پایان نامه با موضوع نقش برجسته، ابراز وجود

ارتباطات حمایتگرانه کمک می کند. از دیگر عوامل موثر بر فضای مناسب حمایتگرانه جهت ارتباطات می توان از تساوی با دیگران یا مخاطبان یاد کرد. هر اندازه خود را از نظر رفتاری و پایگاه اجتماعی در تراز مخاطبان خود قرار داده و از نشان دادن برتری های خود به آنان پرهیز کنیم، در ایجاد فضای مناسب ارتباطات حمایتگرانه موفق تر خواهیم بود. از عوامل دیگر موثر بر فضای حمایتگرانه برای ارتباطات میان فردی می توان تردید و یا عدم جزمیت75 در برابر یقین و اطمینان76 را نام برد. هر اندازه ما در گفتار و نظرات خود جزمی تر بوده و با اطمینان غیر قابل تردید با مخاطب خود برخورد کنیم، فضا را برای ارتباطات حمایتگر نامناسب تر می کنیم. برعکس همواره میزانی از تردید و عدم یقین زمینه را برای ارتباطات حمایتگر مساعدتر می کند و به طرف مقابل این فرصت را می دهد که خود را نشان دهد و ارزیابی کند. (همان، 1374: 119)
د- مثبت گرایی77
مثبت گرایی در ارتباط میان فردی حداقل به سه جنبه یا عوامل مختلف تکیه دارد. اول، ارتباط میان فردی زمانی به درستی شکل می گیرد و پرورش پیدا می کند که احترام مثبت و معینی برای خویشتن در نظر داشته باشیم. فردی که احساس ناخوشایندی نسبت به خود دارد بی تردید این احساس ناخوشایند را به نحوی به دیگران منتقل می کند و در آنان نیز این احساس ناخوشایند و منفی را شکل می دهد. در مقابل کسانی که در مورد خود مثبت می اندیشند این احساس مثبت را به دیگران منتقل و آنان را وادار به مثبت پنداری می کنند.
دوم، ارتباطات میان فردی زمانی به درستی شکل می گیرد و به بالندگی خود نزدیک می شود که احساس خوشایند خود را نسبت به طرف مقابل به او منتقل می کنیم. (فرهنگی، 1374: 119-120)
سوم، یک احساس مثبت و خوشایند در مورد وضعیت عمومی حاکم بر ارتباطات، برای تعامل یا میان کنش اثر بخش بین دو یا چند نفر بسیار حیاتی و مهم است. چیزی ناخوشایندتر از رابطه یا ارتباط با کس یا کسانی نیست که از آن رابطه یا مبادله لذتی نبرند و یا اینکه پاسخ خوشایندی به عمل ارتباطی واقع شده ندهند. (همان، 1374: 120)

ه- تساوی78
افراد در حرفه های مختلف اغلب از نظر ارتباطی به نوعی خود فریبی و یا تظاهر کشیده می شوند. مثلاً یک مدیر عالی رتبه یا پزشک عالی قدر ممکن است گفتگو با یک فروشنده ساده را ارزشمند تلقی نکرده و فضای تساوی مناسب را برای او ایجاد نکند. یک متخصص برجسته کامپیوتر ممکن است گفتگو با یک مستخدم جزء را به صورت مساوی در سازمان مورد نظر خود بی ارزش تلقی کند. یک راننده کامیون ممکن است ارتباط مساوی با یک دانشمند را غیرممکن بداند. هر یک از افراد در موارد فوق از نظر ارتباطی ممکن است دچار نوعی خود فریبی و یا تظاهر شده باشند. همه آنها ممکن است در آن وضعیت این تصور را داشته باشند که از آن ارتباط چیزی به دست نمی آورند و برای اینکه چیزی بدست آورند باید با هم ترازان خود ارتباط داشته باشند. این نگرش بسیار زیان بار و خارج از معیارهای صحیح ارتباطی است. زیرا این نگرش موجب آن می شود که افراد نتوانند به یکدیگر نزدیک شده و از یکدیگر نکات فراوانی را فراگیرند. اکثر کسانی که از نظر ارتباطی از مهارت های بالایی برخوردارند درست بر عکس این نگرش رفتار می کنند. آنان اغلب از اطلاعات فراوانی بهره مند می شوند. (فرهنگی، 1374: 121-122)
2-1-14- تشابه با هم و تخالف با هم
پنج صفت ذکر شده برای اثربخشی ارتباطات میان فردی، کیفیت‏هایی آموختنی می‏باشند و از نظر اهمیتی که داشتند هر یک به طور مجزا مورد مطالعه قرار گرفتند.
در اینجا ما به دو مفهوم “تشابه با هم” یا “همانندی” و “تخالف با هم” می‏پردازیم. “تشابه با هم” در برگیرنده تشابه موجود از نظر ظاهری و شخصیتی بین طرفین ارتباط است، در حالی که “تخالف با هم” دلالت بر تفاوت موجود از جهات مختلف بین طرفین ارتباط دارد. تشابه و تفاوت ممکن است متکی به صفات متعددی باشد، مانند: سن، جنس، مذهب، تحصیلات، تمایلات سیاسی، پایگاه اجتماعی و اقتصادی و غیره.
باید متذکر شد که عموماً، تحقیقات بر این یافته استوارند که اثربخشی ارتباطات میان فردی در صورت وجود تشابه اعضاء با یکدیگر بیشتر است. برای مثال “جیمز مک کراسکی”، “کارل لارسون”، “مارک نپ” بر این باورند که ارتباط موثر بیشتر زمانی پدید می‏آید که طرفین ارتباط تشابه بیشتری با هم داشته باشند. هر اندازه آنها به هم شبیه‏تر باشند و یا ویژگی‏های مشابه بیشتری با یکدیگر داشته باشند. مفاهیم بیشتری را با یکدیگر در میان می‏گذارند و مفاهیم یکدیگر را بهتر درک می‏کنند. (همان، 1374: 122)

