دانلود پایان نامه درباره میانگین دما، هزینه های اضافی، استان آذربایجان شرقی، آذربایجان شرقی

دانلود پایان نامه

با اتخاذ تاریخ کشت مناسب در هر منطقه بتوان از برخورد مراحل رشد با تنش دمایی پرهیز کرده و شرایط ممکن را به نفع غده سازی بهینه در سیب زمینی تغییر داد می توان از خسارت حاصل بر کیفیت غده های تولیدی ممانعت کرده و در ضمن کمیت تولید را نیز ارتقا بخشید (سیدی کوئه و همکاران، 1990).
سیب زمینی در مناطقی با زمستان کمی سرد تا سرد به صورت بهاره و در نواحی اقلیمی با زمستان ملایم تا کمی سرد به صورت پاییزه کشت می گردد. عواملی که در انتخاب تاریخ کشت سیب زمینی موثرند عبارتند از احتمال سرمازدگی در کشت پاییزه، حداقل دما در کشت بهاره، رطوبت خاک، طول دوره رویش رقم مورد کاشت، زمان ارائه محصول به بازار و آزاد شدن زمین برای کشت بعدی. واضح است که هر چه طول دوران رشد رقم مورد استفاده بیشتر باشد، تاریخ کشت زودتری باید مورد نظر قرار گیرد تا محصول به شرایط نامساعد جوی برخورد نکند (خواجه پور، 1383).
رشد جوانه در دمای 9 درجه سانتیگراد به کندی آغاز می‌گردد. بنابراین، اولین تاریخ ممکن است برای کشت بهاره سیب زمینی هنگامی است که میانگین دمای خاک در عمق کاشت به این حدود رسیده باشد. ممکن است رسیدن دمای شبانه روزی هوا به حدود 10 درجه سانتیگراد در اواخر زمستان تا اوایل بهار را به عنوان اولین زمان مناسب برای کاشت انتخاب نمود. در نواحی با زمستان سرد که فصل رشد بهاره فاقد محدودیت است، رسیدن میانگین دمای شبانه روزی هوا به 13 تا 15 درجه سانتیگراد برای کاشت مناسب است. همچنین یکی از عوامل تولید موفق کشت سیب زمینی، محاسبه شرایط بازار و قیمت مناسب فروش می باشد که این هدف تنها با تلفیق تاریخ کشت و رقم مناسب مورد استفاده امکان پذیر است (خواجه پور، 1383).
تغییرات طول روز (فتوپریود) که ارتباط نزدیکی با تاریخ کاشت در هر منطقه دارد، تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر نحوه رشد سیب‌زمینی می‌گذارد. تحت شرایط روزکوتاه، تشکیل غده زودتر آغاز می‌گردد، استولن‌ها کوتاه و شاخ و برگ کوچک می‌مانند و نیز تعداد غده‌ها افزایش می‌یابد، ولی تحت شرایط روزهای بلند تشکیل غده دیرتر آغاز می‌گردد و استولن‌ها طویلتر و رشد شاخ ‌و برگ زیادتر می‌شود (اپرت، 1993). تفاوت بین ارقام در تولید غده می‌تواند به علت اختلاف در فتوپریود بحرانی آنها باشد. فتوپریودی که از فتوپریود بحرانی کوتاه‌تر باشد باعث تحریک غده‌دهی می‌شود. بنابراین ارقام زودرس مناطق معتدل با داشتن فتوپریود بحرانی طولانی در روشنایی متوالی تولید غده می‌کنند، اما آن دسته از ژنوتیپ هایی که فتوپریود بحرانی کوتاهتر دارند، هنگامی تولید غده می‌کنند که در رژیم 12 ساعت روشنایی قرار گیرند (ون دام، 