کارگر، کار،، مدیران، حادثه،، نقص، حفاظتی

مشاهده گردد آموزش های لازم در محیط کار داده شود و همچنین در گزارش ذکر شود.

5. از انجام کارهای غیرایمن جداً جلوگیری شود.

6. پرسنل را تشویق به رعایت اصول ایمنی و استفاده از وسایل حفاظتی نمایند.

7. برای کارگرانی که مقررات را به خوبی اجرا کنند جایزه تعیین گردد.

8. کسانی که در این مورد کوتاهی می کنند به مسئولین گزارش گردد تا از اقدامات آن جلوگیری شود.

9. در صورتی که در این بازرسی ها مسئول ایمنی متوجه خطر شدیدی گردد تا زمانی که خطر رفع نشود کار تعطیل گردد.

با توجه به مسائل فوق برخی از محققان توصیه می کنند که علل بروز حوادث ناشی از کار را به دوگروه علل مستقیم و علل غیرمستقیم طبقه بندی کنیم. در ردیف علل مستقیم می توان مواردی مانند انواع سوختگی، برخورد با مانع، سرخوردن، تصادف با وسیله نقلیه، بکار برد نادرست ابزار کار، سقوط از ارتفاع، سقوط اشیاء، جابجا کردن اشیاء و کالاها و کارکردن با انواع ماشین الات را قرار داد. علل غیر مستقیم بروز حوادث ناشی از کار بسیار زیاد هستند و مکانیسم اثر آنها نیز خیلی پیچیده است. مهم ترین این عوامل که بعضاً بر حسب مورد ممکن است با یکدیگر نیز در رابطه باشند عبارتند از: مشکلات شخصی و خانوادگی، خستگی مفرط، عدم رضایت شغلی، سرو صدای زیاد، درجه حرارت نامناسب، اختلال در نور کارگاه، آهنگ نامتعادل انجام کار، تهویه نادرست محل کار، عدم بکارگیری معیارها و وسائل ایمنی، فقدان تجربه حرفه ای و مهارت شغلی، روابط انسانی نامتعادل در محیط کار، عدم تطابق شغلی کارگر و کار، زیاد بودن ساعت کار و تنظیم نامناسب ساعت کار روزانه.

تجربیات گذشته نشان داده است که اگر مدیران نسبت به اجرای اصول ایمنی باور و اعتقادی نداشته باشند وجود هر گونه تشکیلات حفاظتی که با حکم قانون و یا برحسب ضرورت ایجاد شده باشد توفیق چندانی نخواهد داشت. اگر مدیریت خود را در امر پیشرفت ایمنی کارخانه پیشقدم نباشد سایر عناصر تصمیم گیری و اجرایی نیز به این مطلب رغبت و توجه مثبتی نخواهند داشت لذا مدیران می بایست از این نظر نه تنها خود دارای باوری ژرف بوده بلکه این علاقه مندی را نیز به زیردستان خود انتقال دهند.

عدم توجه و عنایت مدیران به امور ایمنی، بی تفاوتی و سردی را در کارکنان سایر رده ها شایع خواهد نمود. توجه مدیران به خط تولید، ایمنی ماشین آلات، نظم و نظافت کارگاهی، شرایط بهداشتی محیط کار، مسائل بهسازی و رفاهی کارکنان، تامین روشنایی مطلوب، کاهش آلوده کننده های شیمیایی هوای محیط کار، تأمین وسایل ایمنی فردی مناسب به منظور ایجاد یک محیط ایمن بهداشتی نقش اساسی در کاهش حوادث شغلی و بیماری های حرفه ای و لاجرم تقلیل هزینه ها و خسارات آشکار نهان خواهد داشت.

از آنجایی که امروزه بهداشت حرفه ای و ایمنی کار به عنوان روش ها و ابزارهای مقرون به صرفه در خدمت کاهش هزینه های غیرضروری و ایجاد فضای مناسب و مطلوب درآمده است. لذا مدیران این امور را از تولید جدا نمی دانند و صرف هزینه در این راه های را نوعی سرمایه گذاری مثبت و سازنده تلقی می کنند.

تاثیر مدیران در کاهش یا افزایش حوادث بحثی امروزی نبوده به طوری که در نظریه های تئوری که در دهها سال قبل به نام ” مدل های کیفی حادثه” مطرح بوده مورد تحلیل قرار گرفته اند.

