نفعان، رقابتی، شرکای، معماری، هدفگذاری، راهبرد

سازمان شروع می شود و به همین دلیل است که کارت امتیازدهی متوازن طراحی سیستم ارزیابی عملکرد را با این سوال شروع می کند که : «خواسته های سهامداران ما چیست؟» . در واقع مدل کارت امتیازدهی متوازن به طور ضمنی فرض می کند که تنها سهامداران هستند که بر اهداف سازمان اثر گذارند و دیگر ذی‌نفعان در تعیین اهداف نقشی ندارند . به بیان دیگر، این مدل تاثیر دیگر ذی نفعان بر سازمان را نادیده گرفته است. بی توجهی به تفاوتهای اثرگذاری ذی نفعان مختلف در محیطهای مختلف یکی از دلایل اساسی عدم موفقیت برخی شرکتهای بزرگ در استفاده از این مدل است. در این مدل ذی نفعان به دو گروه دسته بندی می شوند: ذی نفعان کلیدی و غیر کلیدی. ذی نفعان کلیدی بر سازمان کنترل مستقیم دارند و خواسته های آنها در اهداف سازمان متبلور می شود (مانند سهامداران) و ذی نفعان غیر کلیدی از مکانیسمهای خارجی نظیر بازار و فرهنگ برای حفظ منافع خود استفاده می کنند و در هدفگذاری اثرگذار نیستند(مانند مشتریان ) . اهداف سازمان نمایانگر انتظارات و تمایلات ذی نفعان کلیدی است و ذی نفعان کلیدی تمام قدرت را از طریق ساختار حاکمیت سازمان برای هدفگذاری اعمال می کنند و ذی نفعان غیر کلیدی چندان در هدفگذاری قدرتمند نیستند و در عوض از طریق مکانیسم‌های خارجی بر روی استراتژی های سازمان اثر گذارند واز این طریق چگونگی رسیدن به اهداف با توجه به محیط خارجی را مشخص می کنند. لذا سیستم ارزیابی عملکرد از استراتژی ها شروع شده و به عنوان پلی بین رفتار مدیران و انتظارات ذی نفعان عمل می کند (لی ، 2001،ص667) .
یکی دیگر از مدلهای اندازه گیری شناخته شده که بصورت گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد مدل تعالی سازمان است. این مدل شامل دو دسته عوامل جدا از هم است که به صورت کلی به «توانمندسازها» و «نتایج» تقسیم می شوند. توانمندسازها عبارتند از: رهبری ، کارکنان ، سیاستها و استراتژی ها، منابع و ذی نفعان و فرایندها . همچنین نتایج عبارتند از: نتایج حاصل از افراد، نتایج حاصل از مشتریان، نتایج حاصل از جامعه و نتایج کلیدی عملکرد. تئوری سازنده و پشتیبان این چهارچوب است که توانمندسازها مانند اهرمهایی هستند که مدیران می توانند از آن برای رسیدن سریعتر به نتایج آتی استفاده کنند.
یکی از نقاط ضعف این مدل مشکل عملیاتی کردن آن است، چرا که عبارتها و مفاهیم به کار رفته در این مدل به قدری کلی است که به گونه های مختلفی می توانند تفسیر شوند و هر سازمانی قادر خواهد بود با این سرعنوانها ، شاخصهای ارزیابی متفاوتی را ایجاد کند (اکبریان،1388،ص21) .
مدل مدوری و استیپل (2000) یکی از مدلهای جامع و یکپارچه برای ممیزی و ارتقای سیستم های ارزیابی عملکرد است. این رویکرد شامل شش مرحله به هم مرتبط است . مانند اغلب چارچوبهای دیگر نقطه آغاز این مدل نیز تعریف استراتژی سازمان و عوامل موفقیت آن است( گام1) . در گام بعدی الزامات استراتژیک سازمان با شش اولویت رقابتی که عبارتند از کیفیت، هزینه، انعطاف پذیری، زمان، تحویل به موقع و رشد آینده مطابقت داده می شوند (گام 2) . سپس انتخاب شاخصهای مناسب با استفاده از یک چک لیست که شامل 105 شاخص با تعاریف کامل است آغاز می شود (گام 3) . بعد ازآن سیستم ارزیابی عملکرد موجود ممیزی می شود تا شاخصهای مورد استفاده فعلی شرکت شناسایی شوند(گام4) . در گام بعد ، به چگونگی به کارگیری واقعی شاخصها پرداخته می شود و هر شاخص با هشت جزء تشریح می شود که عبارتند از عنوان، هدف، الگو، معادله، دفعات، منبع اطلاعات، مسئولیت و بهبود (گام5) . مرحله آخر به بازنگریهای دوره ای سیستم ارزیابی عملکرد شرکت می پردازد (گام6) (کریمی، 1385، ص18) .
برعکس بسیاری از مدلهای دیگر، این مدل فراتر از راهنماییهای ساده بوده و می تواند توسط کاربران ارزیابی عملکرد ، در عمل مورد استفاده قرار گیرد. مهمترین مزیت این مدل آن است که می تواند هم به عنوان ابزاری برای طراحی سیستم ارزیابی عملکرد و هم برای ارتقای سیستم موجود به کار رود. همچنین در این مدل تعریفی منحصر به فرد از چگونگی درک شاخصهای عملکرد آمده است. اما محدودیت اصلی این مدل در گام دوم رخ می دهد که شبکه ارزیابی تنها از شش اولویت رقابتی تشکیل شده است. چرا که همانگونه که در مدل های دیگر نشان داده شد، شاخصهای عملکرد باید به مقولات مختلف دیگری نیز توجه کنند.
عملکرد شرکت ارتباط مثبتی با مدل های کسب وکار نوآور محور داشته و اگر این نوع از مدل های کسب وکار ،از یک راهبرد بازاریابی مناسب تبعیت نمایند ، این ارتباط مثبت تقویت می شود (منطقی ، 1392،ص 45) . نتایج حاصل از تحقیقات زات و آمیت در سال 2008 نشان می دهد که عکس العمل متقابل بین مدل کسب وکار و راهکار کسب وکار ، به بهبود کارایی و در نتیجه بهبود عملکرد شرکت می انجامد (منطقی ، 1392،ص 45) .

