پایان نامه رایگان با موضوع افراد مبتلا، خانواده ها، عوامل خطر

برخی از این مارکرها در آینده ای نزدیک، اهمیت فراوانی در درمان بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال پیدا کنند(8, 9).
1-2-2- علائم سرطان کولون
برخی علائم شامل تغییر در عادات روده، مشاهده خون در مدفوع، اسهال 17، یبوست 18، درد شدید 19 و نفخ شکم20، کاهش وزن بی دلیل، خستگی مفرط و استفراغ21 می باشد. این علائم ممکن است ناشی از سرطان کولون باشند یا به دلایل دیگر به وجود آمده باشند (1).
1-2-3- تشخیص و درمان سرطان کولورکتال
تا چندی پیش بهبود تکنیکهای جراحی، مهمترین جنبه در مدیریت بیماران سرطان کولورکتال به حساب می آمد. اخیرا کولونوسکوپی در تشخیص و درمان اندوسکوپیک سرطانهای اولیه کولورکتال و هم چنین پیشرفت تکنیکهای بیولوژی مولکولی نیز در مدیریت این بیماران تاثیر به سزایی داشته است(10, 11). آزمون خون در مدفوع، لمس مقعدی، پروکتوسکوپی، سیگموئیدوسکوپی، مطالعات رادیوگرافی مقایسه ای و سی تی اسکن از جمله تکنیکهای دیگری هستند که در تشخیص سرطان کولورکتال مورد استفاده قرار می گیرند(1).
1-2-4-عوامل خطر ساز22
برخی عواملی که تا کنون رابطه آنها با خطر ابتلا به سرطان به اثبات رسیده، شامل داشتن سن50سال یا بالاتر، کاهش در تحرک و مصرف سبزیجات، افزایش مصرف چربی و گوشت، کشیدن سیگار،داشتن تاریخچه خانوادگی سرطان کولون یا رکتوم، سابقه داشتن پولیپ در کولون، سابقه ابتلا به کولیت زخمی23و بیماری کرون24و برخی سندرمهای وراثتی مانند FAP25 وHNPCC26 هستند(12, 13).
1-2-5-غربالگری27 سرطان کولورکتال
غربالگری به منزله جستجوی سرطان قبل از بروز علایم آن )مثل تغییر در عادات روده یا دیدن خون در مدفوع) است. موفقیت درمان در این مرحله به مراتب بیشتر از زمانی است که سرطان گسترش پیدا کرده و عوارض بیماری ظاهر شده اند. یک آزمایش غربالگری مناسب باید به حد کافی حساس،اختصاصی، بی خطر، آسان و کم خرج باشد. به همین دلیل امروزه تعیین مارکرهای ژنتیکی سرطان کولورکتال درمدفوع یا بافت توموری به عنوان یکی از بهترین روش های غربالگری مورد استفاده قرار می گیرد (14, 15).
1-2-6-پیشگیری 28 از سرطان کولورکتال
هدف برنامه های پیشگیری، تشخیص و برداشت آسیبهای پیش سرطانی 29 یا آدنوماها و بنابراین جلوگیری از پیشرفت آنها به سمت سرطان است. پیشگیری شیمیایی 30 نیز با استفاده از برخی داروها و مکملها در مورد افرادی که به طور متوسط در معرض خطر هستند، ممکن است از گسترش سرطان کولورکتال جلوگیری نماید(15). آسپرین یک عامل محافظتی در برابر سرطان کولورکتال است(16, 17). استفاده از مکملهای اسید فولیک به مدت بیش از 15 سال تا 75 درصد نرخ سرطان را کاهش می هد . از آنجایی که فولات در سنتزDNA ضروری است، مقادیر کمتر آن باعث ناهنجاریهایی در سنتز یا ترمیم می شود (17, 18). کلسیم با اتصال به اسیدهای صفراوی در مجاری روده احتمالا اثر سرطان زایی آنها را خنثی می کند(18, 19).
