مقاله رایگان درباره کتابخانه ها، قرن نوزدهم، بخش اقتصاد

اپرا هم در سال1637در ونیز آغاز به کارکرد.اما پس از این دوره هنوز در مناطقی، اپرا همچنان در فضای باز برگزار می شد.برگزاری نمایش واپرا در فضاهای عمومی شهر،در مفاهیم طراحی شهری هم تاثیرگذار بود؛یعنی با اهمیت یافتن صحنه پشت صحنه وتوجه به تقارن وخط دیدکه تابع پیدایش پرسپکتیو درقرن پانزدهم بود-مفاهیم جدیدی در طراحی شهری مطرح شد که وجه تمایز طراحی شهری باروک به شمار می رفت.درگذرا ازقرن نوزدهم به قرن بیستم ، فضای جدیدی درعرصه ی معماری ظهور کرد: سینما، که امروز واژه ای آشنا برای همگان است، به دنبال پیدایش دوربین های فیلمبرداری در سال1895 به وجود آمد.سینما های اولیه ساختمان پیچیده ای نداشتند وفقط شامل یک تالار نمایش ، باجه ی فروش بلیط و آپاراتخانه برای امکانات جانبی بودند که در مقایسه با نیاز به پشت صحنه های تو در تو ومارپیچ ساختمان تماشاخانه ها ، بسیارساده وحقیر به نظر می رسیدند. به تدریج با توسعه ی امکانات وتجهیزات فنی،مفهوم تصویر وسینما پیچیده تر شد وفاصله ی بین دنیای مجازی وحقیقی بیش ازپیش افزایش یافت.به دنبال این تحول ، روش های تماشای فیلم ، نمایش وموسیقی نیز به دو گروه خانگی وشهری تقسیم شد ودر اندک زمان، شیوه ی خانگی در سایه ی پیشرفت های سریع رسانه ها وابزارهای الکترونیکی به قدری تقویت شدکه تمایل به تجربه حضور در تالارهای نمایش وسینما ها راکه آنها هم در سایه ی پیشرفت های تکنولوژیکی به محیطی مطلوب تر تبدیل شده بودندتحت شعاع خود قرار داد. با اوج گرفتن این دوگانگی،رابطه ی بین اجرا کننده وتماشاگر نیز تنوع بیشتری یافت وحتی می توان گفت که تعریف محیط ومفهوم حضور در محیط هم تغییرکرد.
فرهنگسرا در فرانسه
سرچشمه ی پیدایش فرهنگسرای فرانسه گردهمایی هایی است که از سال 1028ه.ش(1629م) درخانه ی “والانتن کنوار” در خیابان سن مارتن پاریس برگزارمی شد. فرهنگسرای فرانسه که شمار عضوهایش به چهل نفر می رسید سند زادروز خود رادر ژانویه ی 1635م با فرمان رسمی که به یادداشت لویی سیزدهم رسید دریافت کرد.در1672 م لویی چهاردهم پذیرفت که خود انجمن را زیر بال وپر بگیرد.از آن پس فرهنگسرا جان تازه گرفت ونشست های خود را در ساختمان لوور برگزار می کرد.با آغاز وپیروزی انقلاب فرانسه فرهنگسرا در سال 1793 م برچیده شدوبیشترعضوهای آن به زیر گیوتن رفتند وپس از آن در سال 1795 فرهنگسرای ملی فرانسه بازگشایی شد وراستاد(وظیفه) فرهنگسرای پیشین به گروه یا کلاس سوم این نونهاده سپرده شد که تنی چند از هموندها(عضوهای) فرهنگسرای پیشین نیز درآن پذیرفته شدند.