مطلب مرتبط با این موضوع :  اغتشاش، (‏2، کانتینر، جرثقیل، ارابه، می¬باشد.، تندباد، نویز، که، شکل‏2، کنترل¬کننده، افاین

2-3) تعریف مدل کسب وکار
با آنکه طی سالیا ن مختلف مفهوم مدل کسب و کار توسط محققان متعددی مورد مطالعه قرار گرفته است ، برای مدل کسب و کار یک تعریف استاندارد وجود ندارد . با نگاهی به تعاریف مدل کسب وکار می بینیم که نقطه شروع هر یک از تعریف ارائه شده ، اشاره به مفاهیمی نظیر منطق ، درک ، سیستم ، الگو ، شرح و مواردی از این دست داشته است . آفوا و تاچی (2001) مدل کسب و کار را روشی که یک شرکت به ساخت و استفاده از منابع خود می پردازد تا از آن طریق بتواند ارزشی بهتر نسبت به رقبای خود را به مشتریانش ارائه دهد .زات و آمیت (2008) مدل کسب وکار را به عنوان ساختار ، محتوی و کنترل معاملات میان شرکت مرکزی و شرکای معامله که نشان دهنده درک الگوی پیوند های معاملاتی بین شرکت و شرکای معامله می باشد . لمبرت (2003) اذعان می دارد که تمام توصیفات مختلف محققان ، تعریف مدل کسب را ، راهی که کسب و کار انجام می پذیرد و توصیفی از این که چگونه شرکت منتظر ایجاد سود است و چگونه با سایر نهادها در یک شبکه ارزش در ارتباط می باشد در نظر گرفته است ( منطقی ، 1392،ص42) . با مروری بر ادبیات موضوعی ارائه شده در خصوص مدل های کسب وکار، مشاهده می شود که تعاریف بسیار زیادی در خصوص این مفهوم ارائه شده است. چسبر و گور و سنبل و منیز معتقدند مدلهای کسب وکار موفق ، با ایجاد منطق های ابتکاری ، قابلیتهای فنی را با ارزشهای واقعی اقتصادی مرتبط می نمایند (نوردلند ، 2007) . تسی مدل کسب وکار را منعکس کننده فرضیه مدیریت در مورد آنچه مشتریان می خواهند ، چگونه آنها آن را می خواهند و چگونه یک شرکت می تواند به بهترین نحو این نیازها را برآورده کند و برای ارائه ی آنچه پرداختی باید انجام دهند ، می داند ( تسی ، 2009، ص 201) .

