نوآوری، مکمل، مداری، -، تحقیقی، “

، جایگزینی و نوآوری مدل کسب و کار را در پیش گرفته باشد ، فرایند نوآوری مدل کسب وکار پایدار راخواهیم داشت . اگر مدل کسب و کار را به مثابه جوابی برای سه سؤال “به تولید چه چیز بپردازیم ؛ برای چه کسی تولید کنیم ؛ چگونه از طریق خلق ارزش به خلق پول بپردازیم” بدانیم ، کلید موفقیت در نوآوری مدل کسب وکار ، ایجاد پیوندی مناسب مابین این سه جزء می باشد ، به صورتیکه تغییرات در این سه بعد بر یکدیگرتأثیرگذاشته و قابلیتها و روابط بین اجزای شرکت منجر به ایجاد و تقویت جایگاه ارزشی و سودآوری عملکرد شده و درنهایت به دستیابی به مزیت رقابتی کمک می نماید. جانسون ( 2010 ) نیز بایک رویکرد ترکیبی ، کلید نوآوری مدل کسب وکار را در انتخاب اجزای سازنده مدل کسب وکار و ایجاد پیوندی بین چهار بخش ارزش پیشنهادی به مشتری ، فرمول سودآوری ، فرایندهای کلیدی و منابع کلیدی می داند. با درجات مختلفی می توان به نوآوری مدل کسب و کار همت گمارد. میشل و کلس (2003 ) چهار درجه از مدل کسب وکار را به شرح زیر بر می شمارند : (منطقی ، 1392،ص 48)
– تعدیل،تنظیم وتطبیق مدل کسب وکار ؛
– اقتباس و اتخاذ مدل کسب وکار ؛
– بهبود،به سازی ، تکامل مدل کسب وکار ؛
– طراحی مجدد ، باز طراحی مدل کسب وکار.
میشل و کلس ( 2003 ) توجه به موارد زیر را در دستیابی به نوآوری پایدار مدل کسب وکار سودمند می دانند: – مدیران اجرایی می بایستی چشم اندازی غیر قابل تغییر از نحوه برآورد نیازهای مشتری و خواستهای سهام داران که بتواند پذیرای تغییر در مدل کسب و کار باشد ، ارائه کنند؛
– راه دیگر برای نوآور بودن تخصص وکارشناسانه بودن است؛
– مدیران باید مدل کسب وکار خود را بانیروهای غیر قابل مقاومت با راههای منعطف منطبق سازند؛
– مدیران نیازمند خلق راه و فرایندهایی برای بهبود و نوآوری مدل کسب و کار خود هستند .
یکی از انواع مدلهای نوآوری مدل کسب وکار ، توسط جیسن ، برمن ، بلوبلیتز ( 2007 ) ارائه شده است. آنها با مطالعه 35 شرکت برتر دنیا که از نوآوران موفق در مدلهای کسب وکار به شمار می آمدند ، توانستند مدلهای نوآوری را در سه طبقه مدل صنعت ،مدل درآمد ومدل شرکت طبقه بندی نمایند . (منطقی ، 1392،ص 49)
مدل صنعت: این مدل به نوآوری “زنجیره ارزش صنعت” می پردازد. این عمل با حرکت افقی به سمت صنایع جدید ، باز تعریف صنایع فعلی از طریق کاهش واسطه ها و ارتباط مستقیم با مشتریان و در نهایت از طریق کشف صنایع جدید و بخشهای جدیدی از صنعت صورت می پذیرد.
مدل درآمد: این مدل به نوآوری در روشهای قیمت گذاری و چگونگی خلق در آمد از طریق پیکربندی مجدد ارزش پیشنهادی می پردازد.
مدل شرکت: نوآوری در ساختار شرکت و نقشی که سازمان در زنجیره ارزش برعهده دارد. این مدل ، تغییردرگستره ارتباطات و مرزهای شرکت را در برمی گیرد. تمام مدلهای کسب وکار جدید ، به صورت تغییراتی اعمال شده در زنجیره ارزش عمومی کسب وکار هستند. امکان نوآوری در هریک از مؤلفه هایی مدل کسب و کار وجود دارد. پساز شناسایی حوزه های مربوط به تصمیم گیری راهبردی و گزینه های موجود در هر یک ، انتخابها مشخص می شوند. از این طریق ،کل مجموعه را می توان جهت اطمینان از این که روابط علت و معلولی ضمنی ، منطقی بوده و انتخابها به صورت متقابل سازگاری حمایتی و درونی دارند آزمایش و تجزیه و تحلیل نمود (منطقی ، 1392،ص49) .