مطلب مرتبط با این موضوع :  دانلود پایان نامه دربارهآذربایجان شرقی، استان آذربایجان شرقی، طول فصل رشد، استان اصفهان

2-1-15- تأیید و عدم تأیید
شاید یکی از رضایت بخش ترین پاسخ هایی که ما از طرف مقابل ارتباط خود دریافت می داریم، تأیید کامل باشد، یا به گونه ای که “لی برگ” و “لارنس” تشریح کرده اند؛ “هر رفتاری که منتج به ارزشمندی بیشتر فرد از خود شود” در فراگرد ارتباطی موجب رضایت خاطر بیشتر فرد از آن می شود. تأیید برای هر فرد در زیست اجتماعی از ارزش بالایی برخوردار است. به گونه ای که “مارتین بوبر” نوشته است: در تمام سطوح جامعه انسانی، انسان ها یکدیگر را به روش های اجرایی و کم و بیش با توجه به توانایی ها و ظرفیت های شخصی خود، مورد تأیید قرار می دهند و ممکن است یک جامعه با کلمه انسان این گونه برخورد کرده و آن را در اندازه ای که افراد جامعه یکدیگر را تأیید می کنند، اطلاق کند.” به دیگر سخن، انسان آن گونه مطرح می شود که تأیید یا عدم تأیید دیگران را با خود به همراه می آورد.
شک نیست افرادی که در جام
عه انسانی خود مورد تأیید قرار نمی گیرند با توجه به شدت و ضعف آن، شدیداً احساس ناراحتی و یاس می کنند و پذیرش این پدیده برای آنها بسیار دشوار و گاه دردآور است. اگر این اتفاق یعنی عدم تأیید چندین بار رخ دهد به تدریج فرد دچار تردید نسبت به رفتارها و توانایی های خود شده، حالت یاس و درد او را به واکنش هایی خاص سوق می دهد. به ویژه اگر این عدم تأیید از سوی کسانی باشد که از برخی جهات برای فرد حایز ارزش و اهمیت بوده و در زندگی حرفه ای یا شخصی او نقش برجسته ای را ایفا کنند. (فرهنگی، 1374: 171)
پاسخ های تأییدکننده معمولاً پذیرش، حمایت و شناسایی طرف مقابل را در بر دارند و پاسخ های غیر تأیید کننده انکار و تضعیف و شناسایی فرد مقابل را به همراه خود دارند.
پژوهش “لی برگ” و “لارسن” در این زمینه دیگر منحصر به فرد نمی باشد و با توجه به اهمیت این موضوع در روابط بین اشخاص که امروزه از جهات مختلف مورد توجه دانشمندان علوم رفتاری و ارتباطات، مدیریت و غیره است، گسترش زایدالوصفی یافته، پژوهش های متعددی در رشته ها، دانشگاه ها و موسسات مختلف انجام پذیرفته است. یک بازنگری در پژوهش های انجام شده در “دانشگاه دنور”79 در سال های آخر دهه 1970 و تحقیقات “دانشگاه اوهایو”80 در سال های اول دهه 1980 مبین این واقعیت است که تأیید یا عدم تأیید یکی از مهم ترین، قابل توجه ترین و رایج ترین موضوعات ارتباط بین اشخاص در سال های اخیر است. بدون شک، این مقوله یکی از مهم ترین مقوله های ارتباطی است که مساله تأثیرگذاری و نفوذ در دیگران را مطرح می کند. از همین رو است که رشته های مختلف روانشناسی اجتماعی، علوم سیاسی، مدیریت و بازرگانی شدیداً به آن علاقه‎مندند و بدان از زوایای مختلف می نگرند.
در یک فراگرد مستمر ارتباطی، بدون شک هر انسانی گاه به پیام های تأیید کننده و زمانی به پیام های غیر تأییدکننده روی می آورد. حتی مثبت ترین انسان ها در فراگرد ارتباطی هرگز به ارسال پیام های تأیید کننده نمی پردازند. آنچه در ارتباطات موثر81 حائز اهمیت است، این است که بدانیم چه وقت باید پیام های تأییدکننده ارسال و چه زمان غیر تأیید کننده ارسال داریم. به عبارت بهتر، شرایط در این مورد بهترین راهنمای ما جهت ارسال پیام است. اما نکته ای قابل ذکر است؛ بررسی ها نشان می دهد اشخاصی که دارای مهارت های ارتباطی بالایی هستند، در بیشتر مواقع حتی در سخت ترین شرایط از پیام های تأیید کننده استفاده می کنند و با مهارت در فراگرد ارتباطی خود با دیگران از این پیام ها بیشتر بهره می جویند تا از پیام های غیر تأییدکننده. (فرهنگی، 1374: 174-175)
