زنجیره، مکتب، مفهومی، مشتری، اعتقاد، نیز،

ه تأمین شهرک فناوری صنایع غذایی و بیوتکنولوژی مشهد رابطه وجود دارد.

 

7.1. قلمرو موضوعی، زمانی و مکانی انجام تحقیق

در این پژوهش، اساس کار حول متغیرهای نظریه تبادل اجتماعی، به اشتراک گذاری اطلاعات، رفتارهای مشارکتی و عملکرد زنجیره تأمین قرار دارد و بر آنیم تا رابطه بین آنها را تبیین نمائیم. از لحاظ زمانی، قلمرو انجام تحقیق حاضر بازه زمانی بین اسفند ماه 1392 الی مرداد ماه 1393 می باشد، و از لحاظ مکانی نیز، قلمرو مکانی این تحقیق، شرکت های فعال در شهرک فناوری صنایع غذایی و بیوتکنولوژی مشهد است.

8.1. تعریف متغیرهای تحقیق

  • اعتماد: اعتماد عبارت است از نگرش شرکا نسبت به یکدیگر در دامنه ای از خیرخواهی و اعتبار. اعتماد به معنی اطمینان یا اعتقاد داشتن به صداقت طرف شراکت و خیرخواهی اوست.
  • تعهد: تعهد عبارت است از نگرش طرف مبادله به رابطه مداوم با طرف دیگر. شرکای متعهد اعتقاد دارند که رابطه آنها به اندازه ای با ارزش است که در شرایط سخت، تحمل متعهد بودن را داشته باشند. (پلاماتیر و همکاران[12]، 2006)
  • روابط متقابل: به اعتقاد مین و همکاران (2005)، برای دستیابی به روابط موفق، شرکا می بایست بتوانند با یکدیگر کار کنند، برنامه ریزی کنند، فعالیت ها را هماهنگ کنند و مشکلات را حل کنند. فعالیت های مشترک مانند برنامه ریزی، هدف گذاری، ارزیابی عملکرد و حل مشکلات برای دستیابی به روابط همکاری موفق ضروری است. فعالیت های مشترک، مکانیزم مناسبی را برای برنامه ریزی، پیش بینی و بهره گیری مشترک از عناصر محیطی فراهم آورده، باعث کاهش عدم اطمینان می گردد.
  • قدرت: قدرت اشاره دارد به وابستگی نسبی بین تبادل اعضا وجایی که قدرت به دست آمده توسط یک عنصر، می تواند تحت تاثیر تصمیمات و رفتارهای اعضای دیگر قرار گیرد.
  • به اشتراک گذاری اطلاعات: به توانایی شرکت جهت تسهیم دانش با شرکای زنجیره تامین به شیوه ای اثر بخش و کارا اشاره دارد. اطلاعات تسهیم شده در سیستم محاوره زنجیره تامین شامل اطلاعات بین شرکای مستقیم و همچنین تمامی شبکه زنجیره تامین را در بر می گیرد. (کلمونز و رو،1993)
  • مدیریت زنجیره تأمین: مدیریت زنجیره تأمین مجموعه ای از روشهاست که برای یکپارچه سازی اثربخش تأمین کنندگان، تولیدکنندگان، انبارها و فروشگاه ها استفاده می شود. به طوری که کالا در حجم مناسب، مکان مناسب و زمان مناسب، تولید و توزیع شود تا هزینه کل سیستم به حداقل برسد و الزامات سطح خدمات برآورده شود. مدیریت زنجیره تأمین به عنوان یک فلسفه کسب وکار، با افزایش مهارت های کسب و کار و عملکرد تمام اعضا در زنجیره تأمین، کسب و کار را متحول خواهد ساخت. (مانیان و همکاران، 1389)

 

 

 

فصل دوم

 

ادبیات و پیشینه تحقیق

 

 

 

 

1.2. مقدمه

همانطور که در فصل اول نیز ذکر گردید، در پژوهش حاضر به دنبال بررسی ارتباط و تأثیر متغیر های مشمول در نظریه تبادل اجتماعی، به اشتراک گذاری اطلاعات، رفتارهای مشارکتی و عملکرد زنجیره تأمین می باشم. قبل از آنکه وارد مباحث مربوط به روش شناسی تحقیق شده و کار میدانی را آغاز نمائیم، ضروریست تا با بررسی دقیق ادبیات و پیشینه متغیرهای موجود در موضوع پژوهش، دید جامعی نسبت به آنها پیدا کرده و از نتایج تحقیقات پیشین مرتبط با آنها آگاهی کافی و وافی حاصل کنیم.