2-3-6 )الگوهای کسب وکار کارایی محور
شرکتهایی با طرح الگوی کسب وکار کارایی محور قصد افزایش بهره وری معامله در بین شرکای الگوی کسب وکار و کاهش هزینه های معامله را دارند. چندین راه برای کاهش هزینه های معامله و در نتیجه ایجاد ارزشی قابل توجه وجود دارد. 1) با اجتناب و یا کاهش هزینه های معامله موجود برای شرکت مرکزی و شرکای آن 2) با کاهش پیچیدگی معامله 3) با کاهش بلاتکلیفی یا عدم تقارن در میان شرکاء از طریق افزایش شفافیت . 4) با کاهش هزینه های هماهنگی و ریسک های معامله .
تئوری علم اقتصاد هزینه معامله، زیر بنای اصلی موضوع طرح الگوی کسب وکار کارایی محور را تشکیل می دهد . این تئوری اساسی سازماندهی شده دارد و هزینه های مدیریت این معاملات را مورد توجه قرار می دهد . هزینه های معامله انواع مختلف هزینه ها از جمله هزینه های تحقیق، هزینه های انعقاد قرار داد ، هزینه های کنترل، و هزینه های اجرایی را شامل می شود . هزینه های تحقیق هزینه های مربوط به جمع آوری اطلاعات برای شناسایی و ارزیابی شرکای معامله احتمالی هستند . هزینه های انعقاد قرار داد شامل هزینه ها برای مذاکره و نوشتن توافق نامه با شرکای معامله است. هزینه های کنترل به هزینه های مربوط به کنترل توافق نامه گفته می شود و به منظور حصول اطمینان از آن است که هر یک از طرفین معامله از مقدمات معاملاتی آگاهی کامل دارند و در نهایت هزینه های اجرایی شامل هزینه های مربوط به بعد از خرید و مجازات طرف معامله ایست که به مقدمات عمل نکرده است.توجه به این نکته مهم است که طرح الگوی کسب وکار کارایی محور به فعالیتهای شرکت به منظور کاهش هزینه های معاملات از طریق الگوی تجارت شرکت اشاره دارد. این فعالیتها می تواند شامل پیگیری و ردیابی باشد، ابزاری که خدمات بسته نظیر DHL یا UPS بر مشتریان خود پیشنهاد می دهند. این ابزار به شفافیت معامله کمک می کند چون هر دو طرف فرستنده وگیرنده می توانند مسیر بسته پستی را به وسیله خدمات بسته برای کاهش هزینه های تولید شده الگوی کسب وکار نیستند و بنابراین از دایره الگوی کسب وکار حذف می شوند. همانطور که ذکر شد الگوی کسب وکار کارایی محور با کاهش پیچیدگی ، بلاتکلیفی و یا عدم تقارن در بین شرکای الگوی کسب وکار و بوسیله کاهش هزینه های هماهنگی و ریسک های معامله ارزش ایجاد می کند( برتل ، 2012 ، ص 87) .
مدل مبتنی بر کارایی : به دنبال کاهش هزینه های عملیاتی و افزایش سرعت در عرضه کالا یا خدمت است. هدف آن ایجاد ارزش از طریق افزایش کارایی عملیاتی است. این مدل بیشتر متکی بر نظریه مبادله – هزینه اقتصادی است. مدلهای کسب وکارمبتنی برکارایی می تواند هم در بازار های سنتی و هم در بازارهای مجازی مطرح باشد. در بازارهای مجازی ازطریق کاهش عدم تقارن اطلاعات در بین خریداران و فروشندگان در عرضه اطلاعات به روز و جامع ، افزایش سرعت و تسهیل اطلاعاتی که از طریق اینترنت به طور مناسب و آسان می تواند انتقال پیدا کند ، هزینه های جست و جو وچانه زنی مشتریان کاهش می یابد ( آمیت و زات ، 2001 ، ص502). همچنین ، این مدل می تواند انتخاب گسترده ای در سطح پایینتری از هزینه ها را با کاهش هزینه های توزیع ، مدیریت موجودی اثر بخش، ساده سازی مبادله ها ، زنجیره عرضه مؤثر و کارآمد ، بهره مندی از صرفه های ناشی از مقیاس و افزایش سرعت فرایند مبادله برای مشتریان و فروشندگان فراهم می کند.مدلهای کسب و کار مبتنی بر کارایی ، به دنبال سازماندهی مجدد فعالیتها در جهت کاهش هزینه های مبادله هستند( آمیت و زات ، 2008 ،ص16 ) بنابراین، منبع خلق ارزش در چنین مدلهایی، اصلاح و بهبود فعالیتها و فرایندهای داخلی سازمان است.