2-1-16- فراگرد ارتباط در مدل ارتباطی دیوید برلو
دیوید برلو در سال 1960 مدلی را طراحی کرد و در کتاب خود، ضمن چاپ تصویر این مدل به تفصیل درباره فراگرد ارتباطات انسانی توضیح داد.
مدل برلو حاوی چهار عنصر منبع، پیام، کانال و گیرنده است. منبع و گیرنده هر کدام دارای مهارت های ارتباطی، نگرش، دانش، سیستم های اجتماعی و فرهنگی هستند و پیام نیز به رمز، محتوا و نحوه و عناصر و ساخت تقسیم شده است. کانال شامل دیدن، شنیدن، لمس کردن، بوییدن و چشیدن است. او اجزای مدلش را به شرح زیر توصیف می کند. (محسنیان راد، 393)
الف- منبع – رمزگذار82
یک منبع ارتباط بعد از تعیین روشی که می خواهد با آن روی گیرنده اش تأثیر بگذارد، پیامی را به قصد تولید هدف مورد دلخواهش رمزگذاری می کند. حداقل چهار نوع عامل در منبع وجود دارد که می تواند صحت را افزایش دهد. آنها عبارتند از:
مهارت های ارتباطی
پنج نوع مهارت ارتباطی کلامی وجود دارد. دو نوع از آنها مهارت های رمز گذاری است. نوشتن و گفتن، دو نوع از آنها مهارت های رمز خوانی است. خواندن و شنیدن، پنجمین مهارت به فکر و یا تعقل مربوط می شود.
نگرش ها
الف- نگرش نسبت به خود
ب- نگرش نسبت به مطلب خود
ج- نگرش نسبت به گیرنده
سطح دانش
برلو در زمینه سطح دانش این سوال دیرینه را مطرح می کند: “آیا اگر یک معلم دانش کافی داشته باشد، دیگر نیازی به داشتن چیزی بیشتر برای موفقیت در تدریس ندارد و یا به عکس معلم نیاز به داشتن چیزی ندارد و مهم این است که او بداند چگونه آموزش دهد و تدریس کند. برلو پاسخ می دهد که معلم موفق، به هر دوی اینها نیاز دارد. چرا که یکی از این دو مهارت های ارتباطی و دیگری سطح دانش است.”

مطلب مرتبط با این موضوع :  منابع و ماخذ پایان نامهگیاه، میزان، سرما، گیری

موقعیت منبع در یک سیستم اجتماعی و فرهنگی
هیچ منبعی به عنوان یک فرد آزاد و بدون تأثیر از شرایطی که در یک سیستم اجتماعی – فرهنگی دارد نمی تواند ارتباط برقرار کند. بدیهی است که ما عوامل مشخص را در مورد منبع در نظر خواهیم گرفت؛ عواملی چون مهارت های ارتباطی او، نگرش های او و دانش او همه مورد نظر هستند. اما ما به بیش از اینها نیاز داریم. مثلاً ما نیاز داریم که بدانیم او در آن سیستم اجتماعی – فرهنگی چه جایگاهی دارد؟ چگونه عمل می کند؟ چه نقشی ایفا می کند؟ کارکردهایی که خواستار انجامش هست، پرستیژی که او در مقابل دیگران دارد، زمینه فرهنگی که او در آن ارتباط برقرار می کند و باورها و ارزش هایی که بر او حاکم است چیست؟ شکلهای رفتاری مورد قبول و شکل های رفتاری غیر قابل قبول در فرهنگ او کدام است؟ نیاز داریم که درباره انتظارات شخصی او و انتظارات دیگران درباره او آگاه شویم.
تمام گروه هایی که منبع وابسته به آن است؛ تمام ارزش ها و استانداردی که او آموخته است با ادراک او از جایگاهش در دنیا و موقعیت طبقاتی او در اجتماعی که به آن وابسته است همه و همه در رفتارهای ارتباط
ی منبع تأثیر دارند.
افراد وابسته به طبقات اجتماعی گوناگون به طور متفاوت ارتباط برقرار می کنند. افرادی با زمینه های فرهنگی گوناگون نیز از شیوه های ارتباطی متفاوتی برخوردارند. سیستم های اجتماعی – فرهنگی به طور نسبی عوامل تعیین کننده موارد زیر هستند. انتخاب کلماتی که افراد به کار می برند؛ هدف هایی که برای ارتباط دارند؛ معنی هایی که برای یک کلمه در نظر می گیرند؛ گیرندگانی که انتخاب می کنند و کانال هایی که برای انواع پیام ها برمی گزینند همه به سیستم های اجتماعی – فرهنگی وابسته است. (محسنیان راد، 400-403)

