اثربخشی، سازمان،، سنجیده، کارکنان،، لیکرت، حفاظت

های تولید شهرک صنعتی رشت می باشد. از آنجائیکه شهرک صنعتی رشت یکی از بزرگترین شهرک های صنعتی کشور بوده ودرآن واحد های تولیدی بزرگی فعال هستند که در اقتصاد استان سهم بسزایی دارند. بررسی اثربخشی ان شرکت ها می تواند مهم تقی گردد. در این راستا سوال اصلی تحقیق به شرح زیر است:
آیا مهارت کارکنان بر اثربخشی سازمانی شرکت های تولیدی شهرک صنعتی رشت با توجه به فرایند مدیریت دانش تاثیر دارد؟

1-3) اهمیت و ضرورت تحقیق:
اثربخشی سازمانی یکی از مفاهیمی است که در مدیریت نوین توجه خاصی به آن شده است واهمیت اساسی در امر بهبود سازمانی دارد چرا که اثربخشی سازمانی به عنوان میزان کسب اهداف کوتاه مدت و بلند مدت در یک سازمان است (سیفی وهمکاران، 1392). اثربخشی یک شرکت همواره معلول یک دسته متغیرها ی تاثیرگذار است که بر عدم دستیابی به آن تاثیر گذارند. عواملی چون پایین بودن سطح کیفی انجام امور، ناکارآمد بودن ساختار، ضعف نظام های مدیریتی، فقدان شایسته سالاری در مدیریت، فقدان بسترهای فرهنگی مناسب برای اجرای طرح های مرتبط با اثربخشی وکارایی سازمان، نارضایتی شغلی کارکنان، فقدان ثبات شغلی مدیران و کارکنان، فقدان اعتماد میان مدیران و کارکنان، کمبود آموزش های مناسب و به روز در زمینه اثربخشی، نداشتن چشم انداز دوربرد در مدیریت، روشن نبودن مأموریت های سازمان، کمبود اخلاقیات کاری در کارکنان، کمرنگ شدن نظام مشارکت کارکنان در درون سازمان، کیفی نبودن نظام مدیریت و دلایل دیگر، اثربخشی را به صورت متغیری پیچیده درآورده است (طالقانی و همکاران، 1390). لذا بررسی وشناسایی عوامل موثر برآن می تواند دارای اهمیت فراوانی برای شرکت های تولیدی در سطح استان گیلان باشد. در اقتصاد خرد نیز این بحث مطرح است که ، عمده ترین هدف یک شرکت، همیشه کسب درآمد یا به بیان دیگر سودآوری است. سود یک شرکت نیز تا حد زیادی به اثربخشی وکارایی آن در درازمدت بستگی دارد. لذا بررسی عوامل اثر گذار بر اثربخشی شرکت های تولیدی استان گیلان ، با توجه به نقش اساسی در ایجاد ثروت برای استان و همچنین ایجاد اشتغال برای قشر عظیم جویندگان کار استان داشته و در نهایت می توانند باعث بهبود وضع رفاهی مردم گردند می تواند دارای اهمیت فراوان باشد.
1-4) اهداف تحقیق
1.سنجش میزان اثربخشی سازمانی درشرکت های تولیدی شهرک صنعتی رشت
2.سنجش آموزش مهارتها درشرکت های تولیدی شهرک صنعتی رشت
3. سنجش فرایند مدیریت دانش درشرکت های تولیدی شهرک صنعتی رشت.
4.سنجش رابطه بین آموزش مهارتها و اثربخشی سازمانی درشرکت های تولیدی شهرک صنعتی رشت.
5.سنجش تاثیر فرایند مدیریت دانش بر رابطه بین آموزش مهارتها و اثربخشی سازمانی درشرکت های تولیدی شهرک صنعتی رشت.
1-5) چارچوب نظری تحقیق
چهارچوب نظری مبنایی است که تمام تحقیق بر مبنای آن اجراء می شود. چهار چوب نظری یک شبکه منطقی ، توسعه یافته ، توصیف شده و کامل بین متغیرهایی است که از طریق فرآیندهایی مانند مصاحبه ، مشاهده وبررسی ادبّیات موضوع(پیشینه تحقیق) فراهم آمده است (خاکی ،1387). مبنای نظری تحقیق حاضر تحقیقی است که عبد رحمان و همکارانش در سال 2013 انجام داده ومدل آن به صورت زیراست:

شکل 1-1)مدل تحلیلی Abd Rahmanet al ,2013) )

1-6) فرضیه ها
بر اساس چهارچوب نظری تحقیق ، فرضیه های تحقیق به شرح زیر است:
1.بین آموزش مهارت واثربخشی سازمانی رابطه وجود دارد.
2.فرایند مدیریت دانش رابطه بین آموزش مهارت واثربخشی سازمانی را تعدیل می کند.

