نقش ارتباط باز در ایجاد دلبستگی ایمن

نقش ارتباط باز در ایجاد دلبستگی ایمن

مدل های کاری درونی والد از خود به عنوان مراقب لایق و مدل های کاری دورنی کودک از والد به عنوان در دسترس و پاسخگو در قلب ارتباط والد – کودک ایمن قرار دارد . این مدل های کاری درونی طرحواره های اساسی ای ایجاد می کنند که والد و کودک از طریق آنها رفتارهای یکدیگر را تفسیر کرده و به آن رفتارها پاسخ می دهند . اطمینان کودک به در دسترس بودن والدین ، او را به این سمت سوق می دهد که رفتار والد را مطلوب ببیند . یک چنین مدل کاری درونی برداشت های جاری کودک مبنی بر در دسترس بودن والد و احساس امنیت را تقویت می کند . اطمینان والد به توانایی خود در مراقبت از کودک ، درگیر شدن والد را تقویت کرده و به او اجازه می دهد راههایی برای پذیرش نیازهای کودک ، البته همراه با در نظر گرفتن محدودیت های جدی برای او بیابد . هم چنین ، انتظارات مثبت از خود و دیگری ، می تواند هیجانی ، که در چگونگی پردازش اطلاعات موثر است ، را تنظیم نماید .

امنیت در سطح فردی باعث تقویت ارتباط در سطح میان فردی می شود . هنگامی که کودک با مشکل ها ، چالش ها ، و تعارض های بالقوه ای با والد روبرو می شود ، اطمینان به در دسترس بودن والد به او اجازه می دهد که هم احساس ها منفی و هم احساس ها مثبت خود را در سطح میان فردی به صورت مستقیم و باز انتقال دهد ( برترون ، 1990 ) ارتباط مستقیم کودک باعث می شود دریافت پیام های او توسط والد آسان تر شده و این پیام ها کمتر در معرض سوء تعبیر قرار گیرند . در نتیجه ،‌پاسخ والد به احتمال زیاد حساس و مناسب خواهد بود . هنگامی که کودکان وارد مرحله مشارکت تصحیح شونده توسط هدف[1] می شوند ( مارتین[2] ،‌1999 ) ،‌پاسخ والد به پیام های کودک اغلب شامل برقراری موازنه بین درخواست های کودک و اهداف والد و انتظارات رسشی کودک است ( بامربند ، 1967 ) . والد در مرحله مشارکت تصحیح شونده توسط هدف ،‌به تدریج مدل های کارنی درونی خود از کودک درونی خود از کودک را بازبینی می کند تا توانایی در حال رشد کودک برای تحمل ناکامی و درونی کردن قوانین والدین را نیز در نظر بگیرد . در نتیجه ، ارتباطهای والد شامل ایجاد مشارکت همکارانه از طریق مذاکره و برنامه ریزی مشترک است . مدل های کاری درونی والد هم برای دریافت پیام های کودک مهم اند و هم برای هدایت والد در قرار دادن محدودیت های مناسب برای کودک . مدل کاری درونی والد از خود به عنوان یک مراقب لایق باعث می شود او محدودیت ها را به صورتی شفاف و به طور جدی برای کودک اعمال کند .

ارتباط باز ،‌اطلاعات جدیدی تولید می کند که می توان با استفاده از آنها مدل های کاری درونی را روزآمده کرده و بازبینی نمود . هنگامی که کودک ، نگرانی ها و موفقیت های خود را با والد در میان می گذارد ، مدل های کاری درونی والد از کودک به تدریج تغییر می کند تا بتواند علایق ، نگرانی ها ، حساسیت ها و توانایی های او را بشناسد . علاوه بر آن ، هنگامی که والدین اهداف خود را منتقل می کنند ، کودکان می توانند مدل های کاری درونی خود از والد را بازبینی کرده و نگرانی ها ، قوانین و عادت های والدین را نیز در نظر بگیرند . مدل های کاری درونی از خود و دیگری که روزآمد شده باشند به نوبه خود منجر به ارتباطهایی  می شوند که در آن ارتباطها نیازهای والد و کودک پیش بینی شده و در نظر گرفته می شوند . اگر مدل های کاری درونی از خود و  دیگری نسبتاً دقیق باشند ، باعث تشویق اعتماد واد و کودک در ارتباط شده که آن هم به نوبه خود از ارسال مستقیم و مناسب اهداف والد و کودک پیش بینی شده و در نظر گرفته می شوند . اگر مدل های کاری درونی از خود و دیگری نسبتاً دقیق باشند ، باعث تشویق اعتماد والد و کودک در ارتباط شده که آن هم به نوبه خود از ارسال مستقیم و مناسب اهداف والد و کودک حمایت کرده و قابلیت بیشتری برای همدلی با فرد دیگر فراهم می نماید . مدل های کاری درونی روزآمد شده که اعتماد واقع بینانه به خود و دیگری را می پروراند ، منجر به ایجاد هیجان های مثبت در ارتباط ایمن می شود . این مدل ها در موارد تنیدگی اندک ، لذت ارتباط را بیشتر می کنند . مدل های کاری درونی مطلوب از خود و دیگری در موارد تنیدگی بالا به کودک اجازه می دهند که والد را به صورت وسیله بالقوه مقابله و منبع حمایت بنگرد . به طور خلاصه ،‌والد به صورت یک راه حل و نه یک مشکل نگریسته می شود .

