سبد، پروژه¬ها، پروژه،، نگرفتن، پورتفولیو، پروژه¬های

ارشد دائما با مسائل متفاوتی مواجه اند که از آن جمله می توان به چگونگی انتخاب مناسب ترین پروژه ها از بین پروژه های مختلف در دست بررسی، یا چگونگی بهره گیری از علوم و دانش موجود برای پیش بینی شکست یا عدم شکست پروژه های تحت بررسی و به عبارت بهتر چگونگی انتخاب پروژه های تحت بررسی خود به منظور ممانعت از سوء مصرف منابع اشاره کرد.
در مفهوم کلی، پروژه می تواند به عنوان یک فعالیت بزرگ که از چند فعالیت به هم مرتبط تشکیل شده است و به وسیله سازمان های مختلف انجام می گیرد و دارای اهداف، برنامه و بودجه مشخصی است تعریف شود. یک فعالیت کوتاه مدت، اقدامی کوتاه مدت است که توسط یک سازمان انجام می پذیرد و ممکن است با فعالیت های دیگر ترکیب شود و یک پروژه را به وجود آورد (آرچی بالد، 1992) .
امروزه تعداد زیادی از سازمان ها برای مدیریت فعالیت های خود به سمت روش های پروژه محور گراییده اند و از سوی دیگر، برای بقا در بازارهای تجاری، راهبری مناسب پروژه های تحقیق و توسعه امری اجتناب ناپذیر است. یکی از وظایف مهم مدیران پروژه، انتخاب پروژه ها برای اجرا در سازمان ها می باشد. انتخاب پروژه، فرایند ارزیابی منحصر بفرد پروژه و یا گروهی از پروژه ها برای اجرا می باشد. یکی از نکات مهم در فرایند انتخاب پروژه، انطباق و سازگاری پروژه با اهداف و ماموریت های استراتژیک سازمان می باشد.
هر سازمانی که برای بهبود و یا افزایش سود سرمایه گذاری می کند یک پورتفولیو سرمایه گذاری دارد. یک پورتفولیو از پروژه ها، یک گروه از پروژه هاست (شامل صدها پروژه و یا فقط تعدادی محدودی پروژه )و این پورتفولیو می تواند پروژه هایی در یک یا چند برنامه باشد که تحت رهبری و مدیریت یک سازمان انجام می شود. از سوی دیگر به ندرت پیش می آید که منابع کافی برای انجام هر پروژه ای که پیشنهاد می شود وجود داشته باشد . از این رو این پروژه ها بایستی برای منابع کمیاب که از طرف حامی مالی پروژه مشخص می شود با یکدیگر رقابت کنند به همین دلیل نیاز است تا از بین پروژه های موجود به منظور پاسخ گویی اهداف سازمان، از طرقی بهترین پروژه ها انتخاب شود. انتخاب ترکیب مناسب از پروژه های سودآور بالقوه فعالیت های مهمی در بسیاری از سازمان ها هستند (مردیت و منتل، 1995؛ کوپر،1993؛ مارتینو، 1995) .
فرایند ارزیابی، اولویت بندی و انتخاب پروژه های یک پورتفولیو از موضوعات اساسی در مدیریت سبد پروژه می باشد. اکثر شرکتها در ایجاد، حفظ و تنظیم پروژه¬ها دچار مشکل می شوند. غالباً شرکت ها پروژه هایی را انجام می دهند و از آنها حمایت می کنند که با اهداف بلند مدت و استراتژیکشان همراستایی کامل نداشته و یا کلاً با آن متضاد است. دلیل آن را می توان در نظر نگرفتن عوامل کلیدی موثر در ایجاد و تنظیم این سبد و نیز در نظر نگرفتن محدودیت های موجود درون و برون سازمانی دانست. عدم وجود فرآیند نظام مند انتخاب و حذف پروژه ها در شرکت ها و سازمان ها موجب می شود پروژه ها به صورت غیر تخصصی و سلیقه ای انتخاب شوند. در نتیجه در نظر نگرفتن توان داخلی شرکت ها هنگام انتخاب و تنظیم سبد پروژه باعث شده است شرکتها در انجام تعهدات زمانی و جریان نقدی حاکم بر شرکتها دچار مشکل شوند و قادر به تامین هزینه های جاری خود نباشند و تا مرز ورشکستگی نیز پیش روند.
