص زن به وجود می‌آورد که نباید آنها را نادیده گرفت. زنی سالها با صمیمیت در خانه خود می‌ماند، منتهی خدمت و مجاهدت را برای سر و سامان دادن به آن خانه به کار می‌برد. غالباً زنها، کار خدمت و زحمت و صرفه‌جویی در خوراک و لباس و هزینه خانه را به جائی می‌رسانند که خود مردان را ناراضی می‌کنند، از آوردن خدمتکار به خاطر اینکه در هزینه زندگی صرفه‌جوئی شود مضایقه می‌نمایند. نیرو و جوانی و سلامت خود را فدای خانه و لانه و آشیانه و در واقع فدای شوهر می‌کنند. اکنون فرض کنید شوهر چنین زنی پس از سالها زندگی مشترک، هوس زن نو و طلاق همسر کهنه به سرش می‌زند و می‌خواهد زن نو را به آشیانه زن اول که به قیمت عمر و جوانی و سلامت و آرزوهای بر باد رفته او تمام شده بیاورد. می‌خواهد با محصول دست‌رنج زن اول با زن دیگر عیاشی و هوسرانی کند، تکلیف این کار چیست؟ اینجا دیگر تنها مسئله، بهم خوردن کانون خانوادگی و گسیخته شدن رابطه زوجیت مطرح نیست که گفته شود ناجوانمردی شوهر مرگ ازدواج است و تحمیل زن به مرد ناجوانمرد دون شأن و مقام طبیعی زن است. مسئله دیگری مطرح است: مسئله آواره و بی آشیانه شدن، مسئله تحویل دادن آشیانه خود ساخته به رقیب، مسئله هدر رفتن رنج‌ها و کارها و زحمت‌ها و خدمت‌ها مطرح است.
شوهر و کانون خانوادگی و خاموش شدن شعله حیات خانوادگی به جهنم، هر انسانی لانه و آشیانه‌ای می‌خواهد و به لانه و آشیانه‌ای که به دست خود برای خود ساخته است علاقه‌مند است. اگر مرغی را از خانه و لانه ای که برای خود ساخته است بیرون کنند از خود دفاع می‌کند. آیا زن حق ندارد از لانه و آشیانه خود دفاع کند؟ آیا این کار از طرف مرد ظلم واضح نیست؟ اسلام از این نظر چه فکری کرده است؟به عقیده ما این مشکل کاملاً قابل توجه است. غالب ناراحتی‌هایی که به واسطه طلاقهای ناجوانمردانه صورت می‌گیرد از این ناحیه است. در این گونه موارد است که طلاق، تنها فسخ زوجیت نیست، ورشکستگی و نابودی زن است.
غالباً مردان و زنان گمان می‌کنند کار و خدمتی که زن در خانه مرد می‌کند و محصولی که از آن کارها پدید می‌آید به مرد تعلق دارد، بلکه گمان می‌کنند مرد حق دارد که به زن مانند یک برده یا مزدور فرمان دهد و بر زن واجب است که فرمان او را در این مسائل بپذیرد. در صورتی که مکرر گفته‌ایم که زن از نظر کار و فعالیت آزادی کامل دارد و هر کاری که می‌کند به شخص خود او تعلق دارد و مرد حق ندارد به صورت یک کارفرما در مقابل زن ظاهر شود. اسلام با استقلال اقتصادی که به زن داده و به علاوه هزینه زندگی او و فرزندانش را به عهده مرد گذاشته است به او فرصت کافی و کامل داده که خود را از نظر مال و ثروت و امکانات یک زندگی آبرومندانه از مرد مستغنی نماید به طوری که طلاق و جدایی از این نظر برای او نگرانی به وجود نیاورد، زن تمام چیزهایی که خود برای لانه وآشیانه خود فراهم آورده باید متعلق به خود بداند و مرد حق ندارد آنها را از او بگیرد. این گونه نگرانیها در رژیم‌هائی وجود دارد که زن را مجبور به کار کردن در خانه شوهر می‌دانند و محصول کار او را هم متعلق به شوهر می‌دانند نه به خود او. نگرانی‌هائی هم که در میان مردم ما وجود دارد غالباً ناشی از جهالت و بی خبری از قانون اسلامی است.” اثر طلاق در روی فرزندان متعلق به کانون از هم پاشیده بسیار شدید است. عقده‌ای غیر قابل تحمل و توام با نفرت در آنان به وجود می‌آورد که شدیدتر از وضع یتیمی است. (کی نیا،787:1388)
2-2-2-مفهوم طلاق در قوانین حقوقی
طلاق در علم حقوق به خصوص در بخش قانون مدنی مورد بررسی قرار گرفته است و در قوانین حقوقی ایران یکی از “ایقاعات” است که به‌وسیله آن، پیمان زناشویی گسسته می‌شود و عهده‌دار آن مرد است و اقسام و شرایطی دارد.
بر اساس قوانین و موازین کشور وقوع امر طلاق از سه راه امکان پذیر است:
1-طلاق توافقی: ساده‌ترین شکل وقوع طلاق، زمانی است که زن و شوهر بر مساله طلاق توافق داشته باشند و دیگر مایل به ادامه زندگی با هم نباشند این نوع طلاق به طلاق توافقی معروف است که از اختیار مرد در طلاق ناشی می‌شود . 2- طلاق از طرف مرد: نوع دیگر طلاق که اساس تمام قوانین طلاق می‌باشد، طلاق به خواست و اراده مرد است. طبق ماده 1133 قانون مدنی “مرد می‌تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید” و مطابق با تبصره این ماده “زن نیز می‌تواند با وجود شرایط مقرر در مواد (1119) ، (1129) و (1130) این قانون ، از دادگاه تقاضای طلاق نماید” .در این حالت مرد موظف به پرداخت کلیه حقوق زن می‌باشد . 3- طلاق به خواسته زن: اما نوع دیگر طلاق که همچنان ریشه در اختیار مرد دارد، طلاق به خواسته زن است، در این حالت زن با اثبات شرایط عسر و حرج خود (در این شرایط دادگاه مرد را مجبور به طلاق می‌کند ) و یا با توجه به وکالتی که از ابتدای عقد در شرایط ضمن عقد از مرد گرفته، می‌تواند خود را مطلقه نماید. بر اساس ماده 1130 قانون مدنی در مورد زیر، زن می‌تواند به حاکم شرع، مراجعه و تقاضای طلاق نماید در صورتی که برای محکمه ثابت شود که دوام زوجیت، موجب عسر و حرج است، می‌تواند برای جلوگیری از ضرر و حرج زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورت میسر نشدن به اذن حاکم ‌شرع‌ طلاق‌ داده‌‌می‌شود.
باید توجه داشت که طلاق به خواسته مرد و طلاق توافقی قابل رجوع است یعنی مرد دوباره می‌تواند بر ادامه زندگی با زن اراده کرده و بدون ازدواج در مدت مقرر زن دوباره به همسری مرد در می‌آید. اما در طلاق عسر و حرجی یا قضایی، امکان رجوع برای مرد وجود ندارد و صرفا با توافق طرفین امکان آن بوجود می‌آید. اما اجرای صیغه طلاق بدون صدور گواهی عدم امکان سازش غیر قانونی می‌باشد. ماده 10 قانون حمایت خانواده می‌گوید: “اجرای صیغه طلاق و ثبت آن پس از رسیدگی دادگاه و صدور گواهی عدم امکان سازش صورت خواهد گرفت. 2-2-3-طلاق از دیدگاه روابط انسانی
به درستی می‌توان پذیرفت، طلاق آنجا بیشتر رخ می‌دهد و تعدد می‌پذیرد که روابط انسانها دچار بحران شده باشد. در جامعه‌ای کوچک که روابط انسانها عمقی، پایدار و دارای امتداد تاریخی است(بدان صورت که هر کس از گذشته دیگری نیز به خوبی اطلاع دارد) به یقین طلاق کمتر رخ می‌دهد. باز آنجا که در حیات انسانی، لذت‌گرایی و سوداندیشی کمتر جای معنویت و انسانیت را گرفته باشد. طلاق کمتر پیش می‌آید. بدین‌سان، می‌توان پذیرفت با سالم‌سازی روابط انسانی،آموزش ارتباط انسانی و… می‌توان ازمیزان طلاق کاست.