2008). از طرفی غده سازی در سیب زمینی وابستگی نزدیکی به دما و رژیم‌های آن در هر منطقه دارد و چگونگی بروز دما در مراحل مختلف رشد و فنولوژی گیاه، تاریخ‌های مختلف کاشت در آن منطقه است. از آنجایی که اثر متقابلی بین دما و طول روز در فرایند غده سازی سیب زمینی وجود دارد، بنابراین بهتر است از لغت ترموفتوپریود به جای فتوپریود استفاده شود. در رابطه دما و طول روز بر غده‌سازی پدیده‌های زیر ملاحظه می‌شود: ا- طول روز کوتاه و دماهای پایین عموما تشکیل غده را تحریک می‌کنند (دماهای پایین شب موثرتر از دماهای پایین روز است). 2- در دماهای معتدل و پایین، طول روز اثر به مراتب بیشتری بر زمان تشکیل غده دارد و تاثیر بر واریته‌های دیررس بیشتر از واریته‌های زودرس است. 3-تحت شرایط طول روز بلند، دماهای بالا تا حدود زیادی تشکیل غده را محدود می‌کند.4-تحت شرایط طول روزهای کوتاه و دماهای زیاد، پیدایش و توسعه غده در واریته‌های زودرس به طور قابل توجهی زودتر از واریته‌های دیررس انجام می‌شود. 5- در دمای بالا تشکیل غده تحت شرایط روزهای کوتاه زودتر از شرایط روزهای بلند آغاز می‌شود، این موضوع تولید سیب زمینی در مناطق گرمسیری را که در آنها روزها نسبتا کوتاه تر می‌باشد را میسر می‌سازد. روزهای کوتاه در این مناطق جبران دمای بالا را می‌کند (استفن، 1999).
سانتوش سیترا و سوماساندرام (2008) در پژوهشی رشد و نمو سیب زمینی را بررسی کرده و به نتایج تعیین تاریخ کاشت محصول بر اساس، شاخص درجه روز و درجه حرارت روزانه دست یافتند. در تعیین تاریخ کاشت گیاهان گلدار باید دقت شود تا قبل از فراهم شدن طول روز مناسب گلدهی، رشد رویشی آن کامل شده باشد و گیاه با بیشترین توان رویشی وارد مرحله زایشی شود (کاشانی، 1365). تاخیر در کاشت بیش از 2 تا 3 هفته بحرانی در فصل رویش باعث کاهش عملکرد محصول نهایی شد (ردا و همکاران، 1993). هرگونه تاخیر در کاشت به خصوص در نواحی با رشد محدود موجب کاهش فصل رشدو برخورد گیاه با حرارت‌های نامناسب در اواخر دوره رشد می‌شود (بیوکا و واندرزاگ، 1375). در اقلیم مناطق مدیترانه‌ای تاخیر در کاشت زمستانه سیب زمینی منجر به برخورد مراحل غده‌سازی با درجه حرارت بیشتر و طول روز کوتاهتر برای سیب‌زمینی شده که نتیجه آن اثر سوء روی عملکرد کمی و کیفی محصول سیب زمینی می‌شود. یوسفیان (1374) در بررسی تعیین تاریخ کاشت مناسب در دزفول نتیجه گرفت که کاشت زودهنگام پاییزه به علت بالا بودن درجه حرارت خاک، درصد ضایعات در غده‌های بذری را به شدت افزایش داده و سبب بد سبزی و کاهش شدید بوته در واحد سطح می‌گردد. در اثر تاخیر در کاشت علاوه بر اینکه قابلیت زنده ماندن جوانه ها بیشتر می شود تعداد غده ها افزایش می یابد در عوض وزن غده ها کاهش پیدا می کند (ارنا و مارومیکال، 2005).
