امتیازی، غربال، تائید، ﺑﺎﺷﺩ، خبرگان، مدیران

نظر پایایی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج زیر خروجی نرم افزار spss در مورد پرسش نامه می باشد:

تحلیل نتایج بدست آمده از نرم افزارSPSS:
با توجه به اینکه مقدار ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه، 0.722 بدست آمده است نتیجه می گیریم که پرسش نامه توزیع شده از پایایی قابل قبول برخوردار بوده است.
ﻫﺭ ﭼﻪ ﻣﻘﺩﺍﺭ ﺁﻟﻔﺎی بدست آمده ﺑﻪ ﻳﮏ ﻧﺯﺩﻳﮑﺗﺭ ﺑﺎﺷﺩ ﻧﺷﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﺎﻳﯽ ﺑﻳﺷﺗﺭ ﭘﺭﺳﺷﻧﺎﻣﻪ ﺩﺍﺭﺩ . ﺍﮔﺭ ﻣﻘﺩﺍﺭﺁﻟﻔﺎ ﺑﻳﺷﺗﺭ ﺍﺯ 0.7 ﺑﺎﺷﺩ ﭘﺎﻳﺎﻳﯽ ﺧﻭﺏ ﻭ ﺍﮔﺭ ﺑﻳﻥ 0.5 ﺗﺎ 0.7 ﺑﺎﺷﺩ ﭘﺎﻳﺎﻳﯽ ﻣﺗﻭﺳﻁ ﻭ ﺍﮔﺭ ﮐﻣﺗﺭ ﺍﺯ 0.5 ﺑﺎﺷﺩ ﭘﺭﺳﺷﻧﺎﻣﻪ ﻓﺎﻗﺩ ﭘﺎﻳﺎﻳﯽ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺕ.
ضریب آلفای کرونباخ یکی ازمتداولترین روشهای اندازه گیری اعتماد پذیری و یا پایائی پرسش نامه هاست. منظور از اعتبار یا پایایی پرسش نامه این است که اگر صفت های مورد سنجش با همان وسیله و تحت شرایط مشابه و در زمانهای مختلف مجددا اندازه گیری شوند، نتایج تقریبا یکسان حاصله شود. همچنین از نظر جامعه مورد بررسی، نتایج زیر قابل ارائه می باشد:
نمودار1-3 میزان سابقه کار نمونه مورد بررسی (30 نفر کارشناسان سرمایه گذاری)

نمودار2-3 نسبت جنسیت نمونه مورد بررسی ( 30 نفر ازکارشناسان سرمایه گذاری)

نمودار3-3 وضعیت تحصیلات جامعه مورد بررسی (30 نفر از کارشناسان سرمایه گذاری)

لازم به ذکر است که از بین 30 نفر از خبرگان بالا 8 نفر از آن¬ها به صورت مستقیم در فرآیند تصمیم گیری برای انتخاب پروژه¬ها درگیر بوده و در موارد مهم (زمان¬هایی که نیاز به داشتن اطلاعات کافی در مورد سازمان مورد مطالعه بوده است) برای انتخاب شاخص، تکنیک و … از کمک آن¬ها بهره گرفته شده است.
2- سپس پرسشنامه های در بردارنده نمره های اعضای گروه در یک ایستگاه مرکزی جمع آوری می شوند و برای هر عامل از نمره های اعضا که نمره دهی شده است متوسط گیری می شود و عواملی که نمره بیشتر از هفت کسب کرده اند جزء فاکتورهای نهایی انتخاب می گردند (آذر و رجب زاده، 1391).
در جدول 5-3، خلاصه نتایج نمره های جمع آوری شده از 30 کارشناس سرمایه گذاری برای ارزیابی شاخص ها جمع آوری شده است که در سمت راست میانگین نمره مربوط به هر عامل قابل مشاهده می باشد و بنابراین از بین 10شاخص، تعداد 5 شاخص مهم تر برای دخالت در تصمیم گیری به دست می آید (نتایج پرسش نامه ها در قسمت پیوست ج آورد شده است).

