(محمدی،، تصمیم‌، فاضلاب، مکانی، مصوب، احداث

ناهماهنگی‌ها و ناموزونی‌های حاکم بر اقتصاد این کشورها عمدتاً در مقیاس اقتصادی کلان قرار دارد.

تجربه‌ی صنعتی ‌شدن و شهرنشینی ایران حاکی از آن است که صنعتی‌ شدن ایران به طور عام و ایجاد مجتمع‌ها و شهرک‌ها و شهرهای جدید صنعتی به طور خاص نیز در چار چوب محدودیت‌های رشد برون ‌زا صورت گرفته و میان صنعتی‌ شدن و شهر نشینی رابطه‌ی منطقی برقرار نگردیده است. در نتیجه ایجاد شهرهای جدید صنعتی در راستای رشد همگون نظام شهری نبوده، بلکه عمدتاً به عنوان جزیی از سیاست صنعتی ‌کردن و پاسخگویی به مقوله‌ی تولید تلقّی شده است؛ لذا ایجاد شهرهای جدید صنعتی از منطق زندگی شهری و مجتمع‌های زیستی پیروی لازم را نکرده است (زنگانه و سلیمانی، 1384).

 

1-15- اشتباهات متداول در مطالعات مکان‌یابی

اشتباه در تعیین محل ضررهای جبران ­ناپذیری به دنبال خواهد داشت و گاهی منجر به تغییر محل کارخانه با صرف هزینه‌های زیاد شده، یا به رکود و تعطیلی کامل کارخانه می­انجامد. عموماً اشتباه در تعیین محل، هنگامی پیش می‌آید که تعریف درستی از آنچه از ما خواسته می‌شود در دست نباشد. ولی اشتباه‌های دیگری نیز وجود دارد که حتی مدیران زیرک نیز دچار آن می‌شوند. برخی از این نوع اشتباه‌ها برای توجه بیشتر مدیران، محققان و افراد کلیدی و تصمیم ‌گیری در مسایل مکان‌یابی به این شرح بیان می‌شود:

– فقدان بازرسی و شرح دقیق عوامل و نیازمندی‌ها.

– چشم ­پوشی از بعضی شرایط مورد ­نیاز و بررسی ناقص نیازمندی‌های طرح.

– علایق شخصی یا تعصبات مسئولان در پذیرش حقایق و دلایل منطقی و علمی.

– مقاومت مدیران اجرایی در انتقال به محل جدید.

– توجه بیش از اندازه به نواحی شلوغ و صنعتی و در نتیجه نادیده­ گرفتن ناحیه‌هایی که به تازگی صنعتی شده و یا در شرف صنعتی‌ شدن قرر دارند.

– توجه بیش از اندازه به هزینه‌های زمین و در نتیجه انتخاب زمین‌های ارزان یا رایگان.

– بی­ توجهی به هزینه حمل و نقل و عدم برآورد درست آن.

– قضاوت در مورد نیروی انسانی بالقوه بر مبنای نرخ دستمزد و بدون توجه به کارایی، مهارت، سابقه و تاریخچه کارگری و سایر عوامل موثر در انتخاب نیروی انسانی.

– انتخاب جامعه‌ای با سطح فرهنگ و تحصیلات پایین به‌ گونه‌ای که جذب نیروی متخصص بسیار  مشکل باشد.

– پافشاری در منافع آنی و کوتاه‌ مدت و بی ‌توجهی به آینده.

– کافی‌ نبودن اطلاعات و یا نادرست ‌بودن آن‌ها در مورد بازار، شیوه‌های حمل و نقل، مواد خام و سایر عوامل که در برآورد هزینه‌ها تاثیر دارند.

– عوامل محیطی از جمله فشارهای سیاسی.

– خطا در بکار گیری روش‌ها و فنون تصمیم‌ گیری مکان‌یابی.

– عدم اولویت ‌بندی (وزن ­دهی) مناسب به معیارهای تصمیم‌ گیری.

– نبود اطلاعات دقیق و کافی در زمینه معیارهای مورد ­نظر.

– بی‌ توجهی به راهبردی بودن و اثرات بلند مدت تصمیم‌های مکان‌یابی.

– بی ‌توجهی به تغییر و تحولات آینده (تهدیدها، فرصت‌ها، رشد تقاضا و …).

– در نظر ­نگرفتن تغییرات سازمانی لازمه مکان‌یابی.

عوامل یاد شده بر اساس تجربه‌های مولفان در انجام پروژه‌های متعدد مکان‌یابی و تحلیل عوامل شکست برخی از مراکز صنعتی بدست آمده است. توجه کافی به آن عوامل، مخاطره تصمیم‌ گیری در پروژه‌های مکان‌یابی را کاهش خواهد داد (پورابراهیم و فرقانی، 1385).