همچنان که خانواده اضطراری، یعنی آنجا که انسانها نه به حسب میل و علاقه، بلکه به اضطرار و ناچاری با یکدیگرحیات می‌گذرانند را مطلوب نمی‌دانیم و پیدایی روابطی تهی از خمیرمایه معنویت را از مهمترین عوامل طلاق به حساب می‌آوریم.(ساروخانی،13:1372) 2-2-4-طلاق وقشربندی اجتماعی
سؤال این است که آیا نسبت طلاق تابع از قشرهای اجتماعی است یا خیر؟ هنگامی که سخن از طبقات اجتماعی می‌رود، موضوع فرهنگ طبقاتی مطرح می‌شود و این بدان معنی است که هر طبقه فضائی خاص را تشکیل می‌دهد که در درون آن، رفتار انسانها، وضع یا شکلی خاص می‌یابد. آنگاه که سخن از مشاغل می‌رود چنین به نظر می‌رسد، که هر وضع شغلی دارای امکانات و ویژگی‌های خاص خویش است، و این مجموعه شرایط نباید بر رفتار خانوادگی انسانها بی‌تأثیر باشد. آنگاه که سخن بر سر وضع انسانها‌ست، باید پذیرفت که شرایط سخت معیشت بار برتعادل روانی انسانها تأثیرمی‌گذارد و در این]]>

0
منابع پایان نامه ارشد درمورد نکاح منقطع، فسخ نکاح، جنس مخالف، سوءمصرف مواد

3-در نکاح منقطع شوهر ملزم به دادن نفقه به زن خود نیست، مگر اینکه دادن نفقه شرط شده باشد یا عقد مبنی بر آن جاری شده باشد. ( ماده ???? ق . م)
4-در نکاح منقطع، مقررات طلاق اجرا نمی‌شود و جدایی زن و شوهر با انقضاء یا بذل مدت یا فسخ نکاح تحقق می‌یابد. بنابراین طلاق و آنچه در قانون مدنی راجع به آن آمده است ویژه نکاح دائم است. ( مستنبط از ماده ???? ق . م)
5-عده زوجه منقطع پس از جدایی از شوهر(در غیر زن آبستن ) دو طهر است، اعم از اینکه جدایی به علت فسخ نکاح یا انقضاء یا بذل مدت باشد، در حالی که عده فسخ نکاح یا طلاق در نکاح دائم سه طهر است. هرگاه زوجه منقطع با اقتضای سن ( یعنی با اینکه در سنی است که علی القاعده باید عادت زنانگی داشته باشد ) عادت نبیند، عده او ?? روز است، حال آنکه عده این گونه زنان در نکاح دائم سه ماه است. ( مواد ???? و ???? ق . م. ) البته عده وفات و عده زن آبستن در مورد نکاح دائم و منقطع یکسان است. ( مواد ???? و ???? ق . م )
) 6-در نکاح منقطع زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی برند. ( مستنبط از مواد ??? و ???? ق . م
ج)تقسیم ازدواج به دانشجویی و غیر دانشجویی
در ابتدا باید گفت منظور از ازدواج غیر دانشجویی، ازدواج‌های است که اولاً انتخاب اولیه در محیط دانشگاه انجام نمی‌شود و ثانیاً دانشگاه و دست اندرکاران مربوطه نقشی در ایجاد آن ندارند. از آنجا که بحث اصلی در این نوشتار، حول محور ازدواج دانشجویی می‌چرخد، صرفاً به ازدواج دانشجویی اشاره می نمایم.
2-1-5ازدواج دانشجویی؛ اهمیت و تاریخچه
2-1-5-1اهمیت ازدواج دانشجویی
یکی از ازدواج‌هایی که طی چند سال اخیر رواج گسترده‌ای یافته، ازدواج دانشجویی است. دوران دانشجویی ‌و محیط ‌دانشگاه بهترین زمان و مکان همسرگزینی است. زیرا نسبت به روش‌های دیگر از امتیازات زیر برخوردار است:
دانشجویان نسبت به نوجوان دبیرستانی که با التهاب غریزی و احساسی وارد رابطه‌های نافرجا می‌‌شوند پخته‌تر و رشد یافته‌ترند و می‌توانند علاقه‌های خود را به ازدواج برسانند. افرادی که در یک دانشگاه‌ درس می‌خوانند از نظر سنی، تحصیلی، فکری، علایق‌ و انتظارات ‌به‌ هم‌ تناسب ‌و هماهنگی ‌دارند. به ‌خاطر حضور طولانی دختران و پسران در کنار هم، علاوه بر پسند ظاهر، امکان شناخت ویژگی‌های رفتاری، روانی و اخلاقی یکدیگر برایشان فراهم‌تراست. حضور تعداد زیاد جنس‌ مخالف ‌امکان مقایسه را به وجود می‌آورد و این تضمین را می‌دهد که برخورد سریع و احساسی با یک نفر او را در دام عشق گرفتار نکرده است.
اما از سوی دیگر در دانشگاه‌ها، دانشجویان در محیط رسمی با هم برخورد می‌کنند و در این برخوردهای رسمی افراد نمی‌توانند به درک صحیحی از شخصیت طرف مقابل برسند. در ایران چون ازابتدای زندگی افراد تفکیک جنسیتی وجود دارد، دختران و پسران معمولاً درک بسیار کمی در مورد تفاوت‌های جنسیتی و رفتاری ‌یکدیگر دارند. یکی ‌از مکان‌هایی ‌که‌ معمولاً تفکیک ‌جنسیتی ‌در آن‌ کم‌ می‌شود دانشگاه است. بنابراین، امکان تحت تأثیر روابط عاطفی قرارگرفتن در این مکان بسیار بالاست.
لذا با وجود این شرایط، برخی از دوستی‌ها و رابطه‌های عاطفی دانشجویان پسر و دختر نه تنها به ازدواجی ‌پایدار و رضایت‌بخش ‌نمی‌رسند، بلکه‌ باعث ‌افت ‌شدید تحصیلی، برقراری ‌ارتباط‌های غیراخلاقی، ابتلا به بیماریهای روانی، درگیرشدن با آسیب‌های اجتماعی نظیر سوءمصرف مواد و الکل و بروز و تشدید اختلافات خانوادگی می‌شود.
برای پیشگیری از چنین بحران‌ها و مشکلات عافیت‌سوزی، سزاوار است جوانان دانشجو مدیریت رابطه با جنس ‌مخالف ‌را بیاموزند. برای ‌این‌منظور، نخست هر دانشجو، به خصوص دانشجوی دختر، باید بداند در محیط کار و تحصیل با سه گروه از افراد جنس مخالف برخورد می‌کند: همکاران، هوسرانان و خواستگاران. همکار می‌تواند استاد، کارمند اداری یا یک همکلاسی باشد. او فرد محترمی است که یا ازدواج کرده و یا برای ازدواج آمادگی و تناسب لازم راندارد. ارتباط با همکار باید در همان چارچوب و وظیفه مشخصی باشد که در دانشگاه تعریف شده است.(نیازی،20:1390)
مراحل تشخیص
1-مرحله اول: در روش سنتی، یعنی معرفی از طریق آشنایان می‌توان از معرفی کنندگان درباره سن، سطح و رشته تحصیلی، وضعیت اجتماعی و اقتصادی و تا اندازه‌ای وضعیت فرهنگی خانواده‌ها پرس وجو کرد. این ویژگی‌ها اگر مطابق ملاک‌های مطلوب بودند، به مرحله دوم می‌رسیم.
2-مرحله دوم: ملاقات دختر و پسر در خانواده دختر، پسندظاهر، بررسی بخشی از مسائل خانوادگی و شغلی حاصل می‌شود.
3-مرحله سوم: گفت‌وگوهای دختر و پسر با هم و با پدران و مادران یکدیگر، در این مرحله و از این طریق بخشی از ملاک‌های دینداری، حسن خلق و هدف‌های شغلی و اجتماعی آینده بدست می‌آید.
4-مرحله چهارم: انجام تحقیقات و همزمان مشورت خواستن از روان شناس با تجربه.
در روش‌ آشنائی در دانشگاه و محل کار، با شرایط: ارتباط به قصد ازدواج، آگاه کردن خانوادها و پرهیز از دوستی‌های صمیمانه‌ و تماس‌های نزدیک، بررسی‌های اول و دوم در یک مرحله صورت می‌گیرد.(همان:21)
2-1-5-2تاریخچه ازد واج دانشجویی
اصطلاح ازدواج دانشجویی نخستین بار از سوی یکی از اساتید دانشگاه تهران پیشنهاد شد و اولین جشن ازدواج در زمستان سال 1376 با کمک نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه شهید بهشتی و با شرکت 60 زوج از دانشجویان این دانشگاه برگزار شد.
این رویکرد در سال‌های بعد در سایه پیام مقام معظم رهبری، حمایت نهادهای مختلف و هدایای بخش‌های مختلف دولتی و تبلیغات رسانه‌ها – به ویژه صدا و سیما- به تدریج با اشتیاق بیشتری روبرو شد، به گونه‌ای که شمار ازدواج‌های دانشجویی در سال 1378 به هزار و در سال 1381 به چهار هزار مورد رسید. تحقیقات آماری پرسش نامه‌ای که توسط چند تن از اساتید دانشگاه انجام گرفت نشان‌گر رویکرد دانشجویان – به ویژه دانشجویان شهرستانی – به این پدیده است.
بخشی از این نتایج این تحقیقات بدین شرح است:
یک) جشن‌های ازدواج دانشجویی در سایه تسهیل فرایند ازدواج، نقش موثری در کاهش سن ازدواج دختران و پسران دانشجو دارند.
