امید چیست و چگونه به زندگی ما نیرو ‌می‌بخشد

  نظریه امید

نظریه امید در سالهای میانی دهه 1980 توسط اسنایدر ، هنگامی که روی چگونگی موضوع معذرت خواهی از دیگران به خاطر کارهای اشتباه وبد تحقیق می کرد ، فرمول بندی شد ( اسنایدر وهمکاران ، 1970 به نقل از اسنایدر،2002). امید بعنوان بخشی از جریان معذرت واشتباه درنظر گرفته شد ( اسنایدر،1989) . اسنایدر درفاصله سالهای 1960 تا 1970 به تحقیق در مورد انگیزه پرداخت ودراین مطالعات معلوم گردید که اهدافی مورد توجه قرار گرفته ، که قبلاً هم روی آنها تحقیق شده است وافراد دیگری روی آنها کار کرده اند ( کانتریل[1] ، 1964 ، فاربر[2] ، 1968 ، فرانک [3] ، 1975 ، استوتالند[4] ، 1969 به نقل از اسنایدر ،2002) .

این دیدگاه در مورد انگیزه امید کاملاً منطقی به نظر می رسد ، گرچه بعضی از اجزاء آن هنوز نامشخص است ( اسنایدر،2002) . کارل مینینجر[5]  درسال 1959 در مورد پیشینه امید به مطالعه پرداخت وکارهای او اسنایدر را تشویق کرد که به امید بیشتر از عواطف فکر کند. دیدگاه مینینجر با دیدگاه اسنایدر که درباره تهیه طرحهای شناختی ونکات مهم امید بود، یکسان است. امید به صورتی که اسنایدر تعریف کرد، در ابتدا یک شیوه تفکر همراه با احساسات (هیجانات ) مهم است ونقش کمک کننده دارد.

اسنایدر به عنوان یکی از نظریه پردازان اصلی امید می گوید : قبل از این که یک تعریف خلاصه بدهم ، نیاز است بدقت تفکرات امیدوارانه کسانیکه وضعیت خاص ، حالتی معاند و ویژگی دوست داشتن دارند ویا کسانیکه ترکیبی از این دو را دارند بشناسیم. من معتقدم که تفکر امیدوارانه از هر دو مورد مذکور تأثیر می گیرند، اما مصاحبه با مردم نشان داد که امید بیشتر از افکار برخواسته از محیطی که هدف خاصی را دنبال می کند تأثیر می گیرد. تفکر انسان درمورد هدف خاص بیشثر برخود ارزیابی درباره توانایی های آنها در هــدف گذاری استوار است نـــه، هدفهــای عمومی. این مطالعات به ما می آموزد که مردم ظرفیت وتفکر خــود مرجعی درباره تهیــه ریشــه های اهداف و بدست آوردن انگیزه های دلخواه و تعقیب اهداف خود دارند (اسنایدر،2002).

  تعریف امید

امید یعنی احساس امکان داشتن وممکن بودن هرچیز غیر ممکن یا امیدواری حالت خاصی شبیه پیش بینی یک حالت وموقعیت خوب وخوشحال کننده است (مارسل[6]،1962).

امید یعنی هدف بخشیدن به زندگی از طریق معنویت بخشیدن به خود وپناهنده شدن به اصول معنوی وهدف ، معنادادن به زندگی از این طریق است ( دیفولت  ، 1981 ، مارلی [7] ، 1980 ) .

امید آزادی از گرفتاریها و رها کردن احساس های گرفتار کننده ضد ونقیض که همساز احساس درماندگی است. یا امید یعنی آزادی به طریقی که باعث اعتماد واطمینان برای حل مشکلات واز بین بردن گرفتاری ها باشد (لینج [8] ، 1974 ، مریل [9]1980).

امید یعنی تجسم کردن روزهای خوب درآینده یا قبول داشتن تمامیت خود ، زیستن به طور ساالم وداشتن یک زندگی با مفهوم (میلر[10]، 1982 ) .

امید احساس شایستگی است وزیاد کننده قدرت تطابق و نشانه سلامت روان. امید یعنی داشتن برنامه برای زندگی. امید یعنی زندگی واقعی همراه با هدف ومقصود واقعی از زندگی.      امیدواری به معنای رهایی از گرفتاری ها ومشکلات تعریف شده است که این حالت ممکن   است واقعی وقابل تطبیق با محیط بیرونی ودنیای اطراف باشد ویا فقط درحد یک پیش بینی کننده باقی بماند و باعث خوشحالی وامیدواری فرد گردد ( مارسل ، 1962 به نقل ازعباس آبادی ،1383).