 

 

1-16- ضوابط و معیارهای استقرار واحدها و فعالیت‌های صنعتی

آخرین موصوبات هیات وزیران در راستای سیاست‌های کلی حفاظت از محیط زیست، ضوابط و معیارهای استقرار واحدها و فعالیت‌های صنعتی و تولیدی را در مورخ 16/7/1381 تصویب نمودند. بر اساس این مصوبه، واحدهای صنعتی و تولیدی با توجه به فرآیند تولید به ترتیب غذایی، نساجی، چرم، سلولزی، فلزی، کانی     غیر فلزی، شیمیایی، دارویی، برق و الکترونیک، کشاورزی، ماشین­ سازی، نوین (نانو و زیست ­فن­ آوری)، نفت و گاز و پتروشیمی و بازیافت طبقه‌ بندی می‌شوند. بر این اساس، صنایع براساس شدت و ضعف آلودگی و دیگر مسایل زیست ‌محیطی در گروه‌های ذکر شده فوق در چهار رده (1)، (2 و 3)، (4 و 5 و 6) و (7) قرار می‌گیرند. بر اساس این مصوبه، واحدهای رده 1 مجاز هستند تا در کاربری‌های صنعتی یا کارگاهی داخل شهرها و روستاها یا مکان‌های صنعتی مجاز خارج از محدوده مصوب شهری و روستایی استقرار یابند و واحدهای رده 2 و 3 مجازند در شهرک‌ها و نواحی صنعتی و مکان‌های صنعتی در خارج از محدوده مصوب شهرها و روستاها مشروط به رعایت فواصل از سایر کاربری‌ها استقرار یابند. همچنین واحدهای رده 4، 5 و 6 مجازند در شهرک‌ها و نواحی صنعتی و مکان‌های صنعتی مصوب تعیین ­شده در خارج از حریم مصوب شهر و خارج محدوده مصوب روستاها مشروط به رعایت فواصل از سایر کاربری‌ها استقرار یابند. بر این اساس، در مناطقی که فاقد شهرک صنعتی و ناحیه صنعتی می‌باشند، واحدهای مشمول رده‌های 2، 3، 4، 5 و 6 می‌توانند با رعایت حداقل فواصل از مراکز و اماکن در سایر مکان‌های صنعتی تعیین ­شده در خارج از حریم مصوب شهر (در خصوص رده‌های 2 و 3 خارج از محدوده شهر) و روستا استقرار یابند. بر این اساس، واحدهای کشاورزی مشمول رده‌های 2، 3، 4، 5 و 6 می‌توانند با رعایت فواصل در خارج از شهرک‌های صنعتی و نواحی صنعتی و یا در داخل مجتمع‌های تخصصی و مجتمع‌های تولیدی کشاورزی مستقر شوند. بر اساس این مصوبه، محل پیشنهادی جهت استقرار واحدهای رده 7 در خارج از محدوده شهر و روستا با توجه به فرآیند تولید، توپوگرافی منطقه، شرایط اقلیمی، ظرفیت قابل تحمل محیط ‌زیست، جهت بادهای غالب، جهات توسعه شهری و سایر ملاحظات زیست ‌محیطی، به صورت موردی توسط اداره کل حفاظت محیط­ زیست استان براساس دستور العملی که توسط سازمان حفاظت محیط زیست صادر می‌شود مورد بررسی کارشناسی و اعلام نظر قرار می‌گیرد. همچنین استقرار صنایع در اراضی مستعد کشاورزی منطبق با قوانین و مقررات مستلزم کسب موافقت وزارت جهاد کشاورزی می‌باشد و احداث و استقرار واحدهای رده 7 صرفاً در شهرک‌های صنعتی تخصصی مجاز است. بر اساس مصوبه دولت، در چار چوب ضوابط شهرک‌های صنعتی، احداث هر نوع واحد تولیدی و صنعتی به استثنای صنایع رده 7 در داخل شهرک‌ها و نواحی صنعتی مشروط به اینکه شهرک دارای طرح‌های منطقه ‌بندی استقرار واحدهای صنعتی و خدماتی، فضای سبز و سیستم مرکزی تصفیه فاضلاب باشد بلامانع است. بر این اساس، متقاضیان احداث شهرک‌های صنعتی همزمان با اخذ مجوز احداث موظف به طراحی سیستم تصفیه فاضلاب مرکزی بوده و باید پس از واگذاری 50 درصد واحدها و به بهره ‌برداری رسیدن 30 درصد آن‌ها و وجود حداقل 100 مترمکعب فاضلاب در روز نسبت به احداث سیستم تصفیه فاضلاب مرکزی اقدام کنند. بر این اساس، تا زمان بهره ­برداری سیستم مرکزی تصفیه فاضلاب هر واحد باید نسبت به راه ­اندازی سیستم پیش تصفیه فاضلاب و دفع فاضلاب خود اقدام نماید. منطقه ‌بندی شهرک‌های صنعتی باید با توجه به نوع آلودگی‌ها براساس جدول استقرار منطقه‌ها صورت گیرد در جدول 1-1 حداقل و حداکثر فاصله صنایع گروه‌های 4 تا 6 ارایه شده است (مجموعه قوانین و مقررات محیط زیست، 1381).