مطلب مرتبط با این موضوع :  مدیران، اتوماسیون، سئوالات، مصاحبه، حقیقت، لیکرت، استانداری، .، پیمایشی، میدانی، کرمانشاه، پژوهشگر

حتی ایمن ترین ارتباط های والد – کودک توسط پیام هایی که سرنخ اشتباه می دهند ، دچار چالش می شوند . سطح فراشناختی پردازش می تواند ، نقش مهمی در اصلاح این نوع پیام ها داشته باشد . هنگامی که رفتار کودک از انتظارات طبیعی برآمده از مدل کاری درونی تخطی می کند ، پردازش فراشناختی آغاز می شود . در یک ارتباط ایمن ، رفتار غیر مشارکتی کودک احتمالاً به صورت یک استثنا نگرسته می شود و توجه دقیق تر والد را به موضوع جلب می کند . همین طور ، اگر مدل کاری درونی کودک که برداشت های او از رفتار والدین را مبنی بر در دسترس بودن و پاسخگو بودنن هدایت می کند ، همسو با رفتار والد نباشد ، کودک یا آن رفتار را نادیده می گیرد یا آن را مجدداً تفسیر می نماید . در هر دو حالت ، رفتارهایی از از والد و کودک که همسو با انتظارات ایمن نیستند ، تبدیل به فرصت هایی برای روز آمد سازی مدل های کاری درونی می شوند به گونه ای که احتمال سوء برداشت های مشابه در تعامل های آتی کاهش یابد . با توجه به این موضوع ،‌سرنخ های اشتباه و سوء برداشت ها عملکرد مهمی در ارتباط های ایمن دارند ،‌چرا که آغازگر ارزیابی مجدد مدل های کاری درونی بوده و باعث بازبینی آنها می شوند.

چر خه ایمن و چرخه اضطرابی در ارتباطات والد و کودک

نمودار موجود در شکل تشریح می کند در یک ارتباط ایمن والد – کودک ، سطح مختلف پردازش با یکدیگر تعامل می کنند . معمولاً ، در ارتباط های ایمن ، سطوح مختلف پردازش به گونه ای عمل می کنند که یکدیگر را مورد حمایت قرار دهند . برای مثال ، در سطح فردی که در قالب مدل های کاری درونی والد و کودک است ،‌انتظارهای اطمینان بخش باعث می شوند که کودک نیازهای خود را به صورت مستقیم نشان دهد و والد توانایی بیشتری در دیدگاه گیری و همدلی داشته باشد ، همان طور که کودک بزرگتر می شود و بیشتر نقش یکی از طرفین رابطه ره به عهده می گیرد ، مدل کاری درونی ایمن به والد امکان می دهد که اهداف خود را به صورت مستقیم تر منتقل کرده و کودک نیز بتواند دیدگاه والدین را بفهمد و آن را درک کند . در سطح فراشناختی ، مدل های کاری درونی ایمن باعث افزایش عملکرد تأملی و همدلی شده و فرایندهای ارزیابی مجدد را تهسیل می نمایند . این توانایی های فراشناختی به نوبه خود می توانند باعث پرورش انتقال بازتر شده و اطلاعات جدید فراهم می کند که مدل های کاری درونی را می توان با استفاده از آنها روزآمد کرد . بدین ترتیب ، مدل های کاری درونی ایمن در سطح فردی ،  مشارکتی در سطح میان فردی ، و عملکرد تأملی در سطح فراشناختی با یکدیگر تعامل کرده و چرخه ای ایجاد می کنند که امکان روزآمد سازی و بازبینی مدل های کاری درونی فراهم می شود . مدل های کاری درونی دقیق تر ، به نوبه خود ارتباط بازتر و دیدگاه گیری بهتر را تسهیل می کنند تأثیر متقابل و نسبتاً ملایم تعامل سطوح فردی ، میان فردی و فراشناختی در کودک و والد احساس اطمینان ایجاد کرده و به آنها امکان می دهد با تغییرهای تحولی یا تندیگی های موجود در رابطه ، با احساس خوش بینی برخورد کنند .