لایی و همکاران (1388
) طی بررسی های خود اعلام داشتند بیشترین عملکرد کل در رقم اگریا در تاریخ 10 و 20 اردیبهشت و رقم دراگا در تاریخ 20 اردیبهشت و بیشترین تعداد غده در بوته در رقم اگریا در تاریخ 10 اردیبهشت حاصل شد. در تحقیقی که توسط سینی و لودکو در سال 1995در هندوستان کشت سیب زمینی در تاریخ های 5 اردیبهشت (25 آوریل)، 4 خرداد (25 می)، 16 خرداد (6 ژوئن) با فواصل ردیف 30، 45، 60 سانتی متری انجام گرفت مشخص شد بیشترین محصول و بزرگترین غده ها (51 تا 71 گرم) در تاریخ کشت 5 اردیبهشت ماه بدست آمد.
به نظر ساجدی و همکاران (1388) رعایت تاریخ کشت، مقدار و زمان مناسب مصرف کود در مراحل مختلف به ویژه در زمان غده بندی و پر شدن غده ها، احتمالا سبب افزایش توانایی گیاه در تولید مواد فتوسنتزی و عدم محدودیت منبع می شود. طی یافته آنها بیشترین عملکرد در بوته در تاریخ کشت 31 اردیبهشت با مصرف 150 کیلوگرم نیتروژن بدست آمد. در تحقیقی دیگر آنکوماه و همکاران (2003) گزارش نمودند اندازه غده از تاریخ کاشت، طول دوره رشد سیب زمینی، زمان تشکیل غده اثر می پذیرد.
موسی پور گرجی و حسن آبادی (1391) طی بررسی های خود به این نتیجه رسیدند در رقم اگریا تاریخ کشت بیست اردیبهشت در منطقه کرج بهترین تنیجه را از لحاظ عملکرد داشت. به نظر آنها عدم توجه به تاریخ کاشت مناسب برای هر یک از ارقام، افت عملکرد را به همراه خواهد داشت و میزان آن در کشت های زود هنگام و کشت های تاخیری بیشتر می باشد. به عقیده آنها کشت های زود هنگام و کشت های تاخیری انتخاب نوع رقم از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد.
حسین زاده و کاشی (1374) در بررسی اثر تاریخ های کاشت دیرتر از 8 خرداد، در منطقه اردبیل غده‌های بذری به شدت افزایش می یابد اما در تاریخ‌های کاشت زودتر عملکرد کل افزایش چشمگیری دارد. ازگیل و باراگاوا (1992) در بررسی اثر تاریخ کاشت بر شاخص های فیزیولوژیکی رشد نتیجه گرفتند که شاخص سطح برگی و سرعت رشد محصول و کل ماده خشک تحت تاثیر تاریخ کشت قرار می گیرد.
تراکم
عملکرد غده سیب زمینی تحت تاثیر تعداد غده تولید شده در هر بوته و وزن هر تک غده قرار دارد. تعداد غده های تولیدی در هر بوته 3 تا 10 غده بوده و هر ساقه زیر زمینی حدود 3 غده تولید می نماید. تعداد غده ها با تعداد ساقه های تولیدی همبستگی بالایی داشته، در حالی که رابطه منفی بین تعداد ساقه در هر بوته و تعداد غده ها در هر ساقه وجود دارد (ارزانی، 1380). تراکم بوته در هر هکتار تاثیر زیادی بر میزان تکثیر غده دارد به طوری که تراکم کشت، برخی خصوصیات مهم گیاه، همچون عملکرد کل، توزیع اندازه غده و کیفیت غده را تحت تاثیر قرار می دهد (ساموئل و همکاران، 2004). تراکم بوته در سیب‌زمینی به وسیله شاخص‌هایی مانند اندازه غده بذری، فاصله بین ردیف‌ها و بین بوته‌ها، تعداد ساقه و آرایش بوته‌ها مشخص می‌شود. یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها برای تعیین تراکم بوته تعداد ساقه است زیرا بوسیله یک غده بذری ممکن است یک تا سه و حتی تعداد بیشتری ساقه تولید شود و تعداد غده تولید شده بوسیله هر بوته بستگی به تعداد ساقه دارد (بوکما و واندرزاگ، 1990).