مطلب مرتبط با این موضوع :  رایانه، اطلاعاتی، .، مدیران، معاملات، اتوماسیون، سیستمها، ، ارتباطات، صرافی، TPS، پردازشی

1-7) تعریف نظری و عملیاتی
1-7-1)اثربخشی سازمانی:
درادامه به تعریف مفهومی وعملیاتی متغیراثربخشی سازمانی به عنوان متغیر وابسته تحقیق پرداخته می شود:
تعریف نظری: رابینز (1990)اثربخشی سازمانی را به عنوان میزان کسب اهداف کوتاه مدت و بلند مدت با توجه به انتظارات ذی نفعان وارزیابی کنندگان تعریف می کند. ففر و سالانسیک (1978)اثربخشی سازمانی را درجه و میزانی که سازمان نیازها را برآورده می سازد یا برآوردن معیارهای ارزیابی افراد خارج از سازمان تعریف می کنند(سیفی وهمکاران، 1392). از نظر دفت (1995)اثربخشی سازمانی عبارت از میزان دسترسی به اهداف تعین شده است (etal.,2010 Zheng ).
تعریف عملیاتی: مبنای سنجش اثربخشی سازمانی در این تحقیق معیار هایی است که گلد وهمکاران در سال 2001 در نظر گرفته اندو شاخص های آن عبارتند از: نوآوری در ارایه خدمات یا محصولات جدید
شناسایی فرصت های جدید در کسب وکار، هماهنگی بالا تلاش واحدهای مختلف، پیش بینی فرصت های بالقوه برای محصولات جدید / خدمات در کسب وکار، سرعت تجاری سازی نوآوری های جدید، تطبیق سریع با تغییرات پیش بینی نشده، توانایی پیش بینی بحران های احتمالی در کسب وکار، تطبیق پذیری سریع باتغییرات درصنعت یا بازارو وفق با اهداف و مقاصد جدید، کاهش زمان پاسخگویی به نیاز های بازارواکنش سریع به اطلاعات جدید در مورد صنعت یا بازار، که با استفاده از طیف پنج گزینه لیکرت سنجیده خواهد شد.

1-7-2) آموزش مهارت:
تعریف مفهومی وعملیاتی متغیرآموزش مهارت به عنوان متغیر مستقل تحقیق عبارت است از:
تعریف نظری: آموزش فرایندی سیستماتیک و مداوم است که از طریق یاددهی مهارت ها، مفاهیم و قوانین و ایجاد تغییردر نگرش کارکنان منجر به بهبود عملکرد سازمان خواهد شد. افراد در این فرایند به دنبال بهبود مهارت های فعلی خود و یادگیری مهارت های جدید بوده وسازمان به دنبال بهبود عملکرد سازمانی از طریق بهبود عملکرد کارکنان استAbd Rahman et al ,2013) ).
تعریف عملیاتی: اموزش مهارت در این تحقیق با استفاده از معیار هایی که والدک و لفاکیس (2007) طراحی نموده اند سنجیده خواهد شد. این معیار ها برای توسعه مهارت های فردی ، مدیریتی و فرایندی بوده و عبارتند از: آموزش مهارت های نظارت بر کار، آموزش مهارت های مدیریت، آموزش توسعه اجرایی، آموزش مهارت های کامپیوتر، آموزش مهارت های فنی، آموزش مهارت های پایه مانند ریاضی یاانگلیسی(بعد آموزش برای توسعه فردی ومدیریتی). آموزش مهارت های خدمات به مشتری، آموزش مهارت های تیم سازی، آموزش مهارت های ارتباطی،آموزش مهارت های کیفیت مدیریت (بعد¬آموزش برای توسعه فرایند) که با استفاده از طیف پنج گزینه لیکرت سنجیده خواهد شد.
1-7-3) فرایند مدیریت دانش:
تعریف مفهومی وعملیاتی متغیرفرایند مدیریت دانش به عنوان متغیر تعدیل گر تحقیق به شرح زیر است:

تعریف نظری:
مدیریت دانش فرایند کشف، کسب، توسعه و ایجاد، نگهداری، ارزیابی و بکارگیری دانایی متناسب در زمان مناسب توسط فرد مناسب در سازمان از طریق پیوند میان منابع انسانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب برای دستیابی به اهداف سازمانی صورت پذیرد.( King, 2008) فرایند مدیریت دانش از دیدگاه قابلیت های سازمانی دارای 4 بعد کسب دانش ، به کارگیری دانش ، تبدیل دانش و حفظ دانش است Abd Rahman et al.,2013) ).
کسب دانش: شامل جستجوی اطلاعات مورد نیاز به منظور اتخاذ تصمیمات، حل مسائل یا نوآوری می باشد. چالش امروز، یافتن اطلاعات فراوان نیست بلکه مدیریت اطلاعات متنوعی است که می توانند کسب شوند(قلیچ لی، 1389).
به کارگیری دانش: به کار گیری دانش در واقع دیدن آثار دانش در برنامه های کلان و فعالیت های روزمره سازمان وتجلی آن در مهارت اشخاص(ابزری وهمکاران، 1390).اینکه چگونه اطلاعات را به روش های جدید و جالب به منظور تقویت نوآوری سازمان ترکیب کنیم. در این مرحله تمرکز ابتدا بر افراد و سپس بر گروه هاست(قلیچ لی، 1389).
تبدیل دانش : اشاره به فعالیت هایی دارد که در ارتباط با جریان دانش از یک بخش یا یک نفر به بخش یا نفری دیگر را شامل می شود و شامل ارتباطات ترجمه، تبدیل،تفسیر و تصفیه دانش می شود(فاتحی، 1390). در این موقع دانش شکل داده می شود و بنابراین قابل انتقال به دیگران می گردد و آن منشأ دانش جدید سازمان می گردد.
حفظ دانش: فعالیت هایی که دانش را در سازمان ماندگار کرده و موجب تبدیل دانش غیرمکتوب و ذهنی به دانش مکتوب و مدون می شود (ابزری وهمکاران، 1390).
تعریف عملیاتی:
درادامه به شاخص های سنجش ابعاد چهارگانه فرایند دانش اشتاره می گردد:
کسب دانش با سازه های تولید دانش جدید از دانش موجود، تبادل دانش با شرکای تجاری ، تبادل دانش بین کارکنان، کسب دانش در مورد محصولات جدید / خدمات درصنعت ، کسب دانش در مورد رقبا در ما صنعت و با استفاده از طیف پنج گزینه لیکرت سنجیده خواهد شد.
تبدیل دانش با سازه های انتقال دانش سازمانی به کارکنان، جذب دانش از کارکنان به سازمان، یکپارچه سازی منابع و انواع دانش های مختلف، سازماندهی دانش، جایگزینی دانش جدید به جای دانش قدیمی، تبدیل دانش به طراحی جدید محصولات / خدمات و با استفاده از طیف پنج گزینه لیکرت سنجیده خواهد شد.
به کارگیری دانش با سازه های به کار گیری دانش در جهت اجتناب از اشتباهات قبلی، به کار گیری دانش در حل مسایل جدید، قابلیت دسترسی برای کسانی که به دانش نیاز دارند، بهره برداری از دانش جدید، استفاده از دانش در توسعه محصولات / خدمات جدید و با استفاده از طیف پنج گزینه لیکرت سنجیده خواهد شد.
حفظ دانش با سازه های حفاظت از دانش در مقابل مصرف نامناسب داخل سازمان، حفاظت از دانش در مقابل مصرف نامناسب خارج سازمان، حفاظت از دانش در مقابل سرقت از درون سازمان، حفاظت از دانش در مقابل سرقت از بیرون سازمان، ایجادانگیزه هایی برای تشویق به حفاظت از دانش سازمان، وجود فن آوری های محدود کننده دسترسی به برخی از منابع دانش، وجود سیاست های مناسب برای حفظ اسرار تجاری شرکت و با استفاده از طیف پنج گزینه لیکرت سنجیده خواهد شد.
1-8) قلمرو تحقیق
گستره این تحقیق در سه قلمرو موضوعی ، زمانی و مکانی قرار می گیرد که عبارتند از:
قلمرو موضوعی – قلمرو موضوعی این تحقیق در حوزه مدیریت منابع انسانی و مدیریت دانش می باشد
قلمرو زمانی – مطالعه در مورد تحقیق و جمع آوری داده ها و اطلاعات تحقیق در شش ماه اول 1393 صورت گرفته است .
قلمرو مکانی – قلمرو مکانی شرکت های تولیدی شهرک صنعتی رشت می باشد.

