عضله، بازو، استخوان، شست، ماهیچه، ساعد

.
صدمات حاد:
استفاده از ابزارهای دستی می تواند منجر به صدمات حاد در دست و مچ گردد . برخی از این صدمات در ادامه مطرح شده است :
شکستگی : استخوان ها ممکن است در اثر حوادثی مربوط به کاربرد ابزارهای دستی بشکند . شکستگی ها اغلب از نوع ساده می باشند . اما گاهی شکستگی ها مرکب نیز رخ می دهد که در آن انتهای شکسته استخوان از پوست بیرون می زند . سایر شکل های شکستگی عبارتند از :
خوردشدگی ، درهم فرو رفتن دو استخوان شکسته ، ترک خوردگی و یا شکستگی ناقص .
در رفتگی : در رفتگی ها جا به جا شدن کامل و یا بی نظم سطوح متقابل یک مفصل می باشند . در رفتگی می تواند کامل یا جزئی باشد و غالبا در انگشتان به دلیل شکستگی نسبی آنها و درگیر بودن آنها با ابزار دستی رخ می دهد .
پیچ خوردگی و ضرب دیدگی :شامل کشیده شدن و یا پاره شدن رشته های ماهیچه ای می باشد . تاندون ها نیز ممکن است درگیر شوند . این عارضه در موارد نادری منجر به پارگی شدید ماهیچه می گردد.
ارتعاش
ارتعاش ، حرکت سریع ، تکراری نوسانی یک ماده الاستیک است که حول مرکز سکون خود نوسان می کند . ارتعاش در محیط های گاز ، مایع و جامد رخ می دهد ، اما در خلاءوجود ندارد.
تعداد نوسان ها در یک ثانیه ، فرکانس نامیده می شود که به صورت هرتز بیان می شود . میزان حرکت یا جابجایی از نقطه اتکا و هم چنین سرعت و شتاب توصیف کننده قدرت ارتعاش می باشد که بر حسب شتاب جاذبه یا متر بر مجذور ثانیه بیان می شود .
یک شیء مرتعش ( نیروی القائی ) در تماس با شیء جامد الاستیک دیگری می تواند آن را به ارتعاش در آورد . ( ارتعاش واداشته ) در صورتی که فرکانس شیء مرتعش اول مساوی با فرکانس شیء دوم باشد پدیده رزونانسی رخ می دهد .
فرکانس طبیعی یک شیء وابسته به ترکیب و جرم آن است .

مچ و دست
مچ از 8 استخوان کوچک تشکیل شده است که به شکل مثلثی یا مستطیلی هستند .
این استخوان تقریبا در دو ردیف 4 تایی قرار گرفته اند . ردیف بالایی استخوان های مچ دست از خارج به داخل شامل استخوان های ناوی ، هلالی ، هرمی ، شبیه ذوزنقه ای و استخوان بزرگ می باشد .
این استخوان ها حلقه نسبتا گردی به نام تونل کارپال ایجاد می کنند که از میان آن عصب مدین و تاندون های انگشتان و شصت عبور می کنند .
چهار متاکارپال کف دست را شکل داده و یک متاکارپال پایه انگشت شصت را تشکیل می دهد . انتهای این استخوان ها با انگشت شصت و سایر انگشتان مفصل شده و برآمدگی مفصل پایه انگشتان را به وجود می آورند .
آنتروپومتری دست
به طور خلاصه آنتروپومتری علمی است که ابعاد مختلف مرتبط با جوانب خارجی آناتومی انسان را اندازه گیری ، ثبت و آنالیز می نماید . در کنار اندازه گیری های آناتومیک ، آنتروپومتری وزن انسان ها را در کنار توانائیشان در اعمال نیرو ( قدرت ) اندازه گیری می نماید .
فیزانت در سال 1986 نشان داد که آنتروپومتری به طور رسمی توسط نقاش معروف a آلبرخت دورر ( 1528- 1471 ) آغاز شده است . از آن زمان تا کنون ، آنتروپومتری به صورت علمی توسعه یافته است که ذخایر عظیمی از اطلاعات در مورد توپوگرافی و انواع انسان ها ایجاد نموده است .
حرکت شناسی دست و بازو