در حالت کلی سازمان¬ها به خوبی از عهده اداره¬ی یک یا تعداد معقولی از پروژه¬ها بر می¬آیند. اما وقتی تعداد پروژه¬ها افزایش می¬یابد ، یا پیچیده¬تر می¬شوند و باید در محیطی با منابع محدود با هم رقابت کنند، چالش¬ها پیدا می¬شوند. معمولا چالش¬های زیر بیش از بقیه وجود دارند(ضیایی و فرهادی، 1387):
تعداد رو به افزایش پروژه¬ها برای سرمایه گذاری
مشکل در هم تراز کردن پروژه¬ها با اهداف سازمانی
مشکل در اجماع ذی¬نفعان در مورد اولویت¬های پروژه
شیوه¬های نامناسب اندازه گیری برای تعیین منافع، هزینه¬ها و ریسک پروژه
تاکید بیش از حد بر مدیریت اجرای پروژه، بدون توجه کافی به انتخاب و هم ترازی سبد پروژه
محدودیت¬های مشکل¬تر و پیچیده تر در راه انجام پروژه مانند بودجه، کارکنان، ریسک، زمان و پذیرش پروژه
در تلاش برای ارائه مدل های جامع ارزیابی و انتخاب سبد پروژه بیش از صد روش مختلف ارائه شده است(کوپر، 1993). با این وجود به دلیل در نظر نگرفتن همه مسائل مرتبط با سبد پروژه و یا پیچیده بودن، بسیاری از این روش ها کاربردی نشده اند و یا در بخش صنعت عمومیت کاربرد نیافته اند. می توان دلایل عدم موفقیت چارچوب های قبلی را به صورت زیر بیان کرد:
از جمله دلایل عدم موفقیت چارچوب های قبلی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
– در نظر نگرفتن قضاوت، تجربه و درک تصمیم گیرندگان در انتخاب سبد پروژه ها
– عدم ارائه چارچوب یکپارچه با فرآیندی انعطاف پذیر و منطقی و دربرگیرنده مشارکت همه تصمیم گیرندگان
– عدم انتخاب معیارهای متناسب با استراتژی شرکت و مرحله به مرحله نبودن مدل ها
– ضعف در برخورد با جنبه های غیر مالی، عدم استفاده از تجربه و دانش مدیران پروژه و احساس پیچیده بودن مدل ها(روانشادنیا و عباسیان جهرمی، 1391)
مدیریت سبد پروژه فرایند تصمیم گیری پویایی را مهیا می سازد که می توان در آن ارزش ها را مورد سنجش قرار داد پروژه های سازمان را اولویت بندی کرد و در نهایت منابع محدود سازمانی را برای دستیابی به اهداف کلان سازمان به درستی بین پروژه ها تخصیص داد (بهزاد ابونیا عمران، 1387). نحوه اجرای این مدیریت پورتفولیو، بین سازمان ها متفاوت است و می تواند شامل استفاده از فرایند های صریح و تکنیک هایی برای ساده سازی باشد (کوپر و همکاران، 1998) .
با توجه به گستردگی مفاهیم و مدل های ارائه شده در موضوع انتخاب پروژه و مدیریت سبد پروژه، لیکن مدل های موجود عمدتا به صورت تئوری و کلی بوده و چندان به مرحله عملیاتی وارد نشده اند به طوریکه با توجه به تفاوت ماهیت رشته فعالیت های مختلف، اساسا ارائه یک چارچوب کلی برای همه سازمان ها از کارایی کافی برخودار نخواهد بود. همچنین در مفاهیم مدیریت سبد پروژه ها، تطابق اهداف و استراتژی های پروژه با اهداف و استراتژی های سازمان مطلبی به مراتب مهم تر از سود پروژه ها بوده است که بایستی به آن توجه ویژه ای داشت. برگزیدن روش های مورد استفاده یکی از حساس ترین مراحل در پروسه انتخاب پروژه می باشد. انتخاب نامناسب روش باعث اتلاف هزینه و وقت و در پاره ای از موارد سبب از بین رفتن فرصت انتخاب می گردد. آگاهانه انتخاب کردن روش بایستی با توجه به در نظر گرفتن تمامی روابط و ارزیابی دقیق انجام گردد(روانشادنیا و عباسیان جهرمی، 1391).