مطلب مرتبط با این موضوع :  اتوماسیون، رایانه، اینترنت، ارتباطات، *، اداری،، الکترونیک، کمیته، کارکنان، کنفرانس، اطلاعات،، مکاتبات

در این مورد یک سری نظریات و مدل هایی تحت عنوان “مدل های مدیریتی حادثه” توسط پژوهشگران عنوان شده است که از آن جمله مدل های “دومینوی قدیمی”، ” دومینوی BIRD” ، “دومینوی WEAVER” و مدل “ZABETAKIS” می باشد که در تمام این تئوری ها که امروزه مورد قبول بسیاری از صاحبنظران است ریشه اصلی حوادث “ضعف مدیریت” عنوان گردیده است. به طور مثال در مدل دومینوی BIRD که نقش مدیریت را به عنوان اصلی ترین عامل بروز حوادث محسوب نموده است.

در این نظریه اعتقاد بر این است که حادثه ناشی از کار نظیر ضایعات مواد اولیه و انرژی در خط تولید به عنوان بخش عمده از زیان تلقی شده و باید مدیریت با اعمال اصول صحیح مدیریتی این زیان را مانع شده و هزینه ها را کاهش دهد.

اقدامات کنترل زیان فوق الذکر از طریق چهار مرحله زیر بهینه می شود:

الف- بررسی دقیق برنامه و تعیین فعالیت هایی به منظور اخذ نتایج مطلوب در آن مانند بررسی حادثه، بازبینی تجزیه و تحلیل شغل، ارتباط میان افراد، آموزش سرپرستی، انتخاب و استخدام، مهندسی طراحی و غیره.

ب- تدارک استانداردهای لازم برای اجرای فعالیت های کاری مدیریت.

ج- ایجاد استانداردهایی به منظور اندازه گیری اندازه گیری فعالیت اجرایی مدیریت درحوزه های مختلف.

د- بهبود برنامه، تصحیح خطاهای مدیریت و اجرای دست برنامه ها بر مبنای اصول بیان شده در بن الف فوق.

باید توجه نمود که در صورت استفاده صحیح از منابع مالی ، مدیریت اصولی، تخصیص و مهارت فنی می توان سیستم (کارخانه) را آن سان اطمینان ساخت که امکان خطر به حداقل برسد و در صورتی که نظام مؤثر کنترل زیان در سازمان توسط مدیریت ایجاد نگردد، سیستم های استاندارد، اندازه گیری، ارزیابی و تصحیح پدید نمی آید.

در واقع فقدان یک نظام کنترل زیان قابل اعتماد، موجب می گردد که عوامل نامطلوب فردی و شغلی و محیطی که آنها را علت های مؤثر در وقوع حادثه تلقی می نماید بوجود می آید.

این عوامل نامطلوب فردی از جمله فقدان دانش کافی، عدام مهارت لازم، انگیزه مناسب و نبود برنامه صحیح تعمیر و نگهداری ماشین آلات نامبرده می شود همچنین نقش مدیریت در بروز حوادث طبق نظریه WEAVER آمده است که ضعف مدیریت در اداره مؤثر سازمان و وجود زمینه های فردی نامطلوب و شرایط محیط کار نامناسب موجب بروز مکانیزمی به نامه “خطای عملیاتی” می گردد و حادثه بروز می شود.

بنابراین طبق این الگو محل نا ایمن کارگر و شرایط ناایمن محیط کار، ابزار معیوب و ماشین آلات غیرایمن و امثالهم، نشانه هایی از عدم پرداخت مناسب مدیریت در تعیین خط مشی، اولویت ها، ساخت سازمانی، تصمیم گیری، ارزیابی و کنترل صحیح بر سازمان می باشد که عمدتاً نیز این عدم توجه مدیران ریشه در عدم اطلاع و باور سطحی آنها نسبت به ایمنی دارد و یا طبق مدل دیگری که توسط دکتر زابیتاکس ZABETAKIS رئیس آکادمی ایمنی و بهداشت معادن در آمریکا طرح شده است سرفصل تمام علل بروز حوادث شغلی، خط مشی ضعیف مدیریت ها محسوب شده است. که با آمیزه ای از ویژگی های فردی کارگران (فقدان دانش ایمنی کافی، بی تجربگی و…) و شرایط نامساعد در محیط کار (نقصان روشنایی، هوای گرم، سرو صدای زیاد و…) منجر به بروز اعمال ناایمن واوضاع ناایمن گردیده و طبق این مدل دو پدیده اخیر چاشنی رهایی برنامه ریزی نشده و یا ناخواسته انرژی گردیده و حادثه رخ می دهد.