علم حرکت شناسی :
حرکت شناسی علمی است که حرکات جانوران را به طور کلی و یا برای هر قسمت از بدن به طور جداگانه مورد مطالعه قرار می دهد:
1- حرکات مفاصل انسان .
2- حرکات پایه ای .
3- حرکات خاص دست و بازو .
4- حرکات ظریف دست .
حرکات مفاصل :
حرکات مفاصل بستگی به ساختار و ترکیب مفصل مورد نظر دارد . همان گونه که در فصل مرتبط با آناتومی اشاره شد ، مفاصلی که در چندین جهت قابلیت حرکت دارند ، عمده مفاصل بدن انسان هستند و انواع مختلفی دارند .
حرکات اصلی انسان :
برخی حرکات اصلی وجود داند که نه تنها برای کل آناتومی کاربرد دارند بلکه در حرکات دست و بازو می توان از انها استفاده کرد .
حرکات بازو و دست :
حرکت دادن شانه :
عملکرد اصلی شانه حمایت از اتصال بازو می باشد . شانه مفاصل گسترده ای ندارد . اما با این حال چهار حرکت اصلی و محدود از خودشان نشان میدهد .
– بالا بردن: شانه می تواند توسط عملکرد ماهیچه ها به سمت بالا حرکت کند . ماهیچه های بالا برنده شانه عبارتند از بالابرنده کتف و ذوزنقه ای .
– پائین آوردن : شانه می تواند از طریق پائین کشیده شدن از کتف به سمت پائین حرکت کند . ماهیچه هایی که شانه را به سمت پائین حرکت می دهند عبارتند از : عضله سینه ای کوچک و بزرگ ، پشتی بزرگ و ذوزنقه ای .
– تطویل: شانه را می توان از طریق کشش کتف به سمت جلو حرکت داد . ماهیچه هایی که شانه را به سمت جلو حرکت می دهند عبارتند از : عضله سینه ای کوچک و عضله دندانه ای جلویی .
– پس کشیدن: شانه را می توان از طریق کشش کتف به سمت عقب ، به سمت پشت بدن حرکت داد . ماهیچه هایی که کتف را پس می کشند عبارتند از : لوزی بزرگ و پشتی بزرگ .
حرکت دادن بازو :
تنها استخوان بازو ( هومروس ) حرکات اصلی و کلی بازو را تعیین کرده و ساعد را مورد حمایت قرار می دهد . سر استخوان هومروس یک مفصل گوی و کاسه با درجه سوم آزادی از طریق قرار گرفتن در استخوان کتف تشکیل می دهد .
بازو 5 حرکت اصلی دارد :
– دور شدن از مرکز: بازو را می توان به سمت پائین و تنه در سطح تاجی حرکت داد . این حرکت در نتیجه فعالیت ماهیچه های در قسمت بالایی استخوان هومروس است . ماهیچه های که بازو را به بدن نزدیک می کند عبارت است از : ماهیچه سینه بزرگ .
– خمش:بازو را می توان به سمت بالا و دور ازتنه در صفحه ساجیتال حرکت داد . فعالیت ماهیچه ای در طول خمش بازو توسط عضله دالی خلفی ، گرد بزرگ و سه سر بازویی تامین می شود .
– حرکت دورانی ( شکل 9-7 ) : بازو می تواند یک حرکت دایره ای کامل در تمام جوانب صفحات تاجی و ساجیتال داشته باشد . این حرکت توسط ماهیچه های پیش گفت انجام می شود .
حرکت ساعد
ساعد ادامه بازو بوده و دست را حمایت می کند . ساعد از دو استخوان تشکیل شده است : زند زبرین و زند زیرین.
زند زیرین وظیفه حمایت خمشی ، کششی ساعد را بر عهده دارد .
زند زبرین در چرخش ساعد موثر است . زند زیرین یک مفصل لولایی با استخوان بازو تشکیل می دهد که درجه آزادی آن یک می باشد . به طور کلی چهار حرکت در ساعد موجود می باشد :
– سوپیناسیون:ساعد قادر به چرخش به سمت بالا به نحوی که کف دست به سمت بالا قرار گیرد ، می باشد .
– سوپیناسیون توسط عضله 2 سر بازویی و برون گردان موجود در ساعد انجام می گیرد .
– پروناسیون: پروناسیون حرکت چرخشی برخلاف حرکت سوپیناسیون است و توسط عضله درون گردان گرد و درون گردان چهار گوش موجود در ساعد انجام می گیرد .
– خمش : حرکت ساعد به سمت بازو است و توسط عضله 2 سر بازویی ، بازویی و عضله بازویی * زند زبرین صورت می گیرد .
– کشش: حرکت ساعد به نحوی است که از بازو دور شود و توسط عضله 3 سر بازویی و عضله آرنجی انجام می گیرد .
حرکت دست :
دست سطحی را ایجاد می کند که انگشتان در آن فشار وارد کرده و به نوبه خود نیروی لازم را جهت چنگش اجسام ایجاد می کنند . مفصل مرتبط با حرکت دست ، مفصل رادیوکارپال می باشد .
این مفصل از استخوان های ناوی ، هلالی و هرمی در تونل کارپال و زایده نیزه ای در انتهای پشتی استخوان زند زبرین تشکیل شده است . این مفصل یک مفصل کندیلی ( لقمه ای ) است که درجه دوم آزادی را به خود اختصاص داده است . دست 7 حرکت اصلی دارد :
خمش کف دست: این حرکت به معنی حرکت کف دست به سمت قسمت نرم ساعد است و توسط عضله خم کننده مچی * زند زبرین و خم کننده مچی * زند زیرین و عضله کف دستی دراز صورت می گیرد .
– خمش پشتی: این حرکت به معنی حرکت پشتی دست به سمت پشت ساعد می باشد . ماهیچه های مؤثر در این حرکت عبارتند از :
عضله بازکننده مچی * زندزبرین کوتاه و عضله باز کننده مچی زندزیرین .
– انحراف رادیکال: حرکت دست به سمت استخوان زندزبرین یا رادیکال می باشد . این حرکت توسط عضلات بازکننده مچی * زندزبرین کوتاه و بلند وعضله دورکننده دراز شست انجام می گیرد .
– انحراف اولنار: حرکت دست به سمت استخوان زندزیرین است که توسط عضله بازکننده مچی * زندزیرین انجام می گیرد.
– حرکت چرخشی : مچ دست می تواند چرخش محدودی داشته باشد . این چرخش توسط ماهیچه های پیش گفت و هم چنین عملکردهای پروناسیون و سوپیناسیون انجام می شود .