مطلب مرتبط با این موضوع :  آبپاش، جنبشی، آبفشان، پاشش، یکنواختی، شدت¬پخش، آبپاش¬های، (اینچ، چرخشی، آبپاش‌های، دبی، بادبردگی

2-3-1 ) ابعاد مدل کسب و کار
طبقه بندی مدل های کسب وکار ، پیش درآمدی بر دیگر پژوهش ها در حوزه مدل کسب و کار می باشد . طبقه بندی مدل های کسب و کار ، راه های جدید تقسیم جمعیت شرکت به گروه های همگنی که موضوع دیگر مطالعات مدیریتی از قبیل تحقیق درباره روابط بین مدل های کسب و کار و عملکرد شرکت و نوآوری مدل کسب و کار می باشد را فراهم می کند . از آنجا که مطالعات پژوهشی ، وجود رابطه بین نوع مدل کسب و کار و موفقیت شرکت را تایید نموده اند . طبقه های مختلف مدل کسب و کار ، پیش بینی کننده ای برای عملکرد انواع مدل های کسب و کار می باشند . همچنین حاصل از تحقیقات نشان می دهد که مدل های کسب و کار به طور بالقوه قابلیت مقایسه پذیری در میان صنایع را دارا هستند و پیش بینی کننده بهتری از عملکرد مالی نسبت به طبقه بندی صنعت هستند .نتایج حاصل از مطالعات زات و آمیت (2008) نشان می دهد که عکس العمل متقابل بین مدل کسب و کار و راهکار کسب و کار ، به بهبود کارایی یک شرکت می انجامد . همچنین عملکرد شرکت ارتباطی مثبت با مدل های کسب و کار نوگرا داشته و اگر این نوع از مدل های کسب و کار ، از یک راهبرد بازاریابی مناسب تبعیت نمایند ، این ارتباط مثبت تقویت می شود .

جدول شماره( 2-1) ابعاد مدل کسب و کار
بعد اجزا گروه
ارزش پیشنهادی محصول یا خدمت اصلی
بسته محصول و خدمات
سیستم ارزش کنشگران نقش عملکردی هر یک از کنشگران
نقش راهبردی هر یک از کنشگران

پیکر بندی شبکه کسب و کار منافع و مزایای هر یک از کنشگران
میزان وابستگی کنشگران
ساز و کار هماهنگی و اداره امور
مزیت رقابتی حاصل از منابع و ارتباطات بین سازمانی
طرح بازار نوع بازار مشتریان هدف
جایگاه مشتری در زنجیره تامین
محیط فعالیت پویایی رقابتی
فرصت بازار
گزینه های راهبردی
قوانین ، زمان و سایر عوامل تاثبر گذار
تعامل با مشتری ارتباط با مشتری