یکی از عوامل موثر بر تعداد ساقه تولید شده بوسیله غده بذری، اندازه غده است. معمولا غده‌های بزرگتر تعداد ساقه بیشتری در مقایسه با غده‌های کوچکتر تولید می‌کنند (آلن و وور، 1992). تعداد ساقه تولید شده از هر بذر نقش مهمی در افزایش اندازه بذر دارد. از آنجایی که بذور بزرگتر باعث تولید ساقه بیشتری می‌گردند، عملکرد محصول با افزایش اندازه‌های غده بذری افزایش می‌یابد. تعداد غده‌های برداشت شده به تراکم ساقه و نیز شرایط محیطی در مرحله آغاز غده‌دهی بستگی دارد. تعداد غده در گیاه از عوامل اصلی تعیین عملکرد می‌باشد (بوکما و واندرزاگ، 1990).
در تحقیقات اصل گرگانی و دماوندی (1375) اثر تراکم کاشت بر وزن و اندازه غده موثر بوده و با افزایش تراکم بوته، وزن و اندازه غده‌های تولیدی در هر بوته و نیز درصد ماده خشک غده کاهش یافت. وار و همکاران (1992) مشخص کردند که افزایش تراکم بوته، تعداد غده‌های تولید شده در هر بوته را کاهش می‌دهد. تحقیقات لومن (1995) نشان داد که عملکرد غده بیشتر تحت تاثیر وزن غده‌های بذری می‌باشد. غده‌های کوچکتر به دلیل کندی سرعت ایجاد شده پوشش گیاهی، شاخص برداشت کمتری دارند. در مطالعه زاهدی اول (1375) با افزایش تراکم بوته در واحد سطح، عملکرد غده افزایش یافت.
خلفلا (2000) عنوان نمود که عملکرد غده با کاهش اندازه بذر کاهش و با افزایش فاصله کاشت، افزایش می‌یابد. در تحقیقی دیگر پروسکی و همکاران (2001) اظهار داشتند که سرعت جوانه زنی غده‌ها به رقم و تراکم غده بستگی دارد و با افزایش تراکم، سرعت سبز شدن افزایش می‌یابد. سانتوز و جیمز (2002) به این نتیجه رسیدند که در تراکم بالا (فاصله کم بوته‌ها روی خطوط) تعداد غده در هر بوته افزایش پیدا می‌کند. جئورگاکیس و همکاران (2002) اندازه‌های مختلف غده را در تراکم‌های 8 تا 10 بوته در متر مربع مورد مطالعه قرار دادند و غده‌چه‌هایی به قطر 25 تا 30 میلی‌متر را برای کاشت توصیه نمودند زیرا با افزایش تراکم بوته، غده‌ های کوچکتری تولید گردید. حسین‌زاده و همکاران (1385) با بررسی تراکم و اندازه‌های مختلف غده‌ دریافتند که با افزایش تراکم و اندازه غده بذری، میزان عملکرد در واحد سطح افزایش می‌یابد.
با افزایش تراکم بوته (جمعیت گیاه) تعداد ساقه ای که از یک غده بذری به دست می آید تقلیل یافته و همچنین تعداد غده های تولید شده به ازای هر ساقه کمتر می شود (بوهل، 2006). ماهر
(1996) گزارش نمود که با افزایش میزان تراکم کشت میانگین وزن غده‌ها افزایش یافته و در تراکم های پایین، تعداد غده های برداشت شده در واحد سطح کاهش می یابد. افزایش تراکم بوته احتمالا به رقابت بین بوته ها در جذب مواد غذایی یا به لحاظ تعداد غده های زیادی که در اثر افزایش تراکم گیاه تولید می شوند، باعث کاهش اندازه غده ها می شود (براگا و کاسر، 1990). با افزایش تراکم بوته، بر عملکرد غده در واحد سطح افزوده می شود. ییلما و آلوین (2002)، تراکم کاشت 24 هزار بوته در هکتار را برای سیب زمینی توصیه نمودند.