 

 

جدول 1-1: حداقل فاصله صنایع گروه 4، 5 و 6

  حداقل فاصله متر حداکثر فاصله متر
سکونت گاه‌ها 1000 1500
مراکز درمانی و آموزشی 500 1000
بزرگراه و جاده ترانزیت 250 250
جاده اصلی 150 150
پارک ملی، تالاب، دریاچه، اثر طبیعی ملی 1000 1000
پناهگاه حیات وحش، منطقه حفاظت شده، رودخانه دائمی و قنات دایر 200 300
چاه‌های عمیق و نیمه عمیق 100 100

معاونت غذا و دارو وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ضوابط فنی و بهداشتی را برای استقرار صنایع غذایی در نظر­می‌گیرد، نمونه‌ای از این ضوابط به شرح ذیل می‌باشد:

– واحدهای تولیدی در مسیر سیل‌های 100 ساله قرار نداشته باشد.

– منطقه‌ای که واحد تولیدی در آن احداث می‌شود نزدیک به جاده آسفالته باشد.

– محل تولیدی نزدیک به مناطق مسکونی نباشد.

– حداقل فاصله واحدهای صنایع غذایی از صنایع آلاینده، بسته به نوع صنعت آلاینده بین 250 متر و 3000 متر باشد. در جدول 1-2 فاصله واحدهای تولید و بسته بندی مواد غذایی از صنایع ارایه شده است (حداقل ضوابط فنی و بهداشتی جهت تاسیس و بهره ­برداری واحدهای تولید و بسته ­بندی مواد غذایی).

 

 

جدول 1-2: فاصله واحدهای تولید و بسته بندی مواد غذایی از صنایع

نوع صنعت فاصله از واحد تولید و بسته بندی مواد غذایی
کارخانه‌های سیمان، آماده­ سازی شن و ماسه، آسفالت­ سازی، ایزوگام 3000 متر
آلوده­ کننده‌های درجه یک (مرغ داری، گاو ­داری، گشتارگاه سنتی، کارخانه‌های گچ و آهک، مرکز تجمع زباله یا کود دباغی چرم­ سازی و تصفیه فاضلاب) 1000 متر
فاصله تا آلوده­ کننده‌های درجه دو (ریخته­ گری، موزاییک و سرامیک، گورستان، گشتارگاه صنعتی) 250 متر
فاصله تا روستاهایی که بافت آن‌ها دام ­داری، مرغ داری صنعتی در ساختمان‌های مسکونی وجود دارد 500 متر

1-17- ضرورت تصمیم­ گیری

به طور کلی واژه و عملیات تصمیم را می‌توان به معنی انتخاب بین گزینه‌ها تعریف کرد. گزینه‌ها می‌توانند شامل انواع مختلف عمل و اجرا، فرضیه‌های مختلف، تخصیص‌های مختلف منابع اراضی و غیره باشند. رفتار منطبق بر منطق انسان‌ها اقتضا می‌کند که در فرآیند تصمیم اقدام به ارزیابی گزینه‌های منتخب و موجود بر اساس برخی معیارها نمایند (محمدی، 1386). یک معیار به عنوان پایه و مبنای تصمیم قلمداد می‌شود که قابل سنجش،    اندازه­ گیری و ارزیابی است. به دیگر سخن معیارها عبارت از مستندات و شهوداتی هستند که یک تصمیم بر پایه‌های آن استوار گشته است معیارها بر دو دسته شامل عوامل یا فاکتورها و محدودیت‌ها یا قیدها می‌باشند (محمدی، 1386).