در سال 1991 اسنایدر و همکارانش تعریف زیر را برای امید ارائه دادند : « امید یک حالت انگیزشی مثبت است که بر هماهنگی حسی موفقیت آمیز ، کارگزار فکر ( انرژی رهبری کننده هدف ) و راه های رسیدن به هدف ( نقشه کشی برای رسیدن به هدف ) استوار است » (اسنایدر ، آروینگ [11] و آندرسون [12] ، 1991 ص287) . این تعریف دارای سه جزء هدفها ، راههای  وشیوه های تفکر وکارگزاری فکر است تعریف این مفاهیم به شرح زیر است :

مطلب مرتبط با این موضوع :  نوآوری، راهبردی، زات، مدلها، مکمل، آمیت

 

الف )اهداف  [13]

عکس العمل های انسان هدف رهبر است وهدف هم جزء شناختی تعریف امید واز پایه های مهم تئوری امید به شمار می رود ( اسنایدر، 1994 a ، 1994 b ، اسنایدر ، شیاونز [14] و سیمپسون [15] 1997 ، اسنایدر ، یسمپ سون ، میشائل[16] و شیاونز ، 2000 به نقل از اسنایدر ، 2002 ) . اهداف کمبودهای متوالی اعمال روانی (ذهنی ) را فراهم می کند. مشکلات روانی ، تصاویر بصری هستند که اگر چه نیازی به آنها نیست اما در ذهن انسان بوجود می آید. اهداف علاوه بر خواص بصری ممکن است توضیح کلامی هم داشته باشد (پلیشن[17] ،1973). دونوع هدف اصلی با عناوین هدف با نتیجه مثبت وهدف با نتیجه منفی درنظریه امید وجود دارند( اسنایدر،2002).

محققان دیگر هم روی حالت های هدف خوب ودرست برای جریان امید داشتن تلاش کرده اند. مثلاً لازاروس [18] (1991) نظر دارد که شرایط اساسی وپایه ای درامیدواری آن است که کیفیت زندگی فعلی ما دارای صفت عدم رضایت ، محرومیت ، ضرر وتهدید باشد. دوشکل مهم درمورد امید وجود دارد ، اولی آن افکار رهبری شده توسط هدف است که موارد مورد بحث روزانه در زندگی را بررسی می کند.  این اهداف نگهدارنده ، برای زندگی انسان بسیار مهم هستند. دومی تعریف سال( 1999) لازاروس ازافکــار امیدوارانه است که درزندگی رضایت را فراهم می کند. آرزوی رسیدن به هدف های بزرگ در حافظه تاریخی انسان جای دارد، آن اهدافی که غیرقابل افزایش هستند ( اسنایدر،2002).

  ب )راه های تفکر

انسان قادر به کاهش دادن مشکلات روانی خود ومشکلاتی که ناشی از محیط اطراف است ،  می باشد. بعضی از مسایل محیطی می تواند تحت تأثیر گذشته، حال ویا آینده رشد نماید. این دیدگاه خطی در مورد رخ دادهای جدی سیکل تکرارپذیری را ارائه می دهد. برای مثال نگاه ما به آینده ممکن است افکار ما را در مورد زمان حال تحت تأثیر قرار دهد ، ( مانند : من می- خواهم آرامش کوتاهی داشته باشم تا شانسم برای آرامش در آینده افزایش یابد ) .

اسنایدر از افکار دو جانبه گرایانه تأثیر گذشته درحال و تأثیر حال درگذشته دفاع می کند وروی هم رفته معتقد است که نوع تفکر ما درباره چگونگی زمان حال به تصویر ما از آینده متصل است. بطور کلی مفهوم زمان و چگونگی آن در این میان تداوماً به گردش در می آید که برای تفکر انسان لازم ومفید است. برای فردی که پرامید است وهدف مشخصی را تعقیب می- کند ، جزئیات راه های فکر کردن حس لذت بخشی را در او ایجاد می کند به همراه تعهد واطمینان به این حس. برای شخص کم امید ، راه های فکرکردن بسیار ناچیز است ونتایج رسیدن به این راه ها خیلی حساب شده نیست.