مدل مبتنی بر مکمل سازی: مبتنی بر رویکرد مبتنی بر منابع است و هدف آن، ایجاد ارزشهای مکمل است. در واقع به دنبال آن است که مجموعه کالاها یا خدماتی را برای مشتریان خود فراهم آورد که مجموعه آن ، دارای ارزش بیشتری از هر یک از آن محصولها به صورت جداگانه باشد. این محصولها ممکن است که مکمل سازهای عمودی (خدمات پس ازفروش) یا مکمل سازهای افقی باشد. همچنین امکان دارد که داراییهای ثابت به منزله ارزش مکمل استفاده شود ؛ مثلاً به مشتریانی که ازطریق اینترنت ، محصولات خود را می خرند فروشگاهی به منزله عرضه کننده خدمات پساز فروش معرفی می گردد. خلق ارزش در این مدلها از طرق دیگری نیز صورت می گیرد که میتوان به سرمایه گذاری بر روی فعالیتهایی مانند یکپارچگی زنجیره عرضه یا فناوریهایی که موجب ارتباط میان بنگاهها با یکدیگر می شود نیز اشاره کرد که موجب ایجاد ارزش مکمل ارزش فعلی می گردد. همچنین امکان دارد که محصولهای مکمل نامرتبطی با مبادله اصلی عرضه شود ( آمیت و زات ، 2001 ،ص502 ) . مدلهای مکمل ساز بدنبال آن هستند که از طریق قابلیتها وشایستگیهای داخلی ، مجموعه فعالیتهایی را ایجاد نمایند که ارزش بیشتری را برای مشتریان خلق نماید ( آمیت و زات ، 2008 ، ص17)
2-4) مروری برنتایج چند تحقیق
1-در تحقیق با عنوان “الگوی یکپارچه راهبردهای تولیدبازاریابی وکسب وکار وتاثیر آن بر عملکرد سازمان” که توسط اعرابی و مصطفوی(1390) انجام شده است ، نشان می دهد که رابطه معنا داری بین راهبرد کسب و کار و راهبرد بازاریابی و تائید بر افزایش عملکرد (رقابت پذیری) سازمان گردید.نتایج آزمون فرضیه های در نهایت منجر به تبیین الگوی هماهنگ راهبردهای تولید ، کسب وکار و بازاریابی و تائید معناداری تاثیر آن بر افزایش عملکرد سازمان گردید .
2- بهمن حاجی پور و همکاران ( 1391) در مقاله ای با عنوان”تبین استراتژی محصول- بازار وقابلیت بازاریابی شرکت بر عملکرد بازار” نتیجه گرفتند که رابطه مثبت ومعنا داری بین قابلیت شرکت وعملکرد بازار وجود دارد .
3-محمود جعفرپور در سال 1391 مقاله ایی در رابطه با” تبیین و ارزیابی مدل رابطۀ داراییهای ناملموس و عملکرد تجاری سازمانهای بازرگانی” در جامعه آماری این تحقیق که متشکل از مدیران ارشد(مدیران عالی) مدیران میانی وکارشناسان بازرگانی چهار شرکت فعال در صنعت فولاد در استان خوستان بوده است ، نشان می دهد رابطه معنا داری بین قابلیت بازار بر عملکرد شرکت وجود دارد . فرضیه های این تحقیق اثبات کرد که قابلیت بازار بر عملکرد شرکت رابطه مستقیم دارد .
4-حسینی وسالار در تحقیقی در سال 1390 تحت عنوان “بررسی تاثیر بازار مداری ونوآوری بر عملکرد شرکتهای غذایی بورس “اثر بازار مداری ونوآوری را بر عملکرد شرکتها مورد مطالعه قراردادند ، نتیجه تحقیق نشان داد که بین بازارمداری نوآوری و عملکرد شرکت رابطه مثبت وجود دارد. همچنین نتایج تحقیق تائید کننده رابطه مثبت بین بازار مداری و نوآوری است .