مطلب مرتبط با این موضوع :  تموم روز پشت میز نشستن چه تاثیری روی بدن ما می ذاره؟ 

به روایت این تئوری این دو مقوله ذکر شده علل اساسی حادثه نبوده بلکه نشانه هایی از قصور مدیریت (ضعف برنامه ریزی، کنترل نامناسب شرایط، فقدان دانش ایمنی، ارزیابی غلط از مخاطرات کار و غیره) می باشد. لذا مدیریت آگاه به امور ایمنی که باور عمیق نیز در این خصوص داشته باشد، شرط اساسی توفیق اقدامات حفاظتی و بهداشتی در صنایع است و خوشبختانه زمینه های بسیار روشنی از این موارد در مدیران کنونی صنایع کشورمان به چشم می خورد.

1. زیان های وارده در اثر حادثه:

1. زیان های نامشهود

2. زیان های مشهود

تعریف: زیان های نامشهود ضررهایی است که قابل محاسبه و بیان به رقم و ریال نمی باشد.

تعریف: زیان های مشهود هزینه هایی است که قابل محاسبه به رقم و ریال می باشند.

زیان های نامشهود وارده بر کارفرما:

1. اتلاف مدت زمانی که کارگر، کارفرما سرکار نیست.

2. اتلاف وقت سایر کارکنان که در اثر حادثه دست از کار می کشند.

3. اتلاف وقت سرپرست و کارکنان اداری

4. هزینه آماده نمودن کارگر به جای کارگر مصدوم

5. اتلاف وقت شرح گزارش به کارگران و توصیه نمودن برای جلوگیری از بروز حادثه

6. اتلاف وقت شاهدین در زمان بازجویی (تحقیق و بررسی)

7. اثر سوء روحی در بین کارگران که موجب کندی کار می گردد.

8. کم شدن تولید به علت خرابی دستگاه برای بازدید بازرس کار

9. ضرر حاصله در نتیجه توقف دستگاه برای بازدید بازرس کار

10. عدم قادر به کار کارگر مصدوم و یا مدتی قادر به انجام کار سابق نخواهد بود.

11- از بین رفتن حسن شهرت کارفرما و سلب اعتماد عمومی

زیان های نامشهود وارده بر کارگر حادثه دیده:

1. هزینه اضافی در مدت استراحت (عیادت) در منزل

2. تغییر شغل

3. امکان تنزل شغل در اثر ناتوانی در اشتغال به کار سابق

4. اثرات روحی برای خود و خانواده

5. از دست دادن قدرت کاری به علت کاهش نیروی جسمانی در اثر نقص عضو یا قطع عضو

زیان های نامشهود بر جامعه:

1. خساراتی که جامعه به علت از دست دادن نیروی ماهر متحمل می شود

2. اثرات سوئی که از نظر روانی در جامعه مؤثر واقع می شود.

3. بالا رفتن آمار حوادث در کشور و اثرات نامطلوب آن در سازمان جهانی کار

4. هزینه های درمانی مصدوم توسط مراکز درمانی دولتی و سازمان تأمین اجتماعی

زیان های مشهود:

1. حقوق ایام بیماری کارگر مصدوم

2. خساراتی که بابت غرامت از کارافتادگی یا نقص عضو پرداخت می شود

3. هزینه تعمیر یا اصلاح ماشین آلات

4. ضایعات مواد به علت حادثه

5. هزینه معالجه و مداوای مصدوم

6. مخارجی که برای رسیدگی حادثه دیده در محاکم پیش می آید

7. جرائم مربوط به عدم اجرای قانون کار

حاصل حادثه یکی از موارد زیر است:

1. جراحات کم 2- نقص عضو یا قطع عضو 3- عدم توانائی در اشتغال به کار سابق 4- از کارافتادگی دائم 5- فوت

نتیجه: هزینه پیشگیری کمتر از هزینه درمان می باشد.

