پایان نامه با موضوع ناخودآگاه

هنری است که آدمی به وسیله آن بر دیگران تأثیر می‌گذارد. دیگران را ترغیب و اقناع می‌کند و همواره در مراودات اجتماعی به کار می برد.
در اولین لحظه برقراری ارتباط، شما با سلام و یا احوالپرسی قدرت بیان خود را نشان می‌دهید. اینکه چقدر با صلابت سلام کنید یا از روی ترس یا ناراحتی و یا چیز دیگری، وضعیت روحی شما را نشان می‌دهد.
گفتن در بین مهارت های چهارگانه بیشترین کاربرد را دارد و برای برقراری ارتباط مهم تلقی می‌شود. لذا بایستی در هنگام سخن گفتن و یا سخنرانی نکاتی را رعایت کنیم.
– خوب گوش کردن، ما را برای بهتر گفتن آماده می‌کند.
– مطالعه کردن به ما فرصت می‌دهد تا حرفی برای گفتن داشته باشیم.
– درباره آنچه اطلاعات نداریم، اظهار نظر و صحبت نکنیم.
– از به کار بردن کلماتی که معنای آن را نمی‌دانیم، خودداری کنیم.
– به جز در آغاز ارتباط سعی کنید اگر از شما پرسش نشد، درباره خودتان سخن نگویید.
– هنگام گفت و گو به دیگران نیز فرصت گفتن بدهید.
– درباره آنچه علاقمند هستید و اطلاعات دارید، صحبت کنید.
– سعی کنید از نظرات بزرگان، هنگام سخن گفتن نقل و قول کنید.
– در سخن گفتن از دیگران تقلید نکنید. (همان 1390، 46)

ب- شنیدن
سرچشمه بسیاری از مشکلات روزمره، عدم توجه به سخنان دیگران است. چرا که بسیاری اوقات بدون اینکه بدانیم دیگری درباره چه چیزی سخن خواهد گفت فکر می‌کنیم، همه چیز را می‌دانیم.
اندیشمندان بزرگ بر این باورند که (دو باید شنید و یکی باید گفت) از طرفی کسانی که خودشان را علم کل می‌دانند، اهمیت و ارزشی برای شنیدن قائل نیستند. در حالی که “شنیدن، بهره‌مندی از دانایی تمامی افرادی است که با آنان زندگی می‌کنیم”. حال چگونه از این مهارت بهتر و بیشتر بهره‌مند شویم:
– بپذیریم که دیگران حق حرف زدن و حرفی برای گفتن دارند.
– از قطع کردن حرف دیگران خودداری کنیم.
– همواره سعی کنید، فقط به حرف یک گوینده گوش فرا دهید.
– شنونده فعالی باشید، یعنی آنچه را که گوینده درست می‌گوید، تأیید نمایید.
– اگر ابهامی درباره سخنان گوینده دارید، سئوال کنید.
– برای کودکان و نوجوانان خیلی مهم است که والدین آنان به سخنانشان گوش دهند.
– گوش دادن، یعنی اینکه برای دیگران و حرف آنان احترام قائل هستید. (شاه محمدی 1390،47)
ج- خواندن
خواندن سومین مهارت ارتباطی است که به طور طبیعی آدمیان از شش سالگی آن را شروع می‌کنند، توانایی خواندن امتیازی است که انسان ها را به دو دسته باسواد و بی سواد تقسیم می‌نماید و مهارتی است که این فرصت را ایجاد می‌کند تا ما بتوانیم از اندیشه‌های انسان های بزرگ که عمدتاً مکتوب است، بهره‌مند شویم.
واقعیت این است که ما چیزی درباره روش صحیح خواندن و مطالعه نمی‌دانیم و متأسفانه در مراکز آموزشی هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن به ما نیاموخته‌اند. با این حال نکات مهمی است که به ما کمک می‌کند تا با درست خواندن به سوی یکی از اساسی‌ترین نمادهای خودشکوفایی یعنی نوشتن حرکت کنیم.
– هر کس، هر مطلب یا هر موضوعی را وقتی برای دومین بار می‌خواند بهتر و عمیق‌‌تر درک می‌کند. بنابراین تکرار در مطالعه ابزاری مهم در یادگیری است.
– برای مطالعه فعال، نوشتن نکات مهم در حین خواندن ضروری است. خواندن بدون یادداشت برداری علت مهم فراموشی است.
– خواندن با خط کشیدن زیر نکات مهم، حاشیه نوشتن، خلاصه‌نویسی و یادآوری دوام می‌یابد. حتماً باید در حال مطالعه خلاصه برداری کنید.
– پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید.
– حداکثر زمانی که افراد می‌توانند فکر خود را برای مطالعه روی موضوعی متمرکز کنند 30 دقیقه است پس ازمطالعه 10 دقیقه استراحت کنید.
– پژوهشگران ثابت کرده‌اند اگر 30 درصد وقت خود را به خواندن و هفتاد درصد دیگر را به یادآوری اختصاص دهید، بسیار مفیدتر از آن است که تمام وقت خود را به خواندن بگذرانید.
– بهتر است پس از مطالعه، مطالب را به زبان خودتان بازگو نمایید. خواننده باید آنچه را می‌خواند، بفهمد. (شاه محمدی 1390، 48)
د- نوشتن
زبان و خط عمده‌ترین شیوه‌های ارتباط کلامی است و انسان ها برای بیان احساسات بیشتر، از زبان و برای ابراز افکار عمدتاً از خط یاری می‌طلبند. توسعه علمی جهان نیز مدیون اختراع چاپ است که به تکثیر و توسعه افکار و نوشته‌های آدمیان انجامیده است.
اگرچه خوب نوشتن کار دشواری است و نوشتن سخت ترین مهارت ارتباطی است؛ اما چگونه بهتر بنویسیم:
– مدت کوتاهی قبل از آغاز نوشتن، درباره موضوع فکر کنید.
– نوشته کوتاه حداقل باید از سه بخش “مقدمه، متن و نتیجه” تشکیل شود.
– نوشته بلند حداقل بایستی دارای پنج بخش “تیتر، مقدمه، متن، نتیجه و منبع” باشد.
– برای خوب نوشتن به طور گسترده مطالعه کنید.
– غلط انشایی و یا املایی در نوشته تأثیر شگرف بر خواننده دارد.
– از نوشتن کلماتی که معنای آن را نمی‌دانید، خودداری کنید.
– دقت کنید نوشته‌ها از گفته‌ها تأثیر جدی‌تر و ماندگارتری بر دیگران می‌گذارد.
– همیشه بایستی متن نوشته پس از اتمام نوشتن و قبل از ارسال به گیرنده یک بار خوانده شود. (همان 1390، 48)