مطلب مرتبط با این موضوع :  ، دریچه، گسیختگی، سانتیمتری، به‌دست‌آمده، میشود،، آرچینگ، همان‌گونه، آزمایشگاهی، قوسی، میباشد.، حائل

حرکت های انگشت شست :
حرکت شست انسان باعث کمک به چنگش اجسام می شود . مفصل واقع شده در پایه شست ، مفصل زمینی با درجه آزادی 2 می باشد .
شست 4 حرکت عمده دارد:
– خمش: خمش شست حرکتی است که شست را از زندزبرین دور کرده به انگشت اشاره نزدیک می نماید . خمش توسط خم کننده بزرگ شست موجود در درون ساعد ، عضله دور کننده کوتاه شست ، عضله متقابله شست و عضله خم کننده کوچک شست موجود در کف دست صورت می گیرد .
کشش ( باز شدن ) – کشش شست ، حرکتی شست به دور از انگشت اشاده و به سمت استخوان زندزبرین می باشد .
کشش شست توسط عضله بازکننده بلند شست و عضله بازکننده کوتاه شست موجود در ساعد انجام می شود .
– دور شدن : دور شدن شست ، حرکت آن به سمت کف دست است . این حرکت توسط عضله دورکننده بلند شست در ساعد و عضله دورکننده کوتاه شست و عضله متقابله شست موجود در دست می باشد .
– نزدیک شدن : نزدیک شدن این حرکت ، حرکت شست در جهت دور از کف دست می باشد . این حرکت توسط عضله بازکننده بلند شست در ساعد و عضله نزدیک کننده شست در دست انجام می شود .
حرکات انگشتان :
مفاصل پایه انگشتان از نوع کندیلی ( لقمه ای ) با درجه آزادی 2 می باشند . مفاصل بین بخش های مجزای انگشتان از نوع لولایی با درجه آزادی 1 می باشند .
انگشتان چهار نوع حرکت دارند :
– خمش: خمش حرکت انگشتان به سمت کف دست است . ماهیچه های انجام دهنده این حرکت عبارتند از : عضله خم کننده سطحی انگشتان واقع در ساعد .
– کشش: حرکت انگشتان به دور از کف دست است . ماهیچه های درگیر در این فعالیت عبارتند از : عضله بازکننده انگشتان ، عضله بازکننده انگشت کوچک و عضله بازکننده انگشت سبابه .
– دور شدن / نزدیک شدن: دور شدن حرکت گسترش یافتن و جدا یافتن انگشتان از یکدیگر است . نزدیک شان ، حرکت گرد هم آمدن انگشتان است .
ماهیچه های بین استخوانی پشت دستی در دست انگشتان را از هم دور می کنند و ماهیچه های بین استخوانی کف دستی انگشتان را به هم نزدیک می کنند .