مطلب مرتبط با این موضوع :  اتوماسیون، کنترل¬کننده، اغتشاش، ارابه، SDRE، جرثقیل، کنترل¬کننده¬ی، مدیران، کانتینر، -، LQR، کنترل¬کننده¬های


فصل دوم: ادبیات تحقیق

فصل دوم
ادبیات تحقیق


2-1- بخش اول: اثربخشی سازمانی
2-1-1)مفهوم اثربخشی
اثر بخشی سازمانی یک مفهوم واحد و منفرد نیست؛ بلکه موضوعی بسیار پیچیده است که مشتمل بر ترجیحات و انتظارات متفاوتی می باشد. اثر بخشی سازمانی روشی است که سازمان ها، چگونگی تحقق موفقیت آمیز مأموریت هایشان را از طریق راهبرد های سازمانی، مورد ارزیابی قرار می دهند. به عبارت ساده تر، اثر بخشی سازمانی معمولا در قالب میزان یا درجه ای است که در آن، یک سازمان اهدافش را به دست می آورد (آقایی و همکاران، 1390). در زمینه سازمانی یک توافق عمومی برای تعریف اثربخشی وجود ندارد. اوّلین دیدگاه در زمینه اثربخشی احتمالاً در دهه 1950 میلادی مطرح گردید (دفت، 1390). در تعریف دیگر اثربخشی، دست یابی به هدف های صحیح، اصلی و اساسی تعریف گردیده است (الوانی، 1381). اثربخشی یک مفهوم کُلّی است و هنگام تعیین آن میزان یا حدودی که هدف های چندگانه (چه رسمی، چه عملیاتی) تأمین شده اند، سنجیده یا اندازه گیری و مورد قضاوت قرارمی گیرند. اثربخشی توّجه به بازده یا ستاده صحیح و مناسب است و معنای کیفیت را در بطن خود دارد (حقی، 1385). «اتزیونی» اثربخشی را میزان تحّقق اهداف تعریف می کند و «فیدلر» که نظریه رهبری اثر بخش را مطرح کرده است، اثربخشی را مشتمل بر روابط مدیر با همکاران، میزان کار از پیش تعیین شده و میزان قدرتی که مدیر از مقام خود به دست می آورد، می داند. همچنین «ردین» معتقد است که اثربخشی به اندازه ای از کار اطلاق می شود که مدیران بتوانند به نتایج معیّنی با نیازهای خاصی از طریق اداره درست در موفقیت سازمان دست یابد. او در عین حال اثربخشی را وابسته به شخصیت، رفتار و انتظار مدیر، زیردستان، همکاران، هم قطاران و سازمان می داند (مقیمی و همکاران، 1386). «کالدول» و «اسپینکس» می گویند که اثربخشی، اندازه یا حدود دستیابی به اهداف برنامه است. «هوی» و «میسکل» اثربخشی را توصیف عملی در جهت نیل به یک هدف می دانند (هوی و میسکل، 1371). بنابراین آنچه که از این تعاریف بر می آید این نکته است که مسائل و مشکلات لاینفکی در تعریف اثربخشی و سنجش آن وجود دارد و در سال های گذشته دانشگاهیان در خصوص توافق بر آنچه که اثربخشی معنا می دهد با مشکلات قابل ملاحظه ای مواجه بوده اند. با همه این وجود همه آنها در این امر که اثربخشی موضوعی مهّم در تئوری سازمان است اتفاق نظر داشته و صراحتاً آن را تأیید می کنند. در حقیقت مشکل است که یک تئوری سازمان را بدون وجود مفهوم اثربخشی در آن متصّور شد (رابینز، 1385). رابینز (1990)اثربخشی سازمانی را به عنوان میزان کسب اهداف کوتاه مدت و بلند مدت با توجه به انتظارات ذی نفعان وارزیابی کنندگان تعریف می کند. ففر و سالانسیک (1978)اثربخشی سازمانی را درجه و میزانی که سازمان نیازها را برآورده می سازد یا برآوردن معیارهای ارزیابی افراد خارج از سازمان تعریف می کنند (سیفی سالدهی وهمکاران، 1392). از نظر دفت (1995)اثربخشی سازمانی عبارت از میزان دسترسی به اهداف تعین شده است (etal.,2010 Zheng).
کمبل (1997) در بازبینی خود از مطالعات صورت گرفته پیرامون اثربخشی سازمانی، اظهار داشت که معیارهای ارزیابی

مطلب مرتبط با این موضوع :  اثربخشی، کارآئی، کارکنان، سازمانها، توّجه، مدیران