1-2-7-پیش آگهی31
پیش آگهی مبتلایان به کارسینوم کولورکتال به عوامل زیر بستگی دارد:
1)وسعت گرفتاری روده و حضور یا عدم انتشار به گره های لنفاوی یا محلهای دوردست تر 32
2)تمایز بافت شناسی ضایعه33
3) تعیین سطح آنتی ژن کارسینوامبریونیک 34 در خون
4)سلامت عمومی بیمار
5)پیشینه فامیلی و وجود ژن یا ژنهای مستعد کننده
از میان این متغیرها، وسعت نئوپلاسم و ظرفیت متاستاز دهی آن از بیشترین اهمیت برخوردارند(20, 21).
1-2-8-تعیین مرحله تومور35
تجزیه و تحلیل پاتولوژیک مفید برای پیشگویی رفتار تومور و پیش آگهی، از طریق تعیین مرحله تومور صورت می گیرد. تا کنون سه سیستم اصلی برای مرحله بندی تومورهای کولورکتال طراحی شده است که شامل دوک، استلر کولر و سیستم TNM می باشند(22).
1-2-8-1-سیستم مرحله بندی دوک36
در سال 1932 ، سیستم تعیین مرحله دوک به عنوان یک سیستم ساده برای پیش گویی در مورد بیماران تحت درمان جراحی روده بزرگ طراحی شد.
اساس تقسیم بندی دوک دو معیار می باشد: انتشار محلی 37 و دخالت گره های لنفی38(23).
1-2-8-2-سیستم مرحله بندی آستلر-کولر 39
سیستم استلر- کولر، تغییر یافته سیستم دوک برای تعیین پیش آگهی می باشد. در این سیستم بیماران دارای متاستاز گره ای را به دو گروه تقسیم می کنند.
1)تومور به Muscularis Propria نفوذ کرده باشد: C1
2) تومور به آن سوی Muscularis Propria نفوذ کرده باشد: C2
برای این که تومور به گره های لنفی هجوم کند باید از لایه Muscularis Propria عبور کند. تومورها ابتدا به گره های لنفاوی که مستقیما در زیر محل اولیه تومور قرار دارند تهاجم می کنند. تومورهای ترشح کننده موسین خطر بیشتری دارند. زیرا موسین موجب افزایش تهاجم به رگها می شود.
به طور کلی، بدون توجه به مرحله، بقای 5 ساله، 35 درصد می باشد. بیشتر سرطان های کولورکتال به سیاهرگ باب کشیده شده و به کبد متاستاز می دهند، در حالی که سرطان های راست روده به سیاهرگ حفره قدامی 40 کشیده شده و به ریه متاستاز می دهند (22).
1-2-8-3-سیستم مرحله بندی41 TNM
سیستم TNM هم اکنون جایگزین سیستم دوک و سیستم اصلاح شده آن، استلر- کولر شده است. در این سیستم تقسیم بندی بر اساس ویژگی تومور اولیه(T) ، حالتهای دخالت گره ای (N) و متاستاز توموری (M) می باشد(22).
1-2-9-تعیین درجه بافتی42
آدنوکارسینوماها که اکثریت سرطان های کولورکتال را تشکیل می دهند معمولا به 3 درجه تقسیم می شوند.
1) کاملا تمایز یافته43 2) تمایز یافته متوسط44 3) کمی تمایز یافته45
جدیدا پیشنهاد شده است که سیستم دو درجه ای زیاد46 و کم47 استفاده شود.
-تومورهای کاملا تمایز یافته شامل غددی هستند که توسط سلولهای دارای قطبیت هسته ای48 مفروش شده است. مانند سلولهای پوشش آدنومی دیسپلازی ملایم.
سرطان های کم تمایز یافته اغلب شامل تومورهای توپر 49 بدون قطبیت هسته و دارای چند شکلی هسته ای 50 می باشند.