در این تحقیق سعی بر آن است با ارائه یک چارچوب مفهومی و معرفی ابزار¬ها و تکنیک های مفید در هر مرحله، مدلی مناسب برای تسهیل در مدیریت پروژه¬های سرمایه گذاری در سازمان¬هایی با یک نوع کسب و کار و سرمایه گذاری بدست آید. موضوع انتخابی در این تحقیق ” ارزیابی، رتبه بندی و انتخاب پروژه¬های سرمایه گذاری با رویکرد شاخص های چند گانه (مورد مطالعه منطقه آزاد تجاری صنعتی ارس)” می باشد. در تحقیق مذکور سعی شده است جنبه¬های کاربردی مدل¬های معرفی شده در سایر مقالات با در نظر گرفتن ابزار¬ها و تکنیک های رایج برای پیاده این چارچوب در یک سازمان، مرحله به مرحله تشـریح شود به طوریکه سـازمان مربوطه بتواند با پیاده سازی و اجرای چارچــوب پیشــنهادی، یک گــام به اهـداف کـلان خود نزدیــک¬تر شود.

1-1 بیان مسئله:
امروزه رشد پایدار و توسعه اقتصادی کشورها بدون توجه به بخش تولیدی و صنعت امکان پذیر نیست. با توجه به نقش کلیدی صنعت در رشد و توسعه اقتصادی و تدوین برنامه های توسعه ملی و اقتصادی، شناسایی و آگاهی از توانمندی ها و استعدادهای بالقوه بخش های مختلف کشور ضروری می باشد. اتخاذ سیاست های توسعه مناسب در مناطق مختلف می تواند ضامن توسعه تجارت و گسترش بازارهای تجاری برای تولیدات هر منطقه باشد تا بر مبنای آن توسعه پایدار اقتصادی کشور هموار گردد.
دستیابی به اهدافی چون ایجاد اشتغال، کاهش فشار تحریم ها، رفع محرومیت، افزایش ارزش افزوده، ارتقاء تراز تجاری و تولید ناخالص داخلی یک بخش و … همه و همه در گرو سرمایه گذاری مناسب در بخش های سودآور (بازدهی بالاتر) می باشد و اگر این بخش ها به طور مناسبی شناسایی نشوند ممکن است سرمایه های موجود هر استان یا منطقه در جاهایی هزینه شود که بازدهی مناسبی نداشته و منابع مالی و انسانی فراوانی، بیهوده، تلف شود.
از آنجا که شرایط آب و هوایی، تسهیلات حمل و نقل، امکانات ، قوانین مالیاتی، استعدادها و… در نقاط مختلف کشور متفاوت می باشد، به تبع هر استان و منطقه ای از کشور دارای پتانسیل ها و استعدادهای بالقوه ای است که بایستی سرمایه گذاری های مربوطه به آن سمت و سو سوق داده شود.
منطقه آزاد تجاری-صنعتی ارس با برخورداری از معافیات های مالیاتی و گمرکی،دوری از قوانین بازدارنده، برخورداری از امکانات زیر بنایی مناسب و سازمان های اجرایی کارآمد و مزیت نسبی ارزانی نیروی کار و مواد اولیه ،امنیت بالای سرمایه گذاری و نزدیکی به بازار های مصرف و… و همچنین با توجه به موقعیت ویژه ژئوپلتیکی در دسترسی به بازار های جهانی ، قرار گیری در مسیر کریدور های بین المللی و دارا بودن زیر ساخت های منحصر به فرد در زمینه حمل و نقل و انرژی، از پتانسیل و ظرفیت های بالقوه ای برای فعالیت سرمایه گذاران داخلی و خارجی و بهره گیری آنان ازاین مزیت ها به شمار می آید(فرصت¬های سرمایه گذاری منطقه آزاد تجاری صنعتی ارس، 1392).
