نوآوری، راهبردی، زات، مدلها، مکمل، آمیت

فناوری
-توانایی شناسایی ومقایسه مدل های کسب وکار
-عدم توجه جامع بر عناصر و ابعاد طراحی مدل کسب وکار
-عدم توجه جامع بر عوامل تاثیر گذار محیطی بر مدل
طراحی
ارزیابی
جمع آوری و یکپارچه سازی
4 امر ال ساوی VISOR ارزش -توجه به مشتری مداری
– توجه به ابعاد و عناصر طراحی مدل
-توانایی یکپارچه سازی رویکردهای مختلف مدل کسب وکار
-توجه به تجارب کاربر و فاکتورهای جایگزینی -عدم توجه جامع به فازهای طراحی مدل
اینتر فیسی
سرویس
سازماندهی
درآمد
5 هری بومن وهمکاران FBBM سازمان -توجه به مشارکت مبتنی بر ارزش
– توجه به فازهای طراحی بر کسب وکار
-توجه به شبکه های ارزش انعطاف پذیر به جای زنجیره ارزش سنتی،استاتیک و خطی
-توجه به ارتباط بین ابعاد سازمانی،فناوری وخدمات
-توجه به روایی و پایایی مدل کسب وکار قبل از شکل گیری شبکه -عدم توجه جامع به فازهای طراحی مدل
-عدم توجه جامع بر عوامل تاثیر گذار محیطی بر مدل
فناوری
خدمات
مالی
6 کیجن،بومن،
هکر وفابر داینامیک طراحی خدمات(ارزش) – توجه به ابعاد و عناصر طراحی مدل
-توجه ویژه به ابعاد مختلف ارزش
-توجه خاص به تغییر محوری و پویایی
-عدم توجه جامع به فازهای طراحی مدل
طراحی سازمانی(عوامل)
طراحی فناوری
طراحی مالی
جدول( 2-3) الگوهای طراحی مدل کسب وکار صاحبنظران مختلف
2-3-5 ) نوآوری در مدل کسب وکار
خلق مزیت رقابتی ، برگیرنده شرکتهای موفق می باشد . نوآوری به عنوان یکی از راهکارهای خلق مزیت رقابتی شناخته شده است . نوآوری در فرآیندها ، درفناوری ، درمحصولات و خدمات ، موضوعهای تازه این می باشند ، اما نوآوری در مدل کسب وکار موضوع تازه ای است . شرکتهای پیشرو تلاش می کنند با سوار کردن محصولات و خدمات جدید خود بر مدلهای کسب و کارنوآورانه ، ارزش بیشتری را برای مشتریان خود خلق کرده و به آنها تحویل نمایند و از این مسیر مقدار ارزش تصاحبی خود را هم افزایش دهند . مثال معروف نوآوری در مدل کسب وکار ، مدل کسب وکارآی پاد ،آی تونز شرکت اپل می باشد. ترکیب قوی آی پاد ،آی تونز و فروشگاه آنلاین خیلی سریع صنعت موسیقی را متحول نموده و جایگاه برجسته ای را برای اپل ایجاد کرد. نظرسنجیهای مختلفی که در سالهای اخیر صورت گرفته ، بیانگر آن است که اهمیت نوآوری در مدل کسب وکار در حال افزایش می باشد و پیش بینی مدیران ارشد شرکتهای جهانی آن است که در آینده اهمیت نوآوری در مدل کسب و کار بیش از اهمیت نوآوری در محصولات و خدمات می باشد . ازطرف دیگر دگرگونی دیجیتالی دنیا ، در آینده نزدیک ، قابل پیش بینی می باشد . به همین جهت از دنیای آینده ، به دنیایی که در آن ، فیزیک و دیجیتال به هم آمیخته خواهند شد ،یاد می گردد. براساس تحقیقات صورت گرفته ، دردهه آخر قرن بیستم ، محصولات و خدمات مبتنی بر فناوری دیجیتال و در دهه اول قرن بیست ویکم ، توزیع دیجیتالی محصولات و خدمات ، رشد و توسعه پیدا کرده اند . برای دهه دوم قرن حاضر،که هم اکنون در سالهای ابتدایی آن قرار داریم ، رشد و توسعه فزاینده ” مدلهای کسب وکار مبتنی بر دگرگونی دیجیتالی ” ،که تاثیر شگرف و فراگیری بر اقتصاد دنیا خواهند گذاشت ، پیش بینی شده است (عماد زاده، 1391،ص9) .