 

ج )کارگزار فکر[19]

کارگزار فکر یعنی ظرفیت ادراکی برای استفاده از یک شیوه خاص در رسیدن به هدفی مطلوب که جزء انگیزشی در نظریه امید است. این افکار خود تفسیری مشتمل بر انرژی روانی برای آوردن و ادامه دادن یک شیوه از میان همه مراحل تعقیب هدف است. متناسب با این مطلب معلوم شد که فرد پرامید ، خودگویی را مانند ، من می توانم این را انجام دهم را که عبارت کارگزاری هستند زیاد تکرار می کنند ( اسنایدر وهمکاران ، 1998 ).

مطلب مرتبط با این موضوع :  مکان­یابی، ایران،، کهگیلویه، پور،، زیست،، تهران.

کارگزار فکر در همه افکار خود کنترلی ، هدفی مهم به شمار می رود ، اما وقتی اهمیت ویژه به خود می گیرد که بین آنها درگیری ومانع ایجاد گردد ، در جریان چنین موانعی ، کارگزار به انسان کمک می کند تا کانال انگیزه را برای جایگزین بهترین راه به استخدام خود درآورند(اسنایدر،  1998 ).

افکار امیدوارانه هم مستلزم شیوه های فکرکردن و هم کارگزاری فکر است. بنابراین شیوه ها وکارگزاری افکار به همان اندازه که قابل تکرار هستند ، به همان اندازه در تعقیب اهداف متوالی صعودی هستند ( اسنایدر ، 1995 و اسنایدر وهمکاران ، 1991 به نقل از اسنایدر ،2002).

اما به دلیل تفاوت سطوح افکار امیدوارانه ، تفاوت زیادی بین شیوه های فکر کردن وکارگزاری فکر وجود دارد. فرد بسیار امیدوار ( مانند کسی که شیوه های متنوع فکرکردن وکارگزاری بالا دارد) شیوه ها وکارگزاری فکر را تکرار خواهد کرد و توالی تعقیب هدف را سریع وآسان بکار   می گیرد ، برعکس فرد بسیار کم امید ( مانند کسی که شیوه های فکر کردن وکارگزاری ضعیفی دارند) ، شیوه ها وکارگزاری فکر را آهسته و با تأمل در توالی اهداف دنبال می کنند. الگوهای مختلط از کارگزاری پایین وشیوه های فکرکردن بالا ، به احتمال زیاد راه های فکرکردن را زیاد  می کنند ( اسنایدر،2002).

فرد پرامید از تعقیب هدف و شیوه های آن با مجموع هیجانات مثبت لذت می برد و در شروع فعالیتها ، ممکن است با خودگویی درونی نظریه پردازی کند مانند جملات : « این کار احتمالاً جالب است » و « من برای رویارویی آماده ام ». فرد با امید بالا به احتمال زیاد بسیار تلاشگر است و بر محرکات در دسترس در مرحله شروع متمرکز است و بر حس کنجکاوی ، چالشگری و مجموعه عواطف مثبت وکاربرد شیوه های موثر فکرکردن و کارگزاری افکار ونگهداری احساسات وانگیزش روی فعالیت های ویژه بسیارتوجه دارد.

داستان فرد کم امید کاملاً متفاوت است . حتی در شروع به تعقیب اهداف متوالی یک مجموعه هیجانات منفی دارد ودرباره آنچه بوجود خواهد آمد نگران است . کوشش های زیاد از حد او از افکاری به شرح زیر سرچشمه می گیرد : « من خیلی خوب کارها را انجام نمی دهم » . همچنین فرد کم امید ممکن است احساسات منفی را غیر قابل کنترل بداند(اسنایدر، 2000).

 

 

 

 نا امیدی

بعضی از تعاریف نا امیدی به شرح زیر است : نا امید یعنی احساس درماندگی ، اگر فرد یاد بگیرد که نمی تواند بطور واقعی ﻣؤثر باشد در تمام حالتهای رفتاری خود احساس واماندگی وشک می نماید ( هابر[20] ، 1980) . طبق نظریه اشنایدر نا امیدی حالت تکان دهنده ای است که با احساس عدم امکان و ناتوانی و بی علاقگی به زندگی آشکار می شود.