مطلب مرتبط با این موضوع :  Journal، الکترونیک، satisfaction، شعبه، Vol.، ,، pp.، overall، quality، service، Service، مشتری

بر همین اساس، در فصل پیش رو ابتدا سعی خواهیم کرد تا ادبیات مربوط به متغیرهای مذکور را بصورت کامل مورد کنکاش قرار داده تا ابتدا به ساکن مفاهیم آنها کاملاً روشن و شفاف بیان شوند؛ سپس به بررسی پیشینه تحقیقاتی موجود در این زمینه خواهیم پرداخت تا از نتایج پژوهشهایی که توسط صاحبنظران این عرصه به انجام رسیده مطلع شویم و از آنها برای غنی تر نمودن تحقیق خود استفاده نمائیم. در ادامه نیز، چارچوب نظری و مدل مفهومی تحقیق معرفی می گردد.

 

 

 

2.2. مفاهیم و تعایف مدیریت زنجیره تأمین

زنجیره عرضه شبکه های بهم پیوسته ای از عرضه کنندگان، تولیدکنندگان، توزیع کنندگان و مشتریانی است که به منظور فراهم آوری یک محصول یا خدمت برای مشتری بوجود آمده اند. برخی از تعاریف زنجیره عرضه در زیر آمده است:

  • زنجیره عرضه یک مجموعه از سیستم های کسب و کار مرتبط به هم جهت تامین تقاضای مصرف کنندگان است. عناصر یک زنجیره عرضه می توانند در یک کسب و کار واحد و یا در چند کسب و کار متفاوت قرار داشته باشند.
  • یک زنجیره عرضه، از یک سلسله مراحل مستقیم و یا غیرمستقیم جهت پاسخگویی به نیاز مشتری تشکیل شده است. زنجیره عرضه شامل عناصری نظیر تولید کننده، عرضه کننده، حمل و نقل، انبارداری، خرده فروشی، و مشتریان می باشد.
  • زنجیره عرضه عموماً به عنوان یک سلسله متوالی از تامین کنندگان مواد اولیه، امکانات تولید، خدمات توزیع و مشتریان در نظر گرفته می شود که بوسیله جریانی از محصولات و اطلاعات با یکدیگر در ارتباط هستند. (جنیفر[13]، 2002)

ادعا بر این است که پدید آمدن ایده زنجیره عرضه مرهون بوجود آمدن تئوری هایی نظیر تئوری عمومی سیستم ها و تئوری کل نگری در دهه ۱۹۵۰ می باشد. این گفته را می توان چنین تکمیل نمود که برای درک کامل رفتار یک سیستم پیچیده نمی توان تنها به تجزیه و تحلیل اجزای سازنده آن سیستم اکتفا نمود. باید گفت استعاره زنجیره عرضه به شیوه های مختلفی استفاده می شود، اما سه معنای غالب را می توان برای آن در نظر گرفت: (دیمتر و گیلای[14]، 2004)

  • زنجیره عرضه از دیدگاه یک شرکت واحد
  • زنجیره عرضه مرتبط با یک محصول
  • زنجیره عرضه به عنوان یک مترادف برای واژگانی نظیر: خرید، توزیع و یا مدیریت مواد

مدیریت زنجیره عرضه هماهنگی تمام عناصر یاد شده در بالا در طول زنجیره عرضه است. هماهنگی و یکپارچه ساز ی جریان های مواد و اطلاعات در میان زنجیره جهت مدیریت زنجیره عرضه امری حیاتی به شمار می رود. محقق دیگری بیان می دارد که علاوه بر دو جریان مذکور جریان سومی نیز به نام جریان هزینه وجود داشته که توجه به آن جهت مدیریت اثربخش زنجیره بسیار ضروری     می باشد. مسائلی دیگری نیز نظیر همزمان سازی[15] در میان شرکت هایی که غالبا از یکدیگر مستقل هستند نیز، می بایست در جای خود مورد بررسی قرار گیرد. (جنیفر، 2002)

زنجیره تأمین در کارخانه­های تولیدی، شرکت­های خدماتی و حتی منازل نیز وجود داشته و آن را با عباراتی نظیر زنجیره تقاضا و یا زنجیره ارزش نیز معرفی می­نمایند. اما نام آن هرچه که باشد، هدف آن ایجاد ارزش برای مصرف کننده نهایی است. (سعیدی کیا و مظفری فرد، 1379: 10)