یک عامل، عبارت از یک معیار است که موجب افزودن یا کاهش و کاهیدن تناسب، مطلوبیت و سودمندی یک­ گزینه‌ی مشخص برای هدف و عمل مورد نظر می‌گردد (محمدی، 1386). در بسیاری از فرآیندهای تصمیم محدودیت و قیود را می‌توان در قالب لایه‌های اطلاعاتی دو ارزشی که اصطلاحاً نقشه‌های بولی نامیده می‌شوند، را وارد فرآیند تصمیم کرد (محمدی، 1386). در این نقشه‌ها مناطقی که بایستی از فرآیند تصمیم خارج گردند، توسط ارزش عددی صفر و دیگر نواحی فاقد محدودیت توسط کد یک نشان داده می‌شوند (محمدی، 1386).

هر فرآیند تصمیم مبتنی بر یک قاعده یا مجموعه‌ای از قواعد است که اصطلاحاً قاعده تصمیم نامیده می‌شود. قاعده‌ی (قواعد) تصمیم بیان ­گر شیوه‌ها، الگوریتم‌ها و مدل‌هایی است که توسط آن معیارها با یکدیگر ادغام و ترکیب می‌شوند تا بتوان به یک ارزیابی دست یافت (محمدی، 1386). قواعد تصمیم اقدام به ترکیب معیارها و تولید یک شاخص ترکیبی منفرد می‌کنند و چگونگی ارزیابی گزینه‌ها با استفاده از شاخص مورد نظر را تعیین و تبیین می‌نمایند (محمدی، 1386).

 

1-18- چارچوب و ساختار پردازش‌های چند ­معیاره مکانی

پردازش تصمیم‌های چند ­معیاره مکانی را می‌توان همانند فرآیندی در ­نظر گرفت که داده‌های مکانی (در قالب نقشه، رویه‌ها یا لایه‌های اطلاعاتی) به عنوان ورودی‌ها، تبدیل و با یکدیگر ترکیب می‌شوند و منجر به تصمیم مورد ­نظر یا خروجی تصمیم می‌گردند. انجام چنین پردازش، منوط به استفاده از فن­آوری تصمیم در قالب‌های مختلف و بهره ‌برداری از قابلیت‌ها و توانمندی‌های سخت‌ افزاری و نرم ‌افزاری سامانه اطلاعات مکانی است (محمدی، 1386).

در یک فرآیند پردازش تصمیم چند ­معیاری مکانی دو نکته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار هستند. قابلیت‌ها و توانمندی‌های فن­آوری تصمیم (مانند سامانه‌های اطلاعات مکانی) به منطور جمع ‌آوری، ضبط و نگهداری، بازخوانی و پردازش داده‌ها و اطلاعات مکانی و قابلیت‌ها و توانمندی‌های الگوریتم‌ها، شیوه‌ها و مدل‌های پردازش تصمیم‌های چند­ معیاری، به منظور انبوهش، تجمع و ادغام داده‌ها و اطلاعات مکانی و ارجحیت‌های تصمیم­ گیرنده در قالب نهایی مقادیر ارزشی تک­ بعدی برای گزینه‌های تصمیم می‌باشد. بدین ترتیب حصول به تصمیم‌های بهینه و مدیریت‌های مناسب منوط به کاربرد شیوه‌ها و فن­آوری هیبریدی متشکل از سامانه اطلاعات مکانی الگوریتم‌ها و مدل‌های مناسب پردازش تصمیم‌های چند ­معیاری است (محمدی، 1386).

 

1-19- مراحل تصمیم‌ گیری چند­ معیاره مکانی

تعریف مساله: هر فرآیند تصمیم‌ گیری با شناخت و تعریف مساله شروع می‌شود و عبارت از رفع خلاء میان حالت موجود و حالت مطلوبی است که توسط تصمیم‌گیرنده احساس می‌شود. در این مرحله علل باید حداقل علل ریشه‌ای بروز مسایل شناسایی شود.

معیارهای ارزیابی: این مرحله شامل تعیین دو مجموعه که شامل مجموعه اهدافی که تمام زوایای مسایل را پوشش دهد و اندازه­ گیری مورد ­نیاز برای رسیدن به اهداف مذکور است.

ایجاد گزینه‌ها: برای هر گزینه یک متغیر تصمیم‌ گیری نسبت داده می‌شود. این متغیرها توسط تصمیم‌ گیرندگان برای اندازه‌ گیری اجرای تصمیمات جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اولویت معیارها: در این مرحله اولویت‌های تصمیم‌ گیرندگان در مورد معیارهای ارزیابی وارد مدل تصمیم‌ گیری می‌شود. اولویت‌ها همان اوزان منسوب به اهمیت‌های نسبی معیارهای ارزیابی‌اند.

قوانین تصمیم ‌گیری: در این مرحله نتایج مراحل قبل گرد آوری