دوم) در جشن‌های ازدواج دانشجویی به دلیل نداشتن توجه کافی به مشکلات و نیازهای دختران در ازدواج، در عمل موفقیت کمتری در جلب نظر دانشجویان دختر داشته‌اند.
سوم) استقبال بیشتر دانشجویان ساکن شهرستان از جشن‌های ازدواج دانشجویی، عوامل مختلف روان شناختی و جامعه شناختی دارد.
چهارم) تنگناها و مشکلات اقتصادی نقش بسیار مهم و موثری در جلوگیری از ازدواج جوانان دارند.
پنجم) صرف برگزاری جشن‌های ازدواج دانشجویی به تنهایی برای ترغیب دانشجویان به ازدواج کافی نیست .
رشد علایق جنسی و همسرخواهی ذهن جوانان دانشجو را به ازدواج معطوف می‌کند و از سوی دیگر دختران و پسران در بسیاری از دانشگاه‌های کشور – به استثنای برخی مراکز آموزشی – به صورت مختلط و گاه در یک کلاس هم زمان تحصیل می‌کنند. گذشته از میزان مشروعیت این اختلاط و برخی آسیب‌هایش این وضعیت ذهن جوانان را بیشتر به جنس مخالف معطوف می‌سازد و برخی ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری نیز در معرض دید و داوری قرار می‌گیرد، بنابراین محیط دانشگاه حتی اگر دختران و پسران با هم مختلط نباشند و با فرض سلامت شرعی و اخلاقی ارتباط دانشجویان با یکدیگر، می‌توانند تا حدودی نگرانی جوانان را برای تشخیص شایستگی‌های همسر آینده‌شان بر طرف نمایند. بی‌تردید حمایت از پدیده ازدواج دانشجویی از سوی نهادهای رسمی کشور بر اساس همین مزیت‌ها سامان گرفته است، هر چند در میزان توفیق و پایداری ازدواج‌های دانشجویی میان برخی صاحب نظران اختلاف وجود دارد.
با گذشت چند سال از آغاز پروژه جشن‌های ازدواج دانشجویی، به نظرمی‌رسد که اینک زمان آن فرا رسیده که ارزیابی‌های همه جانبه‌ای از نتایج و پیامدهای این ازدواج‌ها به عمل آید. اهمیت انجام چنین ارزیابی‌هایی، علاوه بر راهبردهای عملی آن، از این نکته سرچشمه می‌گیرد که از همان اوایل برگزاری این جشن‌ها موضع‌گیریهای متفاوتی از سوی محافل مختلف فرهنگی، خبری، سیاسی و علمی نسبت به جشن‌های ‌ازدواج ‌دانشجویی ‌نشان‌ داده‌ شد. اگر چه ‌‌برداشت‌های ‌متفاوت و بعضاً نادرست ‌از ماهیت‌ این‌ جشن‌ها تا حد زیادی ‌در این موضع‌گیریها موثر بوده است، اما واقعیت این است که به هرحال نه مخالفین و نه موافقین برگزاری این جشن‌ها آمارهای واقعی و یا شواهد عینی و تجربی برای موضع گیریهای خود در اختیار نداشته‌اند. چرا که اساسا تاکنون هیچ تحقیق و مطالعه‌ای در این زمینه صورت نگرفته است.
در طول هفده سال تلاش، ستاد ازدواج دانشجویی با هدف ازدواج به ‌هنگام، آگاهانه، آسان و پایدار در زمینه‌های مختلف تجربه‌های متعددی به دست آورده است که اهم آن در قالب پنج برنامه کلی ذیل می‌آید:
1. برگزاری کارگاه‌ها و جلسات متعدد آموزشی با سرفصل‌های آگاهی‌ها و آمادگی‌های قبل از ازدواج، آموزش زوجین جوان در جهت ارتقای کیفی زندگی مشترک، ایجاد آمادگی برای فرزند آوری و فرزند پروری و آموزشهای ویژه والدین دانشجویان.
2. برگزاری مراسم و جشن‌های ازدواج دانشجویی و ایجاد برنامه‌های مهیج و موج‌آفرین در سطح دانشگاهها.
3. برگزاری سفرهای زیارتی برای زوجین دانشجو و تقویت روحیه تأسی به مکتب اهل بیت (ع) در آغاز زندگی مشترک.
4. تولید و توزیع کتاب، جزوه و نرم افزارهای آموزشی جهت زوجین جوان.
5. اهدای هدایا از جمله سکه اهدایی مقام معظم رهبری و هدیه ریاست محترم جمهوری به دانشجویان مزدوج و…(همان:8) 2-1-6-مزیت ها و آسیب های ازدواج دانشجویی
الف)مزیت‌های ازدواج دانشجویی
ازدواج دانشجویی فرصت‌هایی مثبت و سازنده‌ای ایجاد می‌کند که ما به مواردی از آنها اشاره می‌کنیم.
1-افزایش شور و نشاط جوانی: ازدواج دانشجویی پیوند به موقعی است که از آغاز با شور و نشاط ویژه‌ای همراه است و زمینه را برای بهره‌ برداری بیشتر از این سرمایه روحی آماده می‌سازد. زوج‌های دانشجو در مقایسه با دختران و پسران مجردی که بیشتر تنهایی را تجربه می‌کنند فرصت بیشتری برای برقراری و تجربه انس و الفت با همسر جوان خود را می‌یابند و این علاوه بر خروج از دایره تنهایی، معنا و مفهوم جدیدی در زندگی آنها ایجاد می‌کند و این معناجویی، مقدمه‌ای بر شور و نشاط بیشتر جوانی و عامل مقامتی در برابر مشکلات زندگی است.
2- تعدیل انتظارهای دو طرفه: سالهای دانشجویی، آمیختگی خاصی با روح ساده زیستی دارد، همان ساده زیستی با ارز شی که از دیر زمان ایجاد کننده حرکت‌های انقلابی بوده است، پدیده‌ای که اگر نبود، جنبش‌های دانشجویی نیز بوجود نمی‌آمد. لذا زوج‌های دانشجو به همین اعتبار، انتظار چندانی از نظر گستردگی و تنوع معاش و معیشت از یکدیگر ندارند، زیرا غالبا ارزش زندگی را در معنویت، مکارم اخلاقی و رشد و پیشرفت علمی تخصصی می‌جویند. بر همین اساس و نیز به خاطر ویژگی‌های قناعت، یکدیگر را مورد بازخواست‌های مادی و اقتصادی قرار نمی‌دهند و در نتیجه فرصتی می‌یابند تا روح تفاهم، صمیمیت و دوستی را در خانواده گسترش دهند.
3-کاهش فاصله نسل‌ها: تنظیم طبیعی فاصله سنی والدین و فرزندان، یکی دیگر از مواهب ازدواج دانشجویی است. زوج‌های جوانی که در آغاز زندگی مشترک، صاحب فرزند می‌شوند و به مقام امانت داری حق تعالی می‌رسند، فاصله سنی قابل قبولی با فرزندان خود خواهند داشت. این امر، اثر مطلوبی در برقراری و تداوم تفاهم میان دو نسل (والدین و فرزندان) دارد. برای مثال، زمانی که فرزندان به سن نوجوانی می‌رسند، والدین آنها همچنان خود را جوان احساس می‌کنند، لذا فاصله چندانی میان آنها احساس نمی‌شود و درجه سازگاری به نسبت بالایی بین آنها هست. نشانه‌های این سازگاری در دوستی، صمیمیت و همدلی والدین و فرزندان نمایان می‌شود. در مقابل زوج‌هایی که در سال‌های به نسبت بالا و اواخر جوانی و حتی بعد از آن ازدواج می‌کنند فاصله سنی زیادی از فرزندانشان دارند و کمتر می‌توانند خود را در موقعیت جوانان‌شان و نوجوانان قرار دهند و از منظر آنها زندگی، جهان آرزوها و آرمان‌ها بنگرند، از این رو میزان سازگاری و تفاهم هم میان آنها کاهش می‌یابد.
4- افزایش سطح انگیزش: ازدواج دانشجویی، انگیزه ها را دگرگون می‌سازد و اراده‌ها را فراتر می‌برد تا دو طرف به خود و دیگران اثبات کنند که می‌توانند موفق باشند. صداقت دوره جوانی و شرافت دانشجویی، عامل دیگری است که آنها را بر می‌انگیزد تا به همه میثاق‌هایشان به ویژه عهد و پیمان با همسر وفادار بمانند و آن را در حد توان محقق سازند.
از پیامدهای ارتقای انگیزش، افزایش تلاش زوج‌های دانشجو در فعالیت درسی است، از این رو در بیشتر موارد، ازدواج به تحول درسی و آموزشی دانشجویان می‌انجامد، چون آنها احساس می‌کنند به نوعی از تمرکز فکری رسیده‌اند و بهتر از گذشته می‌دانند که چه می‌خواهند و چه باید بکنند لذا به مرور، پیشرفت محسوسی در روند تحصیل آنها مشاهده می‌شود. گاهی عده‌ای از آنها، جویای کار و شغلی مناسب‌اند و این امر نیز موجب می‌شود با سرعت و کیفیت بهتری، دوران تحصیل را به پایان برسانند.