فرد در اثر نا امیدی به شدت غیر فعال شده و نمی تواند موقعیت های زندگی را بسنجد و در نتیجه قدرت تطبیق یا تغییر زندگی را ندارد و با گذشت زمان فرد از جریان زندگی طبیعی بیشتر فاصله گرفته و در پاره ای از موارد حتی دست به خودکشی می زند. نا امیدی یعنی دلمردگی ناشی از افسردگی که می تواند خود را در قالب از دست رفتن امید به آینده نشان دهد. در این شرایط فرد احساس می کند آینده نامطبوع خواهد بود و در موارد شدید خود احساس می کند که آینده ای برایش وجود ندارد ( محیط ، احمد ، وکاویانی، غلامحسین به نقل از عباس آبادی ، 1383).

مطلب مرتبط با این موضوع :  بنیان، کارکنان، مدیران، است:، دارایی، ،‌

ناامیدی یک احساس بدنی روانی یا اجتماعی ناخوشایند درونی است وقابل بهبود نیست . احساس ناامیدی بخصوص در کودکان و نوجوانان که اقدام به خودکشی می کنند و درحالت از خود بیگانگی ویا سوگ دارند شدید است (نورسینی[21] ، 1998) .

آدلرگرایان نشانه های مرضی را بیماری ناامیدی یا عقده کهتری می نامند ، در این دیدگاه احساس کهتری همگانی وهنجار است ولی عقده کهتری منعکس کننده ناامیدی یک بخش محدود جامعه بوده ومعمولاً نابهنجار است ( علیزاده ، 1383) .

امید را نمی توان آگاهانه تجربه کرد ولی هنگامی که شخص تحت فشارهای غیر عادی وراه های پرپیچ وخم و تاریک قرار میی گیرد ، احساس امیدواری در فرد امیدوار ظاهر شده و این امید است که بعد از بحران ها فرد را مجدداً به آرامش می رساند. بدیهی است که انسان حالات نگران کننده ومبهم یک بحران و بدبختی را احساس می کند.

 

در افراد ناامید این نگرانی روز به روز بیشتر شده ولی در امیدواران مجدداً تعادل روانی ایجاد شده ، در نتیجه افسردگی مزمن دراین افراد کمتر دیده می شود. برای دستیابی به آرامش وامنیت روانی ضروری است که فرد احساس نماید همواره کسی رادارد که بتواند در موقع لزوم و با اطمینان خاطر و بدون ترس از ترد شدن او را به کمک طلبیده ومورد حمایتش قرار گیرد. این اطمینان سبب احساس امنیت و اعتماد به نفس می شود و افرادی که فاقد چنین اطمینانی باشند، احساس ناامنی می کنند، اعتماد درونی ندارند و درنتیجه تحقیرها، مورد بی اعتنایی وانتقادات قرار گرفته وازدیگران مأیوس می شوند.

این افراد بندرت می توانند ارتباط رضایت بخش با سایرین برقرار کنند ، این کیفیت موجب تشدید ناراحتی وخجالت آنها می شود و در تمامی ارتباطات آنان با دیگران تأثیر می گذارد و به طور کلی همیشه در انتظار شکست و ناامیدی بسر می برد . وقایع کوچک را خیلی بد تفسیر  می کند و نداشتن دوست وجدایی از سایرین را خیلی سخت می گیرند. ­

حتی ازدواج نزد آنان متفاوت از افراد عادی است ، یا فوق العاده به زوج خود نزدیک شده و به او وابستگی پیدا می کنند یا بطور آشکاری به او بی علاقه شده و از او دوری می گزیند . فرد ناامید اغلب احساس تنهایی ، درماندگی و ناامیدی کرده و این ناامیدی مقدمه افسردگی است. در ناامیدی شخص احساس ضعف می کند و از توانایی های خود نمی تواند استفاده کند و در نتیجه فرد از آمال و آرزوهای خویش فاصله می گیرد و باگذشت زمان ناامیدی و درماندگی در او بییشتر می شود و بیشتر به طرف درماندگی مزمن و احساس بی ارزشی وجود خود می رود که در پایان به افسردگی جدی مبتلا می شود ( اسلامی نسب ، 1372 به نقل از عباس آبادی ، 1383) .

 

  از امید و معنا تا ناامیدی و بی معنایی در زندگی

در لوگوتراپی روی این نکته که نومیدی دراثر بی معنایی ظاهری زندگی ایجاد می شود تأکید شده است و نومیدی به مفهوم ناامیدی از مظاهر بی معنایی زندگی تعریف شده است ( تبریزی ،   علوی نیا ،1383) . مارسل یکی از هستی گرایان نامی در تبیین امید و ناامید