5-علامه و زارع (1387) در پژوهش خود با عنوان ” بررسی رابطه بین مدیریت دانش ، نوآوری و عملکرد سازمانی ” نتیجه گرفتند که مدیریت دانش و نوآوری رابطه مستقیمی با یکدیگر داشته و هر دو به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر عملکرد سازمانی تاثیر می گذارند .
6-در پژوهش فرج اله رهنورد (1387) عوامل موثر بر ارتقای عملکرد سازمان های بخش دولتی ایران ، هویت سازمانی به عنوان اولین عامل تاثیر گذار در عملکرد سازمانی در بخش دولتی ایران شناخته شد و ارزش همگانی ، یادگیری سازمانی و مدیریت کیفیت به عنوان دیگر عوامل موثر شناسایی شدند .
7-در تحقیق حسن زارعی متین (1389) بررسی رابطه بین گرایش استراتژیک شرکت با عملکرد سازمانی با استفاده از رویکرد کارت امتیازی متوازن ، نتایج به دست آمده از پژوهش این بود که استراتژی کسب و کار نقش تعیین کننده ای در عملکرد سازمانی دارد و ابعاد پیش فعالی ، آینده نگری ، تحلیلی و تدافعی رابطه مثبت و معناداری با عملکرد سازمانی دارند .
تحقیقات در خارج از ایران :
1-در تحقیقی مبتنی بر ” تاثیر الگوهای کسب وکار بر بهبود عملکردسازمانی ” که توسط برتل و همکاران (2012 ) بر روی 4000 شرکت واقع در کشورهای آلمانی زبان با تکنولوژی کامل از قبیل مهندسی ،شیمی یا الکترونیک انجام گرفت ،ودر این پژوهش الگوی کسب وکار نوآوری محور و الگوی کسب وکار کارایی محور بعنوان متغیر مستقل و بهبود عملکرد بعنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد . نتایج بدست آمده از آن نشان می دهد که بین الگوی کسب وکار کارایی محور ونوآور محور بر بهبود عملکرد شرکت رابطه مثبت وجود دارد.
2-آمیت و زات در سال 2001 در تحقیقی تحت عنوان” طراحی مدل کسب وکار “تاثیر الگوی کسب وکار نوآوری محور و کارایی محور را بر عملکرد شرکتها مورد بررسی قرار دادند و نتایج حاصل از این تحقیق تاثیر مثبت این متغیرها را بر عملکرد شرکت نشان داد .
3-دیوید لا , رز چپمن وتری اسلون تحقیقی با عنوان” ارتباط نوآوری ,بازارمحوری و عملکرد شرکت ” انجام دادند این تحقیق سال 2004 در استرالیا انجام شده است و هدف آن تبیین اثر متقابل بین 2 استراتژی نوآوری و بازار محوری وتاثیر هر یک بر عملکرد شرکت می باشد . ونتایج نشان داد که نوآوری ارتباط مثبتی با بازار محوری دارد وهر دو آنها بر عملکرد شرکت تاثیر گذارند .
4-نواکاه در تحقیقی تحت عنوان”جهت گیری بازار استراتژیک و عملکرد الگوی تجاری مطالعه موردی در سازمان غذا نیجریه”در سال 2008 تاثیر نوآوری را در ارتباط بین بازارمداری و عملکرد سازمانی شناسایی وبیان کرد که بازار مداری در صورتی باعث افزایش عملکرد سازمانی می شود که به نوآوری منجر شود ( نواکاه ، سال 2008 ) .
5-در تحقیقی که توسط کامارا (2008) مبتنی بر”نقش نوآوری تکنولوژیک سازمانی در رابطه با بازارگرایی وعملکرد فرهنگی سازمان”که توسط کارمن انجام شد و نتایج بدست آمده از آن نشان می دهد که بین نوآوریهای مدیریتی و فن آوری بر ارتباط بین بازارمداری و عملکرد اقتصادی و اجتماعی موزه ها تاثیر واسطه ای دارد.
6-جیمنز در سال 2008 بازار مداری ، یادگیری مداری، نوآوری و عملکرد سازمانی را باهم در یک مدل بررسی کرد ، او نوآوری را به عنوان متغیر واسطه ای در ارتباط بین بازار مداری و یادگیری مداری با عملکرد سازمانی معرفی کرد .
7-ویل و همکاران (2004) در

مطلب مرتبط با این موضوع :  تقویت موها؛ ۸ روشی که به موهای ضعیف و نازک جون می بخشد "