مدلهای کسب و کار از دیدگاه آمیت و زات(2001) ، عبارت است از: مدلهای کسب وکارِ مبتنی بر مکمل سازی وکارایی که منبع خلق ارزش آنها داخلی است ، و مبتنی بر نوآوری وحفظ و نگهداری که منبع خلق ارزش آنها خارجی است.که در اینجا مدلهای که منبع خلق انرژی آنها خارجی است را بررسی می کنیم .
مدل مبتنی بر حفظ ونگهداری: دراین مدل به دنبال ایجاد برنامه هایی جهت حفظ مشتریان فعلی هستیم. این مدل بیشتر مبتنی بر نظریه شبکه های راهبردی است. پتانسیل خلق ارزش کسب و کارهای الکترونیک با مشتریانی که تشویق می شوند مبادله خود را تکرار کنند یا با شرکای راهبردی ایکه تشویق می شوند ارتباط و همکاری خود را با بنگاه حفظ کنند و آن را بهبود دهند افزایش می یابد. این مدلها از حرکت مشتریان وشرکای راهبردی به سوی رقبا جلوگیری می کنند. چندین راهکار جهت حفظ و, نگهداری مشتریان در این مدل وجود دارد. نخست،برنامه های وفاداری ( وارین ، 1999 ،ص 356) که بر اساس امتیازات خاصی موجب تکرار خرید مشتری می شود ؛ دوم ، ایجاد استانداردهای برجسته ، انحصاری و رژیمهای حقوقی ( تسی ، 1987) برای فرایندهای کسب وکار محصولات ؛ وسوم، برقراری رابطه قابل اعتماد با مشتریان . همچنین این نوع مدلهای کسب وکار، اقدام به شخصی سازی کالا ، خدمات و اطلاعات برای مشتریان خود می کنند . اثرات شبکه ای مثبت مستقیم و غیر مستقیم نیز در حفظ و نگهداری مشتریان اهمیت دارد (آمیت و زات ، 2001 ، ص517) . این مدلها بدنبال حفظ ونگهداری مشتریان،فروشندگان وغیره هستند (آمیت و زات ، 2008 ،ص17 ) . بنابراین منبع اصلی خلق ارزش این مدل،حفظ ونگهداری مجموعه ذی نفعان سازمانی است .
مدل مبتنی بر نوآوری : عرضه محصول جدید از طریق سازکار ارزشی جدید . این مدل بیشتر از همه متکی بر نظریه توسعه اقتصادی شومپتر است . در حالیکه عرضه کالا یا خدمت جدید ، روشهای تولید ، توزیع ، بازاریابی یا بازارهای جدید ، منابع سنتی خلق ارزش هستند نتایج تحقیقات نشان می دهد که کسب وکارهای الکترونیک در مسیر خود ، نوآور هستند که همانا سازمان مبادله آنها است. این مدلها با برقراری ارتباط با شرکای قبل ، روشهای مبادله جدید ، شناخت و درنظر گرفتن نیازهای پنهان مشتریان یا خلق بازارهای ورود جدید ، اقدام به خلق ارزش می نمایند (آمیت و زات ، 2001 ، ص 517 ) . مدلهای کسب وکار مبتنی بر نوآوری ، اقدام به نوآوری در محتوا (کالا ،خدمات و اطلاعات مبادله) ، ساختار (سازکار و شرکای مبادله و مسیرهای ارتباط) و شکل نظارتی مبادله ها (جریان و فرایندهای نظارت بر جریان اطلاعات ، منابع ، محصولها) می کنند . بنابراین می توان گفت که تأکید منبع خلق ارزش در این مدل بر ایجاد ارزش جدید است و رویکردآن نیز برون نگر است . جدول (2-4) میزان وابستگی هر یک از مدلها به نظریه های مدیریت راهبردی را نشان می دهد .