مدیریت زنجیره عرضه مفهومی است که تقریباً تمامی واحدهای سازمان را به نوعی درگیر می­کند و هدف اصلی آن جلب رضایت مشتریان نهایی زنجیره تامین می­باشد. شینگو[16] مدیریت زنجیره تامین را مفهومی می داند که از صنایع تولیدی آغاز شده است، در حقیقت اولین نشانه­ها از مدیریت زنجیره تامین در سیستم تولید “درست به موقع” شرکت تویوتا آشکار شد. این سیستم با هدف تنظیم مقادیر عرضه به کارخانه­های تولید موتور در مقدار صحیح کوچک و اقتصادی طراحی شد و هدف آن عبارت بود از کاهش سطح موجودی و تنظیم تعاملات عرضه کنندگان با بخش خط تولید به نحو موثر و کارآمد. بعد از ظهور رویکرد مدیریت زنجیره تامین در صنایع خودروسازی ژاپن بعنوان زیر مجموعه­ای از سیستم تولید، تحول در فضای مفهومی مدیریت زنجیره تامین آغاز و این مدیریت بعنوان یکی از مفاهیم مستقل و اصلی در نظریه مدیریت صنعتی مطرح شد. در عمل، مدیریت زنجیره تامین تلفیقی از قلمروهای ویژه در فضای مفهومی مدیریت شامل مدیریت کیفیت فراگیر[17]، فرآیند طراحی مجدد کسب و کار[18] و شیوه تولید درست به موقع[19] می­باشد. (فائزی رازی، 1383: 44)

مطلب مرتبط با این موضوع :  خریدار، ،توانایی، ،خدمات، ،کیفیت، مشتری، ،انعطاف

 

 

 

 

3.2. تاریخچه مدیریت زنجیره تأمین

در دو دهه 60 و 70 میلادى، سازمان‌ها براى افزایش توان رقابتى خود تلاش مى‌کردند تا با استاندارد سازى و بهبود فرایندهاى داخلى خود محصولى با کیفیت بهتر و هزینه کمتر تولید کنند. در آن زمان تفکر غالب این بود که مهندسى و طراحى قوى و نیز عملیات تولید منسجم و هماهنگ، پیش‌نیاز دستیابى به خواسته‌هاى بازار و درنتیجه کسب سهم بازار بیشترى است. به همین دلیل سازمان‌ها تمام تلاش خود را بر افزایش کارایى معطوف مى‌کردند. در دهه 80 میلادى با افزایش تنوع در الگوهاى مورد انتظار مشتریان، سازمان‌ها به طور فزاینده اى به افزایش انعطاف پذیرش در خطوط تولید و توسعه محصولات جدید براى ارضاى نیازهاى مشتریان علاقه مند شدند. در دهه 90 میلادى، به همراه بهبود در فرایندهاى تولید و به کارگیرى الگوهاى مهندسى مجدد، مدیران بسیارى از صنایع دریافتند که براى ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرایندهاى داخلى و انعطاف پذیرى در توانایى‌هاى شـــــرکت کافى نیست، بلکه تامین کنندگان قطعات و مواد نیز باید موادى با بهترین کیفیت و کمترین هزینه تولید کنند و توزیع کنندگان محصولات نیز باید ارتباط نزدیکى با سیاست‌هاى توسعه بازار تولید کننده داشته باشند. با چنین نگرشى، رویکردهاى زنجیره تامین و مدیریت آن پا به عرصه وجود نهاد. از طرف دیگر با توسعه سریع فناورى اطلاعات در سال‌هاى اخیر و کاربرد وسیع آن در مدیریت زنجیره تامین، بسیارى از فعالیت‌هاى اساسى مدیریت زنجیره با روش‌هاى جدید درحال انجام است. (میرغفوری، 1382: 33)

4.2. مفهوم مدیریت زنجیره تأمین در مکاتب مختلف

در ادبیات آکادمیک، تعریف استانداردی از مدیریت زنجیره عرضه وجود ندارد. ریشه این موضوع را می توان در ادبیات مربوط به مباحث لجستیک جستجو نمود (دلفمان[20]، 2000). واژه مدیریت زنجیره عرضه در ابتدا توسط دو مشاور به نام های الیور و وبر در اوایل دهه ۱۹۸۰ مطرح گردید که ناظر به توجه خاص آنها به ایجاد ادغام (یکپارچگی) میان بخشی بوده است (اولیور و وبر[21]، 1992). در این دوره، واژه مذکور مورد استفاده گسترده نویسندگان مختلفی قرار گرفته است، در حالی که ماهیت اساسی که از این مفهوم در نظر ایشان بوده بر اساس برداشت های متفاوتی صورت گرفته است. جدول (1.2) به طور خلاصه برداشتهای مختلفی را که از مدیریت زنجیره تأمین بیان می شود، نشان می دهد:

مطلب مرتبط با این موضوع :  مدیران، اطلاعاتی، رایانه، .، ، اتوماسیون، بصیرت، ارتباطات، اشتباهات، یابندگی، سنتی، کارکنان

جدول 1.2) برداشت های متفاوت نسبت به مدیریت زنجیره تأمین (دلفمان، 2000)

برداشت (SCM به مثابه …) صاحبنظران
رویکرد جوهانسون (1994)
مفهوم بچتل و جایارام (1997) ؛ شری و لارسن (1995)
دیدگاه الرام (1991)
فلسفه کوپر، لامبرت و پگ (1997 و 1998)  ؛  کوپر و الرام (1993)
تکنیک ترنر (1993)

 

همانطور که در ماهیت این مفهوم اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد، درباره ویژگی ها و تعاریفی که نشا ن دهنده محتوا و معنای SCM می باشند نیز نظرات زیاد ی وجود دارد. از اینرو، در صورت مطالعه ادبیات موجود با توجه به مکاتب فکری و پارادایم های ذهنی که این ادبیات در آنها شکل   گرفته اند، می توان براحتی تفاوتهای موجود و علل آنها را مورد بررسی قرار داد. در تعریف مکتب چنین بیان شده که مکتب فکری عبارتست از یک اعتقاد (و یا یک سیستم اعتقادی) پذیرفته شده که توسط  یک گروه از افراد، معتبر و موثق شناخته شده است.

محققانی به نام های بچتل و جایارام[22] (۱۹۹۷) در تلاش برای ترکیب تعاریف و برداشت های مختلف این مفهوم، چهار مکتب را تشخیص داده اند، که این مکاتب به ترتیب زیر می باشد:

  • مکتب آگاهی از زنجیره کارکری
  • مکتب پیوندی / لجستیک
  • مکتب اطلاعات
  • مکتب یکپارچگی / فرآیندی

مکتب آگاهی از زنجیره کارکردی، جریان مواد را از نقطه شروع یعنی عرضه کننده تا نقطه پایان آن یعنی مشتری مد نظر قرار می دهد.  مکتب پیوندی / لجستیک، یک گام جلوتر رفته و چگونگی بهره برداری از پیوندهای موجود میان بخشهای وظیفه ای یک زنجیره (نظیر خرید، تولید، و توزیع) را به منظور ایجاد رقابت پذیری هدف قرار داده است. مکتب اطلاعات نیز، بر معنای جریان دو سویه اطلاعات در زنجیره تمرکز داشته و نهایتا مکتب یکپارچگی / فرآیندی، بر دیدگاه یک طرفه جریان مواد چیره شده و بر یکپارچه سازی فرآیندهای کسب و کار تأکید دارد.

5.2. شبکه مدیریت زنجیره تأمین

همان طور که در شکل شماره (1.2) مشخص شده است، مدیریت زنجیره تامین را می­توان همچون یک حلقه در نظر گرفت، این رویکرد با مشتری آغاز شده و با وی نیز به پایان می­رسد. (فائزی رازی، 1383: 45)

 

 

 

                                                                                                                                                   

 

 

شکل 1.2) حلقه مدیریت زنجیره تامین (فائزی رازی، 1383)

 

در حقیقت، مدیریت زنجیره تامین شامل تمامی فعالیت­ها و فرآیندهایی است که موجب ایجاد ارزش در کالاها و خدمات نهایی می­شود. همانطور که در شکل (2.2) دیده می­شود، مدیریت زنجیره تامین، کل سازمان را مورد توجه قرار می­دهد و هدف آن افزایش شفافیت و چیدمان صحیح زنجیره تامین بصورت هماهنگ، صرفنظر از مرزهای بخشی یا شرکت است. (اشراق نیا و فرزامی، 1384: 464)

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2.2) شبکه زنجیره تامین یک سازمان (اشراقی نیا و فرامرزی، 1384)

با توجه به توضیحات فوق و توجه به شکل­های مطرح شده در زنجیره تامین، می­توان اجزای زنجیره تامین را در 3 گروه قرار داد:

الف – زنجیره تامین بالا دست: ای