کانال ها ارتباطی
توزیع
فروش
فرایند ارزش افزاینده نوع سازمان
استراتژی رقابتی راهبرد اصلی
ماموریت کسب و کار
چشم انداز
اهداف
مزیت رقابتی در مرزهای شرکت قابلیت های مبتنی بر منابع /شایستگی های محوری/قابلیت های پویا
فرایندهای کلیدی فعالیت ها و فرایندهای اصلی
فعالیت ها و فرایند های پشتیبانی
منابع کلیدی دارایی های کلیدی
قابلیت ها
پیکر بندی پیکر بندی فعالیت ها
دانش دانش سازمان
کسب ارزش عملکرد مالی سرمایه
هزینه
قیمت گذاری
درآمد
سود آوری
اهرم های مالی و عملکردی
عملکرد غیر مالی شهرت نام تجاری
سهم بازار
سایر
2-3-2 ) چارچوبهای توصیف مدل کسب وکار
یکی دیگرازحوزه های اختلاف نظر صاحبنظران حوزه مدل کسب وکار ، اجزاء مدل کسب و کار می باشد . صاحبنظران اجزاء متفاوتی را برای مدلهای کسب وکار پیشنهاد می نمایند . از آنجائیکه توصیف مدل کسب وکار ماحصل تشریح اجزاء و روابط مابین اجزاء مدل کسب وکار می باشد ، پیشنهاد اجزاء متفاوت ، چارچوبهای متفاوتی را برای توصیف مدل کسب وکار پدید آورده است . تعداد چهارچوبهای توصیف مدل کسب وکار که تاکنون پیشنهاد شده اند ، بسیار زیاد می باشند (عماد زاده،1391،ص 6) .
چارچوب توسط اُستروالدر و پیگینور در سال2004 میلادی پیشنهاد شده است . از نظر اُستروالدر ، مدل کسب وکار دارای ماهیتی پویا بوده و صرفاً به تبیین مدل منتهی نمی شود ، بلکه پس ازتبیین مدل ارزیابی شده و درگام بعدی اصلاحات ونوآوریها لحاظ می گردد (شاملو ، 1387،ص35) . برای این که مدل مبنایی کسب و کار در این سطح از کلیات باقی نماند ، چهار ستون آن به نُه سنگ بنای مرتبط با هم تحت عنوان ارکان مدل کسب و کار تقسیم شده است . طراحی مدل کسب و کار ، راهبرد را به طرح اولیۀ مدل کسب وکار ترجمه می کند ، سپس منابع مالی مدل را از طریق سرمایه گذاری داخلی و یا خارجی تأمین می کند و درآخر ، آن را پیاده سازی وتبدیل به سازمان کسب وکار واقعی می کند . جدول زیر نه سنگ مدل کسب وکار را نشان می دهد (شاملو ، 1387،ص33) . بلوکهای مدل استرولدر شامل : 1- محصول: شرکت در چه کسب و کاری فعال است و چه محصولات و پیشنهادهای ارزشی به بازار عرضه می کند . 2- مشتری: مشتریان هدف شرکت چه کسانی هستند و چگونه روابط محکمی با آنها بر قرار می شود. 3- مدیریت زیر ساخت : شرکت چگونه فعالیتهای زیر ساختی یا تدارکاتی را انجام می دهد و چگونه در قالب سازمانی شبکه ای عمل می کند . 4- جنبه های مالی : مدل در آمدی و ساختار هزینۀ مدل کسب وکارچیست ؟ (ششمین کنفرانس مدیریت دانش، 1392)
اهداف ومقاصد ارزشی شامل دو بخش عمده به نام های مشتریان و شرکا و تشریح منافعی که هر یک از آنها از مدل کسب و کار به دست می آورند می شود . تعریف اهداف و مقاصد ارزشی به طور خودکار آنچه را که شرکت قرار نیست به مشتری ارائه کند معرفی خواهد کرد. یک مدل کسب و کار همچنین باید اهداف و مقاصد ارشمندی برای شرکای تجاری به همراه داشته باشد . این اهداف بایدبه اندازه کافی قوی و مناسب باشند تا باعث تحریک شرکا به شرکت در فرآیند خلق ارزش بشود . عامل ارتباط بین شرکت با مشتریان بر اساس محصولات و خدمات پایه ریزی می شود . این کار باعث اجرایی شدن اهداف ارزشی و خلق سود تضمین شده برای مشتریان می شود . سومین عامل یک مدل کسب وکار معماری خلق ارزش است . شرکت باید تصمیم بگیرد در چه بازاری قصد خدمات رسانی دارد . بازار ها می توانند بر اساس جغرافیا ، آمار جمعیتی ، ویژگی های فیزیولوژیکی و… تقسیم بندی شوند . تصمیم گیری در مورد حضور و عدم حضور در یک بازار نیز در این بخش صورت می گیرد . معماری ارزش شامل منابعی است که شرکت می تواند به واسطه آنها طرح ها و فعالیت های خاصی را برنامه ریزی و هماهنگ سازی کند . همچنین نوع معماری می تواند نمایانگر درجه دوام و مقاومت مدل کسب و کار باشد . همچنین تعیین کننده فعالیت هایی است که می تواند با امکانات درونی و یابا برون سپاری انجام شود . مدل درآمدی شامل توصیف روش هایی است که شرکت برای تحصیل درآمد مورد استفاده قرار می دهد . کسب و کار می تواند منابع درآمدی مختلفی داشته باشد . روش درآمدی مختلط باید با دقت گزینش شود و موجب تداوم فروش و حفظ روند رشد شود (سمیع زاده ، 1390، ص34) .
چارچوب توصیف ماسانل در سال۲۰۱۰ میلادی توسط ماسانل و ریکارت پیشنهاد شده است . آنها با استفاده از قانون “علت و معلول ” اجزاء مدل کسب و کار یک سازمان را انتخاب های آن سازمان (علت) و پیامدهای آن انتخابها (معلول) پیشنهادکرده اند (عماد زاده،1391،ص 6) .
بررسی حوزه عملکرد دو چارچوب توصیف استروالدر و ماسانل
دوتعریف متفاوت از مدل کسب وکار ارائه و اجزاء متفاوتی را برای آن پیشنهاد کرده اند . همچنین جایگاه مدل کسب

مطلب مرتبط با این موضوع :  بهره¬وری، اثربخشی، ستاده، اتوماسیون، اقتصادی،، کار،، هستند.، سازمان¬ها، می¬گردد.، معیاری، ماشین¬آلات، فورد