مطلب مرتبط با این موضوع :  .در، ارسطویی، مثلثی، ،که، باهوش، ،اعداد

جدول (2-4) میزان وابستگی هر یک از مدلها به نظریه های مدیریت راهبردی (ماخذ آمیت و زات ، 2001 )

نوآوری حفظ و نگهداری مکمل سازی کارایی
زنجیره ارزش
نظریه شومپترین
رویکرد مبتنی بر منابع
نظریه شبکه های راهبردی
نظریه مبادله-هزینه اقتصادی متوسط کم متوسط متوسط
زیاد کم کم کم
متوسط متوسط زیاد کم
متوسط زیاد متوسط متوسط
کم متوسط کم زیاد

با توجه به موارد مطروح می توانیم مدلهای کسب و کار آمیت و زات را بر مبنای نقاط مرجع ، دسته بندی کنیم. براساس این می توانیم مدلهای کسب وکار را بر مبنای منبع خلق ارزش (محورتوجه) دردو طیف قرار دهیم؛ مدلهای کسب وکارِ مبتنی بر مکمل سازی وکارایی که منبع خلق ارزش آنها داخلی است ، و مبتنی بر نوآوری وحفظ و نگهداری که منبع خلق ارزش آنها خارجی است. از سوی دیگر ، مدلهای کسب وکار مبتنی برکارایی و حفظ و نگهداری به دنبال عرضه محصولات استاندارد وکارا هستند ، بنابراین میزان کنترل این مدلها باید بر روی عوامل زیاد باشد. همچنین ، مدلهای کسب وکاری مبتنی بر نوآوری و مکمل سازی نیز به دنبال عرضه ارزشها و ساز کارهای ارزشی جدید ، متمایز و مکمل هستند ؛ بنابراین نیاز به انعطاف پذیری و کنترل بر عوامل ،کم است . جدول (2-5) مدل مفهومی مدل کسب وکار از دیدگاه زات و آمیت (2001) را نشان می دهد .

جدول (2-5) مدل مفهومی کسب وکار (ماخذ زات و آمیت ،2001)
منبع خلق ارزش
خارجی داخلی
مدل کسب وکار مبتنی بر نوآوری مدل کسب وکار مبتنی برمکمل سازی کم
مدل کسب وکار مبتنی بر حفظ و نگهداری مدل کسب وکار مبتنی بر کارایی زیاد