مطلب مرتبط با این موضوع :  منابع پایان نامه ارشد درموردمواد مخدر، خانواده گسترده، امام رضا (ع)، ضرب و جرح

2-2- مروری بر ادبیات نظری
2-2-1- نظریه های ارتباطات انسانی
دیدگاه های مختلفی در خصوص ارتباطات انسانی وجود دارد. بر این اساس نظریه های مختلفی نیز در این خصوص توسط اندیشمندان حوزه های م
ختلف علوم انسانی ارائه شده است که در این بخش، به تعداد محدودی که کاربرد بیشتری در ارتباطات موثر دارند، اشاره می شود. (همان 1390، 50)

1- نظریه نفوذ اجتماعی
نظریه نفوذ اجتماعی توسط “آلتمن” و “تایلر” ارائه شده است. بر اساس این نظریه؛ صمیمیت میان افراد به تدریج شکل می گیرد، در اثر مرور زمان افزایش پیدا می کند، از حالت تصنعی و مصنوعی خارج می شود و در رفتارهای واقعی طرفین ارتباط نسبت به هم بروز می یابد. افزایش این صمیمیت، نفوذ بیشتر افراد در هم و نزدیکی بیشتر میان آنها را به دنبال دارد. در نهایت افزایش نزدیکی میان افراد، به شناخت دقیق تر آنها از یکدیگر می انجامد. در این شرایط افراد به کوچکترین نشانه های رفتاری طرف مقابل واکنش نشان می دهند.
گفتنی است افزایش صمیمیت بیش از هرچیز، از طریق خود افشاگری (خودگشودگی) حاصل می شود. به مثالی در این خصوص توجه کنید: خانواده الف و ب، به تازگی به ساختمانی جدید اسباب کشی کرده اند. علی و امیر دو پسر این دو خانواده هستند، هردو هم سن و سال می باشند و در یک مدرسه نزدیک به منزل شان ثبت نام کرده اند. همزمان با آغاز سال تحصیلی با هم آشنا می شوند. آنها هر روز صبح یکدیگر را در راه پله های ساختمان می بینند، به روی هم می خندند و سلام می کنند. رابطه آنها مدتی در همین حد باقی می ماند تا اینکه روزی به پیشنهاد علی با هم به مدرسه می روند و در طول مسیر درباره مدرسه با هم حرف می زنند.
بعد از مدتی قرار می گذارند با هم به مدرسه بروند، رابطه آنها مدتی در همین سطح می ماند، اما شش ماه بعد آنها به دوستانی صمیمی بدل شده اند که به منزل یکدیگر رفت و آمد دارند و داستان روابط خانوادگی و خصوصی ترین خاطرات خود را با هم در میان می گذارند. صمیمیت آنها طی یک سال تحصیلی، روز به روز افزایش می یابد. (شاه محمدی 1390، 50)
2- نظریه تقلیل یا کاهش بی ثباتی
بر اساس این نظریه افراد به هنگام مواجهه با یکدیگر و از زمان شروع ارتباط سعی می کنند خود را به طرف دیگر رابطه اثبات کنند و برای رسیدن به این هدف انواع مهارت های ارتباطی نظیر ارتباط کلامی، ارتباط غیرکلامی، خود افشایی و… را به کار می گیرند. هرچه رابطه از مجرای این مهارت ها عمق بیشتری بیابد، بی ثباتی در رابطه کاهش می یابد. یعنی افراد با جرات بیشتری به هم اطمینان می کنند. به عبارت دیگر میزان استفاده از مهارت های ارتباطی با میزان ثبات ارتباط، رابطه عکس دارد. چنانچه نوع رابطه در نخستین گام برقراری ارتباط به گونه ای دقیق و روشن، تعریف شود، بی ثباتی رابطه هرگز ایجاد نمی شود.