تحقیقات زیادی نشان داده شده است تراکم بر عملکرد گیاه سیب زمینی تاثیر بسزایی دارد (بری و همکاران، 1990؛ آرسنالت و همکاران، 2001). میخائیل و همکاران (2012) طی تحقیقات خود اعلام داشتند تراکم 37 هزار بوته سیب زمینی در هکتار نتایج بهتری را نسبت به تراکم 24 هزار و 74 هزار بوته در هکتار در مقدار عملکرد و خصوصیات فنولوژی سیب زمینی دارد. جم و همکاران (1387) اذعان داشتند فاصله کشت 16 سانتیمتر بیشترین مقدار بیشینه قطر ساقه اصلی، تعداد ساقه اصلی در بوته، میانگین اندازه غده و درصد ماده خشک بدست آمد. همچنین در این آزمایش کاهش فاصله کاشت از 16 به 8 مقدار عملکرد سیب زمینی را 52 درصد افزایش داد.
روزبهانی و میرزائی (1385) با بررسی اثر تراکم بر سیب زمینی در منطقه دماوند به این مطلب دست یافتند که تراکم 29/5 بوته در متر مربع در اغلب صفات اندازه گیری و عملکرد بهترین نتیجه را داشت. در تحقیقی در استان آذربایجان شرقی مشخص شد بیشترین و کمترین وزن ماده خشک در سیب زمینی به ترتیب مربوط به تراکم 10 و 5/7 بوته در متر مربع بود (راعی و همکاران، 1390).
آزمایشات توبه و همکاران (1390) نشان داد سطح کودی 80 کیلوگرم در هکتار و تراکم 11 بوته در متر مربع جهت به دست آوردن غده های با کیفیت تغذیه ای مطلوب و عملکرد بیشتر در واحد سطح و کاهش آلودگی زیست محیط و هزینه های اضافی برای رقم اگریا در اردبیل مناسب است. افزایش تراکم بوته منجر به افزایش معنی داری در عملکرد غده شد. افزایش عملکرد غده در واحد سطح همراه با تراکم بوته توسط اوزاکی و همکاران (1995) گزارش شده است، همچنین شهبازی (2005) و عباسی (2007) در بررسی های خود نیز چنین نتیجه ای را گزارش کردند.
نیاز غذایی
سیب‌زمینی به مصرف کودهای دامی و کودهای شیمیایی، به خوبی واکنش نشان می‌دهد. به کارگیری کودهای دامی نه تنها موجب تامین مقادیر ازت، فسفر و پتاسیم می‌شود، بلکه این کود موجب بهبودی ویژگی‌هایی بستر بذر و حفظ رطوبت خاک نیز می‌شود. کشت سیب‌زمینی با عملکرد 30 تن در هکتار ممکن است در خلال رشد خود عناصر غذایی را با مقادیر: 150 کیلوگرم نیتروژن، 60 کیلوگرم اکسید فسفر و 350 کیلوگرم اکسید پتاسیم، 90 کیلوگرم اکسید کلسیم و 30 کیلوگرم اکسید منیزیم از خاک خارج کند (مبلی و همکاران، 1388).
از اثرات نیتروژن در گیاه سیب‌زمینی می‌توان به تحریک رشد رویشی و بزرگتر شدن برگ و غده، افزایش محتوی پروتئین غده و در افزایش محتوی کربوهیدرات نقش اساسی دارد. سیب‌زمینی در طی رشد رویشی و ابتدا رشد غده حائز اهمیت است. فسفر بیشترین اثر را بر ریشه و غده می‌گذارد. و در طی رشد به خصوص درآغاز غده‌دهی اثرات مثبت فراوان دارد. پتاسیم باعث رشد برگ و غده و در افزایش مقدار پروتئین و کیفیت کاهش درص

مطلب مرتبط با این موضوع :  پایان نامه ارشد درمورددانش آشکار، اقتصاد دانش، سلسله مراتب

دیدگاهتان را بنویسید