5- آرامش روحی به موقع: اگر چه آرامش روحی، از پیامدهای منطقی و طبیعی ازدواج است، اما این آرامش در ازدواج دانشجویی، به موقع حاصل می‌شود زیرا زن و شوهر در آغاز بهار زندگی، مسیر خود را اختیار کرده‌اند و می‌توانند از حداکثر شور و نشاط جوانی بهره بگیرند.
6- حمایت از سوی دانشگاه و اعطای تسهیلات: وجود دانشگاه به منزله پلی بین دانشجویان خواهان ازدواج و خانواده‌های آنان می‌باشد. انجام مشاوره‌های همسرگزینی برای دانشجویان که در مراکز مشاوره‌ای داخل دانشگاه‌ها و یا خارج از دانشگاه انجام می‌گیرد، نقش سازنده‌ای در انتخاب صحیح آنان دارد و از همه مهم‌تر، حمایت معنوی دانشگاه بعد از ازدواج است]]>

0
وضعیت اقتصادی، سطح معنی داری، تحلیل داده، یافته های پژوهش

p ) برای کل مقیاس 78/0 ( با سطح معنی داری 10/0 >p) برای انسجام با پدر به دست آمد.
2-پرسشنامه سنجش سازگاری اجتماعی بل:
این پرشسنامه شامل 160سؤال است با مقیاس (الف) و (ب) و استفهام (؟) است.که به بررسی سازگاری فردبا
اجتماع می پردازد. تمام پرسش هایی که به آن پاسخ دادید مربوط به موقعیت هایی می شوند که در زندگی افراد پیش می آیند
و دیر یا زود باید به بهترین نحو با آنها کنار بیاﺋید . تقریباً در همه موارد، موضوع به گونه ای است که حتی یک فرد عادی نیز در مواجهه با آنها تا حدودی تحت تاثیر قرار می گیرد اما عامل مهم ، میزان این تاثیر پذیری است.
در واقع ناتوانی در کنار آمدن با مساﺋل زندگی به معنی عدم توانایی در واکنش منطقی است که از یک سو به واکنش افراطی منجر می شود و در دیگر سو به انفعال و عدم تحرک. اگر مشکلاتی که در اطراف شما وجود دارند و در و رنجی که گریبان گیردیگران است، هیچ گونه تاثیری در شما نمی گذارد ، در این صورت درواقع با دنیای پیرامون تان کنار نمی آیید بلکه آن را انکار می کنید.اکثر کسانی که این پرسشنامه را تکمیل می کنند، بیشترین امتیاز را از سؤال شماره 8 بدست می آورند (هرچه امتیاز شماکمتر باشد، بهتر می توانید با مساﺋل کنار بیایید) و هر چه امتیاز شما در بخش های ابتدایی این پرسشنامه بیشتر باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که با بحران های زندگی به شکل مطلوبی کنار نمی آیید.
ضریب اعتبارو پایایی پرسشنامه استاندارد سنجش سازگاری بل که توسط دکتربراهنی (1376)دردانشگاه صنعتی شریف بدست آمده 76%می باشد.
6-3روش اجرا:
در این تحقیق از دو پرسشنامه استاندارد شده استفاده شده است .به تعداد آزمودنی ها برگه سئوال و پاسخ نامه آماده می نماییم و با هماهنگی بعمل آمده در موعد مقرر به مدارس محل تحصیل آزمودنی ها مراجعه می کنیم پس از توزیع سئوال ها و پاسخ نامه ها هر دو آزمون ، توضیح لازم و کافی درباره هر آزمون و نحوه پاسخ دادن آزمودنی ها به سئوالات داده می شود در ضمن به آزمودنی ها گفته می شود. صادقانه و بدون سوگیری فرهنگی به سئوالات آزمون جواب دهند. و هر سه آزمون را به صورت همزمان انجام می شود بعد از این مدت سئوالات و پاسخ نامه ها را جمع آوری می نمائیم.و برای تجزیه و تحلیل از آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده می کنیم.
7-3روش تجزیه وتحلیل داده ها :
تجزیه و تحلیل به عنوان فرایندی از روش علمی ،یکی از پایه های اساسی هر روش تحقیق است. تجزیه و تحلیل عبارت است از روشی که از طریق آن کل فرایند پژوهشی ،از انتخاب مسئله تا دسترسی به یک نتیجه هدایت می شود. چون غالب مسائلی که در تعلیم و تربیت مورد پژوهش قرار می گیرند خیلی گسترده و وسیع هستند .پژوهشگر برای پاسخگویی به مسئله تدوین شده و یا تصمیم گیری در مورد رد یا فرضیه ای که صورتبندی کرده است از روش تجزیه و تحلیل استفاده می کند.
بااستفاده ازآزمون ضریب همبستگی پیرسون ، برای بررسی رابطه بین دو متغیر از طریق نرم افزارSPSSپرداخته می شود فصل چهارم
گرد آوری وتحلیل داده ها
تجزیه و تحلیل داده ها: یافته های پژوهش در دو قسمت زیر ارائه می شوند:
الف) یافته های توصیفی
ب) یافته های استنباطی
الف) یافته های توصیفی
وضعیت پاسخگویان بر حسب جنسیت :
جدول شماره 1-4 : وضعیت پاسخگویان بر حسب جنسیت
درصدمعتبر
درصد فراوانی
فراوانی
جنسیت
50.0
50.0
50
زن
50.0
50.0
50
مرد
100.0
100.0
100
کل همانطور که جدول شماره 1-4 نشان می دهد از جامعه آماری مورد مطالعه از هر دو جنس زن و مرد تعداد 100 نفر (زن نفر و مرد 50 نفر) و از نظر درصدی ( 50 % زن و 50 % مرد) انتخاب شدند. نمودار شماره 1-4 : وضعیت پاسخگویان بر حسب جنسیت
وضعیت پاسخگویان بر حسب سکونت :
جدول شماره 2-4 : وضعیت پاسخگویان بر حسب سکونت درصدمعتبر
درصد فراوانی
فراوانی
سکونت
81
81
81
شهر
19
19
19
روستا
100
100
100
کل با توجه به جدول شماره ی 2-4؛81 درصد محل سکونت پاسخ دهندگان شهر، و 19 درصد روستا تشکیل خواهند داد
نمودار شماره 2-4 : وضعیت پاسخگویانبر حسب سکونت
____
وضعیت پاسخگویان بر حسب وضعیت اقتصادی خانوار :
جدول شماره 3-4 : وضعیت پاسخگویان بر حسب اقتصادی خانوار درصدمعتبر
درصد فراوانی
فراوانی
وضعیت اقتصادی خانوار
11
11
11
عالی
25
25
25
خوب
44
44
44
متوسط
20
20
20
بد
100
100
100
کل با توجه به جدول شماره ی 3-4؛11 درصد وضعیت اقتصادی خانوار پاسخ دهندگان عالی، و 25 درصد خوب و44درصدمتوسط و 20 درصدبد بود
نمودار شماره 3-4 : وضعیت پاسخگویان بر حسب وضعیت اقتصادی خانوار
____ ب) یافته های استنباطی
فرضیه اصلی : بین انسجام خانواده با اجتماعی شدن فرزندان رابطه وجود دارد
]]>

0
رفتار پرخاشگرانه، مقطع متوسطه، انسجام خانواده، انسجام خانوادگی

 شغل بچه داری ، شریف ترین شغل در عالم ، بزرگ کردن یک بچه است و تحویل دادن یک انسان است به جامعه . این همان بود که خدای تبارک و تعالی در طول تاریخ برای انبیاء فرستاد. در طول تاریخ از آدم تا خاتم ، انبیاء آمدند انسان درست کنند …. “
 از این رو به دلیل احاطه افعال و اقوال مادر بر افعال واقوال کودک لازم است که مادران به مسئولیت خطر خویش که همان شغل انبیاست یعنی تربیت فرزندان ؛ در جهت صحیح و اسلامی بپردازند. این نقش اولیه و سازنده ی مادر در ساختار شخصیت فرزند است که باعث می شود ” از دامن زن، مرد به معراج می رود یا زنان و مردان بزرگ و مؤثر در جامعه و تاریخ به وجود می آیند و لذا زن، مربی جامعه می شود و نقش های اجتماعی اش برجستگی خاصی می یابد. 14-2جامعه شناسی تربیتی خانواده و تئوری ها
خانواده و مسائل مرتبط با آن در مرکز مباحث جامعه شناسی قراردارد. هر جامعه شناس از دیدگاه و زاویه ای خاص به مطالعه ی آن پرداخته و اساساً برخورد جامعه شناسی با پدیده ی خانواده ، به لحاظ بررسی روابط فرد و جامعه و مسأله ی “اجتماعی شدن”(9)و “فرهنگ پذیری” بوده است. اجتماعی شدن به عقیده ی جامعه شناسان ، فرآیند یادگیری برای انسان بودن و انسان شدن است. نظریه های اصلی جامعه شناسی در سطح برای توصیف و تشریح این فرآیند ، ارائه شده اند ، همه از انواع نظریه های یادگیری هستند. بسیاری از مطالعات و فعالیت های کنونی در این مورد ، ریشه های رفتارگرایی دارد و اصولاً تمام نظریه ها بر مکانیزم یادگیری متمرکز یافته است. بعضی دیگر از تحقیقات ، از نظریه ی کنش متقابل سمبلیک پیروی کرده و به جنبه های مختلف ایفای نقش در یادگیری تأکید می نمایند.