برای مقایسه آمارهای مختلف که توسط سازمانهای زیربط اعلام می گردد میزانهای از طرف کمیته کارشناسان آمارسازمان بین المللی کار پیشنهاد گردیده است که عبارتند از ضریب تکرار حادثه(Frequency Rate)

منظور از ضریب تکرار حادثه، یا ضریب تعداد حادثه، یا ضریب فراوانی ،عبارت است از تعداد حوادث و تصادفاتی که در مدت معینی (معمولا یک سال) منجر به ضایعات انسانی (اعم از تلفات، نقص عضو جزئی یا کلی و بیماریهای شغلی) می شود که در سازمان مورد بررسی قرار می گیرد. برای محاسبه ضریب حادثه از فرمول زیر استفاده می شود:

مطلب مرتبط با این موضوع :  کارگاه، حفاظت، مهندس، خطرات، کارگران، نقاله

به عقیده صاحب نظران، در صورتی که ضریب حادثه در کارخانه و یا کارگاهی بین صفر تا ده باشد،آن کارگاه یا کارخانه از نظر رعایت اصول ایمنی و حفاظتی خیلی خوب است.

مثال:

کارگاهی دارای پانصد نفر کارگر است که هر یک از آنها 50هفته در سال و 48 ساعت در هفته کار می کنند. تعداد حوادث طی یک سال در آن کارگاه عبارت از 60 فقره بوده است. براثر بیماری و حوادث و یا به علل دیگر،کارگران مدت معادل 5درصد کل ساعات کار یعنی 60000ساعت غیبت داشته اند. مطلوب است ضریب تعداد حادثه در این کارگاه.

جواب 1200000=500

بنابراین ضریب تعداد حادثه برابر است با:

معنای ضریب حادثه این است که در مدت یک سال، در مقابل هر یک میلیون ساعت کار، تقریبا 53 حادثه اتفاق افتاده است.

تا اینجا فقط تعداد حوادث مورد نظر بوده است و با این ترتیب نمی توان دقیقا حوادث کار را اندازه گیری نمود. برای اینکه موضوع کاملا روشن گردد، بهتر است ضریب شدت حادثه نیز در نظر گرفته شود.

2. ضریب شدت حادثه (Severity Rate)

ششمین کنفرانس بین المللی آمارگران کار توصیه کرده است که شدت حادثه به صورت زیر محاسبه شود:

یعنی تعداد روزهای تلف شده به مقیاس هر هزار ساعت کار:

انجمن امریکائی تعیین استانداردها نیز به نوبه خود پیشنهاد می نماید که شدت حادثه براساس هر یک میلیون ساعت کار محاسبه شود. بدین ترتیب شدت حادثه مورد قبول در کشورهای متحد امریکا هزار برابر میزانی است که ششمین کنفرانس بین المللی آمارگران تصویب نموده است.

مثال:

اگر در مثال فوق که برای محاسبه ضریب حادثه ذکر کردیم، تعداد روزهای تلف شده بر اثر 60 حادثه 1200باشد، شدت حادثه، بدین ترتیب است:

معنای آن این است که در مدت یکسال، در ازاء هر هزار ساعت کار، یک روز تلف شده است ( که طبق روش آمریکائی 1053 روز از قرار هر یک میلیون ساعت کار می باشد.)

اگر تعداد ساعات کار سالانه هر کارگر تقریبا 2400 ساعت باشد تعداد روزهای تلف شده به وسیله هر کارگر 4/2 خواهد بود.

محاسبه شدت حادثه، هنگامی که حادثه باعث از کار افتادگی دائم و یا مرگ کارگر شود بسیار مشکل است. از لحاظ ثبت آماری در این موارد بارم یا ضرایبی کلی وجود دارد که تعداد روزهائی را که باید در مورد هر شکل از کار افتادگی در نظر گرفت، معین می سازد. حداکثر ضریب در مورد فوت بر طبق روش امریکا،6000روز و بر طبق کنفرانس بین المللی آمارگران 7500روز است.

فصل ششم

6- 1- بررسی کارگاه از لحاظ رعایت اصول کلی ایمنی و بهداشت

بدلیل عدم آموزش کافی پرسنل از عواقب و خطرات و همچنین بیماری های ناشی از عوامل آلوده کننده موجود در این واحد پرسنل اطلاعات کافی و در حد مطلوبی از عوارض ناشی از آلاینده ها ی محیطی ندارند به همین دلیل