جدول 5-3 نتایج بدست آمده برای تعیین مهمترین شاخص های مالی برای ارزیابی پروژه ها
Accept or reject Average شاخص شماره شاخص
 8.8 IRR یا IRRE 1
 4.8 میانگین شاخص سودآوری (API) یا ارزش فعلی خالص سالیانه 2
 8.3 PBP-S 3
 8.4 NPVE/Total Cost 4
 4.9 نرخ بازده حسابداری (ARR) 5
 4.8 نسبت منفعت به هزینه (C/B) 6
 8.8 NPV یا NPVE 7
 4.8 حاشیه سود عملیاتی 8
 4.9 سهم تسهیلات از تامین منابع مالی 9
 8.4 Total Cost/سودROI= 10

در پایان، پنج شاخص مالی به شرح جدول فوق برای استفاده در این مرحله بدست آمد که پایایی خروجی (قابلیت اعتماد) با استفاده از نرم افزار و روایی آن به وسیله خبرگان مورد تائید قرار گرفت.
غربال گری کمی: Quantitative Criteria Screening Gate
در این زیر مرحله پروژه هایی که حداقل های لازم از نظر شاخص های مالی را برای ورود به مرحله بعد ندارند حذف می شوند. تعیین حداقل (و حداکثر) شاخص ها برای قبول پروژه در حوزه های مختلف بایستی توسط مدیران ارشد سازمان تعیین شود. غربال گری مالی توسط تعیین حدود مورد قبول برای شاخص های مالی انجام می پذیرد جدول غربال گری مالی برای این پروژه های سرمایه گذاری پس از تبادل نظر با مدیران ارشد و خبرگان، به صورت جدول زیر حاصل شد:
جدول6-3 تعیین حدود شاخص های مالی برای استفاده در مرحله غربال گری کمی
Min Max واحد شاخص
7,000 میلیون ریال NPVE
16% درصد IRRE
16% درصد ROI
16% درصد NPVE/TC
0 10 سال PBP-s
20,000 400,000 میلیون ریال Investment