سومین دسته از نظریه هایی که در زمینه های اجتماعی شدن ارائه گردیده است ، به مراحل رشد در فرآیند اجتماعی شدن تأکید دارد. در این زمینه ، روان شناس سوئیسی “ژان پیاژه ” و طرفدارانش به توجیه مراحل مختلف رشد پرداخته اند.
نظریه های یادگیری بر پایه ی اصول و قوانین شرطی شدن و تقویت ، استوار است. افراد چیزهایی را یاد می گیرند که برای انجام آن ها پاداش دریافت کرده باشند. هر چند که نظریه ی یادگیری در جریان شرطی شدن و تقویت با فرآیند مهم و تعقل در تعلیم و تربیت سازگاری نداشته و آن را نادیده می گیرند، اما آن چه مسلم است و نتایج تحقیقات نیز تأیید می کند، مؤثر بودن پاداش و تنبیه در تثبیت یک رفتار یا ترک آن است و افراد آدمی نیز تحت تأثیر این دو عامل قرار دارند و ما نیز از دریچه ی تأثیر-و نه بیشتر- به این نظریه نگاه می کنیم.
موضوعی که در ایجاد ارتباط بین نظریه ی یادگیری و اجتماعی شدن اهمیت دارد، مسأله ی پاسخ های یاد گرفته نشده یا فراموشی و خاموشی است. یکی از قواعد مهم فراموشی این است که در یک سلسله از حوادث و رویدادها احتمال فراموشی واقعه نخستین، بسیار کمتر است. لذا باید کوشش کرد که کودکان در شرایط و موقعیت های ویژه، به مناسب ترین و مطلوبترین صورت ممکن با هر پدیده ی تازه ای آشنا شوند . نتایج مطالعات نشان می دهد که اگر فرد به هنگام یادگیری از نظر عاطفی در گیر موقعیت و شرایط شود ، رفتار یاد گرفته شده به دشواری خاموش می شود و از آن جا که در یاد گیری های اولیه ی کودکی ، عواطف همیشه همراه هستند، این یاد گیری های ابتدایی در مقابل تغییرات بعدی بسیار ثابت و مقاوم خواهند بود.
از این جا می توان به فهم علمی سخنان امام (ره) در خصوص اهمیت نقش مادر در خانواده و تربیت فرزندی برد. چراکه اولاً، دامن مادر ، اولین محل پرورش انسان هاست. ثانیاً مادر موجودی عاطفی تر از سایر اعضای خانواده از جمله پدر است . و لذا کودک از نظر عاطفی در اولین برخورد تربیتی خویش ، درگیر موقعیت و رفتارهای فراگیر شده از سوی مادر در یادگیری های اولیه ی کودک به لحاظ همراه بودن با محبت و عاطفه ی مادری، دیرتر و به دشواری خاموش یا فراموش می شود.
یکی دیگر از انواع مهم و اساسی یادگیری، الگوسازی و تقلید است. تقلید یکی از ویژگی های اجتماعی شدن انسان هاست .تقویت نیزمعمولاً در یادگیری تقلیدی نقش مهمی ایفا می کند .”باندورا” و “الترز” نشان دادند که کودکان احتمالاً رفتاری را تقلید می کنند که الگوی مورد مشاهده برای انجام آن رفتار، پاداش دریافت کرده باشد. به طور مثال دیده می شود که مادر ابتدا غذا را می چشد ولب ها را با صدا به هم می زند تا کودک را متقاعد سازد که غذا خوشمزه است و او با خوردن غذا ، به علت خوشمزه بودن آن ، پاداش می گیرد.
گفتار محققین نیز در این خصوص چنین است:
“………بچه وقتی در دامن مادرش هست می بیند مادر اخلاق خوش دارد. اعمال صحیح دارد. گفتار خوش دارد. آن بچه ها از همان جا اعمالش و گفتارش به تقلید از مادر که از همه ی تقلید ها بالاتر است و به تزریق مادر که از همه ی تزریق ها مؤثرتر است، تربیت می شود……”
چنان چه یکی از مطالعات کلاسیک درباره ی نقش تقلید در اجتماعی شدن نشان داده است که واکنش های بدون پرخاشگری والدین، نسبت به رفتار پرخاشگرانه ی کودکان، موجب کاهش رفتار پرخاشگری در آن ها می شود. حال آن که واکنش های پرخاشگرانه و تنبیه والدین، رفتار پرخاشگرانه کودکان را افزایش می دهد. از آن جا که پدر و مادر نیرومندتر از کودکان هستند، پرخاشگری آنان درکوتاه مدت مؤثر می افتد و در حقیقت به کودکان خود نشان می دهند که رفتار پرخاشگرانه در صورتی که نیرومند باشند، مؤثر بوده و می توان از آن استفاده کرد.
همه ی چشم و گوشش به حول و قول شما هست. از شما دروغ نشنوند بعد دروغگو درآید از کار. اگر این (کودک) دید مادر دروغ می گوید، بعد هم دید پدر دروغ می گوید، این دروغگو می شود. اگر دید مادر آدم صحیحی است، پدر آدم صحیحی است، این صحیح بار می آید.
طرفداران کنش متقابل سمبولیک نیز به دلیل تأکید بر رفتار ناشی از نقش، به چگونگی رشد توانایی های کودکان برای ایفای نقش، توجه ویژه ای مبذول می دارند. این دانشمندان تأثیر ایفای برخی از نقش ها را در ریشه کودکان مورد توجه قرار داده. در این زمینه عقاید هماهنگی با نظریه پردازان یادگیری اجتماعی دارند. یعنی مانند آن ها تقلید را به عنوان یک ویژگی مهم اجتماعی شدن کودک، در نظر می گیرند. بنابراین افرادی که به عنوان الگو انتخاب می شوند مسئولیت مهمی را بر عهده خواهند داشت. زیرا اگر پدر ، مادر، دوست یا معلم که الگوهای کودکان هستند ، افرادی ضعیف باشند، کودکانی که نقش آنان را تقلید می کنند نیز پدر، مادر ، دوست یا معلمی ضعیف خواهند شد.
مادر خوب بچه ی خوب تربیت می کند و خدای نخواسته اگر مادر منحرف باشد، بچه از همان دامن مادر منحرف بیرون می آید….”
” تالکوت پارسونز “، جامعه شناس معروف، بر اهمیت همانند سازی یا تطابق در یادگیری و اجتماعی شدن تأکید دارد. در فریضه ی او که بر اساس نظریه ی یادگیری اجتماعی استوار است، گفته شده که کودک با پدر و مادری که پر قدرت تر باشد، همانند سازی می کند. تحقیق درباره ی فرضیه ی” پارسونز” نشان داده است که فرضیه ی وی ، بهترین توصیف را در مورد همانند سازی پسران و دختران در ایالات متحده ی آمریکا ارائه می دهد و می توان از مطالعه ی تجربی وی به مؤثر بودن همانند سازی در یادگیری و اجتماعی شدن پی برد و تحلیل علمی الگو سازی را از دیدگاه جامعه شناسان دریافت. 15-2 فرضیات : 1-به نظر میرسد بین همبستگی والدین با اجتماعی شدن فرزندان رابطه وجود دارد.
2- به نظر میرسد بین تعامل وتصمیم گیری درخانواده با اجتماعی شدن فرزندانرابطه وجود دارد.
3- به نظر میرسد بین ارتباط عاطفی در اجتماعی شدن فرزندان رابطه وجود دارد.
4- به نظر میرسد بین رابطه والدین با فرزندان در اجتماعی شدن فرزندان رابطه وجود دارد. فصل سوم:
روش شناسی 3-1روش تحقیق:
واژه تحقیق از زبان عربی گرفته شده است .در لغت به معنای درست کردن،رسیدن،پژوهش،رسیدگی،مطالعه،حقیقت وواقعیت است.تحقیق از نظر روش شناسی عبارت است از کاربرد روش های علمی در حل یک مسئله یا پاسخ گویی به یک سؤال (دلاور،1385،ص 32)
به عبارت دیگر به آن دسته از روش های آماری که به پژوهشگر در طبقه بندی ،خلاصه کردن،توصیف ،تفسیر و برقراری ارتباط از طریق اطلاعات جمع آوری شده کمک می کند آمار توصیفی گفته می شود (همان منبع،ص 202).
این پژوهش بر اساس روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی دو متغیری می باشد.