مطلب مرتبط با این موضوع :  پایان نامه ارشد درموردبهبود عملکرد، عملکرد سازمان، آموزش کارکنان، عصر اطلاعات

ب-گیرنده- رمزخوان
برلو در مورد این جزء از مدل خود می نویسد: “شخصی که در یک سوی فراگرد ارتباط قرار دارد با شخصی که در سوی دیگر این فراگرد ایستاده است از نظر عواملی که ذکر شد تفاوتی ندارد. وقتی ما با ارتباط درون شخصی روبه رو هستیم، فرستنده و گیرنده هر دو یکی هستند.”
اگر گیرنده توانایی گوش کردن، خواندن و فکر کردن را نداشته باشد قادر به دریافت و رمزخوانی پیام که از سوی منبع – رمزگذار به او منتقل می شود نخواهد بود. به همان ترتیب گیرنده – رمزخوان تحت تأثیر نگرش خود به رمزخوانی یک پیام می پردازد و با نگرش خود نسبت به خویشتن، به منبع و محتوای پیام است که رمزخوانی می کند.
وقتی یک منبع رمزهایی را برای پیام خود انتخاب می کند باید رمزی را برگزیند که برای گیرنده شناخته شده باشد. به همین ترتیب وقتی محتوایی را برای هدف مورد نظر خود انتخاب می کند او باید از محتوایی استفاده کند که برای گیرنده معنی دار باشد. (محسنیان راد، 405-406)
ج- پیام
سومین جزء از مدل برلو پیام است که به رمز، محتوا و نحوه ارائه تقسیم می شود.
د- کانال
به طور خلاصه کانال ارتباطی را می توانیم به طور فیزیولوژیکی چنین تعریف کنیم که حس هایی است که رمزخوان-گیرنده می تواند یک پیامی را که از سوی یک منبع-رمزگذار، رمزگذاری و منتقل شده است درک کند. در واقع کانال یک سازوکار حسی چون شنیدن، دیدن، لمس کردن و غیره است. (همان، 409)
2-1-17- نقش ارتباطات انسانی در سازمان ها
یکی از مباحث جدی سازمان ها، موضوع روابط انسانی و بررسی تأثیرات و ابعاد آن می باشد. مناسبات انسانی اعضاء کارکردهای سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد و بخش قابل توجهی از وقت مدیریت هر مجموعه صرف اداره این مناسبات خواهد شد. (دانش فرد، 1384، 7)
ما اکنون در دنیایی زندگی می کنیم که ارتباطات انسانی اصل و اساس زندگی اجتماعی می باشد. به همین علت به این دنیای ما دنیای ارتباطات می گویند. اگر افراد از مهارت های ارتباطی مناسب برخوردار نباشند در بسیاری از جنبه های زندگی دچار مشکل خواهند شد. چگونگی ارتباط ما با افرادی که با آنها ارتباط داریم و زندگی می کنیم بخش مهمی از توانایی روابط بین فردی ما را تشکیل می دهد. به طوری که افرادی که از مهارت های ارتباطی ضعیفی برخوردار باشند، کمتر مورد پذیرش اطرافیان خود قرار می گیرند و مشکلات بیشتری خواهند داشت. افراد از طریق برقراری ارتباط دوستانه قادر خواهند بود که احساسات و عواطف خود را به دیگران ابراز کنند. برقراری ارتباط صمیمانه با دیگران تنها از طریق حرف زدن حاصل نمی شود، بلکه این مهم با خوب گوش کردن، احترام گذاشتن، مشارکت، ابراز وجود و غیره میسر خواهد شد. هر اندازه اهمیت سخن بیشتر باشد و

دیدگاهتان را بنویسید