به این مثال توجه کنید: فرید پسری خجالتی است و به همین دلیل به هنگام مواجهه با افراد جدید برای برقراری ارتباط پیشقدم نمی شود. او که به تازگی در یکی از دبیرستان های نزدیک منزل شان ثبت نام کرده، مواقع بیکاری در مدرسه تنها است و دوستی ندارد. علی و دو نفر دیگر از دوستانش در کلاس، جلوی فرید می نشینند. آنها که از دبستان در یک مدرسه درس خوانده اند، رابطه ای نزدیک با یکدیگر دارند و چندین بار تلاش کرده اند که با فرید طرح دوستی بریزند، اما هربار به دلیل امتناع فرید، موفق نشدند. فرید هیچگاه به پیشنهادهای غیرمستقیم آنها جواب مستقیمی نداد، اما هر بار ناخواسته به گونه ای رفتار کرد که علی و دوستانش فکر کردند، او آدمی خودخواه و متکبر است.
پس از دو ماه از آغاز سال تحصیلی فرید کم کم به علی نزدیک شد و سعی کرد به او بفهماند آدم خودخواهی نیست. او در باره خود و خانواده اش، با دوستان جدیدش صحبت کرد و بخشی از اطلاعات شخصی اش را به آنها انتقال داد. در نهایت، علی با توجه به شناختی که از فرید به دست آورد، به این نتیجه رسید که گوشه گیری های او تنها به دلیل خجالتی بودنش است و ربطی به خودخواهی و دیگر صفات ناپسند ندارد. (شاه محمدی 1390، 51)
3- نظریه تعاملی
نظام خانواده یکی از پایدارترین نظام های اجتماعی است. بنابراین، می توان گفت روابط حاکم میان اعضای خانواده نیز روابطی مستحکم است و در برابر تغییرات مقاومت بسیاری دارد. بسیاری بر این باورند که این روند به ویژه در خانواده هایی که بر اساس اصول و ارزش های سنتی شکل گرفته اند، بیشتر است. با این وجود زمانی که افراد یک خانواده سنتی در معرض روابطی مستحکم خارج از محیط خانواده قرار می گیرند، نظام خانواده با تغییر مواجه می شود.
به مثالی در این خصوص توجه کنید: رضا در خانواده ای متدین زندگی می کند، پدرش در بازار فرش فروش ها حجره دارد و همچنین در خانه ای بزرگ، با حیاطی وسیع زندگی می کنند که توسط جد پدری رضا ساخته شده است. خواهرهای رضا بر اساس تفکر غالبی که بر خانواده آنها حاکم است، پس از اخذ دیپلم خانه نشین شده اند و فقط او به عنوان تنها پسر خانواده اجازه تحصیل داشت. به این شرط که پس از اتمام دانشگاه شغل موروثی خانواده، یعنی فرش فروشی را ادامه دهد.
او که تحت تأثیر آموزه های خانوادگی برای پدر احترامی بسیار قایل بود و بدون اجازه او تصمیمی نمی گرفت و کاری انجام نمی داد، از مدتی پیش، عضو گروه دانشجویی در دانشگاه شده و به منظور انجام مسئولیت هایی که برعهده اش است، نمی تواند مانند گذشته در خانواده حضور داشته باشد. رضا تحت تأثیر نشست هایی که در گروه برگزار می شود، به این نتیجه رسیده که باید درسش را ادامه دهد و در زمینه مرتبط با رشته تحصیلی اش مشغول شود. اندیشه های جدید رضا که در تقابل با ارزش ها و اصول خانواده قرار دارد، کم کم او را از محیط خانواده دور می سازد. (شاه محمدی 1390، 52)
4
– نظریه جدل رابطه ای
انسان ها از لحظه ای که به جمع دیگران وارد می شوند (به عبارتی می توان گفت از زمانی که پا به عرصه زندگی می گذارند) در حال برقراری ارتباط و کنش و واکنش های ارتباطی هستند. گاهی خود آغازکننده هستند و گاهی در معرض ارتباطی قرار می گیرند که از سوی دیگری جریان گرفته است. به هر حال، در هر یک از این شرایط کوشش هایی می کنند تا رابطه را به سویی که دوست دارند، هدایت کنند. این کوشش ها از تجربه های پیشین افراد که در جریان روابطی دیگر کسب شده است، نشأت می گیرد.