تومورهای تمایز یافته متوسط بین این دو حالت می باشند.
دسته اول و دوم را جزو تومورهای با درجه پایین و دسته سوم را جزو تومورهای با درجه بالا به حساب می آورند(22).
1-2-10-تاریخچه طبیعی سرطان کولورکتال
در کشورهای غربی تقریبا60 درصد سرطان های کولورکتال اولیه در رکتوم یا سیگموئید واقع شده اند. نیمی از 40 درصد باقیمانده نیز از سکوم نشئت می گیرند.
بیماران در زمان تشخیص به دو دسته تقسیم می شوند:
دسته اول، بیمارانی هستند که تومور منتشر و غیر قابل برداشتی را دارند. این بیماران پیش آگهی ضعیفی داشته و میانگین بقای آنها، 7 ماه است.
دسته دوم، آنهایی هستند که تحت برداشت تومور اولیه قرار می گیرند. علی رغم برداشت تومور، 50 درصد بیماران، غالبا در اثر متاستاز به کبد، در عرض 5 سال فوت می شوند(24).
تومورهای کولورکتال شامل محدوده ای از تومورهای خوش خیم تا سرطان های بدخیم هستند که غالبا از اپی تلیوم مشتق شده اند. پاتولوژیست ها آسیبها 51 را به سه دسته تقسیم می کنند:
1- پولیپهای 52 غیر نئوپلاستیک53
2- پولیپهای نئوپلاستیک (آدنوماها و پولیپهای آدنوماتوس54 )
3- سرطان ها
1-2-10-1-پولیپهای غیر نئوپلاستیک
پولیپهای غیر نئوپلاستیک شامل پولیپهای لمفوئید 55، التهابی 56، جوانی 57 و هایپرپلاستیک 58 هستد. اینها معمولا به عنوان پیش سازهای سرطان به حساب نمی آیند. اما نرخ ابتلا به این سرطان در خانواده هایی که سابقه پولیپ جوانی یا هیپرپلاستیک داشته اند، بالاتر است(25).
1-2-10-2-پولیپهای نئوپلاستیک
مطالعات اپیدمیولوژیکی نشان داده اند که تاریخچه شخصی آدنوماهای کولون خطر ابتلای فرد به سرطان کولون را افزایش می دهد(26).
1-2-10-3-سرطان ها
بیش از 95 درصد سرطان های کولورکتال کارسینوما و حدود95 درصد این کارسینوماها، آدنوکارسینوما هستند. پولیپهای آدنوماتوس، تومورهای خوش خیمی هستند که ممکن است به سمت بدخیمی تغییر شکل پیدا کنند. این تومورها از نظر بافت شناسی به سه دسته زیر تقسیم می شوند که به ترتیب درجه بدخیمی آنها افزایش می یابد:
1- آدنوم لوله ای59 2- آدنوم لوله ای- پرزی60 3- آدنوم پرزی61
به نظر می رسد که آدنوکارسینوماها از آدنوماها مشتق می شوند. زیرا وقتی بیماران مبتلا به آدنوما را تحت پیگرد قرار دهیم، خطر بروز سرطان در محل آدنوما، 25 درصد خواهد بود. هم چنین برداشت پولیپهای آدنوماتوس موجب کاهش شیوع سرطان کولورکتال می گردد. اندازه بزرگ، ظاهر پرزی شکل، و درجه دیسپلازی آدنوماها با قابلیت تغییر آنها به سرطان همراه است (27-29).(28)
سرطان کولورکتال را در دو دسته طبقه بندی می کنند:
1) تک گیر62
2) وراثتی
به طور کلی، تاریخچه خانوادگی سرطان کولون را می توان به2 دسته فامیلی و وراثتی تقسیم کرد:
1-2-10-3-1-سرطان کولورکتال فامیلی63
وجود سرطان کولورکتال در بیش از یک عضو خانواده ممکن است تصادفی و احتمالا به علت شیوه زندگی یا رژیم های تغذیه ای خاص باشد. در چنین مواردی هیچ تغییر ژنتیکی خاصی مرتبط با سرطان وجود ندارد(30).