مطلب مرتبط با این موضوع :  مکاتبات، اطلاعاتی، فنآوری، پرونده، ارتباطات، اسناد، پاراف، نامه.امکان، مراودات، اتوماسیون، مدیران، پردازش،

چرخه ایمن باعث تسهیل جو هیجانی مثبت در رابطه والد – کودک می شود . هنگامی که ارتباط ایمن است ، تعارش ها یا اختلاف نظرها نسبتاً کوتاه مدت بوده و اغلب در درون ارتباط ، فرصت هایی برای یادگیری و تطبیق تولید می کنند . علاوه بر آن ، اختلاف نظرهایی که از طریق فرایند گفتگو حل می شوند ، هم در والد و هم در کودک احساس مشارکت همکارانه ایجاد می نمایند . در اینگونه ارتباطها هم والد و هم کودک احساس لذت و ارضا می کنند . در نتیجه ، مشخصه این رابطه ها ، مبادله هیجان مثبت و ممانعت از احساس های منفی است . ( اتکینسون و گلدبرگ به نقل از خانجانی و همکاران ، 1390 )

در برخی رابطه های والد – کودک مبادله چرخه ایمن وجود ندارد . در حالیکه ویژگی رابطه های ایمن ، گفتگو در زمان تعارض و گرمی و عاطفه مثبت در زمان تنیدگی خفیف است ، ارتباطهای نا ایمن با عدم همکاری و اغلب با عدم وجود گرمی یا درگیر شدن مثبت مشخص می شوند . هنگامی که کودکان ، والدین خود را به صورت غیر قابل دسترس یا غیر پاسخگو ادراک می کنند ، نحوه پردازش و مبادله اطلاعات بین والد و کودک اساساً تغییر می کند : به جای تعامل های نزدیک کننده همراه با احساس امنیت که ناشی از اطمینان به در دسترس بودن والد است ، کودک نا ایمن به این رابطه با احساس اضطراب و خشم می نگرد ( بالبی ، 1973 ) هم چنین ، والدین در ارتباط های نا ایمن ممکن است رفتار کودک را به صورت تهدید بالقوه ای برای احساس شایستگی و کفایت خود در نقش مراقب ادراک کنند ( بوگنتال[1] ، 1992 ) .

کودک در ارتباط ناایمن با یک تنگنا روبرو می شود : مدل های کاری درونی او را تحریک به ادراک مادر به صورت غیر قابل دسترس می کنند ،‌و در نتیجه ، برداشت ها و تفسیرهای او از رفتار مادر احتمالاً احساس عدم اطمینان ، یا ترس از طرد شدن را بر نمی انگیزند .  برداشت ها معمولاً با اضطراب و خشم فراوان همراهند  . کودک در این موقعیت احتمالاً این مبادله را به عنوان مدرک دیگری دال بر تأیید مدل کاری درونی ، که پیش بینی کننده مادر غیر قابل دسترس و طرد کننده است ، تفسیر می کند . این برداشت ها اضطراب دائمی درباره رابطه تولید می کنند . این احساس های منفی برای کودک تولید تعارض می کنند تا آنجا که انتقال مستقیم این احساس ها والد را تهدید کرده و تعارض و هم چنین اضطراب کودک درباره در دسترس نبودن والد را شدت می بخشند ( مین و واستون ، 1982 ) . مین ( 1993 ) به منظور مقابله با این تنگنا پیشنهاد می دهد که باید کودکان افکار و احساسی ها خود را تغییر دهند تا بتوانند دلبستگی را حفظ نمایند .