فرهنگسرا در اتحاد شوروی
فرهنگسرا در شوروی دارای 267سال پیشینه است.این فرهنگسرا در سال 1723 م به فرمان پتر پادشاه روسیه گشایش یافت وکار آن در سال 1725 م با نام” آکادمی علم وهنر” آغازشد،در سال 1803 م نام آکادمی علم امپراتوری برآن نهاده شد واز سال 1836 م ” آکادمی علوم امپراتوری سن پترزبورگ” نامیده شد وپس ازد گرش وانقلاب سال 1917 ” آکادمی علوم روسیه” نام گرفت. این نام پس از دگرش وانقلاب کمونیست به جا ماند تا آنکه در سال 1925 به نام ” آکادمی علوم اتحاد شوروی” به کار خود ادامه داد. در ابتدا فرهنگسرا دارای کتابخانه ای بزرگ ، موزه ی تاریخ طبیعی ،آزمایشگاه فیزیک ،رصدخانه وآزمایشگاه شیمی بود که پشتیبان گشایش آنها میخائیل لومونومرف دانشمند روسی بود.فرهنگسرا در آغاز چند گروه هنری را سرپرستی می کرد که در آغازسال1757 م فرهنگسرای دیگری به نام آکادمی هنر پدید آمد وپس از آن چندی با نام آکادمی هنر امپراتوری به شیوه ی خودفرمان به کار پرداخت.فرهنگسرا در سال 1745 م نخستین کشور نمای جغرافیایی سراسر روسیه را فراهم آورد.در سال1725 دانشگاهی در پترزبورگ گشایش یافت که در آن رشته های زبان اسلامی، یونانی، لاتینی وعلوم دینی آموخته می شد که در سال1747 بخشی از آکادمی روسیه شد.درپایان سده ی هجدهم با گشایش دانشگاهها ونهادهای گوناگون کاربر،کار فرهنگسرا سخت شد وپس از آنها همه ی این نهادها از وابستگی به فرهنگسرا بیرون رفته ، خود بسنده شدند.
در سال1928 م فرهنگسرا دارای9 گروه بود که در سال1934 م به25 گروه افزایش یافت. در سالهای 1929 م تا 1932 م در شهرهای بزرگ کشور نمایشهای دانشی برگزار شد وشاخه هایی از فرهنگسرا در جمهوری های آن گشایش یافت.در سال1934 م فرهنگسرای معماری در مسکو پدید آمد ودر سال1956 م ” آکادمی امور ساختمانی” نامیده شد.از نزدیک200سال پیش تا به اکنون بخش های بسیاری به فرهنگسرای شوروی گذشته افزوده شد : بخش آسیا شناسی، بخش زمین شناسی، موزه ی گیاه شناسی، جانورشناسی، رصدخانه، بیولوژی، خانه ی ادمی پوشکین، حقوق بین الملل، بخش اقتصاد، فلسفه وحقوق، روابط بین الملل، علوم تربیتی، هنر و… در شوروی7% بودجه ی کشور به فرهنگسرا می رسد.این مرکز در پی کارهای دانشوری زیاد (کاوشهای تازه، دست یابی به کانهای زیرزمینی، فروش اختراع ها) به نوعی مراکز بهره وری اقتصادی نیز هستند.در کشور شوروی فرهنگسراها بزرگترین وپرتوان ترین بنیادهای دانشی هستند،این توان را در سایه ی کارهای گروههای وابسته در دانشکده ها به دست آورده اند. هریک از فرهنگسراها گروههای پژوهشی وابسته به خود را دارند وتحقیقات پژوهشی خود را در قالب این گروهها انجام می دهند.
فرهنگسرا در ژاپن
“انجمن دانش ژاپن در سال1949 م بنیانگذاری شد.این انجمن از دید اداری وابسته دفتر نخست وزیری است ولی کارکردی خودفرمان دارد.انجمن برای رسیدن به زمینه های ویژه 180 گروه وابسته را پدید آورد تا دامنه ی پژوهش وپیوستگی در زمینه های دانش هاو هنرها ودانسته ها را افزایش داده آنها را سرپرستی کند.این انجمن همه ساله سرپرست شش همایش دانشی بین المللی است.افزون برآن پشتیبان سی همایش دانشی بین المللی است.افزون برآن پشتیبان سی همایش دانشی دیگر است که در ژاپن برگزار می شود.چاپ ونگاشت آثار برجسته بر دوش این انجمن است. راستاد(وظیفه) دادوستدآگهی ها باجهان امروز نیز با این انجمن است.”