تحقیق همبستگی دو متغیری
دراین گونه تحقیقات ،هدف تعیین میزان هماهنگی تغییرات دو متغیر است؛ برای این منظور، بر حسب مقیاسهای اندازه گیری متغیرها، شاخصهایی اختیار می شود. از آنجا که در اکثر تحقیقات همبستگی دو متغیری از مقیاس پیش فرض توزیع نرمال دو متغیری، برای اندازه گیری متغیرها استفاده می شود لذا ضریب همبستگی محاسبه شده در این گونه تحقیقات ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون است(سرمد 90:1383).
3-2جامعه آماری:
جامعه آماری به کل افراد گروه،وقایع یا چیزهایی اشاره دارد که محقق می خواهد به تحقیق درباره آنها بپردازد.یک عضو جامعه آماری جزیی از کل جامعه آماری است.چارچوب جامعه آماری فهرستی از همه اعضای جامعه آماری است که از بین آن گروه نمونه انتخاب می شود.اگر اعضای یک سازمان مورد مطالعه قرار گیرند،فهرست حقوق کارکنان آن سازمان می تواند چارچوب جامعه آماری باشد.اگر چه چارچوب آماری ممکن است در بسیاری از موارد در دسترس باشد،اما شاید همیشه به روز نباشد.ممکن است محقق این مسئله را تشخیص دهد و درباره آن نگران نباشد.زیرا تعداد کمی از کمبودها و پیش بردها شاید تفاوت زیادی برای مطالعه به وجود نیاورد.حتی اگر هم محقق نگران آن نباشد و وقت و تلاش لازم را هم صرف کند تا چارچوب جامعه آماری جدید را به دست آورد،باز ضمانتی وجود ندارد که چارچوب جدید فهرست درستی از همه اعضای جامعه آماری به محقق بدهد.(دلاور ،1385،ص 25).
در این تحقیق جامعه آماری،کلیه والدین مدارس مقطع متوسطه شهرستان سرپل ذهاب می باشند
3-3نمونه آماری:
نمونه گروهی از اعضای یک جامعۀ تعریف شده است که اطلاعات مورد نیاز پژوهشی به کمک آن حاصل می شود.و نمونه عبارت است از زیر جامعه ای که از کل جامعه انتخاب می شود و معرف آن است.نمونه بایستی معرف یا نمایندۀ واقعی جامعه باشد.مراد از معرف یا نمایندۀ واقعی بودن این است که بین ویژگیهای نمونه و جامعه ای که نمونه از آن انتخاب شده است.شباهت تقریباً کاملی وجود داشته باشد.بر اساس این شباهت است که برآورد جامعه امکان پذیر می شود.معرف یا نمایندۀ واقعی بودن غالباً از طریق انتخاب نمونه به صورت تصادفی امکان پذیر می شود.نمونه گیری از طریق هر فرد یا هر عنصر جامعه شناسی مساوی جهت انتخاب شدن را دارد انتخاب تصادفی پژوهشگر را مطمئن می کندکه تنها شانس مدرک انتخاب اعضای تشکیل دهنده یک نمونه است نه چیزی دیگر البته می توان از جامعه نمونه های مختلف با حجم های متفاوت انتخاب کرد.دراین پژوهش نمونه اماری100 نفر از والدین مدارس مقطع متوسط ه شهرستان سرپل ذهاب می باشند که از تعداد کل والدین با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده است.
4-3روش نمونه گیری :
روش نمونه گیری که در این تحقیق انجام گرفته است از نوع طبقه ای بوده است و بصورت تصادفی طبقه ای نمونه گیری انجام گرفته است .
در برخی از موارد پژوهش که در آن جامعه مورد پژوهش شامل چند طبقه می باشد ، در اینگونه موارد اگر از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شود امکان دارد نمونه ی بدست آمده از یکی یا دو تا از طبقات جامعه باشد ، به عبارت دیگر نمونه ی انتخاب شده نماینده ی واقعی جامعه مورد نظر نباشد بنابراین برای حل این مشکل از نمونه گیری طبقه ای استفاده می شود . در این روش درصد آزمودنی هایی که به صورت تصادفی از هر گروه انتخاب می شود برابر درصد هان گروه در جامعه مورد نظر است ، چنانچه در چنین شرایطی از روش نمونه گیری طبقه ای استفاه نشود ، هر نوع تجزیه و تحلیلی که برای اطلاعات جمع آوری شده از نمونه به عمل آید نامناسب و موجب نتیجه گیری غلط خواهد شد . روش نمونه گیری طبقه ای در مطالعاتی که محقق قصد مقایسه زیرگروههای مختلفی را دارد مناسب است بطور خلاصه در روش نمونه گیری طبقه ای محقق مطمئن است نمونه انتخاب شده بر اساس ویژگی ها و عواملی که اساس آن طبقه ای است ، نماینده ی واقعی جامعه مورد نظر خواهد بود ( دلاور ، 1385 ، ص 19 ) .
5-3ابزارجمع آوری اطلاعات:
ابزار به وسیله یا وسایلی (پرسشنامه،مشاهده،مصاحبه) اطلاق می شوند که از طریق اجرای آنها، اطلاعات جمع آوری می شود.لازم به تذکر است که ابزار تنها به وسایل وتجهیزات اطلاق نمی شود،بلکه شامل کلیه مواردی است که پژوهش اقتضا می کند.برخی ازپژوهشگران ابزار بکار برده شده را تحت عنوان تدارکات و لوازم پژوهش توصیف می کنند دراین پژوهش از دوپرسشنامه استاندارد شده یکی پرسشنامه انسجام خانواده و دیگری سازگاری اجتماعی بل استفاده شده است.
1)پرسشنامه انسجام خانواده:
این مقیاس بر اساس مبانی نظری انسجام خانواده ،با الهام از مدل ترکیبی اولسون( 1999)وبه وسیله رضویه وسامانی (1379)ساخته شده است. این مقیاس دارای 28 سئوال است که از طریق آن می توان به میزانی انسجام خانوادگی پی برد وهمبستگی بین افراد خانواده را که مهمترین رکن ایجاد کننده انسجام خانوادگی است،تعیین نمود این مقیاسی از طریق فرزندان در خانواده پاسخ داده می شود ودر تمامی موقعیت های مشاوره ای وتحقیقاتی ،از کاربرد وسیعی بر خوردار می باشد.
روش نمره گذاری مقیاس
این مقیاس دارای 28 سوال است واین سوالها نیز به صورت طیف لیکرت ،طراحی شده اند به گزینه (کاملا موافقم) نمره 5 تعلق می گیرد وبه ترتیب تا ( کاملا مخالفم) که نمره 1 را میگیرد،ادامه می یابد. حداکثر نمره قابل اکتساب در این مقیاس 140 وحداقل 28 می باشد،همچنین در این پژوهش ،50 درصد بالای نمرات ( بالاتر از 96) تحت عنوان سطح انسجام بالا، و50 درصد پایین نمرات ( پایین تر از نمره 96 ) تحت عنوان سطح انسجام پایین تعریف شده اند. مطالعه تحقیقاتی رضویه وسامانی(1379) در رابطه با این مقیاس بر اساس 8 عامل( همبستگی با پدر، مادر،مدت تعامل،مکان،تصمیم گیری، ارتباط عاطفی،روابط زناشویی ورابطه والدین با فرزندان ) حاکی از کفاین این مقاس برای ارزیابی همبستگی فرد با والدین بود.
اعتبار وروایی مقیاس
ضریب آلفا برای کل مقیاس 90/0 وپایایی برای کل مقیاس 79/0 گزارش شده است ( سامانی،1381). همچنین ،در بررسی دیگری که به وسیله]]>

0
مقاله درمورد دانلود هورمون رشد، نمونه برداری، رنگین کمان، کشاورزی و منابع طبیعی

2-9-1 بافر RCR
این بافر معمولا شامل Tris با 8/8-3/8 pH = و یک نمک مثل کلرید پتاسیم (KCl) یا سولفات آمونیوم می‌باشد. این بافر می‌تواند حاوی افزودنی‌هایی مانند Tween 20، Triton X-100، DMSO (دی متیل سولفوکساید) و ژلاتین باشد که کارایی RCP را افزایش می‌دهند (فرسون و همکاران، 2000 ). این بافر معمولا به صورت 10x تهیه و همراه با آنزیم نک پلیمراز ارائه می‌گردد. غلظت مناسب آن در واکنش معمولا 1X می‌باشد. KCl به اتصال آغازگر به DNA الگو کمک می‌کند اگرچه در غلظت‌های بالا این عمل ممکن است بیش از حد مطلوب گردد و باعث پایداری اتصال غیر اختصاصی آغازگر به DNA الگو و ایجاد محصولات ناخواسته شود (فرسون و همکاران، 2000 ).