1-2-10-3-2-سرطان کولورکتال وراثتی64
برخی افراد با جهش هایی درDNA خود به دنیا می آیند که باعث ایجاد سرطان های کولورکتال وراثتی می شود. در حدود 10 درصد تمام سرطان های کولون وراثتی بوده و به دلیل تغییرات ژنتیکی خاص بروز می کنند. بر خلاف سرطان های غیر وراثتی تک گیر که پس از 50 سالگی بروز می کنند، این نوع سرطان ها غالبا در افراد جوانتر اتفاق می افتند.
1-2-10-3-2-1-پولیپوز آدنوم فامیلی(FAP)
حدود 1 درصد تمام سرطان های کولون را شامل می شود(31). این سندرم اولین بار توسط لاکهارت- مومری65 در سال 1925 به عنوان یک صفت مندلی اتوزومال غالب توصیف شد. علت آن ایجاد جهش در لایه زایشی 66 در ژن سرکوبگر تومور 67 APC می باشد، که موجب غیر فعال شدن آن می شود. اولین سرنخ تعیین محل ژن APC با شناسایی بیمار مبتلا به سندرم گاردنر68 و عقب ماندگی ذهنی صورت گرفت که حذفی را در باند کروموزومی 5q21 نشان می داد. تحلیل پیوستگی69 خا نواده های دارای افراد مبتلا به FAP محل این ژن را در ناحیه 5q21 تعیین نمود(32). غالب بیماران FAP واجد یک جهش لایه زایشی و یک جهش سوماتیک در ژن APC هستند. اکثریت این جهش ها موجب کوتاه شدن محصول پروتئینی می شوند. در صورتی که نوع جهش لایه زایشی درAPC را بدانیم، می توانیم ماهیت جهش سوماتیک دوم را تعیین کنیم. خطر گسترشAPC غالبا به محل جهش وراثتی APC بستگی دارد(33).
بروز FAP،1 در 8000 تولد زنده میباشد. یک سوم موارد ناشی از جهش های خودبخودی می باشد،به طوریکه تاریخچه خانوادگیFAP ندارند. در این بیماران صدها تا هزاران آدنوم در سرتاسر کولورکتال پراکنده می باشند و به سرطان کولورکتال زودرس مبتلا می شوند. پولیپهای آدنوم می توانند در قسمتهای دیگر دستگاه گوارش نیز رشد کنند. اگرFAP بدون تظاهرات خارج کولونی باشد، به آن پولیپوز فامیلی و اگر به همراه تظاهرات خارج کولونی باشد،آن راسندرم گاردنر می گویند(34, 35).
1-2-10-3-2-2-سندرم کولورکتال غیر پولیپوز وراثتی70 (HNPCC) یا سندرم لینچ71
سندرمی با وراثت غالب اتوزومی است که درآن آدنوماها نسبت بهFAP کمترند و غالبا در سمت راست کولون واقع شده اند(36). اولین بار در سال 1913 دکتر آلفرد وارتین72استاد پاتولوژی دانشگاه میشیگان با بررسی خانواده خیاط خود به نام خانواده G این بیماری را توصیف کرد(37). در سال 1966، دکتر هنری لینچ73و همکارانش اهمیت تجمع فامیلی سرطان کولورکتال را به همراه تومورهای معده و آندومتر در دو نفر از بستگان یک فرد مبتلا به سرطان کولورکتال گزارش دادند و این اختلال را سندرم فامیلی یا CFS74 نامیدند. سپس این سندرم به نام HNPCC معروف شد. سرطان معد

مطلب مرتبط با این موضوع :  منابع پایان نامه با موضوعشبیه سازی، مدل مفهومی، عوامل کلیدی

دیدگاهتان را بنویسید