پیشینه ی مراکز فرهنگی در ایران
اگر بخواهیم به طور کلی به موضوع فرهنگ ایران نگرشی داشته باشیم، شاید بتوان نخستین مساجد ،حسینیه ها ومیدان ها را به عنوان فرهنگسرا وفرهنگستان های اولیه نامید.مراکزمحله وفضاهای مذهبی خود به عنوان مکانی درجهت رشد وتوسعه ی مذهب وفرهنگ ، نقش موثرتری داشته اند.در این خصوص احداث ساختمان تکیه ی دولت که به دستورناصرالدین شاه درسمت جنوب تالار الماس در سال1285 ه-ق آغاز شد را می توان اولین بنای مذهبی وبه نوعی فرهنگی در ایران است که تحت تاثیر آمفی تئاترهای فرنگی بنیان نهاده شد.قرارداشتن غرفه های خواص جهت تماشای مراسم در اطراف صحنه وشکل مدور گونه ی تکیه ی دولت، در معماری سنتی ایران سابقه نداشته و این نوع طراحی به سالن های اجرای نمایش واپرا در فرانسه نظیر سالن اپرای پلیتر وسالن خانه ی اپرای پاریس شباهت زیادی دارد.در این تکیه محل نمایش واجرای مراسم در فضای میانی بنا بوده که حضاروتماشاچیان در گرداگرد سکوی وسط وافراد متشخص در غرفه های داخل بنا مراسم را تماشا می کردند.به مرور زمان فکرجدا کردن عملکردها مد نظر قرار گرفت و فضاهای فرهنگی آموزشی در مجموعه هایی جدا از هم تعریف شد.به طور کلی می توان گفت که فرهنگستان به عنوان یکی از پیامدهای قرن سیزدهم ،درطی دوران های مختلف، به عنوان یک فضای زیر بنایی در اشاعه ی فرهنگ ایران فعالیت می نمود.فعالیتهای فرهنگی وهنری در دوره ی پهلوی اول،بعدتازه ای به خود گرفت.آنچه قبل از آن ودر دوره ی قاجاربه عنوان فعالیت های هنری ویا فرهنگی انجام می گرفت،هیچ گاه یک قالب منسجم سیستماتیک دنبال نشد واصولاً فعالیتی کلاسیک و وسیع درنقش یک تشکیلات فرهنگی وهنری به وقوع نپیوست. نخستین اقدامات به شیوه ی جدید در دوره ی معاصر،در زمان پهلوی اول وبه تاثیر از فرنگ انجام پذیرفت.اولین فرهنگستان در زمان کابینه ی فروغی تشکیل شد و فعالیت هایی در زمینه ی ایجاد واژه های جدیدمورد احتیاج در زبان فارسی وتبدیل بعضی لغات بیگانه وعربی به زبان فارسی انجام گردید.اولین موزه ی هنرهای زیبا در سال 1309 برای پیشرفت ورواج هنرهای زیبای ایران آغاز به کار نمود وهمزمان با آن ،هنرستان صنایع قدیمه نیزافتتاح شد وگروهی از هنرمندان برجسته ی ایرانی برای ترویج وپرورش هنرهای زیبای باستانی دعوت شدند که این هنرستان در رشته های مختلف هنرهای سنتی ،دستی وقدیمی ایران،خدماتی ارزنده در زنده نمودن وبازسازی هنرهای فراموش شده انجام داد.فعالیت موزه ی ایران باستان نیز در سال1315 ه.ش آغاز شدواین موزه در بخش های مختلف (دوران پیش از تاریخ، دوران های تاریخی پیش از اسلام، دوره های اسلامی، سکه ها ومهرها ، کتاب ها و…)فعالیت خود را شروع نمود.(کیانی،1374) این روند ادامه پیدا کرد وبه مرور زمان در تمامی نقاط کشور ،کتابخانه ها ،فرهنگسراها، موزه ها ومکان هایی از این قبیل تاسیس شدند.البته آنچه امروزه از یک مرکز فرهنگی هنری انتظار داریم، بسیارفراترازآن چیزی است که در چند دهه ی اخیرازآن انتظار می رفت.درآن زمان ،مرکز فرهنگی فضایی برای نمایش آثار خلق شده بود،ولی امروزه بسیاری از فعالیت های جنبی از قبیل نمایشگاه های موقتی ،همایش ها،پایگاههای اطلاع رسانی و… در کنارآن اضافه شده اند،چرا که جهان امروز، جهان ارتباطات است وبرای آگاهی از موقعیت خود ضروری است علاوه برشناسایی دقیق فرهنگ ملی ،از سایر رخدادهای فرهنگی دنیا نیز آگاه بود.این مراکز، با ارزش ترین وپرثبات ترین عناصر زیربنایی ملی در هر کشور محسوب می شوند که بیشترین دانش های بالقوه از طریق آنها جمع آوری و ذخیره شده وسپس بازتاب می یابند.