با توجه به انواع پروژه های سرمایه گذاری در سازمان مورد بررسی، حدود مختلف برای شاخص های مختلف در نظر گرفته شده است. همچنین شاخص میزان سرمایه گذاری، طبق نظر خبرگان، به شاخص های بدست آمده اضافه گردید.
3-1-8-3 شناسایی شاخص های کیفی و غربال گری کیفی
معیارهای کیفی: Qualitative Criteria
معیارهای مورد استفاده در این بخش برگرفته از مطالعات انجام شده در ادبیات موضوع و مقالات مختلف می باشد.همچنین تقسیم بندی معیارها به 5 دسته بندی کلی برگرفته از 6 دسته بندی ذکر شده در مقاله کوپر و همکاران (کوپر و همکاران، 2002). می باشد بنابراین با درنظرگیری معیارهای پر کاربرد لیستی شامل 35 معیار برای بازنگری برای 8 متخصص مدیریت پروژه تشریح شد و متناسب بودن، نام گذاری و تشریح و گروه بندی معیار ها مورد تائید قرار گرفت. برای این منظور، از مشاوره 8 متخصص و خبره که به صورت مستقیم در مدیریت پروژه ها در ارتباط بودند استفاده شده است. معیارهای کیفی شامل معیارهایی است که ارزیابی و اندازه گیری آن ها دشوار است. تحلیل این معیارها طی یک جلسه حضوری انجام گرفت. نقطه نظرات کارشناسان به صورت کامل یادداشت و مورد تحلیل قرار گرفت. سپس تعدادی از معیارها حذف شدند، برخی دیگر اضافه و برخی دیگر، گروه بندی مجدد شدند.
اگر تغییرات به وسیله بیش از دو متخصص مورد تائید بود تغییر انجام می گرفت. لیست تجدید نظر شده بعد از بهبود، شامل21 معیار در جدول 7-3 تشریح شده است.که به طور کل در پنج گروه به شرح زیر تقسیم بندی شده اند:
تعداد زیر معیارهای هر معیار نیز با توجه به مرور ادبیات و نظرات خبرگان صنعت در نظر گرفته شده است.
جدول7-3 شناسایی و دسته بندی شاخص های کیفی
ردیف معیارها زیر معیار ها
1 معیارهای استراتژیک تطابق با استراتژی 1. توسعه فعالیت در مقیاس‌های اقتصادی با بهره‌گیری از فناوری روز C11
تطابق با استراتژی 2. توسعه تحقیقات و آموزش‌های کاربردی C12
تطابق با استراتژی 3.توسعه محصول(افزایش تولید، عرضه محصولات جدید) C13
منافع اجتماعی C14
بهبود مزیت رقابتی C15
اشتغال زایی C16
تاثیر پروژه بر روی کسب و کار سازمان C17
2 مزیت نسبی محصول جوابگویی بهتر به نیاز مشتری C21
تمایز محصول از دید مشتری(بهبود کیفیت، توسعه نام تجاری) C22
ایجاد سود منحصر به فرد C23
بازخورد مثبت مشتری از مفاهیم محصول C24
3 جذابیت بازار اندازه بازار، رشد بازار و پتانسیل های آتی C31
وضعیت رقابتی مناسب در صنعت C32
4 تکنولوژی و قابلیت ساخت میزان آشنایی کسب و کار سازمان با تکنولوژی C41
قطعیت دستیابی تکنولوژی C42
قطعیت دسترسی به منابع انرژی C43
دسترسی به مواد اولیه C44
5 ریسک و بازده میزان دستیابی به بازدهی مورد انتظار در پروژه های مشابه اجرا شده C51
قابلیت ساخت و اجرای سریع پروژه C52
میزان قطعیت برآوردهای سود و بازده C53
توانایی پاسخ گویی به عدم قطعیت ها C54
غربال گری کیفی: Qualitative Criteria Screening Gate
با توجه به مطالعه ادبیات موضوع و توجه به این مطلب که مدل های امتیازی دارای سادگی در استفاده هستند مدل امتیازی برای استفاده در غربال گری کیفی توسط خبرگان و مدیران ارشد سازمان، مناسب تشخص داده شده است.
مدل های امتیازی
مدل های امتیازی برای مدتی طولانی به عنوان گذرگاهی برای تصمیم گیری در مورد تائید و رد کردن پروژه ها مورد استفاده قرار گرفته اند. لیکن این ابزار همچنین برای اولویت بندی و مدیریت پورتفولیو قابل استفاده است. در این روش پروژه ها بر اساس تعدادی معیارهای مدیریتی مرتب می شوند.نمره جذابیت پروژه ها از بیشترین به کمترین مرتب شده و می تواند به عنوان معیاری برای انتخاب پروژه ها در نظر گرفته شود. در حالت کلی، مدل های امتیازی با وجود محدودیت های خود، مورد توجه قرار گرفته اند. تحقیقات در مورد متدهای انتخاب پروژه نشان می دهد که مدل های امتیازی، یک انتخاب دارای جهت گیری استراتژیک فراهم می آورند که اولویت های هزینه کرد در کسب و کار را منعکس می کند. همچنین این متد موجب تصمیم گیری موثر و کارا شده و منتج به انتخاب پروژه های با ارزش می شود (کوپر و همکاران، 1997 و 1998).
در این رویکرد معیارهای تصمیم گیری محدود و مرتبط از قبیل هزینه، دسترسی به نیروی انسانی، احتمال موفقیت فنی و… می تواند تعریف شود که می تواند برای تعیین درجه مطلوبیت هر پروژه مورد استفاده قرار گیرد. اهمیت هر پروژه به وسیله معیارهای مختلف تعریف می شود(مارتینو، 1995). سپس امتیازها با یکدیگر ترکیب می شوند(زمانی که وزن های مختلف برای هر معیار تعریف می شود این تکنیک فاکتور امتیازی وزنی نامیده می شودکه احتمالا بیشتر از مدل های امتیازی مورد استفاده قرار می گیرد) تا یک ابزار منفعت کلی برای هر پروژه ارائه دهد.
در این روش اگرچه ابزارهای اندازه گیری منفعت به یکدیگر وابسته هستند لیکن پروژه ها می توانند اضافه یا حذف شوند بدون اینکه روی امتیاز سایر متغیرها تاثیر بگذارند. این روش این امکان را فراهم می کند که متغیرهای کمی و کیفی یکپارچه شوند و در نهایت این تکنیک ها برای درک و استفاده ساده هستند.
در این مدل ها سوالات موجود طراحی شده با استفاده از یک طیف نمره دهی می شوند و بدین ترتیب نمره (امتیاز) هر پروژه از ضرب امتیاز حاصله در اهمیت وزنی آن سوال بدست می آید. اهمیت وزنی معیارها و زیر معیارها نیز با استفاده از تکنیک مقایسات زوجی به دست خواهد آمد که در بخش 2-1-2-7-3 به معرفی کامل تکنیک و نحوه به دست آوردن وزن معیارها خواهیم پرداخت. می توان در جلسات Gate از این نمونه کارتهای امتیازی برای نمره دهی به پروژه استفاده کرد. برای تعیین مقیاس شاخص های کیفی مثلا می توان از طیف 10 تایی لیکرت به صورت زیر برای شاخص های مثبت (و به صورت معکوس برای شاخص های منفی) استفاده کرد.
شکل 8-3 نمونه ای از طیف لیکرت قابل استفاده در امتیاز دهی به شاخص های کیفی پروژه ها
10 9 8 7 6 5 4 3 2 1 0
خیلی زیاد زیاد متوسط کم خیلی کم