2-9-2 کلرید منیزیم (Mgcl2)
از اجزا به سیر مهم PCR است و غلظت بهینه آن در کارایی واکنش نقش مهمی دارد. با افزایش غلظت یون منیزیم (Mg+2) قدرت اتصال آغازگرها افزایش می‌یابد و به دمای اتصال بالاتری نیاز است و احتمال تشکیل پرایمر-دایمر اقزایش می‌یابد و این امر موجب اتصال آغازگرها به صورت دوتایی با یکدیگر یا به صورت حلقوی با خودشان شده و در اثر تکثیر غیر اختصاصی آن‌ها، تجمعی از قطعات کوچک به وجود می‌آید. مقداری از آغازگرها نیز بدین ترتیب از واکنش خارج می‌شوند. افزایش غلظت یون منیزیم موجب افزایش دمای مرحله واسرشته سازی و افزایش فعالیت پلیمرازی آنزیم تک پلیمراز (این آنزیم برای فعالیت پلیمرازی خود به یون آزاد Mg+ نیاز دارد) می‌شود. همچنین یون منیزیم با نوکلئوتیدها ترکیب می‌شود و کمپلکس محلولی را به وجود می‌آورد که برای ورود و جایگزین شدن آن‌ها در زنجیره DNA بسیار لازم است. در صورتی که در غلظت‌های بسیار پایین بازده واکنش کم خواهد شد. غلظت منیزیوم آزاد تحت تاثیر غلظت dNTP ها، پیروفسفات آزاد (PPi) و EDTA می‌باشد (فرسون و همکاران، 2000 ).
2-9-3 دی اکسی نوکلئوتیدها (dNTPs)
نوکلئوتیدها واحدهای سازنده DNA هستند و از مواد مهم مورد نیاز واکنش PCR می‌باشند. آنزیم‌های DNA پلیمراز ساخت زنجیره پلی نوکلئوتیدی را از این مونومرها یا واحدها کاتالیز می‌کنند. در واکنش PCR نیز همانند سنتز طبیعی DNA از چهار نوع نوکلئوتید به فرم دی اکسی (dTTP، dGTP، dCTP، dATP) استفاده می‌شود. این نوکلئوتیدها معمولا به طور جداگانه یا مخلوط به صورت تجاری در دسترس هستند. باید از غلظت برابر نوکلئوتیدها استفاده شود در غیر این صورت اشتباه جایگزینی40 رخ می‌دهد و ممکن است باعث تفاوت توالی فرآورده PCR با توالی الگو شود. کیفیت و مقدار dNTP مورد استفاده در کارایی و اختصاصی بودن PCR موثر است. چنانچه مقدار dNTP بیشتر از نیاز واکنش باشد امکان تشکیل نقاط آغازین اشتباه41 و تشکیل قطعات غیر اختصاصی وجود دارد (فرسون و همکاران، 2000 ).
2-9-4 آنزیم تک پلیمراز42
این آنزیم به شکل طبیعی یا نوترکیب تولید می‌شود و از سایر انواع DNA پلیمرازها معروف‌تر است و بیشتر از آن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. این آنزیم با شناسایی انتهای آزاد هیدروکسیل ‘3 آغازگر، نوکلئوتیدها را به ترتیب ارائه شده از روی زنجیره مکمل به آن متصل می‌کنند و یک رشته DNA مکمل رشته الگو می‌سازد. سرعت اتصال نوکلئوتیدها و حرکت آنزیم پلیمراز در انواع مختلف این آنزیم متفاوت بوده و بین 5 الی 80 نوکلئوتید در ثانیه می‌باشد. اگر غلظت آنزیم زیاد باشد قطعات غیراختصاصی در فراورده PCR دیده خواهد شد که گاهی به صورت کشیدگی مشاهده می‌شود و در صورتی که مقدار آنزیم کمتر از حد مورد نیاز واکنش باشد، فرآورده مورد نظر به اندازه کافی تولید نمی‌شود و به ویژه در موارد تشخیصی نتایج منفی کاذب را به وجود می‌آورد (فرسون و همکاران، 2000 ).
2-9-5 آغازگرها
در طی واکنش PCR، آغازگرها به دو طرف توالی هدف اتصال یافته و امکان آغاز فعالیت پلیمرازی آنزیم DNA پلیمراز را فراهم می‌آورند. مهم‌ترین ویژگی آغازگر، توالی صحیح آن برای مکان مورد تکثیر می‌باشد. با در اختیار داشتن توالی هدف امکان تعیین توالی آغازگرها به وجود می‌آید. طول آغازگر نیز مهم است و طول مناسب از اتصال آغازگر به مناطق غیر هدف می‌کاهد. طویل بودن پرایمر (پرایمرهای با بیش از 30 جفت باز) امکان اتصال آن‌ها به خود و به یکدیگر را تشدید می‌کند و زمان اتصال را نیز افزایش می‌دهد. در طراحی آغازگرها نکات متعددی مانند طول آغازگر، ترکیب نوکلئوتیدی (محتوای GC)، دمای ذوب43 (Tm) و غیره را باید در نظر داشت (فرسون و همکاران، 2000 ). برای طراحی آغازگرها نرم افزارهای متعددی وجود دارد که می‌توان به DNA MAN، DNASIS و Oligo tech اشاره نمود.
2-10 چند شکلی فضایی رشته‌های منفردSSCP) )
این روش در سال 1989 ابداع شد. در الکتروفورز SSCP، ابتدا از یک ماده واسرشته ساز مانند اوره استفاده می‌شود تا DNA ی دو رشته به DNA ی تک رشته‌ای تبدیل شود. به هنگام راندن DNA ی تک رشته‌ای روی ژل اثرات متقابل درون مولکولی روی می‌دهد. به عبارت دیگر بین بخش‌هایی از این DNA پیوند ایجاد می‌شود و ساختمان ثانویه‌ای تشکیل می‌دهد. بنابراین حرکت مولکول‌های DNA در این حالت به جای اینکه تابع اندازه مولکول باشد به ساختمان ثانویه DNA ی تک رشته‌ای بستگی دارد. در طی الکتروفورز، این ساختمان‌ها که به توالی رشته مورد نظر بستگی دارد به وسیله برودت حفظ می‌شود. اگر در این توالی جهشی رخ داده باشد، نوع پیوندهایی که تشکیل می‌شوند متفاوت بوده و باند مربوطه روی ژل نیز متفاوت خواهد بود. د ر صورتی که چند شکلی در قسمت ابتدائی محصول PCR باشد، تشخیص آن از طریق SSCP آسان‌تر است. عواملی مثل دمای ژل (نباید بالا باشد)، درصد ژل اکریل آمید (5 تا 6 درصد مناسب است) و اندازه قطعه DNA مورد بررسی (معمولا بین 100 تا 250 جفت باز و ایده آل 155 جفت باز) در موفقیت SSCP نقش دارد (رضوانی، 1997).
2-11 مروری بر برخی پژوهش‌های انجام شده:
طبق مطالعات انجام شده مشخص شد که ساختار ژن هورمون رشد در بین ماهیان استخوانی یکسان نیست. به طور مثال، در کپور ماهیان همانند پستانداران، این ژن دارای پنج اگزون و چهار اینترون است اما در دیگر ماهیان متفاوت بوده و دارای یک اگزون اضافی است (اهکوبو و همکاران، 1996). جهش‌های موجود در نواحی مختلف ژن‌ها همواره مورد توجه بسیاری از متخصصان علم اصلاح نژاد بوده است. ارتباط چند شکلی این ژن‌ها با خصوصات فنوتیپی برای مثال رشد به طور وسیعی در دیگر حیوانات مورد بررسی قرار گرفته و مطالعاتی محدود نیز در مورد ماهی انجام شده است (گروس و نیلسون، 1999).
طبق پژوهش‌های گروس و نیلسون (1999) تنوع ژن GH-1 در ماهی قزل آلای رنگین کمان44 مورد بررسی قرار گرفت. تعداد نمونه‌های مورد بررسی در این پژوهش 579 ماهی از 22 جمعیت مختلف بود که از شمال اروپا تهیه و به روش PCR-RFLP 45 و با استفاده از 10 نوع آنزیم تنوع این ژن مورد مطالعه قرار گرفت که سه نوع هاپلوتیپ مختلف در جمعیت‌های مورد مطالعه مشاهده شد.
اندازه‌های چهار اگزون در طول دوره تکامل بدون تغییر باقی مانده‌اند به جز اگزون 5 که به دو قسمت تبدیل شده است به طوری که دو نوع ساختار ژن هورمون رشد را در ماهیان استخوانی به وجود آورده است. برای مثال، خانواده کپور ماهیان دارای پنج اگزون و گونه‌های دیگر همانند آزاد ماهیان و سوف ماهیان دارای شش اگزون می‌باشند (آلمولی و همکاران، 2000). در ضمن، در ماهیان دو نوع متفاوت از ژن هورمون رشد شامل GH-1 و GH-2 برای مثال در ماهیانی نظیر آزاد اطلس46 نیز گزارش شده است (تائو و بولدینگ، 2003).
