بهره¬وری، ستاده، اثربخشی، سرمایه،، کار،، اقتصادی،، بهره¬وری،، روش¬ها، دهنده¬ی، کارگر، سازمان¬ها، می¬گردد.

درباره تقسیم کار، بهبود روش¬ها و تعیین زمان استاندارد، مطالعاتی را انجام دادند.
کارآیی به عنوان نسبتی از زمان واقعی انجام کار به زمان استاندارد از پیش تعیین¬شده تعریف می شود. به طور مثال اگر از کارگری در 8 ساعت انتظار تولید 100 واحد محصول را داشته باشیم اما در عمل کارگر مزبور 96 واحد تولید کند، گفته می شود کارایی آن کارگر 96 درصد است. نویسندگان غالباً کارایی را بیشتر در مورد وسایل مکانیکی، مسائل مهندسی و نیروکاری مورد استفاده قرار داده اند. مثلاً اگر ماشینی 90 درصد از انرژی ورودی اش را به کار مفید تبدیل کند، گفته می شود، آن ماشین با 90 درصد راندمان یا بازدهی یا کارایی عمل می کند. بعدها کارایی را درباره هر یک از عوامل تولید استفاده کرده اند. اما واژه ای که به تدریج جنبه عمومی¬تر و کلی¬تر پیدا کرد و در ادبیات مدیریت رایج گردید، بهره¬وری بود.
در سال 1950، سازمان همکاری اقتصادی اروپا (OEEC) به طور رسمی بهره¬وری را چنین تعریف کرد:
«بهره¬وری حاصل کسری است که از تقسیم مقدار یا ارزش محصول بر مقدار یا ارزش یکی از عوامل تولید به دست می¬آید. بدین لحاظ می¬توان بهره¬ه¬وری سرمایه، مواد اولیه و نیروی کار صحبت کرد.»
سازمان بین¬المللی کار (ILO) بهره¬وری را چنین تعریف کرده است:
«بهره¬وری عبارت است از نسبت ستاده به یکی از عوامل تولید (زمین، سرمایه، کار و مدیریت)»
در این تعریف مدیریت به طور ویژه یکی از عوامل تولید در نظر گرفته شده است. نسبت تولید به هر کدام از این عوامل معیاری برای سنجش بهره¬وری محسوب می¬شود. کوشش¬های اقتصادی انسان همواره معطوف بر آن بوده که حداکثر نتیجه را با کمترین امکانات و عوامل موجود به دست آورد. این تمایل را می¬توان دست¬یابی به کارایی و بهره¬وری بالاتر نامید.
بهره¬وری مفهومی جامع و در برگیرنده کارایی است که افزایش آن به منظور ارتقا سطح زندگی، رفاه، آرامش و آسایش انسان-ها، همواره مد نظر دست¬اندرکاران سیاست و اقتصاد بوده است. برخی بقا و تداوم یک نظام سیاسی و اقتصادی را نیز موکول به بهره¬وری دانسته¬اند. لنین هنگامی که نظرات فلسفی خود را در زمینه قدرت تولید مطرح می¬نماید، بحث خود را با این جمله پایان می¬دهد که «در تحلیل نهایی، بهره¬وری کار، مهم¬ترین موضوع و اساسی¬ترین مساله برای پیروزی سیستم اجتماعی ما محسوب می¬شود» (امامی¬میبدی، 1379).
بهره¬وری در لغت به معنی قدرت تولید و بارور بودن و مولد بودن به کار رفته و در ادبیات فارسی به بهره¬وری، با فایده بودن و سودبرندگی معنی شده است. در رابطه با تعریف کاربردی نیز تعاریف مختلفی ارائه شده که برخی از آن¬ها به قرار زیر است (رحیمی¬کیا و همکاران، 1390):
استیگل در تعریف بهره¬وری می¬گوید: نسبت میان بازده و مرتبط به عملیات تولیدی مشخص و معین است.
ماندلا بهره¬وری را چنین تعریف کرده است: بهره¬¬وری به مفهوم نسبت بازده تولید به واحد منابع مصرف شده است که با یک نسبت مشابه دوره پایه مقایسه شده و به کار می¬رود.
بهره¬وری خارج قسمت ستاده به یکی از عوامل تولید است. بدیت ترتیب می¬توان از بهره¬وری سرمایه، بهره¬وری سرمایه¬گذاری، بهره¬وری مواد خام و نیروی انسانی، بسته به این که ستاده در ارتباط با کدام یک از عوامل تولید باشد، نام برد.
مرکز بهره¬وری ژاپن بهره¬وری را به حداکثر رساندن استفاده از منابع فیزیکی، نیروی انسانی و سایر عوامل به شیوه¬ی علمی تعریف می¬کند که منجر به کاهش هزینه¬های تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال و بالا رفتن سطح زندگی همه آحاد جامعه می¬شود (طاهری، 1378). موسسه¬ی بهره¬وری اروپا، بهره¬وری را درجه و شذت استفاده موثر از هر یک از عوامل تولید تعریف می¬کند و مدعی است که بهره¬وری نوعی طرز تفکر و دیدگاه است که هر فرد می¬تواند کارها و وظایفش را هر روز بهتر از روز قبل انجام دهد. اعتقاد به بهبود بهره¬وری، یعنی داشتن ایمان راسخ به پیشرفت انسان¬ها (ابطحی و کاظمی، 1378).
جدول زیر از رحیمی¬کیا و همکاران (1390) برخی از تعاریف ارائه شده از مفهوم بهره¬وری را نشان می¬دهد:

جدول ‏2 1: برخی از تعاریف بهره وری
معرف سال تعریف
لیتر 1883 توان تولید کردن
ارلی 1900 ارتباط بین بازده و وسایل به کار رفته برای تولید این مقدار بازده
سازمان همکاری اقتصادی اروپایی 1950 خارج قسمت بازده به یکی از عوامل تولید
دیویس 1955 تغییراتی که در میزان محصول بر اثر منابع به کار رفته ایجاد می¬شود.
فابریکنت 1962 همیشه نسبت بین بازده و نهاده
سیگل 1976 مجموعه نسبت¬هاب بازده به نهاده
سومانث 1979 نسبت بازده ملموس به نهاده¬های ملموس

همان گونه که از تعاریف فوق مستفاد می¬شود، قالب¬ها و مجورهای اصلی تعاریف به هم شبیه و نزدیک هستند و مهمترین عاملی که در کلیه تعاریف وجود دارد، تعیین نسبت آنچه برای تولید به کار رفته به آنچه از فرایند تولید به دست آمده است. در عین حال، در بهره¬وری کانون اصلی توجه، نیروی انسانی است و کلیه تلاش¬ها بر بهبود بهره¬وری نیروی انسانی تمرکز داردجریان تکامل مفهوم بهره¬وری در اقتصاد نیز این نکته را نشان می¬دهد. بر این اساس، واژ¬ه¬ی بهره¬وری نیروی انسانی مطرح شد. با تعریفی از سومانث این بخش را به پایان می¬بریم. وی تعاریف گروه¬های مختلف از بهره¬وری نیروی انسانی را به شرح زیر مطرح می¬کند (الوانی و احمدی، 1380):
مهندسان: انجام دادن بیشترین کار با کمترین هزینه
دانشمندان: انجام دادن کار خردمندانه و آگاهانه
مدیران: دستیابی به همه چیز با هم توام با عملکرد موثر
فیلسوفان: دانستن اینکه بهترین کار انجام شده است
مدیران مالی: سود بیشتر.

دیدگاه های مختلف در مورد بهره وری
به طور کلی سه دیدگاه مختلف در مورد بهره¬وری وجود دارد که در این بخش به آن¬ها می¬پردازیم (الوانی و احمدی، 1380).
بهره وری از دیدگاه سیستمی
بهره¬وری از دیدگاه سیستمی، ماهیت پیچیده¬ای دارد و در کل سیستم مطرح می¬گردد. در این دیدگاه بهره¬وری عبارت است از:

نسبت مجموعه خروجی¬های یک سیستم به ورودی¬های آن.
این تعریف در سیستم¬های مختلف اجتماعی، فرهنگی و صنعت کاربرد دارد. صورت کسر یا خروجی¬های سیستم و همچنین مخرج کسر یا ورودی¬های سیستم می¬تواند به شکل فیزیکی (حجم محصول، تعداد افراد فارغ¬التحصیل و مقدار مواد والیه یا سرعت کار نیروی انسانی و ماشین¬آلات و …) و یا به صورت معیارهای ارزش مالی یا واحد پول رایج در هر کشور اندازه-گیری شود.
از دیدگاه سیستمی، بهره¬وری در محیطی با ویژگی¬های مختلف و متغیر قرار دارد و عوامل مختلف تولید مانند نیروی کار، سرمایه، انرژی، مدیریت و تکنولوژی در آن به کار گرفته می¬شوند و به عنوان ورودی¬ها به فرایند تولید وارد می¬گردند و به صورت خروجی¬هایی مانند کالاهای ساخته شده و خدمات از این فرایند خارج می¬شوند. قیمت محصول و در دسترس بودن عامل تولید تابع شرایط محیطی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تکنولوژیک و غیره است. اگر یک سیستم توانایی تغییر و اصلاح کیفی . کمی ورودی¬ها و خروجی¬ها را داشته باشد می¬تواند بهره¬وری خود را افزایش دهد. زمانی که سیستم دارای بازخورد قوی باشد، سازمان می¬تواند از پویایی و تکامل مناسب برخوردار باشد.
بهره وری از دیدگاه ژاپنی ها
بهره¬وری در ژاپن موضوعی ملی و فراگیر است و به عنوان یک روکیرد تاریخی، استراتژی بهبهود بهره¬وری در کنار کنترل کیفیت جامع و مدیریت کیفیت جامع مطرح می¬گردد. به عقیده پروفسور ساساکی، استاد دانشگاه سوکاهای ژاپن در رشته مدیریت سیستم¬ها بدون توجه به بهبود کیفیت و کاهش ضایعات، بهره¬وری نمی¬توان افزایش یابد. توان رقابت¬پذیری در بازار را با توجه مساله ارتقای کیفیت می¬توان بالا برد.
از دیدگاه ژاپنی¬ها، برای افزودن بر میزان بهره¬وری باید به کیفیت نیروی کار، مدیریت و ساختار عوامل دیگر تولید که تشکیل دهنده¬ی قیمت تمام شده¬اند توجه گردد که این رویکردها به رویکرد تاریخی کایزن (بهبود مستمر) و کنترل کیفیت جامع می-انجامد.
بهره وری از دیدگاه تاریخی
از نظر اقتصادی، مقدار محصول یا خروجی، تابع عوامل سرمایه و نیروی کار فرض می¬گردد. لذا افزایش مهارت نیروی کار یا تغییرات تکنولوژی یا افزایش مهارت به همراه بهبود فناوری می¬تواند موجب افزایش مقدار تولید و حرکت تابع تولید به سمت بالاتر و از آنجا موجب افزایش بهره¬وری شود.
به طوری کلی امروزه بهره¬وری یک نوع تلقی اقتصادی، فنی و فرهنگی نسبت به تولید است که در آن، انسان فعالیت¬های خود را هوشمندانه و خردمندانه انجام می¬دهد تا بهترین نتیجه را با کمترین هزینه و در مدت زمان کمتر به دست آورد. گرچه بهره-وری را به صورت کلاسیک بیشتر در امور اقتصادی تعریف کرده¬اند، ولی می¬توان مفهوم بهره¬وری را در همه امور از خرد تا کلان مد نظر قرار داد.

عوامل موثر بر بهره وری
به شهادت بررسی¬های فراوان انجام شده، افزایش بهره¬وری سازمان¬ها به تلاش¬های برنامه¬ریزی شده و همه جانبه¬ای نیاز دارد که اندازه¬گیری بهره¬وری و یقین وضع میزان آن در شرایط حاضر، ارزیابی آن در پرتو وضع مطلوب و مورد نظر، تشخیص علت-ها و عوامل موثر بر آن و تنظیم و اجرای طرح¬ها و اقدامات لازم برای بهبود و ارتقا سطح بهره¬وری در سازمان، حرفه¬ی آن تلاش¬ها را تشکیل می¬دهد.
پیرامون عوامل موثر بر بهره¬وری نظرها و دیدگاه¬های متعددی مطرح گردیده است اما اصولاً عوامل اثرگذار بر بهره¬وری را در دو گروه عمده معرفی می¬نمانید (میرحسینی¬زواره، 1376):
عوامل درونی یا داخلی: این عوامل توسط افراد یا مدیریت سیستم قابل کنترل هستند. این دسته خود به دو گروه عوامل سخت-افزاری و نرم¬افزاری تقسیم می¬شود. عوامل سخت¬افزاری آن¬هایی هستند که در کوتاه مدت قابل تغییر نیستند مانند مواد خام و انرژی و تکنولوژی. عوامل نرم¬افزاری یعنی عواملی که به آسانی قابل تغییرند و شامل ساختارهای سازمانی، روش¬های انجام کار و روش¬ها و کسب¬های رهبری می¬شوند.
عوامل خارجی یا بیرونی: این عوامل از کنترل افراد یا مدیریت سیستمی خارج هستند.
سیاست¬ها و خط¬مشی¬های دولت، سازکارهای نهادی و بنیادی، شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، محیط کسب و کار، میزان دسترسی به امکانات مالی، ارتباطات و انرژی در بهره¬وری سازمان¬ها موثرند ولی مدیریت سازمان¬ها در کنترل و بهینه¬سازی آن-ها نقش مهم و تعیین¬کننده¬ای دارند.
در میان عوامل درونی موثر بر بهره¬وری، مدیریت به عنوان مسئول تلفیق و استفاده موثر از تمامی منابع، جایگاه خاص و ویژه-ای دارد. پاره¬ای از اظهار نظرها و حتی نظریه¬های علمی حکایت از آن دارد که در بعضی از کشورها، مدیریت عامل 75 درصد دستیابی به بهره¬وری است.