جدول 9-3 کارت امتیازی تهیه شده برای مشخص نمودن امتیاز هر پروژه از بعد کیفی
ردیف معیارها و زیر معیار ها طیف 10 گانه امتیاز دهی تعین وزن معیار ها و زیر معیار ها با استفاده از روش مقایسات زوجی
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
1 معیارهای استراتژیک
تطابق با استراتژی 1. توسعه فعالیت در مقیاس‌های اقتصادی با بهره‌گیری از فناوری روز
تطابق با استراتژی 2. توسعه تحقیقات و آموزش‌های کاربردی
تطابق با استراتژی 3.توسعه محصول(افزایش تولید، عرضه محصولات جدید)
منافع اجتماعی
بهبود مزیت رقابتی
اشتغال زایی
تاثیر پروژه بر روی کسب و کار سازمان
2 مزیت نسبی محصول
جوابگویی بهتر به نیاز مشتری
تمایز محصول از دید مشتری(بهبود کیفیت، توسعه نام تجاری)
ایجاد سود منحصر به فرد
بازخورد مثبت مشتری از مفاهیم محصول
3 جذابیت بازار
اندازه بازار، رشد بازار و پتانسیل های آتی
وضعیت رقابتی مناسب در صنعت
4 تکنولوژی
میزان آشنایی کسب و کار سازمان با تکنولوژی
قطعیت دستیابی تکنولوژی
قطعیت دسترسی به منابع انرژی
دسترسی به مواد اولیه
5 ریسک و بازده
میزان دستیابی به بازدهی مورد انتظار در پروژه های مشابه اجرا شده
قابلیت ساخت و اجرای سریع
میزان قطعیت برآوردهای سود و بازده
توانایی پاسخ گویی به عدم قطعیت ها
مجموع اوزان 100%

نتیجه برخی مطالعات نشان داده است که شرکت هایی که از کارتهای امتیازی استفاده کرده اند دارای پروژه هایی با ارزش بالاتری هستند. یکی از علل استفاده از کارت های امتیازی این است که معیارهای کیفی، اغلب معیارهای پیش بینی کننده های بهتری نسبت به معیارهای مالی کمی هستند. در زمینه توسعه محصول، مطلبی که به آن اعتقاد وجود دارد این است که اعداد همیشه با عدم قطعیت همراه هستند مخصوصا برای پروژه های جدید و نوآورانه. راه حل، استفاده از کارت های امتیازی می باشد. مجموع امتیازها می تواند معیاری برایGo یا Kill کردن به حساب آید و همراه با فاکتورهای دیگر، برای رتبه بندی و اولویت دهی در جلسات بررسی پروژه ها بکار گرفته شود. همچنین حدود قابل قبول برای عبور پروژه ها از این مرحله، طبق نظر مدیران ارشد امتیاز 5 در نظر گرفته شد. به این صورت تنها پروژه هایی از این مرحله عبور می کنند که حداقل امتیاز 5 را به دست آورده اند.
4-1-8-3 رتبه بندی پروژه ها بر اساس شاخص های ریسک
1-4-1-8-3 تجزیه و تحلیل ریسک
مدیریت ریسک پروژه به¬عنوان یکی از موضوعات عمده پروژه می¬باشد (ایونچانگ و همکاران، 2008). و در بیشتر سازمان-های درگیر در پروژه به¬عنوان رشته کلیدی در نظر گرفته¬ می¬شود (المار و هال، 2010). مدیریت ریسک، فرآیند سیستماتیک شناسایی، تجزیه ¬و¬تحلیل و پاسخگویی به مدیریت پروژه می¬باشد که شامل حداکثر نمودن احتمال رخداد حوادث مثبت و نتایج آن و حداقل کردن احتمال رخداد حوادث مضر و نتایج آن می¬باشد (پراسانتا، 2010). بوهم، فرآیندی دو مرحله¬ای برای مدیریت ریسک در پروژه¬ها به¬صورت زیر در نظر می¬گیرد:
ارزیابی ریسک که