فصل چهارم
بستر طرح ومطالعات سایت
گستره استان ایلام
استان ایلام با مساحتی حدود 19086 کیلومتر مربع در یک منطقه کوهستانی و مرتفع واقع شده است. این استان در غرب و جنوب غربی کشور در میان رشته کوه های کبیرکوه از سلسله جبال زاگرس قرار دارد و از شمال به کرمانشاه، از جنوب به خوزستان، ازشرق به لرستان وازغرب به کشور عراق محدود شده است.
ایلام به لحاظ آب و هوایی دارای ویژگی های خاصی نسبت به دیگر مناطق کشور است؛ به عبارت دیگر، فصول سال در ایلام چنان به هم آمیخته شده اند که نقاط گرمسیری و سرد سیری و معتدلش در آغوش هم بوده و از یکدیگر جدا نیستند. در حالی که در مناطق شمالی استان هوا سرد و کوه ها سفیدپوشند؛ هوای گرم و طبیعت بکر و سرسبز مناطق جنوبی استان پذیرای گردشگران و مسافران طبیعت است. با توجه به اینکه تا سه دهه پیش در حدود 50 درصد مردم ایلام به صورت عشایری زندگی کرده و اکنون نیز بافت قابل توجهی از ترکیب جمعیتی ایلام به زندگی عشایری اختصاص دارد؛ زمینه های گسترش توریسم عشایری و روستایی به صورت بالقوه در استان مطرح است.
آب و هوای منطقه
اقلیم استان در تابستانها تحت تاثیر پر فشار جنب حاره ای قرار دارد که شرایط حرارتی نسبتاً پایداری را بر آن حکمفرما می‌سازد و در زمستان توده‌های غربی و کم فشارهای سودانی بارش های رگباری و شدیدی را برای آن به همراه می‌آورند. به دلیل ماهیت دامنه‌ای استان که جزو کوهپایه‌های بیرونی زاگرس است، در صورت جذب رطوبت توده‌های ورودی از سمت غرب و جنوب غرب، نقش مهمی دارند . از طرف دیگر همین دامنه‌ها در تابستان تحت تاثیر صافی هوا و ساعات آفتابی زیاد با دریافت عمودی پرتوهای خورشیدی و صاف بودن هوا در تابستان، شرایط گرم و خشکی را پدید می‌آورد. در نقشه پهنه بندی اقلیمی ایران مسکن و محیط‌های مسکونی، ایلام در گروه 2 اقلیمی و در زیر گروه نسبتاً سردمعتدل واقع شده که از ویژگیهای اقلیمی نسبتاً سرد بودن هوا در زمستان و معتدل بودن‌آن در تابستان است. بنا به تعریف در شرایط نسبتاً سرد علیرغم

مطلب مرتبط با این موضوع :  منابع پایان نامه با موضوعمرور زمان، ساده سازی

دیدگاهتان را بنویسید