این ژن به صورت موفقیت آمیزی در گونه سیم دریایی47 (کالدوچ گینر و همکاران، 2003) و ماهی تیلاپیا48 (کاجیمورا و همکاران، 2004) و چندین گونه دیگر کلون شده است. ولی در خصوص چندشکلی این ژن و ارتباط آن با میزان رشد در ماهیان گزارشی مشاهده نشده است. در حیوانات دیگر پژوهش‌های زیادی به عمل آمده است که ارتباط بسیار زیاد این ژن با میزان رشد فنوتیپی را نشان می‌دهد.
پریمر و رینانن (2004) در پژوهشی تنوع ژن GH-1 در ماهی قزل آلای رنگین کمان را به روش PCR-RFLP بررسی و SNP 49 را شناسایی کردند. از تعداد 9 جمعیت مختلف شامل 2 جمعیت از شمال آمریکا و 7 جمعیت در اروپا نمونه برداری شده بود. چند شکلی مشاهده شده در مناطق بالا دست و پایین دست ژن هورمون رشد، اینترون 3 و اینترون 4 نشان دهنده اختلاف بین جمعیت‌های آمریکای شمالی و اروپا بود.
مو و همکاران (2004) در هفت جمعیت کپور وحشی، هفت نوع الگو (A، B، C، D، E، F و G) در ناحیه اینترون 2 ژن GH-1 به روش PCR-SSCP شناسایی کردند که طول آن‌ها به ترتیب 189، 196، 204، 205، 206، 207 و bp 209 بود.
کوخر و کهلمن (2011) چندشکلی‌های ژن هورمون رشد در لای ماهی50 از خانواده کپور ماهیان را بررسی کردند. پژوهش‌های آن‌ها نشان داد این ماهی مانند همه کپور ماهیان دارای چهار اینترون و پنج اگزون می‌باشد و با دو روش PCR-RFLP و تعیین توالی، اختلاف موجود در ساختار ژنتیکی ژن هورمون رشد در تعداد 17 نمونه از دو جمعیت مختلف مورد بررسی قرار دادند. از 14 چندشکلی مشاهده شده از 12 جایگاه در منطقه اینترون و 2 جایگاه در منطقه اگزون، در مجموع 13 هاپلوتیپ مختلف در جمعیت‌های مورد مطالعه مشاهده شد که کل جمعیت را به دو کلاس اروپای شرقی و اروپای غربی تقسیم نمود.
نی و همکاران (2012) در یک جمعیت از ماهی کراکر زرد51، نتایج PCR-SSCP دو هاپلوتیپ از اینترون 1 را به نام ژنوتیپ های AA و AB نشان دادند. در AB، یک چند شکلی تک نوکلئوتیدی (SNP) در موقعیت 196 (G→A) مشاهده شد که با وزن بدن همبستگی منفی و با طول/ ارتفاع استاندارد بدن همبستگی مثبت داشت. در جمعیت دیگر، دو ژنوتیپ مختلف CC و CD در اینترون 2 شناسایی شدند که در CD یک SNP در موقعیت 692 (T→C) مشخص شد. ژنوتیپ CD همبستگی مثبت قابل توجهی با وزن کل و طول بدن داشت.
تیان و همکاران (2014) چندشکلی ژن GH و ارتباط آن با صفات رشد را در 282 نمونه ماهی سوف چینی52 مورد بررسی قرار دادند. با استفاده از توالی‌یابی، چهار SNP در ژن GH شناسایی شد که دو جهش در اینترون 4، یک جهش در اگزون 5 و یک جهش در اینترون 5 رخ داده بود که سه جهش از آن‌ها ارتباط مثبت معنی داری را با رشد نشان دادند. فصل سوم مواد و روش‌ها
3-1 نمونه برداری
نمونه برداری از 150 قطعه ماهی سفید از کارگاه شهید رجایی و 150 قطعه ماهی کپور معمولی از کارگاه پرورش ماهی نصر ساری انجام شد. ماهی سفید از دوره هچری به سالن تکثیر منتقل و تا 3 ماهگی نگهداری شدند. سپس از آن‌ها نمونه گیری شد و تمامی آن‌ها در سن 3 ماهگی بودند ولی در ماهی کپور 84 قطعه از آن‌ها در سن 4 ماهگی، 54 قطعه در سن 12 ماهگی، 5 قطعه ماهی در سن 24 ماهگی و 7 قطعه ماهی در سن 6 ماهگی بودند. نمونه گیری به میزان 3-2 گرم از بافت باله دمی ماهی سفید و کپور معمولی انجام شد. نمونه‌های باله دمی در الکل 96 درصد فیکس شده و سپس تا زمان استخراج DNA در دمای 20- درجه سانتیگراد قرار داده شدند. نمونه‌های جمع آوری شده به آزمایشگاه ژنتیک مولکولی و بیوتکنولوژی دام دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری منتقل شده و DNA ژنومی استخرا ج گردید.
3-2 بررسی فاکتور وضعیت53
یکی از شاخص‌های رشد فاکتور وضعیت است که ضریب چاقی نیز نامیده می‌شود. برای به دست آوردن آن طول کل که فاصله پوزه تا انتهای باله دمی است؛ بر حسب سانتی متر اندازه گیری شد. وزن ماهی نیز به وسیله ترازو دیجیتالی بر حسب گرم اندازه گیری شد. فاکتور وضعیت یا ضریب چاقی برابر است با:
CF= W/L3 *100
W: وزن و L: طول بدن می‌باشد.
3-3 استخراج DNA به روش نمکی بهینه یافته
استخراج DNA به روش نمکی بهینه یافته (میلر و همکاران، 1988) انجام شد. قبل از شروع استخراج تمام بافرها تهیه و مواد و وسایل مورد نیاز برای استخراج آماده و جهت ضدعفونی اتوکلاو شد.
3-3-1 طرز تهیه بافرهای استخراج DNA
برای تهیه بافر STE 7/0 گرم تریس، 2/0 گرم نمک 07/0 مولار را با cc50 آب مقطر حل کرده، سپس 100 میکرولیتر محلول EDTA 5/0 مولار به آن اضافه می‌شود. برای تهیه EDTA 5/0 مولار، 3/9 گرم پودر EDTA را با cc50 آب مقطر حل کرده و pH آن به 8 می‌رسد، برای تنظیم pH از دستگاه pH متر، برای کاهش pH از HCl و برای افزایش pH از NaoH استفاده می‌شود. برای تهیه SDS و استات آمونیوم 10% بایستی به نسبت 1 به 10 پودر آن با آب مقطر حل شود. برای تهیه استات سدیم 3 مولار، بایستی 3/12 گرم پودر آن با cc 50 آب حل شود.
سی میلی گرم از باله را جدا کرده و در محیط بیرون قرار داده تا الکل آن تبخیر شود، سپس آن را خرد نموده و در تیوپ‌های 5/1 میلی لیتری ریخته و به آن 500 میکرولیتر بافر STE برای انفجار سلولی، 50 میکرولیتر بافر SDS 10% برای هضم چربی‌های موجود در بافت و 6-5 میکرولیتر پروتئیناز K برای هضم پروتئین‌ها اضافه شد. سپس نمونه‌ها را به خوبی ورتکس کرده و به مدت یک ساعت روی دستگاه شیکر با سرعت 90 قرار داده تا این مواد به طور کامل با هم مخلوط گردد و در نهایت به مدت 16 ساعت در بن ماری با دمای 58 درجه سانتی گراد گذاشته تا بافرها بهتر عمل کرده و عمل لیز شدن و هضم آنزیمی به خوبی انجام شود. پس از بیرون آوردن آن‌ها از بن ماری 160 میکرولیتر استات آمونیوم 10% به نمونه‌ها اضافه نموده و به مدت یک ساعت روی شیکر با سرعت 90 قرار داده شد تا خوب مخلوط شود و بعد به مدت 10 دقیقه با دور 13000 سانتریفیوژ شد. پس از پایان سانتریفیوژ دو فاز درون تیوپ تشکیل می‌شود، فاز زیرین حاوی بافت خرد شده باله و چربی و پروتئین بافت است و فاز بالایی حاوی DNA می‌باشد. به آرامی فاز بالایی را جدا کرده و درون تیوپ‌های جدید ریخته شد. به مایع درون تیوپ‌های جدید 600 میکرولیتر الکل ایزوپروپانول یا الکل مطلق سرد و 30 میکرولیتر استات سدیم اضافه شده (در این حالت کلاف شفافی در تیوپ قابل مشاهده است که همان DNA می‌باشد). سپس نمونه‌ها به مدت 40-30 دقیقه در یخچال C°20- نگهداری شده، بعد به مدت چند دقیقه از یخچال بیرون آورده تا یخ آن آب شود. نمونه‌ها را به مدت 15 دقیقه با دور 13000 سانتریفیوژ کرده، سپس محلول را دور ریخته و تیوپ حاوی DNA را با 100 میکرولیتر الکل 70% شستشو داده و به مدت 2 دقیقه با دور 13000 سانتریفیوژ شد. مجددا محلول رویی را دور ریخته و تیوپ‌ها در دمای آزمایشگاه کاملا خشک شده]]>