به عبارت دیگر می توان گفت بر اساس این نظریه انسان ها در تلاشی مدام، در حال جدال با روابط گوناگون هستند، گاهی در این جدال ارتباطی پیروزند و گاهی هم شکست می خورند.
به مثالی در این خصوص توجه کنید: نظر فرزانه درباره خود اینگونه است؛ من دختر زشتی هستم و شیوه برخوردم با دیگران به گونه ای است که آنها را جذب نمی کنم. به همین دلیل است که در مدرسه دوستان زیادی ندارم.
او بر اساس این برداشت از خودش، تصمیم می گیرد راهی را بیابد که به وسیله آن، برتری خود را به دیگران اثبات کند. نتیجه جست و جوی او، کسب علم و دانش است. فرزانه به این نتیجه رسیده: درحالی که از زیبایی بهره چندانی ندارم و مهارت های ارتباطی را نمی دانم و نمی توانم افراد را به خود جذب کنم، باید در رشته مورد علاقه ام که تاریخ است تا حدی مطالعه داشته باشم که در میان اطرافیان به عنوان فردی آگاه شناخته شوم و بتوانم با تکیه بر دانسته ها و محفوظاتم به دیگران نزدیک شوم و با آنها ارتباط برقرار کنم.
فرزانه که مانند هر انسان دیگری به تفریح، تماشای فیلم، معاشرت با دوستان، موسیقی و غیره نیازمند است، در جدالی مداوم با خود می کوشد از همه چیز چشم پوشی کند، تا با مطالعه کتاب های بیشتر و معاشرت با استادانی که سال ها از او بزرگتر هستند، بر هم دوره ای هایش پیشی بگیرد و به عنوان مورخی توانا در مرکز توجه دیگران باشد. (همان 1390، 53)
5- نظریه احتمال شرح و بسط
براساس این نظریه قانع کردن افراد در جریان برقراری ارتباط با آنها تنها در صورتی محقق می شود که پیام بدون ترغیب و تشویق، اجبار و تنها با تکیه بر تجزیه و تحلیل، شرح و بسط ویژگی های آن، در اختیار گیرنده قرار گیرد. تجربه ثابت کرده است، زمانی که فرستنده با بیطرفی سعی در انتقال مفهومی دارد، تغییر نگرش آسان تر صورت می گیرد تا زمانی که با ادله و دلایل شخصی می کوشد مخاطب تحت تسلط افکار خود یا گروهی خاص درآورد.
به این مثال توجه کنید: آقای فریدی و آقای درسایی از معتمدین یک منطقه در شهر هستند، مشکلات زندگی همسایه ها را حل می کنند، گاهی که درگیری مختصری در محل روی می دهد، دست به کار می شوند و پیش از رسیدن پلیس قائله را خاتمه می دهند.
با این وجود صحبت های آقای درسایی بیش از آقای فریدی مورد توجه مردم قرار می گیرد. اهالی محل به طور ناخودآگاه برای حل مسایل و مشکلاتشان ابتدا سراغ آقای درسایی می روند و در صورتی که او نباشد یا مشکلی داشته باشد، مسایل خود را برای آقای فریدی بازگو می کنند. مهم ترین دلیل این است که آقای درسایی به هنگام حل مشکلات مردم، کاملاً بی طرف است و به گونه ای صحبت می کند که باعث برانگیختن حساسیت دیگران نمی شود.
زمانی که به درستی راه حلی اعتقاد دارد، دیگران را به به کار بستن آن راه حل مجبور نمی کند، بلکه می کوشد روش مد

مطلب مرتبط با این موضوع :  دانلود پایان نامه دربارهمشارکت مردم، اعتماد به سازمان، اعتماد متقابل، مفهوم وجود

دیدگاهتان را بنویسید