منطقه آزاد ارس با محدوده ای قریب به 51,000 هکتار دارای مزایای رقابتی زیر می باشد:
الف) مزایای منطقه ای
موقعیت ژئواستراتژیک
همسایگی با کشور های حوزه CIS و در نتیجه همجواری با بازار 300 میلیونی این کشورها
قرار گیری در کریدور های بین المللی حمل و نقل (6 کریدور) و قرار گیری در مسیر جاده ابریشم
نزدیکی به ترکیه به عنوان مهم ترین شریک تجاری منطقه و دروازه مبادلات تجاری با کشورهای اروپایی
قابلیت ایجاد ارتباط جاده ای و ریلی بین کشور های شمال غربی ایران با کشورای حوزه خلیج فارس در کوتاه ترین مسیر
وجود رودخانه ارس به عنوان عامل پیوند دهنده طبیعی و منبع آب کافی
برخورداری از پشتیبانی مادر شهر تبریز
موقیت ژئواکونومیک
وجود پتانسیل های اکوتوریسم و توریسم فرهنگی
وجود منابع غنی معدنی در جوار منطقه و …
ب) مزایای قانونی
معافیت مالیاتی 20 ساله از تاریخ بهره برداری برای انواع فعالیت های اقتصادی
معافیت از عوارض بازرگانی و سود بازرگانی برای واردات مواد اولیه و ماشین آلات
ترانزیت و صادرات مجدد کالاهای خارجی با کمترین تشریفات
امکان سرمایه گذاری 100% خارجی بدون مشارکت ایرانی
عدم نیاز به روادید برای ورود و خروج اتباع خارجی
برخورداری از مزیت”قانون ارزش افزوده”

در بخش تولیدی در یک منطقه جهت تداوم روند رو به رشد وضعیت اقتصادی و سودآوری فعایت های اقتصادی، قبل از هر گونه هزینه سرمایه گذاری، لازم است با تکنیک های اقتصاد مهندسی، از امکان سنجی و توجیه پذیری اقتصادی آن فعالیت اطمینان حاصل نمائیم.
همان گونه که بیان گردید سازمان¬ها می¬بایست علاوه بر تخصیص بهینه منابع با توجه به منابع محدود به یکی از نکات مهم در فرایند انتخاب پروژه، یعنی انطباق و سازگاری پروژه با اهداف و ماموریت های استراتژیک سازمان توجه داشته باشند. از طرفی همواره ریسک و عدم قطعیت موجب به خطر افتادن منابع و سلامت پروژه¬های انتخابی می¬گردد. همچنین بین عوامل مذکور تضاد دیده می¬شود و بهبود یک هدف موجب کاهش هدف دیگر می¬گردد. هر چه فرصت سرمایه گذاری دارای بازده بالاتری باشد ریسک زیادتری را با خود به همراه داشته و بالعکس. همچنین پروژه¬هایی با عدم قطعیت بالا ریسک قابل توجهی را برای سازمان¬ها با آستانه تحمل ریسک پایین تحمیل می¬کنند و شکست چندین مورد از این پروژ¬ها می¬تواند برای آینده شرکت خطرناک باشد. بنابراین انتخاب پروژه¬ها با رویکرد مدیریت ریسک یکی از ابزارهایی است که می¬تواند مدیریت سازمان را در جهت نیل به اهداف فوق یاری رساند. از طرفی یک الگوی کلی برای انتخاب پروژه به صورت عام وجود ندارد. شرکت شهرک¬های صنعتی در منطقه آزاد تجاری-صنعتی ارس با آگاهی از پیچیدگی، تنوع و مشکلات موجود در زمینه سرمایه گذاری و با عنایت به این موضوع که رشد پایدار و توسعه اقتصادی کشورها بدون توجه به بخش تولیدی و صنعت امکان پذیر نیست به دنبال طراحی مدل انتخاب پروژه با رویکردی کاربردی در جهت کمک به سرمایه-گذاران و همچنین شرکت¬های سرمایه گذار دارای سبد پروژه¬های مختلف می¬باشد تا از این طریق بتواند شناسایی و آگاهی از توانمندی های سرمایه گذاری را برای آنان تسهیل کرده و منابع مالی محدود را در جهت بیشینه سازی منافع آنان و منطقه مورد نظر سوق دهد.
در زمینه علم اقتصاد مهندسی و ارزیابی مالی تکنیک ها و معیار های زیادی برای تصمیم گیری و مقایسه پروژه¬ها صنعتی می تواند مورد استفاده قرار گیرد که هر یک دارای مزایا و معایب خاص خود می باشند. در این تحقیق فرایند تصمیم گیری مبتنی بر سه جزء اصلی فرآیند، معیار و ابزار، و در سه فاز ارزیابی و غربالگری پروژه¬ها، رتبه بندی پروژه¬ها و انتخاب پروژه-های برتر طراحی و پیاده سازی شده است. بنابراین در این تحقیق تلاش می شود تا با مروری جامع به ادبیات موضوع و نظرخواه