مطلب مرتبط با این موضوع :  که‌، به‌، کارگران‌، برای‌، -، وسایل‌، است‌، شود.ماده‌، قابل‌، مکلف‌، کافی‌، یک‌

اهرمها
سه دسته از اهرم ها وجود دارند . هر سه دسته در آناتومی بدن انسان وجود دارند و جهت انتقال نیرو همراه با مزیت مکانیکی یا عدم مزیت استفاده می شوند .
چهارجزء مورد نیاز اهرم ها عبارتند از :
1 ) بازو اهرم که نسبتا بلند ، محکم و غیر قابل شکستن است .
2 ) تکیه گاه که بازوی اهرم به آن تکیه می کند .
3 ) نیرویی که روی هر قسمت از بازو به جز تکیه گاه می تواند قرار بگیرد .
4 ) شی که باید حرکت کند .

در یک سیستم بیولوژیکی : بازوی اهرم یک استخوان بوده و تکیه گاه به طور معمول یک مفصل یا انتهای استخوان است نیرو یک ماهیچه منقبض شونده است . و شی قابل جا به جایی بخش از آناتومی و با شی متصل به آن می باشد .
سه نوع اهرم ها توسط موقعیت های نسبی تکیه گاه ، نیرو و شی جا به جا شوند ، تسیم بندی می شوند.

اهرم نوع اول
اهرم نوع اول چنین خصوصیاتی دارد :
1 ) تکیه گاه هرگز در دو انتهای بازو قرار نمی گیرد .
2 ) نیرویی که به کار رفته روی بازو و شی که باید حرکت کند در دو قسمت مخالف تکیه گاه قرار گرفته اند . الاکلنگ بچه ها مثالی از اهرم نوع اول است . حرکت تایید سر نیز نوعی عملکرد اهرم نوع اول است . این اهرم دارای مزیت مکانیکی می باشد به این صورت که نیروی محرکه مورد نیاز کمتر از نیروی وزن جسم می باشد .
اهرم نوع دوم
چنین خصوصیاتی دارد :
1 ) تکیه گاه در یکی از دو انتهای بازو قرار گرفته است .
2 ) شی که باید جه به جا شود بین تکیه گاه و نیروی محرک قرار دارد . مثال اهرم نوع دوم دیلمی است که نزدیک یک کنده درخت در زمین فرو رفته تا آن را جا به جا کند .
مثال بارز آن در بدن انسان کشش پا از طریق کشش ماهیچه های ساق در حین راه رفتن یا پرش است . اهرم نوع دوم نیز دارای مزیت مکانیکی است .

مطلب مرتبط با این موضوع :  اتوماسیون، کنترل¬کننده، اغتشاش، ارابه، SDRE، جرثقیل، کنترل¬کننده¬ی، مدیران، کانتینر، -، LQR، کنترل¬کننده¬های

اهرم نوع سوم
اهرم نوع سوم چنین خصوصیاتی دارد :
1 ) تکیه گاه در یکی از دو انتهای بازو واقع شده است .
2 ) نیروی محرک بین تکیه گاه و شی جا به جا شونده واقع گردیده است .
مثالی از این اهرم سکوی پرتاب موشک های سریع است و مثال آن در بدن انسان ماهیچه بازو است که ساعد را به سمت بازو خم می کند . اهرم نوع سوم به نحوی عمل می کند که هیچ نوع مزیت مکانیکی در آن دیده نمی شود . اما اهرم های این دسته مقدار زیادی سرعت و درجه های زیادی از حرکات را در انتهای یک بخش از بدن ایجاد می کند .

اهرم ها در دست و بازو :
اهرم نوع سوم بیشترین نوع اهرم در بدن انسان است و در دست و بازو نیز به هممین منوال می باشد . یک استثنا اهرم نوع سوم در مفصل آرنج دیده می شود که درآن ماهیچه سه سر بازو و سر استخوان زند زیرین را به سمت بالا می کشد که بنابراین یک اهرم نوع اول را ایجاد می کند و همچنین در دست که ماهیچه های خم کننده و باز کننده موجود در ساعد با تاندون های خود از سطح پشتی به نوک انگشتان چسبیده اند و اهرم نوع دوم را ایجاد می نمایند