عناصر تشکیل دهنده بهره وری
دو عنصر تشکیل دهنده¬ی بهره¬وری عبارتند از کارایی و اثربخشی است. که در این بخش به آن ها پرداخته می شود.
کارایی
میزان ستاده کارکنان در یک زمان مشخص را کارآیی می¬گویند (گیوریان، 1379). در این تعریف کارایی یک شاخص در مورد چگونگی استفاده از منابع است و ستاده بیشتر نشان دهنده¬ی کارایی بیشتر است (به شرط آنکه منابع افزایش نیافته باشند).
ماشین¬نویسی که در زمان مشخص صفحات مطابق با استاندارد تعیین شده و یا نزدیک آن را تایپ می¬نماید. کارگری که با ضایعات کمی، کالا تولید می¬کند. فروشنده¬ای که در ساعات مشخص کاری خود کالای بیشتری را به فروش می¬رساند و …. همه این¬ مثال¬ها نشان¬دهنده¬ی حرکت افراد مذکور در جهت کارآیی بیشتر است. یعنی از منابعی که در اختیار آنان است به بهترین شکل ممکن استفاده می¬نمایند. استفاده مناسبا از مواد، سرمایه، نیروی انسانی، زمان و … حرکت به سوی کارایی است.
برای سنجش کارایی باید شاخص¬ها و استانداردهای کمی و قابل لمس تعیین نمود. برخی از این استانداردها و شاخص¬ها می¬توانن به صورت زیر باشند:
تعداد صفحات تایپ شده در یک ساعت برای اندازه¬گیری کارایی ماشین¬نویسی
تعداد کالای تولید شده با کیفیت تعیین شده در یک محدوده زمانی مشخص برای سنجش کارایی کارگر و یا واحدهای تولیدی
میزان مواد مصرفی در تولید کالا
تعداد کالای به فروش رفته در یک محدوده¬ی زمانی برای سنجش کارایی فروشنده
از بحث¬های بالا مشخص می¬شود که کارایی با روش¬های انجام کار و چگونگی استفاده از منابع سروکار دارد. حداکثر کارایی زمانی حاصل می¬شود که انجام کار بهتر از آن چه در حال انجام است، میسر نباشد. عملاً چنین چیزی اتفاق نمی¬افتد بلکه همیشه می¬خواهیم به آن نزدیک شویم.
استفاده صحیح و مناسب از منابع (کارایی) با رعایت موارد زیر حاصل می¬شود (گارزتن و لوند، 1371):
انجام کارها با حداقل منابع و به کارگیری روش¬ها و ابزارهای مناسب.
از منابع به کار رفته، حداکثر نتیجه یا ستاده حاصل شود.
اثربخشی
تعریف متداولی که بسیاری از اندیشمندان مدیریت در مورد اثربخشی انجام داده¬اند عبارت است از: اثربخشی میزان رسیدن به اهداف سازمانی را گویند (گیوریان، 1379). سازمان می¬توان اهداف متعددی را فراسوی خود قرار دهد. اهدافی مانند: رضایت کارکنان، رضایت مشتریان، کیفیت تولیدات و خدمات و …و اثربخشی خود را با میزان تحقق اهداف تعیین شده بسنجد.
اثربخشی توجه به بازده یا ستاده صحیح و مناسب است. اثربخشی معنای کیفیت را در خود نهفته دارد. اثربخشی می¬تواند با اجرای موارد زیر تحقق یابد (رابینز، 1987):
حذف کارهایی که هیچ کس نباید انجام دهد.
تفویض مناسب اختیار به کارکنان جهت انجام امور سازمان
کارهایی که یاقی می¬ماند بای