مطلب مرتبط با این موضوع :  برج، فولاد، استینلس، ؟ آیا، کندانسور، گالوانیزه

اهمیت نوآوری در دنیای پرشتاب و متحول کنونی بر هیچکس پوشیده نیست . امروزه تقریباً تمام کشورهای جهان در جهت افزایش بهره وری و بهبود وضعیت اقتصادی در پی تشویق و توسعه خلاقیت و نوآوری به عنوان یکی از مزیتهای اصلی برای تداوم حیات شرکتها هستند. بسیاری از شرکتها برای دستیابی به موفقیت ، همواره در صدد ایجاد نوآوری درکالا ، خدمت ، بازار وعملیات بودند ؛ ولی علیرغم نوآوری های متعدد در این چهار حوزه ، خطرات جدی پیشروی شرکتها قرارگرفت ، ازجمله آنکه : (منطقی ، 1392،ص 48)
– سهم بازار شرکتها باکاهش مواجه شد ؛
– نقشه منحنی ارزش ، نشانگر تضعیف تمایزات کلیدی کسب وکار آنها بود ؛
– فعالیتشان از رشد کافی برخوردار نبود ؛
– نیازهای مشتریان کلیدی پاسخ داده نمی شد؛
– شناسایی فرصتها درجهت کاهش هزینه و استفاده بهینه از منابع به آسانی امکانپذیرنبود ، و مواردی از این قبیل ، که همگی خارج از توانایی تمرکز صرف بر روی انواع نوآوری های مذکور بودند .(منطقی ، 1392،ص 48)
امّا مطالعات گسترده ای که در طی ده سال گذشته در حوزه کسب وکار صورت گرفته است ، حاکی از اهمیت روز افزون نوآوری مدل کسب و کار در برابر انواع دیگر نوآوری است و نوآوری در مدلهای کسب وکار را به عنوان کلید موفقیت در رقابت شناخته اند. تحقیقات بعمل آمده توسط آی بی ام از تعداد زیادی از مطالعات موردی و مصاحبه با تعداد بی شماری از مدیران اجرایی ، نیز بیانگر ارتباط مثبتی است که بین نوآوری مدل کسب وکار و عملکرد شرکت وجود دارد. از آنجایی که مدل کسب وکار چارچوبی برای تعیین نوع فعالیت و نحوه و زمان اجرای آن با توجه به منابع و تواناییهای شرکت است به گونه ای که میتوان بر اساس آن ارزشی را به شکل کالا یا خدمت برای مشتری ایجاد کرد ، می تواند تمام ناکامی های مطرح شده را پوشش می دهد . همچنین طی تحقیقاتی که زات وآمیت ( 2011) انجام داده اند ، دریافتندکه نوآوری مدل کسب وکار نسبت به انواع دیگرنوآوری ، کم هزینه تر،کاراتر و رویکردی مناسب در زمان کمبود سرمایه برای مثال در زمان رکود اقتصادی می باشد . تحقیقات بین المللی آی بی ام نیز که در سالهای 2006 و 2008 در بین مدیران اجرایی شرکتهای برتر دنیا صورت گرفت ، حاکی از آن بود که درصنایع مختلف ، مدیران بنگاه هایی با سود دهی و عملکرد بالا، به دنبال چگونگی نوآوری در مدلهای کسب وکار خود برای بهبود تواناییهای شان در خلق و کسب ارزش هستند. پژوهشهای انجام گرفته در حوزه مدل کسب وکار براین اجماعندکه “نوآوری مدل کسب وکار کلید عملکرد شرکت می باشد. ” درسال 2006 ،تحقیقاتی که توسط تیم تحقیقاتی آی بی ام صورت پذیرفت ، از افزایش آگاهی نسبت به ضرورت نوآوری مدل کسب وکار خبر داد. این مطالعه نشان داد که شرکتهای دارای عملکرد بالا نسبت به شرکتهایی که عملکرد ضعیفی دارند ، در پیاده سازی مدل کسب وکار نوآورانه خود موفقتر بوده اند . بر اساس این تحقیق و نظرسنجی پسازآن، بسیاری از نوآوری مدلهای کسب وکار در حال حاضربه عنوان یک متمایز کننده نوین راهبردی شناخته شده اند. بسیاری از شرکتها نقاط کوری در مفهوم کسب وکار خود دارند که مانع دیدن فرصتهای نوآوری در بسیاری از زمینه های مفهوم کسب وکار می شوند . پژوهشگران براین اجماع هستند که مدل کسب وکارنه تنها تسهیل کننده نوآوریهای فناورانه وسازمانی می باشد ، بلکه خود می تواند تبدیل به موضوع نوآوری راهبردی به منظور به اشتراک گذاری و بالا بردن تأثیرگذاری منابع مانند دانش ، مهارتهای مدیریتی و کارآفرینی ، و یا دوباره سازی زنجیره ارزش و یا شبکه های ارزش شود . از این منظر، مدل کسب وکار یک دارایی راهبردی برای بهبود عملکرد شرکت ، واساساً یک دستور کار رهبری در نوآوری و مدیریت مدل کسب و کار راهبردی و یک تغییر ماهوی در دستور کار سازمانی برای انجام کسب وکار است . شرکتهای بسیاری وظیفه راهبردی خود که همان توسعه مزیت رقابتی است را به عنوان مسألهای که باید یک یا دو برنامه اصلی برای اطمینان از کار آمدی آن در اختیار داشت ، می بینند. در این صورت زمان و هزینه زیادی را برای اجرا نیاز خواهند داشت. در این شرایط مشتریان و محیط رقابتی ممکن است به سمت راههایی دیگر متمایل شوند و برنامه های در نظر گرفته شرکت مذکور را منسوخ نمایند . در مقابل نوآوران مدل کسب و کار بهبودهایی را که به سرعت قابل انجام هستند و هزینه پایینی را نیز خواهند داشت ، ارائه می نمایند. بنابراین نوآوریهای مدل کسب وکار موفق ظرف یک ماه از آغاز اجرای آن در وضعیت درست خود قرار می گیرند و در طی شش ماه بازگشت سرمایه ایجاد می نمایند . نوآوری مدل کسب وکار با دو مانع روبرو است. اول، بزرگ نمودن یک فرایند می تواند منجر به ایجاد یا نگهداری ضعف و ناکارآمدی در سایر فعالیتها و فرایندها شود. دوم،حتی با فرایندهای بهتر ، یک مدل کسب وکار منسوخ می تواند ناکارآمد باشد . با وجود اینکه تحقیقات مدل کسب وکار در مباحث مدیریت ، سالهای جوانی خود را پشت سر می گذارد ،نوآوری مدل کسب وکار تنها در حدود ده سال می باشدکه در مباحث علمی مدیریت مطرح شده است. جایگزینی وتعویض مدل کسب وکار را نوآوری مدل کسب و کار می خوانیم. زمانی که یک شرکت فرایندی مداوم در توسعه و ایجاد اطلاح

مطلب مرتبط با این موضوع :