مطلب مرتبط با این موضوع :  اتوماسیون، کمیته، امداد، کارکنان، امدادامام، اتومایسیون، خمینی(ره)، موسسه، نهاد، خمینی(ره)استان، انقلابی، انقلاب

مفهوم راهبردهای ناایمن یا ثانویه برای تنظیم سیستم دلبستگی ، با توصیفی که اینسورث (1978) از الگوهای دلبستگی کودک نا ایمن در موقعیت ناآشنا دارد ،‌تشریح شده است . کودکانی که در دسته اجتنابی قرار می گیرند مدل های کاری درونی ای دارند که طرد توسط والد را پیش بینی می کنند . در نتیجه ، این کودکان سیستم دلبستگی را دوباره فعال می کنند و در مواقع تنیدگی از والد جدا می شوند . در مقابل ،‌کودکان طبقه دوسوگرا مدل های کاری درونی ای دارند که پاسخگویی بی ثبات از طرف مراقب را پیش می کنند و در نتیجه آن ها سیستم دلبستگی را بیش فعال می کنند به گونه ای که که رابطه نزدیک با والد را افزایش دهند ( کوباک ، کول  . الگوی جدا شدن یا تعقیب در مواقع تنیدگی که کودک نشان می دهد ، در روابط زناشویی پریشان هم مشاهده می شود  و ممکن است ویژگی ارتباطهای والد نوجوان مضطرب هم باشد .

ممکن است والدین راهبردهای مکمل را پیش گیرند تا سیستم دلبستگی کودک را نافعال یا بیش فعال کنند . این راهبردها ممکن است بیشترین ظهور را زمانی داشته باشند که والدین رفتار کودک را تهدیدی برای احساس کفایت یا امنیت خود تلقی کنند . برای مثال ،‌ممکن است والدین توجه خود را به چیز دیگری معطوف کنند یا تلاش نمایند که تماس خود را با کودک کاهش دهند ، و یا ممکن است متمرکز  بر پیشرفت کودک شوند تا بدین وسیله راهبرد نافعال کننده کودک را تکمیل نمایند . والدین کودکانی که راهبردهای بیش فعال شده دارند ممکن است تلاش مداخله گرانه ای پیش گیرند تا رفتار کودک را کنترل کنند و یا ممکن است درمانده شده و سعی کنند درگیری بیشتر کودک را فراخوان کنند . هدف هر دوی این راهبردهای والد و کودک ، کاهش خطر ادراک شده برای رابطه است و ایمن ترین راهبردها اگر در تثبیت رابطه موثر باشند . حفظ خواهند شد .

اگر چه راهبردهای ناایمن در جهت تسکین دادن اضطراب والد و کودک عمل می کنند ،‌اما آسیب پذیری هایی نیز برای ارتباط والد – کودک در هر سه سطح پردازش اطلاعات ایجاد می کنند . تصویر 2-6 نشان می دهد که چطور مدل های کاری درونی نا ایمن در هر سه سطح پردازش آسیب پذیری ایجاد می کنند . در سطح فردی ، راهبردهای ناایمن کودک منجر به تحریف کردن و محدود شدن رابطه می شوند . کودکانی که راهبردهای نافعال کننده دارند ، احتمالاً احساس پریشانی را ناچیز و بی اهمیت تلقی کرده ، عمداً از توجه به مشکلات خود اجتناب می کنند ، و درگیر تعامل نمی شوند . کودکانی که راهبردهای بیش فعال شده دارند ممکن است پریشان باشند ، به گونه ای که پاسخ والدینی موثر را دشوارتر و ناکارآمدتر سازند . ممکن است این کودکان مستعد درگیری بیش از اندازه با والدین باشند طوری که در نهایت اکتشاف کاهش یافته و ناکارآمد شود در نتیجه ، والدین احتمالاً در دریافت پیامهای ای این کودکان و همدلی با اهداف و نیازهای آنها مشکل پیدا می کنند . ( اتکینسون و گلد برگ ، به نقل از خانجانی و همکاران ،1390)

ارتباط تحریف شده هم چنین ممکن است احساس ناکارآمدی و شکست را در والدین بپرواند و انتظارات منفی برخاسته از مدل های کاری درونی خود و کودک راتثبیت  نماید . در نتیجه ، رفتارهای کودک ممکن است به صورت تهدیدی برای احساس کفایت والدین ادراک شده و اضطراب ها و نگرانی هایی که درباره کودک دارند به

  • 1