کودک، والدین، اضطراب، تأملی، احتمالاً، تحول، ناایمن، خشم، نیات، تهدید، بزرگسالان، . سرانجام

لحاظ راهبردی تغییر کنند . اگر والدین فرصت در میان گذاشتن نگرانی های خود را با دیگر بزرگسالان نداشته باشند ، ممکن است برای کاهش اضطراب خود راهبردهایی مثل درگیر نشدن[1] یا درگیر شدن بیش از حد[2] را اتخاذ کنند ( مینوچین[3] ، 1974 ) . درگیر نشدن والدین احتمالاً منجر به تقویت مدل کاری درونی کودک از والد غیرقابل دسترس می شود ، در حالیکه درگیر شدن بیش از حد ممکن است باعث تقویت مدل کاری درونی از والدی شود که مداخله گر بوده و دسترسی با ثبات به او وجود ندارد .

همان طور که تصویر 2-2 تشریح می کند ، راهبردهای ناایمن ممکن است توانایی والدین در اندیشیدن به مدل های کاری درونی و برداشت مجدد از آنها را در سطح فراشناختی کاهش دهد . محدودیت توانایی والدین در تفکر درباره مدل های کاری درونی که از خود و دیگران دارند . احتمالاً در توانایی آنها در درک دیدگاه کودک و ذهنی سازی رفتار او اثر می گذارد . ناآگاهی والدین از اهداف و نیات کودک ، باعث می شود استفاده از عملکرد تأملی و بیان افکار و احساس ها برای کودک دشوار شود . والدینی که از طرف سایر بزرگسالان حمایت نمی شوند یا آنهایی که تردیدهای خود درباره شایستگی مراقب بودن را پنهان می کنند ، احتمال بیشتری دارد که خشم یا اضطراب کودک را صورت تهدید ادراک کنند . هنگامی که اضطراب والدین افزایش می یابد ، توانایی آنها در به عقب برگشتن و بررسی احساس های خود  تفسیر رفتار کودکم به گونه ای دیگر ، کاهش می یابد . در نتیجه والدین به احتمال زیاد به صورت خودکار و دفاعی به تهدید ادراک شده پاسخ می دهند ( بوگنتال ، 1992 ) و این پاسخ ها شامل برخی اشکال جنگ یا گریز است این پاسخ های درگیر نشدن یا اجباری احتمالاً باعث می شوند کودک ، والد را بیشتر غیر قابل دسترس برداشت کرده و منجر به تحریف بیشتر اضطراب و خشم مرتبط با دلبستگی می شود .

مطلب مرتبط با این موضوع :  اتوماسیون، بهره¬وری، منطقه¬ای، برق، کارکنان، اثربخشی، آلفای، شاخص¬های، اداری،، متغیرهای، هستند.، یزد

سرانجام ،‌همان طور که کودک از نوباوگی به سمت کودکی و نوجوانی می رود ، رابطه والد – کودک نا ایمن ممکن است تحول ارتباط ، دیدگاه گیری و مهارت های گفت و گو را در کودک تحت تأثیر قرار دهد ( کوباک ، داملر ، 1994 ) . راهبردهای ناایمن با محدود کردن توانایی همدلی و عملکرد تأملی در والد ،‌می توانند منجر به کاهش حل مسئله مشارکتی و بازسازی فرایندها ، که رابطه والد – کودک آن را تسهیل می کند ، می گردد . در نتیجه فرصت های کودک برای تحول تنظیم هیجانی ، ارتباط و مهارت های مربوط به عملکرد تأملی کاهش می یابند . هم چنین ، بی تجربگی کودک در حل تعارض های رابطه والد –کودک ممکن است در تحول عملکرد تأملی و درک نیات دیگران محدودیت ایجاد کند .

[1] Disengagement

[2] Over involvement

[3] Minuchin

[1] Bugental,D

 

[1] Goal-corrected partnership

[2] Marvin,R.s

  • 2